این مطلبی است که در یکی از سایت ها نوشته شده است لطفا پاسخ خود را در این زمینه بیان کنید:اگر


این مطلبی است که در یکی از سایت ها نوشته شده است لطفا پاسخ خود را در این زمینه بیان کنید:اگر




    این مطلبی است که در یکی از سایت ها نوشته شده است لطفا پاسخ خود را در این زمینه بیان کنید:
اگر می گویید قرآن نوشته بشر است سوره ای مثل قرآن بیاورید!
یکی از معروف ترین سفسطه های مسلمانان که از آیات خود قرآن نیز برگرفته شده است همواره این بوده است که اگر شما میگویید قرآن کتاب آسمانی نیست، سوره ای مثل قرآن بیاورید! این سفسطه نوعی اتمام حجت است، اسلامگرایان وقتی در بحث ها گیر میکنند و دیگر قدرت استدلال ندارند و دروغهایشان آشکار میشود این آخرین حربه را بکار میگیرند تا از بحث فرار کنند و مبادا ایمان خود را با خرد عوض کنند.
سوره ماده گوساله آیه 23، 24؛
«وَإِن کُنتُمْ فِی رَیْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَی عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَهٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءکُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ؛ فَإِن لَّمْ تَفْعَلُواْ وَلَن تَفْعَلُواْ فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ؛ و اگر در آنچه بر بنده خویش نازل کرده ایم در تردید هستید ، سوره ای همانند آن بیاورید و جز خدای همه حاضرانتان را فرا خوانید اگر راست می گویید؛ و هرگاه چنین نکردید و هرگز نتوانید کرد، پس بترسید از آتشی که برای کافران مهیا شده و هیزم آن مردم و سنگها هستند.»
این ادعای محمد در چند جای دیگر قرآن از جمله سوره یونس آیه 38، سوره هود آیه 13، سوره الاسراء آیه 88 و سوره الطور آیه 33 و 34 بصورتهای مشابه با تفاوت های جزئی از قبیل اینکه بجای اینکه بگوید سوره ای بیاورید میگوید کتابی بیاورید آمده است. بالاخره معلوم نیست قرآن مخالفان خود را به سرودن آیه میطلبد و یا به سرودن سوره و یا کتاب؟ این خود تناقضی آشکار در قرآن است.
در این آیه الله با حالت ضد بشر و سادیستی خود میگوید اگر شما اعتقاد دارید قرآن کتاب آسمانی نیست، سوره ای مثل قرآن بیاورید و البته الله از پیش داوری میکند که وقت خودتان را هدر ندهید چون که هرگز نخواهید توانست، و کافران را چون کودکانی که از لولو خرخره میترسانند از یک مکان مسخره و یک عمل مغایر با حقوق بشر و غیر اخلاقی یعنی ایجاد آتشی که مردم و سنگها هیزمش هستند. الله بیچاره نمیدانسته که این جهنم مسخره الهی بعد از چند قرن و حتی در همان دوران نیز برای صاحبان خرد به یک شوخی شبیه است و خردگرایان از آتش جهنم نمی ترسند.
نوشتن کتابی مانند قرآن واقعا بسیار دشوار است، میزان از هم گسیختگی مطالبی که در قرآن مطرح میشود و افسانه های کم ارزشی که از آثار دیگران دزدی ادبی شده اند مجموعه نوشتاری کاملا کم کیفیت و کم ارزش را پدید آورده است که پدید آوردن چیزی مشابه آن بسیار دشوار و سخت است. مطمئناً اگر کسی ادعا نمیکرد که کتاب قرآن از آسمان آمده است و یک نویسنده چنین کتابی را در قرن 21 ام بعنوان یک کتاب معمولی مینوشت کتاب وی با بی اعتنایی مواجه میشد و بیش از یکی دو نسخه از آن فروش نمی رفت و در کتابفروشی ها در کنار کتابهای کودکان، همچون شنگول و منگول برنامه می گرفت. ایکاش هر مسلمانی یکبار قرآن را به زبان مادری خود بخواند. اگر در نزد شخصی که اطلاعی از قرآن ندارد یک جلد قرآن و یک جلد از اشعار خیام برنامه دهید و به او بگویید که یکی از این دو کتاب از آسمان آمده است و از او بخواهید که کتاب آسمانی را از کتاب زمینی تمیز دهد مطمئن باشید که اثر خیام را انتخاب خواهد کرد، خودتان آزمایش کنید.
از اینها گذشته باید دید واقعا مثل قرآن یعنی چی؟ آیا منظور این است که سوره ای بیاورید که در آن از افسانه هایی مثل یوسف و موسی و غیره سخن گفته باشد؟ خوب کتابهای عربی داستانوار بسیار زیاد هستند، داستانهایی که در آنها الله وجود دارد و از وجود الله در آنها استفاده میشود. آیا منظور این است که سوره هایی مانند قرآن بیاورید که هم آهنگ و هم شکل سوره ه ای قرآن باشند؟ خوب اگر اینطور است میتوان بسیاری از آیه های جنایی و زشت قرآن را به آیه هایی زیباتر تغییر داد مثلا، آیه الهی:
سوره توبه آیه 123؛
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکُم مِّنَ الْکُفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیکُمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!»
آیه زمینی:
«یا ایها العاقلون لا تقتلوا الذین یلونکم من المخالفین ولیجدوا فیکم رحمه و الانسانیه واعلموا ان الله مع العادلین؛ ای خردمندان، کسانی از مخالفان که در نزد شمایند را نکشید! تا در شما ترحم و انسانیت را بیابند. و بدانید که خداوند با عدالت پیشگان است!»
آیه الهی:
سوره مائده 38؛
«وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَهُ فَاقْطَعُواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ؛ و مرد و زن دزد را به سزای آنچه کرده‏اند دستشان را به عنوان کیفری از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است.»
ترجمه ها، تفاسیر و شان نزول:
آیه زمینی:
«دست هیچ کس را به هیچ عنوان نبرید، با فقر مبارزه کنید و حکومت های عقل محور و انسان محور ایجاد کنید تا کسی دزدی نکند.»
خوب تمام اینها را میتوان آیاتی مثل قرآن دانست، یا حتی سوره های کاملی میتوان مثل قرآن آورد مثلا:
سوره العصر (زمان)؛
«وَالْعَصْرِ؛ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ؛إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ؛ سوگند به این زمان، که آدمی در خسران است، مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و یکدیگر را به حق سفارش کردند و یکدیگر را به استقامت سفارش کردند.»
