چرا به امام علی(ع) قتال العرب می گویند؟


چرا به امام علی(ع) قتال العرب می گویند؟




    چرا به امام علی(ع) قتال العرب می گویند؟

پاسخ :


آیا گفتن مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا در راهپیماییها نوعی فحش و توهین به آن کشورها

1:



برای یک نشریه دانشجویی با موضوع مهدویت چه موضوعاتی برای مطرح شدن در این زمان اهمیت

پاسخ: باید توجه داشته باشید که این کلام از عنادهای بنی امیه و هواداران اونان به حضرت علی بن ابی طالب (ع) می باشد.


من به دلیل اینکه توانایی جسمی ندارم یعنی ضعف شدید دارم نمازهایم را تکیه داده به ستون
اونان برای اینکه نام و مقام و منزلت امیرالمومنین (ع) را میان امت خراب نمايند دست به یک اقدام ناجوانمردانه دیگر زدند و همه جا برای پیشبرد اهداف شوم خود از حضرت، به نام قتال العرب نام می بردند،به خیال اینکه با این حرف روحیه انتقام جویی را در امت زنده نمايند که یک نمونه اون وقتی بود که عمر سعد ملعون در کربلا وقتی دید که لشکریانش نمی توانند از پس امام حسین (ع) بر بیایند این کلمه را در مورد امام به کار برد.

چه ذکر و ادعیه هایی جهت رهایی از شر شیطان وجود دارد؟
شهید مطهری هم به این مطلب اشاره می کند و می نویسد:

چه ذکرهایی یا چه راه هایی جهت رهایی از شر افراد حسود و بخیل و تنگ نظر وجود دارد؟
فریاد عمر سعد بلند شد که مادرتان به عزایتان بنشیند، به مبارزه کی رفته اید؟ هذا ابن قتال العرب (بحار الانوارج 45 ص 50، مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 110 مقتل الحسین مقرم ص 346) این پسر کشنده عرب هست، پسر علی بن ابیطالب هست، والله نفس ابیه بین جنبیه (بحارالانوارج 44 ص 390، ارشاد شیخ مفید ص 230 ) بخدا روح پدرش علی در کالبد اوست، به تنهایی به جنگ او نروید (حماسه حسینى ، ج 3، ص 166)

چه کنیم از یاد خدا غافل نشویم و از شر دشمنان در امان باشیم؟
اما اینکه چرا به اون حضرت این نام را داده بودند دلیلش روشن هست، چون فداکارى و از خود گذشتگى على علیه السلام در جنگهایی که در وقت پیامبر از خود نشان داد بر احدى پوشیده نمانده بود لذا در اثر ابراز رشادت و شجاعت بى نظیرش او را ضیغم الغزوات و قتال العرب می نامیدند و جز جنگ تبوک که به دستور پیغمبر در مدینه مانده بود در تمام جنگها شرکت کرده و پرچم فتح و پیروزى همیشه در دست او بوده هست.

اگر صله رحم باعث به گناه کشیدن افراد شود، چه حکمی دارد؟
لذا بسیاری از کسانی که پدران یا برادران کافرشان به دست امیرالمومنین کشته شده بودند در عداوت با اون حضرت او را قتال العرب می نامیدند.اینک توجه شما را جلب می کنم به گوشه ای از شجاعت اون حضرت که دلیل نامیده شدنش به این نام توسط این افراد شد:

بین قیمتهای اجناس تو ایران با دبی خیلی اختلاف هست مخصوصا لوازم الکتریکی مثل موبایل،
شیخ مفید شجاعت اون حضرت را نوعى اعجاز دانسته و مینویسد: هیچ جنگجوى کار آزموده‏اى دیده نشده هست که همیشه در جنگ پیروز شود بلکه گاهى بر دشمنش غلبه کرده و گاهى نیز شکست خورده هست و همچنین ضربت شمشیر هیچ دلاورى همیشه چنان نبوده هست که دشمن در اثر زخم اون جان سپرد بلکه گاهى فوت کرده و گاهى هم بهبودى یافته هست و چنین امرى در طول تاریخ سابقه ندارد مگر امیرالمؤمنین علیه السلام که با هر همآوردى به مبارزه برخاست بر او چیره گشت و به هر رزمجوئى ضربتى زد او را به هلاکت رسانید و این هم از موجباتى هست که او را از همگان ممتاز میکند و خداوند جریان عادى امور را در هر جا و وقت به وسیله او به هم زده و وجود وى یکى از نشانه‏هاى روشن خداى تعالى میباشد.

