در مورد ارث زن توضیح دهید؟ قوانین ارث در قانون مدنی را توضیح دهید؟ قوانین ارث در دوران


در مورد ارث زن توضیح دهید؟ قوانین ارث در قانون مدنی را توضیح دهید؟ قوانین ارث در دوران




    در مورد ارث زن توضیح دهید؟ قوانین ارث در قانون مدنی را توضیح دهید؟ قوانین ارث در دوران جدید را توضیح دهید؟ قانون ارث در غرب و در اسلام را توضیح دهید؟

پاسخ :


برای قوی شدن در تحلیل سیاسی در دنیا چه کار کنم؟

1:



چرا ما شیعیان نماز عصر را در موقع ظهر می خوانیم و نماز عشا را در مغرب؟

پاسخ: اصل برخورداری زن از ارث از مسلمات قوانین اسلام هست و اسلام در وقتی این اصل را فراخوان نمودکه نه تنها در محیط عرب جاهلی , بلکه حتی در جوامع متمدن اون روزگار نیز نه تنها زنان از ارث محروم بودند, بلکه خودشان شی ئ و مال محسوب شده و به عنوان بخشی از میراث , به وراث منتقل می شدند.


برای قوی شدن در تحلیل سیاسی در دنیا چه کار کنم؟
در اصل بهره مندی از ارث , اسلام , زنان را همچون مردان برنامه داده و حتی در مقام تعیین سهام ارث سهم او را پایه برنامه داده و فرموده هست ((للذکر مثل حظ الانثیین )) و با بیان این قاعده غالبی - و نه عمومی - سهم مرد را دوبرابر سهم زن به عنوان سهم پایه برنامه داده هست نه اون که سهم زن را نصف سهم مرد فراخوان کند این اختلاف در سهم علی رغم اون اشتراک در اصل خود پرسش برانگیز هست .


در مورد عقیده تثلیث مسیحیت توضیح دهید.
توجه به نکات ذیل روشنگر فلسفه این اختلاف و جواب به پرسش های مربوطه هست .


در مورد عقیده تثلیث مسیحیت توضیح دهید.
اولاا: این اختلاف در تسهیم و تخصیص , هرگز جنبه ارزشی نداشته و دوبرابر بودن سهم الارث مرد نسبت به زن هرگز به معنای ارزش مضاعف مردان نیست .


چرا دیه مسلمان و غیرمسلمان متفاوت است؟
ثانیا: مبنای این تقسیم و تسهیم , لزوم رعایت تناسب و تعادل حقوق هر کس با وظایف او هست .


چرا دیه مسلمان و غیرمسلمان متفاوت است؟
توجه به این نکته توهم ظالمانه و تبعیض آمیز بودن این تسهیم را از بین می برد.


چرا باید نفقه بر عهده مرد باشد و خانواده یک قطبی باشد؟ زن به خاطر اینکه در طول تاریخ
اگر مسائله ارث به عنوان بخشی از حقوق خانواده در کنار سایر اجزای این نظام حقوقی برنامه گیرد و مجموعه نظام حقوق خانواده به عنوان جزئی از نظام حقوقی اسلام مورد مطالعه و دقت واقع شود و حقوق و تکالیف مختلف زنان و مردان در صحنه خانواده و اجتماع به خصوص از بعد اقتصادی با هم مقایسه شود به خوبی روشن می شود که در این تسهیم نه تنها به زن ظلم نشده هست , بلکه عملاا او بهره بیشتری از مرد خواهد داشت , زن از مزیت اقتصادی مهریه و نفقه برخوردار هست و هیچ تکلیفی جز تمکین ندارد, اما مرد افزون بر اون که ملزم به پرداخت مهریه و نفقه زن هست , ملزم به تائمین سایر مخارج زندگی نیز بوده و حتی در صورت درخواست زن موظف به پرداخت اجرت شیردهی حضانت , انجام کارهای خانه و امثال اون نیز هست .

همچنان که در برخی موارد, پرداخت دیه مقتول منحصرا بر عهده مرد برنامه می گیرد و دوبرابر بودن سهم الارث مرد, یکی از راه هایی هست که او بهتر بتواندبه انجام وظایف مادی و اقتصادی اش اقدام کند.