سوره خرد:
«سوگند به خرد انسان، که آدمی در پیشرفت است، مگر آن انسانهایی که مذهبی هستند و به خدا اعتقاد دارند و یکدیگر را به کارهای بیهوده ای چون حج و نماز و تقلید سفارش کردند.»
همانطور که می بینید می توان به این سبک هزاران سوره و آیه نه تنها مثل قرآن بلکه بهتر و زیباتر از قرآن آورد. معمولا وقتی من با این ادعا روبرو میشوم میگویم من یک آیه مثل قرآن می آورم و همان لحظه یک آیه از قرآن را که در ذهن دارم به صورت تصادفی انتخاب می کنم و برای شخص می خوانم. بعد آن شخص از روی جهالت و تعصب شروع به ایراد گیری می کند که این چه آیه مسخره ای است و اینجایش غلط صرف و نحوی دارد و من بعد از مدتی به او می گویم که این آیه ای که من انتخاب کردم از خود قرآن بود و آن شخص را به پوچ بودن این ادعای مسخره الهی آگاهی می دهم و این روش اکثر اوقات کار می کند زیرا اسلامگرایان دنبال استدلال های منطقی و صحیح نیستند بلکه بدون چون و چرا روی مفاهیم دینی تعصب می ورزند.
وقتی که محمدیون این ادعا را مطرح میکردند اعراب زیادی در آن زمان که اوج دوران شعر و شاعری عربستان بود اشعاری در رد حرفهای محمد میسرودند و ادعا میکردند که آیه ها و سوره هایی زیباتر از سوره ها و آیه های محمد آورده اند و محمد بسیار با آنان به دشمنی بر می خواست و حتی چند تن از آنان را بطور کاملا ناجوانمردانه ترور کرد. بعنوان مثال در تاریخ نام اسما بنت مروان زن شاعری هست که اشعار محمد را هجو می کرد و محمد بر سر خود می کوبید که چه کسی از شما مومنان مرا از دست این زن نجات میدهد؟ تا اینکه وی را ناجوانمردانه کشتند و یا کعب بن اشرف که مرد دانشمندی بود و محمد وی را نیز ترور کرد ماجرای ترور کعب را میتوانید در نوشتاری با فرنام محمد اولین تروریست اسلامی، ترور کعب بن الاشرف از دانشمندان یهودی توسط محمد از تاریخ طبری بخوانید. نقل هایی نیز وجود دارد بر اینکه ستون سنگی ای که حاجی ها در ایام حج آنرا رجم میکنند خود قبر شاعریست که به دستور محمد کشته شد، محمد دشمنی بسیاری با شاعران و دانایان عرب ورزید و دور ور خود تنها انسان های خونخوار و فرومایه ای چون علی، عمر و... را با زن دادن و یا زن گرفتن جمع کرد.
دکتر شجاع الدین شفا در پس از 1400 سال برگ 104 پیرامون همین موضوع می نویسند:
با آنکه در خود قرآن تصریح شده است که: «اگر آدمیان و جنیان جملگی گرد آیند تا مانند این قرآن را بیاورد از عهده آن بر نخواهند آمد، ولو آن هم که برخی از آنان در این راه از بعضی دیگر کمک گیرند.» (اسراء، 17)، در همان قرون اولیه هجری کسانی چون ابراهیم نظام، و عباد بن سلیمان و معتزلیانی چند مدعی شدند که خود آنان یا دیگران میتوانند نظیر قرآن یا حتی بهتر از آنرا بنویسند، و کسانی نیز نمونه های نثرهایی بعقیده آنها فصیح تر از نثر قرآن را نام بردند که از مهمترین آنها ترجمه های عربی ابن مقفع بود. این نیز غالباً گفته شده است که ابوالعلاء معری فیلسوف و شاعر نابینای عرب کتاب «الفصول و الغایا» خود را به نیت معارضه ادبی با قرآن نوشت. حتی در زمان پیامبر کعب بن اشرف شاعر یهودی مدینه در حضور خود محمد ادعا کرد که میتواند آیه هایی چون آیه های قرآن و شیواتر از آنها را بیاورد، ولی محمد بخاطر اینکه نقاری با یهودیان مدینه پیدا نکند خاموش ماند، و کعب از این امر استفاده کرد و به تحریکات خود ادامه داد. بعد از جنگ بدر به مکه رفت و با اشعار خود قریش را به جنگ تازه ای با مسلمانان مدینه دعوت کرد، ولی این بار محد دستور کشتنش را داد.
تنفر محمد از شاعران تا حدی است که در قرآن سوره ای به نام شعرا وجود دارد که در تمام این سوره از پیامبرانی که با قوم خود صحبت می کردند و قومشان حرفشان را گوش نمیدادند و بلایی که خداوند سرشان می آورد مانند باران، سیل و... حرف زده می شود تا مومنان زمان محمد را که با شنیدن حرفهای شاعران به شک افتاده بودند بترساند که مبادا محمد را رها کنید و به دنبال شاعران بروید، این تنفر و هراس از شاعران تا جایی است که در پایان این سوره در آیات 224 تا 227 محمد از زبان الله می گوید؛
«وَالشُّعَرَاء یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ؛ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی کُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ؛وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ؛ و گمراهان از پی شاعران می روند، آیا ندیده ای که شاعران در هر وادی گسترده اند؟ و چیزهایی می گویند که خود عمل نمی کنند؟»
بنابر این آوردن سوره مثل قرآن و حتی بهتر از قرآن از همان روزهای اول اسلام کار بسیار راحتی بود و خیلی ها این کار را انجام دادند اما خوب مسلمانان آنها را با شدت تمام نابود کردند و ناجوانمردانه کشتند. در ایران نیز ابن مقطع یکی از دانشمندان ایران کتابی در رد قرآن نوشت و یا رازی امکان وجود وحی را رد کرد و مسلمانان با خشونت و توحش تمام (مثل همیشه) با آنها روبرو شدند. عده بسیاری را گمان بر این است که کتاب الفصول و الغایات ابوالعلاء معری به قصد رقابت و هجو قرآن نوشته شده است و این کار را واقعا خوب انجام داده است.
قرآن کتابی است پر از تناقضات آشکار، اگر خوب به آیات زیر نگاه کنیم خواهیم دریافت که قرآن در جای دیگر این ادعای خود را نقض می کند.
سوره القصص آیه 49:
«قُلْ فَأْتُوا بِکِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَی مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ؛ بگو: اگر راست می گویید، از جانب خداوند کتابی بیاورید که از این دو (مراد تورات و قرآن است) بهتر راه بنماید تا من هم از آن پیروی کنم.»
و همچنین:
سوره الاحقاف آیه 10:
«قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِن کَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَکَفَرْتُم بِهِ وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَی مِثْلِهِ فَآمَنَ وَاسْتَکْبَرْتُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِین؛ بگو: چه می کنید اگر قرآن از جانب خدا باشد و شما بدان ایمان نیاورید؟ یکی از بنی اسرائیل بدان که مثل آن بود شهادت داد، پس ایمان آورد، درحالی که شما گردنکشی میکنید. خداوند مردم ستمکار را هدایت نمی کند.»
محمد در آیه اول از مشرکین میخواهد که کتابی بیاورند که مانند قرآن و یا تورات باشد، این نشان میدهد این دو را مشابه می داند، و در آیه بعدی نیز دقیقا از کلمه مثل استفاده کرده که بسیاری از مترجمان قرآن آنرا مخصوصا نادیده گرفته اند تا این خطای الهی مشخص نشود ولی در متن عربی کلمه مثل کاملا وجود دارد و خداوند میگوید قرآن مثل تورات است! و طبق قوانین منطقی صفت مثل بودن و شبیه بودن متقارن است یعنی اگر قرآن مثل تورات است میتوان نتیجه منطقی گرفت که تورات نیز مثل قرآن است، پس بنابر این الله گیج خودش در قرآن اشاره میکند به کتابی که مثل قرآن است و وجود دارد! بنابر این دیگر لازم نیست کافران کتابی مثل قرآن بیاورند، قرآن با این تناقض مشخص که در قرآن بسیار یافت میشود خودش حرف خودش را رد میکند و ادعای خودرش را باطل میکند، تبارک الله احسن الخالقین واقعا! و جالب است که توراتی که محمد بدست داشته است همان توراتی است که امروز وجود دارد و این کتاب کاملا نوشته بشر است.
همچنین میتوان استدلال کرد که بسیاری از آیات قرآن با یقولون و قال شروع می شود، این آیات در واقع از شخص یا اشخاصی نقل قول می کنند، یعنی حرف های یک عده انسان و یا فرشته در قرآن بدون واسطه نقل قول شده است، پرسش این است که این آیات را چه کسی سروده است؟ قطعاً نه محمد این آیات را سروده است نه الله (دوست خیالی محمد)، بلکه اینها جملاتی هستند که اشخاصی غیر از محمد و الله آنها را ساخته اند و جملات آنها نه تنها مثل قرآن است بلکه خود قرآن است و به آن راه یافته است! لذا بازهم قرآن خود را نقض میکند و نشان میدهد که این ادعای قرآن از چه پایه منطقی ضعیفی برخوردار است، یعنی قرآن آیاتی دارد که مربوط به محمد نیستند، برخی از آنها حتی مربوط به کفار هستند و از لحاظ کیفیت و ارزش حتماً باید همسطح سروده های محمد باشند که در قرآن آمده اند! بازهم نتیجه آنکه نیازی نیست کافران سوره ای مثل قرآن بیاورند، قرآن خود این کار را از پیش انجام داده است.
مسلمانان ادعا می کنند که قرآن از ادبیات بسیار زیبا و درخشانی استفاه کرده است که خوب همه دین داران چنین حرف هایی را راجع به آثاری که آنها را الهی می دانند مانند کتاب اقدس بهایی ها و انجیل و تورات و ... می کنند، اما بعید میدانم هیچ کدام یک از این کتابها به زیبایی یک فصل از کتاب های درخشانی مثل کتاب چنین گفت زرتشت نیچه یا کمدی الهی دانته یا رباعیات خیام برسند. یا حاوی مطالب بدرد بخور(!) و کلیدی(!) ای مثل رساله حضرت امام(!) باشند. آیا واقعا داستان های مسخره قرآن که از سایر کتابهای سامی بویژه تورات دزدی ادبی شده اند را میتوان با داستانهای زیبا و پر عمقی همچون داستانهای مولوی یا از لحاظ سبک نگارشی و زیبایی های ادبی با آثار داستانی زنده یاد صادق هدایت حتی مقایسه کرد؟ امروز هزاران هزار کتاب بسیار زیباتر و ارزنده تر از قرآن در همه جای دنیا چاپ میشود! در واقع خود داستانهای قرآن نیز از داستانهای ساخت بشر کپی برداری شده اند، مثلا داستان نوح از حماسه گیلگمش دزدی ادبی شده است.
اما با فرض اینکه قرآن بسیار بسیار زیبا نوشته شده باشد بازهم این دلیل نمی شود که قرآن نوشته درستی باشد و یا از طرف خدا آمده باشد! این ادعای غیر منطقی و کاملا غلط است، این سفسطه قرآن شبیه این ادعا است:
ملکه الیزابت زیباترین زن دنیا است!
اگر باور ندارید، زنی مثل ملکه الیزابت معرفی کنید!
اگر نمی توانید پس قبول کنید هرچه ملکه الیزابت می گوید درست است!
بنابر این زیبایی (اگر فرض کنیم در قرآن وجود دارد) به هیچ عنوان دلیل بر درستی مطالب نمیشود، مطالب بسیار غلطی را می توان بسیار زیبا بیان کرد، این ادعای مسلمانان مثل بقیه ادعاهایشان در مورد باورهای دینیشان کاملا خالی از ارزش است.
شایان ذکر است که ادعای مسلمانان مبنی بر اینکه قرآن آنقدر زیبا و آهنگین سروده شده بود که در زمان محمد همگان تحت تاثیر آن برنامه میگرفتند نیز ادعای پوچ و خالی از واقعیت است، در واقع خود قرآن این حرف را رد میکند (بارها گفته ایم بهترین کتابی که تابحال علیه اسلام نوشته شده است خود قرآن است)، در سوره سوره انفال آیه 31 آمده است.
الانفال آیه 31؛
«وَإِذَا تُتْلَی عَلَیْهِمْ آیَاتُنَا قَالُواْ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَـذَا إِنْ هَـذَا إِلاَّ أَسَاطِیرُ الأوَّلِینَ؛ چون آیات ما بر آنها خوانده شد ، گفتند : شنیدیم و اگر بخواهیم همانند، آن می گوییم ، این چیزی جز افسانه های پیشینیان نیست.»
و علی دشتی در کتاب بیست و سه سال در پانویس برگ 83 ام مینویسد، این جمله را نضر بن حارث گفته است که در جنگ بدر اسیر شد و پیغمبر امر کرد به خاطر همین اعتراض و بیان این مطلب علی بن ابی طالب اورا گردن بزند. این آیه نشان میدهد خود اعراب آن دوران هم همین حرف امروز مارا به پیامبر اسلام میزدند و پیامبر هم عکس العمل کاملا مشابهی با آنچه اسلامگرایان بیابانی با مخالفان خود میکنند انجام داده است. اگر قرآن آنقدر که مسلمانان ادعا میکنند در ادبیات عرب درخشان بود هرگز اعراب آن دوران که با سازنده این آیات روبرو میشدند آنقدر جنگ و ستیز نمی کردند. این درحالی است که افرادی مانند نضر بن حارث نه تنها قرآن را از لحاظ ادبی و معنوی ضعیف می دانستند و خوب می دانستند که اینها تنها داستانهای اساطیری سامی است بلکه در مقابل آن داستانهای ایرانی را مطرح میکردند و در رقابت با قرآن از آنها سود میجسته است، این واقعیت در کتابهای تاریخی از جمله سیره ابن هشام اینگونه آورده شده است:
