راه کم کردن علاقه به این دنیا و تمام هم و غم خود را روی آخرت گذاشتن، چیست؟

در رساله آقایان آیت ا... صانعی، اردبیلی، فاضل لنکرانی(ره)، مکارم شیرازی، شاهرودی و رساله
لطفا این اصطلاحات سیاسی رو برام معانیشو بنویسید و هر جایی هم که لازمه راجع بهش توضیح
من یک دختر هفت ساله دارم که به تازگی متوجه شدم کاری انجام میده که با اطلاعاتی که دارم
آیا من می توانم زن دایی خودم را حامله (باردار) کنم؟ زیرا دایی من از مشکلات نارسایی جنسی
مقدار نرمال که پزشکان یا شرع برای خارج کردن آب از بدن (استمنا) توصیه می کنند چه قدر است؟
آیا پیامبر(ص) به خاطر عباداتی که در غار حرا می کرد پیامبر شد یا اینکه چون خدا می خواست
Accessing static class variables in C++?
What is the exact definition of instance variable?
Java Generics Wildcarding With Multiple Classes
How can I get the class object, when I only know the classname at runtime
Get an object properties list in Objective-C
In which order should classes be declared in C++?
JarScan, scan all JAR files in all subfolders for specific class
How to “scan” the full list of currently-installed VCL components
Is it legal to stub the #class method of a Mock object when using RSpec in a Ruby on Rails application?
C# class objects

راه کم کردن علاقه به این دنیا و تمام هم و غم خود را روی آخرت گذاشتن، چیست؟




    راه کم کردن علاقه به این دنیا و تمام هم و غم خود را روی آخرت گذاشتن، چیست؟

پاسخ :


من اگر بدانم فردا به جای 1000 تومان امروز 10000 تومان به من خواهند داد در کمال احتیاج تا

1:



ما که از تمام ادیان مطرح اطلاع کافی نداریم چگونه می توانیم یک دین مثلا اسلام را اختیار



قبل از بعثت پیامبر(ص) آیا در جزیره العرب شخص منذری وجود داشت؟ اگر نبود آیا با آن قاعده
پرسش مهم شما را، در یک مقدمه و دو بخش به ترتیب ذیل، پاسخگو خواهیم بود:

اگر دختری از کودکی علاقه مند به پسری باشد و با فرد دیگری ازدواج کند و این علاقه تا هفت
الف) مقدمه

اگر دو ناخن پا که در وضو جای مسح نیست لاک داشته باشد غسل صحیح است؟
در تبیین معناى «دنیا» باید فرمود دنیاى مذموم، «خود» انسان هست.


آیا می توان در عقد شرط کرد که اگر فرزندی به دنیا آمد مسئولیت آن به زن سپرده شود و از پسر
انسان «بد» خود دنیا هست.


آیا لازم است ازدواج موقت ثبت شود شرعا و قانونا؟
آسمان، زمین، درخت، کوه، صحرا و دریا هیچ کدام دنیا نیست.


آیا واقعا ازدواج موقت برای یک جوان مجردی که برایش زندگی مجردی سخت بوده و به گناه آلوده
این‏ها از «آیات الاهى»اند و خداى سبحان از همه اون‏ها با تجلیل یاد کرده هست‏فصلت(41):11.

در قراون مجید و روایات اهل‏بیت(ع) هرگز از آسمان و اختران به بدى یاد نشده، و از زمین، کوه‏ها، معادن دل زمین، دریا و موجودات دریایى بدگویى نشده هست، این‏ها دنیا نیستند.


«دنیا» که ضمیر و قلب، متوجه او هست، مجموعه‏اى از «عناوین اعتبارى» هست که انسان تبهکار را به خود سرگرم و مشغول کرده هست.

مجموعه خود خواهى‏ها هست که دنیا را شکل داده هست؛ و گرنه شما به آسمان یا زمین بروید، دنیا را پیدا نمى‏کنید؛ زیرا همه این‏ها «آیات الاهى»اند؛ موجوداتى که تسبیح‏گوى حق‏اند و مستقمیاً براى عبادت خداى سبحان و به طور غیر مستقیم براى نفع ما ایجاد شده‏اند.