ثالثا: هر چند ظاهر این تسهیم , برخورداری مضاعف مرد از ارث و مزایای اقتصادی هست ولی واقعیت چنین نیست , زیرا اگر چه نتیجه این تقسیم اون هست که در مرحله ((تملک )) مرد دو برابر بیش از زن مالک می شود ولی در مرحله ((مصرف و اختصاص )) تقریبا زن بیش از مرد بهره می برد زیرا زن سهم و دارایی خود را برای خود نگه می دارد و هیچ الزامی برای خرج کردن اون ندارد.

اما سهم مرد عملاا و غالبا در جریان انفاق و تائمین هزینه به خانواده اش که به طور تقریبی نیمی از اون را زنان تشکیل می دهند باز می گردد.

رابعا: این که غالبا و نوعا مرد بیش از زن می تواند از سرمایه خویش در گردش اقتصادی جامعه هستفاده کند و به این وسیله از رکود اقتصادی جامعه پیش گیری می شود.

خامسا: دو برابر بودن سهم مرد از ارث یک قاعده عمومی نیست زیرا نه تنها در برخی از موارد زنان برابر مردان ارث می برند - مثلاا پدر و مادر میت , در صورتی که میت فرزند داشته باشد برابر ارث می برند - بلکه گاهی با تفاوت زیاد بیش از مردان از ارث بهره مند می شوند - مثلاوارثانی زنی پدر؛مادر وشوهراوست.

دراین فرض ارث زن یک سوم ،دوبرابر ارث مرد (یک ششم) هست.


مسأله ارث و دیه زن در نظام حقوقى اسلام جزئى از کل هست و نگاه به اون به صورت گسسته و بى‏ارتباط با دیگر اجزاى این مجموعه راهزن اندیشه و موجب برداشت‏هاى ناصواب مى‏شود، بنابراین نمى‏توان این احکام را جدا از مجموعه نظام خانواده در اسلام مورد توجه برنامه داد.

همان گونه که بیان شد دیه و ارث زن در همه موارد کمتر از مرد نیست،؛ بلکه در مواردى کاملاً یکسان و در مواردى ارث زن بیش از مرد هست، از جمله: 1.

دیه زن در کمتر از ثلث با مرد برابر هست.

2.

میراث پدر و مادر یا بستگان مادرى، بین زن و مرد یکسان هست.

هم‏چنین در کلاله امى طرف مادرى برطرف پدرى مقدم مى‏شود و اگر زن نسبت به میت نزدیکتر از مرد باشد، چیزى به مرد نمى‏رسد.

3.

اگر در مواردى ارث و دیه زن کمتر از مرد مى‏باشد، این مسأله مبتنى بر مصالحى در نظام خانوادگى و روابط زن و مرد مى‏باشد و در مقابل نه تنها به نیکوترین وجهى جبران شده هست،؛ بلکه پايه اً حقوق زن در چنین نظامى بسیار بیش از مرد و فراتر از چیزى هست که در «فمنیسم» غربى وجود دارد.

توضیح اینکه: الف.

اسلام در شرایطى به زن حق ارث بردن داد که به کلى زن از این حق محروم بود و نه تنها از مرد ارث نمى‏برد،؛ بلکه خود همچون کالایى به ارث برده مى‏شد.

ب.

اسلام به زن هستقلال اقتصادى داد و او را در تصرف دارایى خود هستقلال بخشید.

ج.

علاوه بر هستقلال اقتصادى، اسلام در هیچ شرایطى زن را موظف به تأمین نیازمندى‏هاى خود و خانواده برنامه نداده هست.

بنابراین دارایى‏هاى خود را در هر راه مشروعى مى‏تواند صرف کند و در عین حال براى رفع نیازمندى‏هاى خود تأمین جداگانه دارد؛ یعنى، نفقه او در هر حال بر عهده مرد هست و اگر خودش نیز درآمد اقتصادى داشته باشد مالک شخصى اون درآمدها هست و موظف نیست که اونها را در جهت نیازمندى‏هاى خانواده و یا حتى نیازمندى‏هاى خود صرف کند، لیکن مرد در هر حال موظف هست که نیازهاى زن را تأمین نماید، بنابراین شرایط جدید زندگى با احکام اسلام هیچ تعارضى ندارد.