سیرت رسول الله جلد دوم صفحه 583؛
«و از جمله اسیران (جنگ بدر) که گرفته بودند، دو تن در راه صحابه ایشان را بکشتند و باقی به مدینه آوردند. و از آن دو تن یکی نضر بن الحارث بود که همیشه سید (پیامبر)، علیه السلام، رنجاندی و معارضه نمودی با وی در قرآن، در مقابل قصص انبیا، علیه السلام، قصه رستم و اسفندیار و ملوک عجم با قریش گفتی و حکایت کردی. چون به وادی صفراء رسیدند، سید علیه السلام بفرمود تا وی را بکشتند. و گویند که هم مرتضی علی، کرم الله وجهه، او را بکشت. و این عقبه خبیثی بود از خبیثان اهل شرک و پیوسته در مکه سید علیه السلام را رنجانیدی و در حق مسلمانان خبثها کردی. و چون سید علیه السلام، بفرمود تا وی را بکشند، گفت: یا محمد عیال و فرزندان من به کی باز میگذاری؟ سید علیه السلام جواب داد، به آتش دوزخ.»
از این ماجرای تلخ گذشته در چند جای دیگر قرآن نیز این عکس العمل مردم نسبت به قرآن آورده شده است، و این نشان می دهد که اعراب آن دوران خوب میدانستند قرآن جز افسانه نیست، اما مسلمانان امروز این را نمیفهمند.
سوره الانعام آیه 25؛
«وَ مِنْهُم مَّن یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَجَعَلْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّهً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن یَرَوْاْ کُلَّ آیَهٍ لاَّ یُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّی إِذَا جَآؤُوکَ یُجَادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِیرُ الأَوَّلِینَ؛ بعضی از آنها به سخن تو گوش می دهند ولی ما بر دلهایشان پرده ها، افکنده ایم تا آن را درنیابند و گوشهایشان را سنگین کرده ایم و هر معجزه ای را که بنگرند بدان ایمان نمی آورند و چون نزد تو آیند ، با تو به مجادله پردازند کافران می گویند که اینها چیزی جز اساطیر پیشینیان نیست.»
سوره النحل آیه 24؛
وَإِذَا قِیلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّکُمْ قَالُواْ أَسَاطِیرُ الأَوَّلِینَ؛ چون به آنها گفته شود: پروردگارتان چه چیز نازل کرده است؟ گویند: افسانه های گذشتگان.»
سوره المؤمنون آیه 83؛
«لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ؛ به ما و پدرانمان نیز پیش از این چنین وعده هایی داده شده بود اینهاچیزی جز افسانه های پیشینیان نیست.»
اما از تمام اینها که گذشته فرض کنیم هیچ انسانی قدرت ساختن کتاب و یا سوره و آیه ای همچون قرآن را نداشته باشد، آیا این بدان معنی است که قرآن زائیده فکر بشری و نوشته دست انسانها و ناشی از علم آنها نیست، و قطعاً باید از آسمان به زمین آمده باشد؟ هرگز! بسیاری از کارها هستند که تنها یکبار انسانها میتوانند آنها را انجام دهند. بعنوان مثال اگر تمام انسانهای روی زمین و اجنه و فرشتگان و خود الله هم تلاش کنند و مغزهایشان را روی هم بگذارند نمیتوانند جاذبه زمین را برای اولین بار کشف کنند، زیرا نیوتون قبلاً اینکار را کرده است. بنابر این طبق استدلالی که قرآن میکند، لابد باید نتیجه گرفت که چون کشف نیروی جاذبه زمین برای اولین بار از زمانیکه نیوتون برای اولین بار آنرا کشف کرده است دیگر از دست هیچ انسان، جن، فرشته و حتی خدایی بر نمی آید پس باید کشفی الهی باشد. یا بعنوان مثال اگر تمام مسلمانان و مسیحیان و یهودیان و بهائیان و اجنه و فرشته ها و تمام جانوران متافیزیکی دیگر جمع شوند نمیتوانند آدرس تارنمای افشا را برای خود به ثبت برسانند، زیرا اینکار قبلا توسط گردانندگان این تارنما انجام شده است. لذا بر اساس استدلال قرآن باید نتیجه گرفت که خداوند نام تارنمای افشا را ثبت کرده است زیرا تکرار اینکار از دست هیچ بشری بر نمی آید. همچنین آیا میتوان ادعا کرد که تخت جمشید را خداوند درست کرده است؟ زیرا هیچ انسانی قادر نیست مکانی مثل تخت جمشید درست کند، یا حتی ستونی مثل یکی از ستونهای تخت جمشید درست کند. زیرا تخت جمشید در حال حاضر وجود دارد و مکانی که تخت جمشید اشغال کرده است منحصر به تخت جمشید و است و اگر کسی بنایی دقیقاً مثل تخت جمشید درست کند باید آنرا دقیقاً در جایی که اکنون تخت جمشید است برنامه دارد، برنامه دهد تا بتواند بنایی کاملاً مثل تخت جمشید درست کرده باشد، زیرا از ویژگیهای تخت جمشید قطعاً موقعیت جغرافیایی آن است؛ لذا اساساً ساختن بنایی مثل تخت جمشید محال است. نتیجه آنکه بسیاری از کارها را انسانها تنها یکبار می توانند انجام دهند و با فرض اینکه کسی نتواند آنکار را دوباره انجام دهد یا همانند آن کار را دوباره انجام دهد هرگز نمی توان نتیجه گرفت که آنکار نشدنی است و از دست انسان بر نمی آید بنابر این باید حتماً منبعی غیر انسانی آنرا انجام داده باشد و خدا فاعل آنکار است. براستیکه از همین استدلالهای غلط و بسیار ابتدایی و کودکانه قرآنی میتوان نتیجه گرفت که نگارنده یا نگارندگان آن با استدلال و دلیل و برهان چندان میانه خوبی نداشته اند؛ قطعاً اگر خدایی وجود داشت و کتابی می نوشن چنین استدلالهای غلطی در آن یافت نمی شد.
با تمام این حرفها و نشان دادن اینکه این ادعا از ارزش منطقی برخوردار نیست و یک تناقض آشکار است ما سوره های جدیدی را به زبان عربی با ذکر منابع آنها در این نوشتار می آوریم تا این نوشتار را کامل کرده باشیم. برخی از این سوره ها سوره هایی هستند که عده ای (از فرقه های اسلامی) معتقد هستند آنها در قرآن وجود داشته و بعدها حذف شده اند (برای بحث مفصل در مورد تحریف شدن قرآن به نوشتاری با فرنام قرآن تحریف نمی شود! مراجعه کنید) و برخی دیگر توسط افرادی غیر مسلمان آشنا به زبان عربی ساخته شده اند.