انسان در دامان مادر طبیعت و عالم ماده چشم به جهان می گشاید و از همان لحظه نخستین و آغازین زندگی، با طبیعت و محسوسات ارتباطی تنگاتنگ دارد.

لذت های گوناگون مادی را بارها تجربه می کند و با اونها انس و الفت عمیق داشته و گاه این انس و الفت در او دلبستگی و وابستگی شدید ایجاد می کند به گونه ای که هر واقعیتی جز اون را انکار می کند و حقیقتی جز دنیا و محسوسات و مادیات در نزد اونها وجود ندارد.


این نوع تفکر و اندیشه اصالت را به ماده و محسوسات می دهد و تمام هدف انسان را بهره مندی هر چه بیشتر از دنیا و مواهب اون می داند.

توجه به مدهای جدید و تنوع در بهره مندی از زندگی و تجملات اون و صرف گوهر ارزنده عمر که سرمایه حیات ابدی انسان هست در غوطه ور شدن در لذت های فناپذیر و ناپایدار دنیا ثمره چنین تفکر و عقیده ای هست.

واقعیت این هست که در یک نظر سطحی و کوتاه، لذت های دنیا نقد و در دسترس انسان هست و لذت های آخرتی و معنوی و روحی نسیه و دور از دسترس هست و انسان عاقل هرگز نقد را با نسیه سودا و معامله نمی کند.

علم و تعقل و اندیشه از سنخ مجردات و عالمی ورای ماده و محسوسات هست و ورود در این عالم و انس با تفکر و تعقل برای کسانی که در گرداب دنیا و محسوسات و تعلقات مادی غوطه ور شده اند و همه نیروی خود را در این راه صرف کرده اند کار دشوار و ناگواری هست.
باید دانست که اولاً اگر انسان حقیقت این دنیا را درست بشناسد و واقعیت فنا پذیر و گذراندن اون را با چشم دل بنگرد، به خوبى درمى‏یابد که این جهان ابزارى بیش براى سیر تکاملى او نیست و حیات اصلى انسان، زندگى جاوید اخروى مى‏باشد: «وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ»(عنکبوت/ ٦٤) در بینش اسلامی «دنیا» مقدمه و مزرعه عالم آخرت هست و لذا از هیچ ارزش اصیل و هستقلالی برخوردار نیست؛ به عبارت دیگر، عالم آخرت باطن دنیاست و دنیا ظاهر آخرت هست (معاد شناسی، علامه طهرانی، ج 1، ص 51)
ثانیاً اخراج حب دنیا از دل، به معنای نفی دوست داشتن موجودات و مخلوقات اون نیست؛ بلکه نفی و اخراج دنیاى مذمومی هست که به صرف خوشى و التذاذ بدن و طبیعت انسان می اندیشد و به صورت افراطی پی گیری می شود.

اما چنانچه انسان دنیا و امکانات دنیوی را به عنوان ابزاری برای کسب سعادت خود بخواهد و دوست داشته باشد، این حالت او حب دنیا محسوب نمی شود.

(نگا: جاثیه/23؛ فرقان/43 و نیز ر.ک: چهل حدیث، امام خمینی، ص‏102 - 105؛ دانشنامه امام على (ع)، علی اکبر رشاد، ج‏1، مقاله حقیقت دنیا).

هستاد شهید مطهرى، در این خصوص، مى‏نویسد: «در نهج البلاغه آمده هست که شخصى خدمت امیرمومنان (ع) آمد و شروع کرد به مذمت از دنیا که دنیا چه قدر بد هست؟ این‏مرد شنیده بود که بزرگان دنیا را مذمت مى‏نمايند، خیال کرده بود که مقصود از مذمت دنیا واقعیت این جهان هست...

نمى‏دانست که اونچه بد هست، دنیا پرستى هست...

این بود که على(ع) به او فرمود: تو فریب دنیا مى‏خورى، دنیا تو را فریب نمى‏دهد...، تا اونجا که فرمود: دنیا با کسى که با صداقت رفتار کند، صدیق هست ‏و براى کسى که اون را درک کند، مایه عافیت هست.

