معنای درست غیبت کردن چیست؟


معنای درست غیبت کردن چیست؟




    معنای درست غیبت کردن چیست؟

پاسخ :


چرا وضو محدود شد به شستن دست از آرنج به پایین و صورت همان گردی آن؟

1:



من می خواستم که نقش قرآن را در تربیت اجتماعی بدانم؟ فقط اگر ممکن است آیاتی که در این



اگه کسی با خدا عهدی ببندد ولی صیغه ی عهد را نخواند عهد درست است یا نه واگر درست است اون
غیبت اون هست که پشت سر برادر یا خواهر مسلمان سخنى فرموده شود که اگر به گوش او برسد ناراحت شود و کشف اون در جامعه باعث رفتن آبروی مومن باشد.

آیا درزمینه کار وتجارت پنهان کردن اطلاعاتی که افشای آن باعث ضرر وزیان برای خود انسان
عالمان اخلاقی در تعریف غیبت فرموده اند: غیبت عبارت هست از بدگویى و پرده‏درى نسبت به حیثیت و آبروى افراد، یعنی در غیاب شخصى کارهاى بد و ناپسند شخصی و یا عیوب و نقائص جسمى و اخلاقى او را به گونه‏اى براى دیگران بازگو نمايند که اگر به گوششان برسد، ناراحت شوند.

اگر احیانا یک دعایى را پیدا کردیم که تو خونه یا بیرون است و احتمال مى دهیم که آن دعا
اگر شخص ب از شخص الف آگاه باشد تذکر مجدد اون غیبت نیست و اما اگر آگاه نباشد بدون اون که نام شخص الف را بیاوریم اشکالات را بگوئیم و به عنوان شخص ناشناس مطرح کنیم تا موجب عبرت او شود بلی اگر شخص الف مرتکب گناه علنی می شود و یا از افشای عیوب خود نگران نیست.


می خواستم بپرسم پوشاندن روی پا ضروری است؟
غیبت از او اشکال ندارد.


من قرآن از دستم افتاد کفاره آن چگونه است؟


آیا زیر ابرو برداشتن برای مردان حرام است؟
امام خمینی رض فرموده هست: غیبت عبارت هست از ذکر کردن انسان را در حال غایب بودنش به چیزى که خوش آیند نیست نسبت دادن اون را به سوى او، از چیزهایى که پیش عرف امت نقصان هست، به قصد انتقاص و مذمت او.

( چهل‏حدیث ص : 301 )
غیبت در مواردی صادق هست که شخص اونها را مخفی می کند و آشکار شدن اون برایش خوش آیند نیست.

در فرض سوال در صورتی که خود شخص موارد مورد مذاکره را مخفی نکرده و علنی نموده هست, تنها در همان موارد یاد شده غیبت صادق نیست ,ولی بهتر هست کلا از تعرض این موارد و صحبت در مورد افراد خود داری شود, زیرا که امکان لغزش وجود دارد و ممکن هست کم کم به مواردی کشیده شود که غیبت محسوب می شود.
علمای اخلاق و نیز فقها در این نکته اتفاق نظر دارند که مواردی پیش می آید که غیبت کردن در اون جایز و حتی گاهی واجب هست و این به خاطر عوارض و عنوان های خاصی هست که بر غیبت مترتب می گردد.
به تعبیر دیگر، غیبت به خودی خود و به عنوان اولی حرام و گناه کبیره هست ولی گاهی عنوان ثانوی و تازه اون عنوان اولی را تحت الشعاع برنامه می دهد و در موارد خاصی غیبت مجاز یا واجب می گردد و این در جایی هست که پای مصلحت مهمتری در کار باشد به گونه ای که حفظ اون مصلحت بر مفاسد بزرگ غیبت غالب و چیره گردد.
از جمله مواردی که داخل در این هستثناء هست موارد زیر هست:
1- در مورد دادخواهی و رفع ظلم و گرفتن حق که اگر شخص مظلوم افشاگری نکند کسی به داد او نمی رسد و حق او پایمال می گردد.

این همان چیزی هست که قراون کریم می فرماید: «لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا بصیرا؛ خداوند دوست ندارد کسی با سخنان خود بدی ها را اظهار کند مگر اون کس که مظلوم واقع شده خداوند شنوا و دانا هست» (نساء، آیه 148).