پاسخ :


در کتاب ممدالهمم بر فصوص الحکم استاد حسن زاده مطلبی در فص قدوسیه بیان می کند در باب

1:



منظور از علو مکان که افلاک 15 گانه است را توضیح دهید. زهره و کاتب و قمر و اثیرو هوا و آب

نویسنده در ادعاهای خود مطالب متناقضی رابیان کرده هست,در آغاز مدعی شده که آوردن مانند قراون کار آسانی هست زیرا محتوای عمیق وپیچیده ای نداردودر ادامه اصل خدا وقراون را منکر شده هست ودر جای دیگر می گوید:اگر بر فرض هم مثل قراون را نتوانیم بیاوریم دلیل نمی شود که قراون از آسمان نازل شده هست.

در مورد ملائکه عالین که در فص قدوسیه (کتاب ممدالهمم بر فصوص الحکم استاد حسن زاده) مطرح
بررسی تک تک جملات این نوشته سراسر توهین وافترا موقعيت طولانی را می طلبدولی جهت توضیح مطلب وبیان جایگاه قراون نزد مسلمانان واندیشمندان عالم اموری را متذکر می گردد.

آیا می شود گفت که فص های فصوص الحکم به گونه است که در هر فص یک قاعده کلی را در قالب یک
1-تعالیم قراون مجید گواه خوبی برحقانیت والهی بودن اون دارد زیرا مطالب اون همه در مسیر تعالی وتکامل انسانها وهدایت بسوی کمال هست مبارزه با ظلم وتعدی ونفی بهره کشی ظالمانه از انسانهاشاهد بر این هست که نازل نماينده اون منافع خود را در نظر نگرفته وهدفی جز هدایت نداشته هست .

اگر سهوا یکی از ذکرهای نماز را اشتباه یا غلط (مثلا سلام نماز را) نماز باطل است؟
2-نورانیت وتاثیر اون در قلبها شاهد دیگری براینست که ساخته دست بشر نیست.

اگر رطوبت دست برای مسح پا کم باشد مسحی که انجام دادیم باطل است یا نه؟
3-اسلوب ویژه اون همه را مبهوت کرده زیرا نه شعر هست نه نثر ودر عین حال در نهایت فصاحت وبلاغت ,زیبائی عبارات ورسا بودن معانی وژرفائی وعمق محتوا همه وهمه نشانه وحیانی بودن اون هست.