دنیا معبد دوستان خدا، مصلاى فرشتگان خدا، فرودگاه وحى خدا، تجارتخانه‏ اولیاى خدا هست...» (عدل الهى، ص‏157).
ب) براى کم کردن میزان علاقه به دنیا و در نهایت رهایی از حب دنیاى مذموم و توجه هر چه بیشتر به آخرت توجه و عمل به امور ذیل بایسته هست:
1.

عزم بر روشن نگه داشتن دل و سلامتی اون:
حبّ دنیا، ماهیت دل را تغییر می دهد، اون را تیره مى‏سازد، روشنى را از اون مى‏گیرد و سلامتش را از میان مى‏برد.

پس تأمل در این حقیقت که حبّ دنیا بزرگ‏ترین ظلم به خویشتن هست موجب مى‏گردد آدمى اراده و عزم خود را بر ترک حبّ دنیا جزم نماید و این در واقع «گام اوّل» هست.


2.

باور به فانی بودن دنیا: باور دل از اعتقاد ذهن خیلى بالاتر هست.

برای مثال، بسیارى اعتقاد جازم دارند که مرده ترس ندارد ولى باز هم از مرده مى‏ترسند؛ این نیست جز این که این اعتقاد باور دل اونها نشده هست؛ اما شخص مرده‏شوى علاوه بر اعتقاد، دلش هم باور کرده که مرده ترسى ندارد.

بسیارى از ما اعتقاد داریم که روزى از دنیا خواهیم رفت و به این آیات معتقدیم که: «کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ‏؛ همه کسانى که روى زمین هستند فانى مى‏شوند (رحمن/ 26) و نیز اعتقاد داریم: «ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اَللَّهِ باقٍ؛ اونچه نزد شماست از بین مى‏رود و اونچه نزد خداست باقى مى‏باشد (نحل/ 96)؛ اما هیچ‏کدام از اعتقادات را باور دل نکرده‏ایم ازاین رو دل به دنیا بسته‏ایم، بنابراین باید فناء دنیا را باور دل کنیم تا دل به دنیا نبندیم.

براى کسب این باور می توان در برنامه مطالعه روزانه خود، مطالعهسلسله کتب اخلاقى را برنامه داد تا در اثر مطالعه مداوم و هر روزه این گونه کتب باور انسان شود که اونچه اهم هست و باید همّ و غمّ را صرف اون کرد معنویت، سجایاى اخلاقى، ملکات بلند نفسانى و پرواز از دنیا و تعلقات اون مى‏باشد.


مطالعه شرح احوال بزرگان و فرزانگان هم مفید و از همین باب هست؛ مانند این کتاب ها:
مهر تابان، یادنامه علامه طباطبایی، نوشته علامه حسینی طهرانی.
روح مجرد، یادنامه عارف بالله سید هاشم حداد، نوشته علامه حسینی طهرانی.
نشان از بی نشان ها (2 جلد)، یادنامه آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی، نوشته علی مقدادی اصفهانی.
آیت الحق (2 جلد)، یادنامه آیت الله سید علی آقا قاضی، نوشته سید محمد حسن قاضی.
سیری در آفاق، زندگی نامه آیت الله بهاء الدینی، نوشته حیدری کاشانی.
در آسمان معرفت، در احوال چند تن از علمای ربانی، نوشته علامه حسن زاده آملی.
کیمیای محبت، یادنامه شیخ رجبعلی خیاط، نوشته محمدی ری شهری.
3.

مرگ اندیشى: تفکر و تأمل در مرگ و یاد اون، موجب بى رغبتى به دنیا مى‏شود؛ چنان که حضرت على (ع) مى‏فرماید: «اونکه یاد مرگ بسیار کند، از دنیا به اندک خشنود شود».(نهج‏البلاغه، حکمت 349( و یا باز می فرماید: «اسباب سفر آماده کنید! خدایتان بیامرزد که نداى کوچ‏ همواره طنین افکن هست.

دوران ماندگارى در دنیا را ناچیز بشمارید و با شایسته‏ترین توشه‏اى که در اختیار دارید به آخرت‏روى آرید...