(ارشاد مفید جلد 1 باب 3 فصل 56 )
قوت قلب على علیه السلام که از ایمان و یقین وى سرچشمه مى‏گرفت در هیچ ‏بشرى دیده نشده هست، روزى در جنگ صفین به چهره خود نقاب زده و به صورت یک فرد ناشناس در جلو صفوف شامیان مبارز می‌طلبید پس از اونکه گروهى از مبارزان شام را به خاک هلاکت افکند معاویه به عمرو عاص فرمود: این شجاع قوی‌دل کیست؟
عمرو فرمود یا عبدالله ابن عباس هست! و یا خود على هست معاویه فرمود چگونه میتوان تشخیص داد؟
عمرو فرمود: ابن عباس مرد شجاعى هست ولى در مقابل حمله عمومى سپاه به این انبوهى نمی تواند مقاومت کند تمام سپاهیان را فرمان حمله بده.

که از جاى بجنبند و به این جنگجو حمله نمايند اگر رو گردانید ابن عباس هست و اگر ثابت و پا بر جا ماند على هست زیرا على از تمام عرب اگر به مقابله‏اش برخیزند رو نمیگرداند چه رسد به سپاه تو.

(خود حضرت امیر علیه السلام نیز در نامه‏اى که به عثمان بن حنیف نوشته میفرماید: والله لو تظاهرت العرب على قتالى لما ولیت عنها؛ به خدا سوگند اگر تمام عرب به پشتیبانى یکدیگر بجنگ من برخیزند من از اونها رو گردان نمیشوم.

نهج البلاغه نامه 45 ).
معاویه براى آزمایش فرمان حمله عمومى داد و تمام سپاه او به حرکت در آمد اما اون مبارز چون کوه آهنین در جاى خود ثابت و بربرنامه بود اونگاه فهمیدند که على علیه السلام هست پیکار میکند لذا فرمان عقب نشینى دادند.
وقتى صداى على علیه السلام در میدانهاى جنگ بلند می‌شد لرزه بر ارکان وجود اونها می‌افتاد.

در جنگهاى جمل و صفین غالب اوقات یک تنه خود را بر سپاهیان مخالف میزد و صفوف اونها را متلاشى کرده و پراکنده می ساخت.
به تصدیق دوست و دشمن على علیه السلام کرار غیر فرار و اسدالله الغالب و غالب کل غالب بود، زره اون حضرت که به منزله پوشش جنگ او بود مانند پیشبندى فقط با چند حلقه در شانه‏هاى او به هم وصل میشد و به کلى فاقد قسمت پشت بود علت این امر را از وى سؤال کردند فرمود: من هرگز پشت به دشمن نخواهم نمود در این صورت احتیاجى به پشت بند زره ندارم.


یکى از اصحاب على علیه السلام خدمت اون حضرت عرض کرد که براى میدانهاى جنگ اسبى تندرو و چالاک ابتیاع کنید که چنین اسبى صاحب خود را در مهلکه‏ها نجات می‌دهد على علیه السلام فرمود من هرگز از جلو دشمن فرار نخواهم کرد تا با اسب تند رو از ورطه خطر دور شوم و دشمن فرارى را نیز تعقیب نخواهم نمود تا بخواهم زودتر به او برسم بنا براین مرکب من هر چه باشد اهمیتى ندارد.

(امالى صدوق مجلس 32 حدیث 4)
ابن ابى الحدید گوید: على علیه السلام شجاعى بود که نام گذشتگان را محو کرد و محلى براى آیندگان باقى نگذاشت، در قوت ساعد و نیروى بازو نظیرى نداشت و یک ضربت او براى قوى‏ترین شجاعان مرگ و هلاکت را پیش می‌آورد چنانکه هیچ مبارزى از دست او جان سالم بدر نبرد و شمشیرى نزد که احتیاج به دومى داشته باشد و هر رزمجوى دلاورى را که می‌کشت تکبیر می‌فرمود و در لیله الهریر شماره تکبیراتش به 523 رسید و معلوم گردید که 523 نفر از ابطال نامى را در اون شب به دیار عدم فرستاده هست.

(کشف الغمه ص 73 ).