ه.

اسلام دو حق اقتصادى براى زن بر عهده مرد برنامه داده هست: 1.

مهریه؛ که افزون بر اصل مهریه، حق تعیین میزان اون نیز به دست خود زن مى‏باشد.

2.

نفقه؛ نفقه و تأمین مالى نیازمندى‏هاى زن در زندگى نیز بر عهده مرد هست.
قانون مدنی نیزبرپايه فقه امامیه ونظریه مشهور علما مساله ارث را مقرر کرده هست.

اما در کشورهاى غربى و داراى نگرش فمینیستى که در تبلیغات پرهیاهوى جهانى خود را بزرگترین حامیان حقوق زن قلمداد مى‏نمايند، چه مى‏گذرد؟ در اونجا: اولاً.

چیزى به نام حق نفقه وجود ندارد و زن نیز مجبور هست براى تأمین معاش خود به تلاش و فعالیت بپردازد.

در حالى که در حقوق اسلامى زن اگر کارى هم بکند، درآمد بالایى نیز کسب کند دارایى‏اش براى خودش محفوظ هست و تأمین نیازمندى‏هاى او بر عهده مرد هست.

ثانیاً.

در جهان غرب شخص مى‏تواند با وصیت خود، شخص واحدى را وارث تمام دارایى خود بگرداند و اندکى از اون را به زن ندهد.

شفرمود اینجا هست که در موارد متعددى دیده شده هست که ثروتمندان بزرگى تمام دارایى خود را طبق وصیت براى گربه یا سگ خود به ارث نهاده‏اند و تمام اعضاى خانواده را از اون محروم ساخته‏اند! در حالى که در حقوق اسلامى میراث میت برپايه حکم معین الهى تقسیم و توزیع مى‏شود و کسى نمى‏تواند زن و فرزند را از حقوق خود محروم سازد.

بنابراین اگر مشاهده مى‏شود که در مواردى در حقوق اسلامى دیه و یا میراث زن نصف مرد مى‏باشد ازاین‏رو هست که مرد باید دارایى خود را براى زن به مصرف برساند، در حالى که چنین وظیفه‏اى براى زن مقرر نشده هست.

علامه طباطبایى در تفسیر گرانسنگ «المیزان» مى‏نویسد: «نتیجه این گونه تقسیم ارث بین مرد و زن اون هست که در مرحله «تملک»، مرد دو برابر زن، مالک مى‏شود.

ولى در مرحله «مصرف»، همیشه زن دو برابر مرد بهره مى‏برد.

زیرا زن، سهم و دارایى خود را براى خود نگه مى‏دارد ولى مرد باید نفقه زن را نیز بپردازد و در واقع نیمى از دارایى خود را صرف زن مى‏کند».

المیزان فى تفسیر القراون، ج 4، ص 215.


قانون ارث درغرب
درحقوق اروپای بنابراصل هم خونی هرکس ازنظرخون به مرده نزدیک تراست به تنهای ارث می برد ودیگران راازارث محروم می سازد.درقانون سابق فرانسه درنقاطی که تحت تاثیر قوانین رومی بودند به زن خق میدادند که ازمنافع دارایی شوهرمرده هستفاده کند ولی درقسمتهای ژرمنی مطلقا برای زن حقی قایل نبودند.قانون مدنی ناپلون زنرادرشمار وراث قرا ر داد ولی درجای که هیچ یک از چهار طبقه ورثه نسبی تادوازدهمین درجه وجود نداشته باشد.

بتا براین کمتر اتفاق مى افتد که زن از دارایی شوهرش ارث ببرد.

قانون مورخ 9/مارس /1891 میراث ثابتی برای زن پیش بینی کردند که درهر صورت ازمیراث شوهر محروم نگردند.(حقوق زن در اسلامواروپا چاپ 1375صص 242و256.)
1مشخصات(1

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 22 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 08:42 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


76 out of 100 based on 66 user ratings 1216 reviews