و بدانید که مرگ چنان چشم در چشم شما دوخته که‏ گویا هم اکنون چنگالهایش را در پوستتان فرو برده هست...

پس‏وابستگیهاى دنیا را ببرید و به توشه تقوا تکیه کنید» (فرهنگ آفتاب، عبدالمجید معادیخواه، ج 5، ص 2528 ).

چه مناسب هست که هر روز ساعتی در مکانى خلوت به مرگ فکر شود.

و این هر چه بیشتر و دقیق‏تر و عمیق‏تر باشد دل را بیشتر از این دنیاى فانى جدا مى‏سازد.

ابوعبیده مى‏گوید به امام محمد باقر(ع) عرض کردم: «سخنى به من بفرما تا به سب اون بهره‏مند گردم.

حضرت فرمود: یا ابا عبیده اکثر ذکر الموت فانه لم یکثر ذکره انسان الا زهد فى الدنیا؛ اى ابوعبیده زیادت بخش یاد مرگ را (و همیشه مرگ در یادت باشد) زیرا حقیقتاً هیچ انسانى یاد مرگ را فزونى نبخشید مگر این که در دنیا زاهد گشت (و دلش به دنیا بى‏رغبت شد».(المحجهالبیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج 8، ص 241).
4.

زهد ورزى: حضرت على (ع) زهد را گونه‏اى نگریستن به دنیا مى‏داند، نه روش زندگى در اون و این نگرش موجب مى‏گردد علاقه به دنیاى مذموم در انسان، رو به کاهش گذارد.

اون حضرت در تعریف زهد مى‏فرماید: «زهد با همه شاخ و برگش میان دو کلمه قراون هست: لِکَیْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ؛ تا بر اونچه از دست شما رفته، حسرت نخورید و بر اونچه به شما رسیده، شادمان نشوید (حدید/23)؛ هر کس بر اونچه از دست داده، اندوهگین نشود و بر اونچه به دست آورده، شاد نشود، هر دو روى زهد را گرفته هست».

(نهج البلاغه، حکمت 439)
ترک دنیا هر که کرد از زهد خویش/ بیش آید پیش او دنیا و پیش‏
راه‏هاى مختلف آسان شده هست/ هر یکى را ملتى چون جان شده هست‏
مردباش و مسخره موران مشو/ رو سر خود گیر و سرگردان مشو (مثنوى‏معنوى مولوی، دفتر اول).
5.

تامل در احوال گذشتگان: فراز ذیل که از زبان مبارک امام على (ع) نقل می شود، براى بیان مقصود کافى هست: «اخبار گذشتگان و اونچه را بر نسل‏هاى پیشین رفته هست، به یاد آور.

بر سرزمین‏هایشان بگذر و در آثار باوقتدگانشان نیک بنگر.

ببین که چه کردند و از کجا برکنده شدند و به کجا فرود آمدند و جاى گرفتند! بى گمان در مى‏یابى که از میان دوستان به سراى غربت در افتاده‏اند، و زود باشد که تو نیز سرنوشتى چو اونان یابى».

(نهج‏البلاغه، نامه 31).
6.

ترک ویژگى‏هاى اهل دنیا: کسى که مى‏خواهد از دنیاى مذموم فاصله بگیرد، باید بکوشد تا متصف به اوصاف اهل دنیا نباشد.

بنابر حدیث معراج پیامبر (ص)، ویژگى‏هاى اهل دنیا بیست مورد می باشند که اهل آخرت نباید بدان‏ها آراسته باشد: پرخور و شکم باره‏اند؛ خنده فراوان مى‏نمايند؛ پرخواب هستند؛ خشم فراوان دارند؛ کم خرسند مى‏گردند و همواره از دیگران طلب کارند؛ وقتى به دیگران بدى مى‏نمايند، پوزش نمى‏خواهند؛ عذر دیگران را نمى‏پذیرند؛ در هنگام عبادت کسل‏اند و هنگام معصیت شجاع؛ با اینکه مرگشان نزدیک هست، آرزوهاى دور و دراز دارند؛ به محاسبه و حسابرسى نفس خود نمى‏پردازند؛ به دیگران نفع نمى‏رسانند؛ بسیار سخن مى‏گویند؛ ترس اندک از خدا دارند؛ هنگام آماده شدن غذا، شادمانند؛ نه هنگام آسایش، شکر مى‏نمايند و نه بر بلا و گرفتارى صابرند؛ امت را به حساب نمى‏آورند و کارهاى خیرى که دیگران انجام مى‏دهند (حتى اگر فراوان نیز باشد) در چشم اونان اندک هست؛ خود را به کارى که انجام نداده‏اند، مى‏ستایند؛ چیزى را ادعا مى‏نمايند که در وجود اونان نیست؛ همواره تمنّا و انتظارات خود را بیان مى‏نمايند؛ به عیب گویى از دیگران مى‏پردازند.