می خواستم بدانم که من که خود نخواستم که به دنیا بیایم پس چرا باید به دستورات دین عمل
4-وجوه وابعاد اعجاز اون مانند اعجاز علمی,اعجاز درهماهنگی مطالب ونبودن اختلاف در مفاهیم اون شاهد دیگری بر اون هست که دست بشر از آوردن مانند اون عاجز هست.

در زمان پیغمبر(ص) چگونه می شود که خود پیغمبر(ص) صلوات بفرستند چون معنی صلوات می شود درود
5-شواهد قطعی تاریخی بر صحت اون وجود دارد وهمه طوائف مسلمانها در طول تاریخ بر اون اتفاق نظر دارند.
6-مقابله هائی که با قراون می شود نشانه اون هست که این کتاب کارائی دارد ومنافع هستعمار گران رابه خطر می اندازد.


الف) شواهد تاریخی:
1- دستورها و توصیه ها و اهتمام ویژه پیامبر اکرم در مورد تلاوت و حفظ و کتابت قراون کریم که سبب توجه و عنایت خاص مسلمانان به این امر به عنوان یکی از وظایف مهم دینی گردید.
2- علاقه زایدالوصف عرب معاصر قراون نسبت به قراون کریم به جهت فصاحت و بلاغت و آهنگ معجزه آسای اون، در کنار توصیه های نبی اکرم، عامل مضاعفی در انس هر چه بیشتر اونان با قراون و اهتمام به تلاوت و حفظ اون می گردید.
3- با توجه به مبارزه طلبی قراون مبنی بر این که اگر قادرید «یک آیه مثل آیات قراون بیاورید» اگر دست جعل و تحریف در قراون راه پیدا می کرد به عنوان دستاویز کافران چه از اهل کتاب (یهود و نصارا) و چه غیر اونان مورد تمسک برنامه می گرفت و به تواتر تاریخی نقل می شد.

چون انگیزه برای نقل اون قوی بود و می توانست مهم ترین دستاویز علیه اسلام باشد.
4- حساسیت ویژه مسلمانان نسبت به هر گونه تغییر در قراون کریم.

با توجه به توصیه های پیامبر اکرم و اهتمام و انس مسلمانان به تلاوت و حفظ و کتابت قراون کریم و با توجه به مقدس و احترام ویژه ای که برای قراون کریم به عنوان منبع و مرجع اصلی و قانون مدون برای تمام شؤون حیات فردی و اجتماعی خویش قائل بودند برپايه شواهد تاریخی مسلمانان حساسیت ویژه ای نسبت به حفظ و صیانت قراون از هرگونه تغییری از خود نشان می دادند.

به گونه ای که حتی نسبت به حذف یک «واو» از قراون کریم شدیدترین عکس العمل ها را نشان می دادند و شمشیر را از نیام بیرون می کشیدند (همچنان که در مورد واو «والذین یکنزون الذهب» نقل شده هست .رک: الدر المنثور، ج 3، ص 232 - دراسات و بحوث فی التاریخ والاسلام، ج 1 ، ص 94 - المیزان، ج 9، ص 256)
5- اگر به هر شکل دست جعل و تحریف به قراون راه می یافت به تواتر نقل می شد.

زیرا انگیزه برای نقل اون قوی بود.

چرا که می توانست به عنوان مهم ترین دستاویز کفار اعم از اهل کتاب (یهود و نصارا) و غیر اونان، علیه اسلام به کار گرفته شود.

به ویژه تحریف به زیاد کردن واضافه کردن به قراون، با توجه به تحدی و مبارزه طلبی قراون و این که اگر می توانید یک آیه مانند قراون بیاورید، در دورانی که عرب از سخنوران و شاعرانی در اوج فصاحت و بلاغت بهره می برد هرگز نتوانست جز اظهار عجز پاسخی دهد و هرگونه تلاشی در این زمینه شکست خورد.

چرا که آیات قراون از نظر بلندی و اوج محتوایی و هستحکام اون از نظر فصاحت و بلاغت و نثر موزون و آهنگین، اون چنان بود که هیچ سخنی توان برابری با اون را نمی توانست داشته باشد و همچنان این گونه هست به طوری که به آسانی کلام بزرگان دین چون امیر بیان علی(ع) نیز از آیات قراونی متمایز وجه هست.
6- در هیچ مقطعی از تاریخ، قراون مفقود نشده هست و همچنین هیچ گاه کسانی به جای قراون رایج، ادعای وجود قراونی دیگر به عنوان قراون اصلی، نکرده اند و یا هیچ گاه نزاعی و دعوایی بر سر تغییر، حذف یا زیادت آیات قراون در میان مسلمانان رخ نداده هست.

با توجه به انشعابات و فرقه های فراوانی که در بین مسلمانان پیدا شده با همه اختلافاتی که با یکدیگر دارند هیچ کدام بر سر قراون کریم و این که این قراون، قراون نازل شده بر پیامبر اکرم هست کوچک ترین اختلافی ندارند.

بلکه همواره در تمام هستدلال های خود به قراون به عنوان منبع و مرجع اصلی هستدلال می کرده اند.
و در طول تاریخ، بالاتفاق سینه به سینه و نسل به نسل قراون رایج را حفظ و منتقل کرده اند.

اگر کوچک ترین تغییر و تحریفی صورت می گرفت.

با توجه به اهتمام مسلمین به حفظ قراون، منشأ نزاع و خونریزی می گردید و به تبع اگر هر یک از امور فوق رخ می داد با توجه به انگیزه کفار و این که می توانست دستاویز خوبی برای اونان باشد، اون را نقل می کردند.

در حالی که هیچ یک از امور فوق حتی توسط مشرکین و کفار و یهود و نصارا نقل نشده هست.
7- کتابت قراون در وقت حیات رسول گرامی اسلام.