2- در مورد بدعت گذاران و توطئه گران و کسانی که بر ضد مصالح مسلمین نقشه می کشند که اگر کار اونها برملا و آشکار گردد امت به پا می خیزند و جلوگیری کامل یا نسبی می نمايند، غیبت این گونه افراد نیز جایز بلکه واجب هست.
3- در مورد مسلمانی که جان یا مال یا ناموسش از سوی دیگری در خطر برنامه گرفته و او آگاه نیست، افشای این خطر نیز جایز بلکه گاهی واجب هست.
4- در مورد مشورت؛ یعنی در اونجا که کسی می خواهد مثلا با دیگری ازدواج کند یا شرکتی تشکیل دهد یا مسافرت نماید و از انسان درباره شخص مورد نظرش سؤال می کند، در اینجا امانت در مشورت اقتضا می کند اونچه را می داند و در مورد اون برنامه تأثیری گذارد افشا کند چون پرده پوشی در این گونه موارد خیانت هست و خیانت در مشورت جایز نیست.
5- در مورد شهادت دادن در جایی که از انسان تقاضای شهادت نمايند، نیز غیبت کردن جایز هست چون مصلحت شهادت قوی تر هست.
-6 طرف متجاهر به فسق باشد؛ یعنى، هیچ گونه پروایى نداشته باشد که علناً به گناه و معصیتى دست بزند، که در خصوص گناه علنى او غیبت جایز هست.
-7 ممکن هست فردى را براى سمتى نظیر نمایندگى یا ریاست قسمتى خاص، نامزد نموده و مورد بحث برنامه دهند.

در اینجا انسان مى‏تواند اگر نقطه ضعفى را اطلاع دارد که خداى ناخواسته با پیدا کردن اون سمت، به اسلام و انقلاب ضربه مى‏زند، به مسؤولین گوشزد کند،
-8 فرض بفرمایید بیمارى هست که نمى‏خواهد بعضى از اسرارش نزد طبیب فاش شود و از طرفى چاره‏اى نیست و طبیب براى معالجه باید بداند.

در اینجا نیز مى‏توان على‏رغم خواست بیمار، پزشک معالج او را در جریان امر برنامه داد.

غیبت نسبت به گناهان پنهانى جایز نیست و در نتیجه اگر شخص مبتلا به ارتکاب گناهى هست که دیگران از اون خبر ندارند، ذکر اون گناه حرام هست.
-9 اگر در مورد خاصى احتمال منحرف شدن شخصى در اثر هم‏نشینى و عدم اطلاع از مفاسد وى وجود دارد، مى‏توانیم شخص مورد نظر را از معاشرت با اون گنه‏کار منع کنیم.

در این راستا باید کمال احتیاط را رعایت نمود؛ یعنى، در مرحله اول تنها مى‏توانیم بگوییم که «این معاشرت به صلاح شما نیست» و حق بازگو کردن معایب و گناهان اون شخص را نداریم، پس باید این کار را مرحله به مرحله و به صورت تدریجى اجرا کنیم.
-10 کسی که ادعای منصبی را داشته باشد که صلاحیت اونرا ندارد مثلا شخص بی لیاقتی ادعای فقاهت می کند و متصدی اموری می شود که اهلیت و صلاحیت اونرا ندارد می توان امت را به نواقص او توجه داد.
در مورد شنیدن غیبت اگر شخصی که مورد غیبت واقع شدن برنامه گرفته نشناسید شنیدن برای شما اشکال ندارد و اما از اون جهت که جلسه گناه محسوب هست در صورت امکان از اون خارج شوید.

همین مقدار که به اونها می فهمانید که به خاطر غیبت کردن اونها را ترک می کنید, می تواند بهترین نوع برخورد با غیبت نماينده باشد و انشاالله تأثیر خواهد داشت.

و یا می توانید مسیر صحبت را تغییر دهید و کاری کنید که موضوع دیگری مورد فرمود و گو واقع شود.
ضمنا بازگو کردن عیوب فردی که دیگران از اون باخبرند، جایز نیست و آگاه بودن دیگران از این عیب مجوز بیان اون نمی باشد، به خصوص اگر موجب ناراحتی اون فرد گردد.

اگر چه حکم غیبت را ندارد اما حکم آزار مؤمن و متنفر کردن دیگران از مؤمن را به دنبال دارد.
برای مطالعه بیشتر به کتب اخلاقی ذیل مراجعه شود:
- چهل حدیث امام خمینی , ص 315
- نقطه های آغاز در اخلاق اسلامی , ص 157
- معراج السعاده» مرحوم احمد نراقی.
- اخلاق الهی» حاج آقا مجتبی تهرانی .
- گناهان کبیره، شهید دستغیب شیرازی، بحث غیبت.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:57 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


70 out of 100 based on 80 user ratings 880 reviews