(راهیان کوى دوست؛ شرح حدیث معراج، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، ص‏138-144)
7.

اجتناب از محرمات (گناهان) و عمل به واجبات: باید توجه داشت گناه انسان را به دامن دنیا مى‏اندازد و هر قدر انسان به گناهان نزدیک تر شود، در باتلاق دنیا فروتر مى‏رود.

از طرفى انجام واجبات بعد ملکوتى انسان را جلا مى‏دهد و اگر دل با واجبات انس گرفت و لذت عبادات راچشید، حب دنیا و دلبستگى به اون رخت برمى‏بندد.
8.

پرهیز از امورى که با عبادات منافات دارد و اثر اونها را خنثى مى‏سازد: این مسئله از امور بسیار مهم هست؛ همانند دو نفر مریض که هر دو به دستور دکتر عمل کرده و داروهاى خود را به موقع مى‏خورند؛ ولى یکى از چیزهاى زیان بار پرهیز مى‏کند و دیگرى اهل پرهیز نمى باشد، در این صورت سفارش و نسخه پزشک براى دومى بى اثر یا کم اثر هست.

در روایتى آمده هست مولاى عارفان على(ع) جابر بن عبدالله را دید که آهى بر کشید.

فرمودند: اى جابر! براى دنیا آه مى‏کشى؟ جابر عرض کرد: آرى.

حضرت فرمودند: اى جابر! لذت‏هاى دنیا در هفت چیز هست: خوردنى، آشامیدنى، پوشیدنى، آمیزشى، سوار شدنى، بوییدنى و شنیدنى.

لذیذترین خوردنى عسل هست و اون آب دهان حشره‏اى باشد؛ گواراترین آشامیدنى آب هست که بر خاک روان هست؛ بهترین پوشیدنى ابریشم هست و اون از آب دهان کرمى باشد؛ برترین همبستر شدنى زنانند که از زشت‏ترین عضو اونان خواسته مى‏شود؛ بهترین سوار شدنى، اسب هست و اون کشنده هست؛ ارزشمندترین بوییدنى مُشک هست و اون خون ناف حیوانى باشد؛ بهترین شنیدنى‏ها غنا و آواز هست که اون هم گناه باشد؛ پس آدم خردمند براى چیزهایى با این اوصاف هرگز آه نمى‏کشد.

جابر بن عبدالله مى‏گوید: به خدا سوگند از اون وقت به بعد هرگز دنیا بر دلم خطور نکرد».

(میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ح 6058)
ج) اگرچه راه کم کردن و رهایی از حب دنیا، مقدمه آخرت گرایی و هم و غم خود را بر روی باور به آخرت نهادن هست اما، جهت جواب دقیق تر و تفصیل بیشتر، موارد زیر را به عنوان راه های آخرت گرایی ذکر می کنیم:
1.

خالی شدن دل از حب دنیا: چنانکه اشاره شد، خطا و گناه آدمى، ریشه در دنیا دوستى و گرایش افراطى به لذت‏هاى مادى و طبیعى اون دارد: «حب الدنیا رأس کل خطیئه» بنابراین اگر کسى بخواهد دلش را از گناه خالى کند، باید با ریشه و منشأ اون بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذت‏هاى طبیعى را در نفس خویش تعدیل نماید؛ که اگر چنین کند و به هستعانت خداى متعال، در این کار سترگ موفقیتى به دست آورد، مى‏توان دلش را از گناه خالى کند و به جاى اون محبت خداى بزرگ و اولیاى او را جایگزین نماید؛ به قول مولوی: اول ای جان دفع شرّ موش کن/ وانگهی در جمع گندم جوش کن (مثنوی)
2.