یکی از عواملی که موجب حفظ و مصونیت قراون کریم از تحریف شد، این بود که با اهتمام نبی اکرم، عین الفاظ وحی در وقت خود حضرت نوشته شد (القراون و دعاوی التحریف، رسول جعفریان، فصل سوم، ص 29)
کتابت قراون کریم در وقت نبی اکرم از شرایط مهم و پايه ی بود که مانع شد قراون همانند تورات و انجیل دستخوش تحریف شود.

درست برخلاف انجیل که به فرموده خود مسیحیان مجموعه مکتوباتی هست که سال ها پس از حضرت عیسی، توسط شاگردان وی نوشته شده هست (کلام مسیحی، توماس میشل، ترجمه حسین توفیقی، ص 26)
به علاوه مؤلفین انجیل نیز، عین کلام وحی را ننوشته اند.

بلکه با محدودیت های زبانی خود و با نگارش مخصوص خود چیزهایی را که به ذهنشان خطور می کرده، نوشته اند (همان)
ب ) بررسی محتوایی: یکی از راه های شناخت این که آیا کتاب الهی دستخوش دگرگونی و تحریف گردیده یا نگردیده هست بررسی محتوایی اون هست.

یکی از دلایلی که اندیشوران اون را به عنوان محکم ترین ادله بر عدم تحریف قراون دانسته اند، مضامین عالیه و مستحکم و عمیق با بیانی در اوج فصاحت و بلاغت هست که خود قراون هم بر همین پايه تحدی و مبارزه طلبی کرده هست.

قراون از مباحث دقیق و معارف بلند توحیدی گرفته تا سایر آموزه های اون، همگی از انسجام هستحکام و دقت و ظرافت و عمق و ژرف نگری خاصی برخوردار هست.

توحیدی که در قراون تبیین شده با خداشناسی تورات و انجیل قابل مقایسه نیست.

خدای تورات با یعقوب کشتی می گیرد، پیامبر تورات و انجیل مرتکب افعال زشت می شود و...
ج ) تواتر قراون: یکی از اموری که موجب قطع و یقین هست تواتر در نقل هست.

یکی از ادله ای که برای عدم وقوع تحریف در قراون اقامه می شود نقل قراون کریم به صورت متواتر در تمام اعصار در طول چهارده قرن تا به امروز هست.
د ) دلیل عقلی: این دلیل از دو مقدمه تشکیل شده هست.

مقدمه اول: خداوند، قراون را برای هدایت بشر فرستاده هست.

مقدمه دوم: با توجه به خاتمیت دین و پیامبر اسلام، اگر قراون تحریف شود، پیامبر دیگری که راه صحیح را به امت نشان دهد نخواهد آمد و امت گمراه خواهند شد.

بدون اون که در این گمراهی تقصیری متوجه اونان باشد.

بلکه این گمراهی مستند به عدم حفظ قراون از سوی خداوند خواهد بود و این نقض غرض و مخالف با حکمت الهی هست.
حکمت الهی اقتضا می کند خدای تعالی کاری اجرا کند که بندگانش را به طاعت نزدیک و از معصیت دور سازد.

دینی که پایان بخش ادیان آسمانی و جاویدان هست می بایست بنیاد و پایه های اون چنان محکم و هستوار باشد که طوفان حوادث روزگار اون را نلرزاند.

بر این پايه ، خداوند ضمانت نموده تا قراون را همواره از تحریف مصون و محفوظ نگه دارد.

«انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون (حجر، آیه 9)

دلیل اول: معجزه بودن قراون کریم هست (دقت بفرمایید که این دلیل دوری نیست) می دانیم که مهمترین دلیل بر اثبات نبوت پیامبر اکرم(ص) قراون کریم هست که از وجوهی دارای اعجاز هست مانند وجوه ادبی - اخبارات غیبی - عدم اختلاف و سازگاری کامل - و...

که به صورت فشرده به یک مورد اشاره می کنم که قراون کریم در سوره روم خبر از پیروزی رومیان بر دولت فارس در کمتر از ده سال فی بضع سنین و این پیشگویی به فعالیت رسید و رومیان در کمتر از ده سال بر دولت فارس غالب شدند (مقدمات بنیادین علم تفسیر، آیت الله فاضل، ص 100)
و سپس اثبات اعجاز و تحلیل جنبه های اعجاز و با توجه به این که معجزه چیزی هست که افراد عادی قادر به انجام مثل اون و یا تصرف در اون نیستند صحت قراون کریم روشن می شود.
دلیل دوم، ما هیچ متفکری را پیدا نمی کنیم که در دوران عمرش آراء و نظریاتش به هیچ نحو تغییر نکند حال اگر متفکرین متعددی در موضوعات متعدد ابراز نظر و عقیده نمايند یقینا بین اونها اختلاف خواهد بود.

حال عقل انسان حاکم به این هست که اگر راه تصرف انسان در قراون باز بود و انسان مطالبی را به قراون می اضافه کرد یقینا در بین مطالب قراون اختلاف پیدا می شد.

حال اون که چنانچه فرموده شد یکی از وجوه اعجاز قراون همین عدم اختلاف و ناسازگاری در کل قراون هست و آیه شریفه أفلا یتدبرون القراون ولوکان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا» (نساء، آیه 82).


ارشاد به همین برهان عقلی هست نه این که یک دلیل نقلی و تعبدی باشد این دلیل را علامه طباطبایی در المیزان ذکر فرموده اند (ترجمه تفسیر المیزان، ج 12، ص 150، ذیل آیه 9 سوره حجر).


در این رابطه 2 دلیل عقلی دیگر آقای مهدی احمدی در کتاب قراون در قراون، ص 85 - 84).
اگر اشکال شود که بعضی از ادله مانند دلیل دوم که ذکر شد فقط نفی تحریف از جهت زیادی در قراون کریم می کند وحال اون که مدعی اعم هست می گوییم سپس اثبات عدم تحریف بالزیاده در قراون می توان به آیات قراون بر نفی تحریف به صورت مطلق تمسک کرد مانند آیه 9 سوره حجر «انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون» که با شش تأکید تصریح می کند که ما حافظ قراون هستیم.
دلیل عقلی سوم؛ در این دلیل عقلی مصونیت قراون کریم با تکیه به دو مقدمه نتیجه گیری می شود:
الف.