معاد باوری یا قیامت باوری: قیامت‏باورى در جهت غلفت زدایی و جلوگیرى از ناهنجاریهاى اجتماعى، نقشى ‏بنیادین دارد و سبب خود سازى هست.

معاد باورى در پیشگیری از ریاست‏طلبى و انحرافات مالى و ادارى ‏نقشى بنیادین دارد.

على(ع) به نعمان زرقى، فرماندار بحرین، نوشت: «...و لا تکن من‏الغافلین عن امر معادک...» (انساب الاشراف، ج 2، ص‏387 388) اون حضرت به کارگزاران حکومت خود مى‏فرمود: «اینک توصیه‏ام به شما این هست که مرگ را فرا یاد آورید و از میزان غفلت‏ خود بکاهید؛ آخر چگونه از چیزى‏ غفلت مى‏کنید که هرگز از شما غافل نمى‏شود و کسى را امید دارید که هیچ مهلت ‏تان نمى‏دهد؟!» ( فرهنگ آفتاب، عبدالمجید معادیخواه، ج 8، ص 4562)
البته بنده معاد باور خداوند اونچنان باید در نیل به هدف خود اصرار کند که به چیزی کمتر از تقرب به ذات احدیت و آرامش در نزد محبوب، قانع نشود؛ چنانکه سالک بصیر، شیخ رجبعلی خیاط (نکوگویان) به لطافت و زیبایی، شاگردان خود را توصیه می کرد: «بچه ای که بهانه گرفته هست، هر قدر اسباب بازی و تنقلات به او بدهند، اونها را به طرفی پرت می کند، دست از لجبازی بر نمی دارد و دائم گریه می کند، تا این که پدرش او را در آغوش گرفته، نوازش نماید.

اون وقت آرام می گیرد؛ تو هم چنانچه زرق و برق دنیا را نخواهی، در نهایت دست تو را می گیرند و بلندت می نمايند.

اون وقت هست که انسان لذت می برد.»(تندیس اخلاص؛ محمدی ری شهری، ص 96 )
3.

آگاهی از ویژگی های اهل آخرت و متایجاد شدن به صفات اونها: آدمى با آگاهی از ویژگى‏هاى اهل آخرت، از دنیاى مذموم دور شده و به صفات اهل آخرت آراسته مى‏شود.

در حدیث معراج پیامبر(ص)،‌ اهل آخرت، چنین توصیف شده‏اند: چهرهایشان ملاطفت‏آمیز و به عبارتى دیگر زرد و ضعیف هست؛ حیاى اونان فراوان هست؛ حماقت و نابخردى‏شان اندک هست؛ نفع اونها براى امت فراوان هست؛ مکر و نیرنگشان اندک هست و صادقانه با دیگران برخورد مى‏نمايند؛ امت از دست اونان در آسایش و امنیت‏اند اما خود در سختى و رنج می باشند؛ سنجیده سخن مى‏گویند؛ به محاسبه نفس خویش مى‏پردازند؛ نفس خویش را به زحمت مى‏اندازند؛ چشمانشان به خواب مى‏رود؛ ولى دلهایشان بیدار هست؛ چشمانشان گریان و دلهایشان همواره به یاد خداوند هست؛ در آغاز نعمت حمد و در پایان اون، شکر خدا را به جا مى‏آورند؛ حتى به اندازه یک چشم بر هم زدن از یاد خدا غافل نمى‏شوند و چیزى اونان را از ذکر خدا باز نمى‏دارد؛ خواهان پرخورى نیستند؛ طالب پرگویى نمى‏باشند؛ خواهان اسراف در پوشش نمى‏باشند؛ امت در نظر اونان مردگانند و خدا در نظرشان حى و کریم هست؛ کسانى را که به اونها پشت کرده‏اند، از روى بزرگوارى به سوى خود مى‏خوانند و کسانى را که به اونان روى آورده‏اند، از روى لطف مى‏پذیرند؛ دنیا و آخرت در نظر اونان یکسان هست؛ در اثر مبارزه با نفس و مخالفت با هوا و هوس و مجاهدت با شیطان، روزى هفتاد بار مى‏میرند؛ اون قدر لاغر و ضعیف‏اند که اگر بادى بوزد اونان را تکان مى‏دهد، اما وقتى در برابر خدا به عبادت مى‏ایستند، چونان سدى آهنین خسته نمى‏شوند و هیچ چیز اونان را از جاى خود تکان نمى‏دهد؛ لحظه‏اى د لهایشان به آفریده‏اى مشغول نمى‏گردد.

(راهیان کوى دوست؛ شرح حدیث معراج، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، ص 159 – 184).
4.

خود سازى یا تهذیب نفس: خود سازى، مقدمه ضروری حرکت به سمت تکامل روحى و معنوى هست.

چنان که خداوند مى‏فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها * وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها؛ هر کس نفس خود را پاک و تزکیه کرد رستگار شده و اون کس که نفس خود را به گناه آلوده ساخته، نومید و محروم گشته هست» (شمس/9 و 10).

هدف از تهذیب نفس، کنار زدن حجاب‏ها و پرده هایى هست که میان انسان و فطرت او مانع گردیده و اجازه تبلور و تجلى به آینه خدانماى فطرت را نمى دهد.

این پرده‏ها و حجاب‏ها برگرفته از گناهان، غفلت‏ها و فرو رفتن در عالم ماده و مادیات و فراموش کردن خدا و آخرت و عالم ملکوت هست.

حضرت امام خمینی (ره) به زیبایى این معنا را در قالب نظم کشیده هست: تا اسیر رنگ و بویى، بوى دلبر نشنوى/ هر که این اغلال در جانش بود آماده نیست‏.
5.

باور به نیاز انسان به توشه آخرت: اگر کسى باور کند که سخت محتاج به زاد و توشه آخرت هست و دنیا خواه و دنیامدارى انسان را دست تهى رها مى‏سازد، نه تنها رغبتش به دنیا کم مى‏شود بلکه کم کم دل به آخرت می بندد.

حضرت امیرالمومنین علی (ع) در خطبه ای می فرمایند: «اى امت! دنیا دار عبور و آخرت خانه برنامه (و مقر شماست) از عبورگاه براى قرارگاه (توشه) برگیرید پرده‏هاى (آبرویتان را با اعمال زشتتان) نزد (خداوندى که) از اسرار شما آگاه هست نریزید، قبل از این که بدن‏هایتان از دنیا خارج شود قلب‏هایتان را (از توجه و حب اون) خارج سازید در دنیا (فقط) ازمایش مى‏شوید (ولى) براى غیردنیا آفریده شده‏اید.

هرگاه انسان وفات یابد امت مى‏گویند: (چه میراثى را) و چه چیزى را به جا گذاشته؟ در حالى که ملائکه مى‏گویند چه چیز (و چه عملى و هدیه‏اى) را پیش فرستاده.

پس پاره‏اى از اونچه مال شماست پیش فرستید تا قرض (سودبخشى) برایتان باشد و همه اونچه دارید باقى نگذارید تا فرضى که بر ضرر شماست باشد.

(نهج‏البلاغه، خطبه 203).
در پایان، علاوه بر کتاب هایی که در متن جواب به اونها هستناد شد، کتب ذیل را برای مطالعه بیشتر در این زمینه، پیشنهاد می کنیم:
1.

معاد شناسی (10 جلد)، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی.
2.

معاد شناسی، آیت الله جعفر سبحانی.
3.

معاد یا باز گشت به سوی خدا، هستاد محمد شجاعی.
4.

معاد، آیت الله دستغیب.
5.

منازل الآخره؛ حکایات و روایات مرگ و عالم پس از مرگ، شیخ عباس قمی.
6.

معاد در نگاه عقل و دین، محمد باقر شریعتی سبزواری.
در طاعت و بندگی خدا، موفق و موید باشید.




برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 17 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 11:49 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


95 out of 100 based on 55 user ratings 1355 reviews