خداوند حکیم قراون را برای هدایت بشر فرستاده هست.
ب.

و با توجه به خاتمیت دین و پیامبر اسلام(ص) اگر قراون تحریف شود امت گمراه خواهند شد بدون این که در این گمراهی تقصیری متوجه اونان باشد بلکه این گمراهی مستند به عدم حفظ الهی می شود و این امر با ساحت اقدس خداوند سازگار نیست و نقض غرض و مخالفت با حکمت الهی به شمار می آید
و یک دلیل عقلی به نام دلیل تراشی، دکتر رجبعلی مظلومی دارند و ایت الله فاضل بر این مسأله 7 دلیل ارائه فرموده اند که دلیل هفتم را به عنوان دلیل عقلی مطرح نموده اند .
علاوه بر آثار فوق می توانید به آثار زیر مراجعه فرمایید:
1.

افسانه تحریف قراون، رسول جعفریان
2.

الاشارات فی عدم تحریف الکتاب، حاجی کلباسی
3.

مهر تابان، علامه تهرانی، (که در ص 206 یک دلیل عقلی از علامه طباطبایی بر عدم تحریف قراون کریم ذکر می نمایند که آیت الله فاضل شیواترین دلیل عقلی می دانند.

مقدمات بنیادین علم تفسیر، ص 449)
4.

قراون شناسی، ج 1، درس های هستاد مصباح یزدی، نگارش محمود رجبی


علت ناتوانی بشر در تحدی : در جواب لازم هست به نکاتی اشاره بکنیم : 1- جای تردید نیست در این که قراون کتاب هدایت هست و برای سوق دادن بشر به سعادت دنیا و آخرت نازل گردیده هست اما اسلوبی ویژه و خاص خود دارد که او را از سایر کتاب ها ممتاز می کند به این معنی که قراون در عین پراکنده گویی و بیان مطالب مختلف باز از کمال ارتباط و انسجام برخوردار بوده و جملات اون بمانند درهای گرانبها و با نظم اعجاب انگیزی به هم متصل و مرتبط می باشد که در لابلای این جملات مطالب عالی و حقایق زنده اخلاق وانسانی نهفته هست .

2- حقیقت بالا ثابت می کند که قراون اسلوب خاصی را داراست که از حدود تعلیم و تعلم خارج هست و نمی توان با یاد دادن و یاد گرفتن اسلوب اون را فرا گرفت .

افزون براون ثابت می کند که قراون از قانون کلی ذیل هم مستثنی هست و اون اینکه اگر کسی کلام بلیغ و شیرینی را تمرین و بر اون ممارست کند به آسانی می تواند کلامی مانند اون بیاورد.

3- علت هستثنای فوق هم این هست که قراون مجید به موضوعات زیادی متعرض گردیده که در همه این مسائل بهترین و جالبترین حقایق را به بشر ارائه داده هست حقایقی که خلل , فساد و بطلان هرگز بر اون راه ندارد و کوچکترین اشکال و ایرادی براون متوجه نیست و این چیزی هست که ذاتا برای بشر امکان پذیر نمی باشد ازاین رو کسی که می تواند یک کلمه از کلمات قراون را بگوید و یا یک جمله از جملات اون را بیاورد مستلزم اون نیست که بتواند مثل قراون بیاورد زیرا قدرت و توانایی بر مواد و الفاظ هیچگاه مستلزم توانایی بر ترکیبات قراون نخواهد بود افزون بر اون حلاوت و شیرینی و طراوت موجود در قراون ناشی از اعجاز هست که بشر از ایجاد این اعجاز ناتوان و عاجز می باشد روشن هست که اعجاز قراون در مجموع 4 امر تجلی یافته : الف ) فصاحت الفاظ و جمال عبارات ب ) بلاغت معانی و علو مفاهیم ج ) زیبایی شفرمود انگیز نظم و تائلیف د) بی نظیری اسلوب و سبک .

از اجتماع شرایط چهارگانه فوق هست که تائثیر در نفوس و لذت و حلاوت در حال و نرمی دل و شرح صدر و مانند اون در بشر حاصل می گردد و به تعبیر هستاد مطهری (ره ) بشر از ایجاد این هندسه بی نظیر موجود در قراون ناتوان هست , (ر.

ک سبحانی , جعفر, الهیات , ج 2, ص 145 طبع دوم و مطهری , مرتضی , مجموعه آثار, ح 2 ص 125).

4- اما روشن هست که این موضوع جمله بندی و ترکیب کلامی از توانایی انسان محدود بیرون و محال هست لذا عجز و ناتوانی بشر از این لحاظ نیست که فرموده شود به مقتضای آیات تحدی و عجز مخالفان خداوند برای حفظ دلائل نبوت , قدرت مقابله با قراون را از افراد انسان سلب کرده هست زیرا ما می دانیم که عده زیادی به معارضه با قراون بر آمدند و در این راه نه تنها انصراف برای اونان حاصل نگردید بلکه با تمام نیرو به این مرحله وارد گردیدند ولی عاقبت به عجز خود اعتراف نموده و عقب نشینی کردند.

خلاصه اینکه به قول علامه طباطبایی قراون مجید تنها با اسلوب لفظی خود تحدی نمی کند بلکه با جهات معنوی خود نیز مانند جهات لفظی تحدی و دعوی اعجاز می نماید, (ر.ک 1- طباطبایی , محمد حسین , قراون در اسلام ص 118, انتشارات دارالکتب الاسلامیه 2- علامه خویی , ترجمه البیان , بخش اعجاز قراون 3- علامه طباطبایی ترجمه المیزان ج 1 ص 71 4- سیوطی , ترجمه الاتقان ج 1 ص 372).

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 21 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:55 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


88 out of 100 based on 48 user ratings 1198 reviews