در جنگ احد پس از اون که مردان رزمى قبیله بنى عبد الدار به دست اون حضرت کشته شدند غلامى از اون قبیله که حبشى بود و صوأب نام داشت در حالی که بسیار خشمگین و دهانش کف زده بود سوگند یاد کرد که: به جاى کشته شدگان قبیله خود شخص محمد را خواهم کشت! این غلام ضمن اینکه شجاع بود جثه بزرگى هم داشت لذا مسلمین از او ترسیدند و جرأت مبارزه با او را نداشتند، على علیه السلام چنان ضربتى بر او زد که او را از کمر دو نیم نمود به طوری که بالا تنه‏اش به زمین افتاد و نیم پائین در حال ایستاده ماند هر دو لشگر متعجب و مبهوت شده و مسلمین می‌خندیدند! (منتهى الامال جلد 1 ص 44 نقل به معنى).
در تمام جنگها مجاهد فى سبیل الله بود و اندوه و پریشانى مسلمین با وجود وى زائل می گشت، وقتى دست به قبضه ذوالفقار میبرد پیروزى مسلمین محرز و مسلم می شد و هنگامی که پیغمبر صلى الله علیه و آله را از طرف مشرکین غم و اندوهى می‌رسید و سپاهیان مخالف براى قتل او تصمیم میگرفتند وجود على علیه السلام باعث برطرف شدن غم و اندوه پیغمبر می‌گردید و به همین جهت او را الکاشف الکرب عن وجه رسول الله فرمودند.
شجاعت و نیروى بازوى على علیه السلام اظهر من الشمس بود و مخالفین و دشمنانش نیز او را به شجاعت می‌ستودند، مشهور هست که با دو انگشت سبابه و وسطى گردن خالد بن ولید را فشار داد به طوری که خالد نعره زد و نزدیک به هلاکت بود.

در غزوات پیغمبر صلى الله علیه و آله بسیار اتفاق افتاده بود که على علیه السلام در مقابل دشمنان ایستادگى کرده بود و اگر اون حضرت نبود کار مسلمین یکسره می‌شد.
در قاموس زندگانى على علیه السلام کلمه ترس معنى و مفهومى نداشت او نه از جنگ میترسید و نه از مرگ وحشت میکرد در سراسر زندگانى خود با مرگ و خطر هم آغوش بود و بارها میفرمود : والله لابن ابیطالب اونس بالموت من الطفل بثدى امه؛ به خدا سوگند پسر ابیطالب به مرگ بیشتر از طفل شیرخوار به پستان مادرش مأنوس و مشتاق هست.

(نهج البلاغه کلام 5 )
در جنگ صفین بدون زره در میان دو لشگر می گشت، امام حسن علیه السلام عرض کرد این عمل در موقع جنگ بى احتیاطى هست فرمود: یا بنى ان اباک لا یبالى وقع على الموت او وقع الموت علیه (بحار الانوار جلد 41 ص 2 نقل از مناقب آل ابیطالب) : پسر جانم پدرت باکى ندارد که رو به مرگ رود یا مرگ به سوى او آید.
ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه می نویسد روزى معاویه خفته بود پس از بیدار شدن عبدالله بن زبیر را در پایین پایش دید که بر تخت او نشسته بود، عبدالله از روى شوخى به معاویه فرمود اگر میخواستم ترا (در خواب که بودى) غفلتا می‌کشتم.

معاویه فرمود سپس ما اظهار شجاعت کن! عبدالله فرمود براى چه شجاعت مرا انکار می کنى با این که من در جنگ برابر على بن ابیطالب بایستادم! معاویه فرمود اگر چنین جرأت می کردى یقینا على تو و پدرت را با دست چپ می کشت و دست راستش بیکار می ماند و دنبال دیگرى می گشت که به قتل رساند.

(بحار الانوار جلد 41 ص 143 )
این بود شمه ای از شجاعت و دلیری اون بزرگ مرد تاریخ که شجاعتش در راه پیشبرد اسلام سبب اینگونه لقبها به ایشان شد.


برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 11:54 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


76 out of 100 based on 56 user ratings 256 reviews

اگر مردی ازدواج مجدد داشته باشد و از زن قبلی خود دارای دختری باشد، آیا داماد مرد یعنی
کفاره جمع چیست؟ در چه شرایطی واجب می شود؟
عده ای از دوستان عضو بسیج هستند و از بسیج سوءاستفاده می کنند و با این کارشان باعث خراب
چرا حوریان و خادمان بهشت، بدون مواجهه با گناهان و تهذیب نفس و امتحان پس دادن، بهشت نصیبشان
با توجه به منزه بودن ساحت الهی در داشتن دست و شمشیر و کلماتی مشابه، معنای واژه هایی
کتاب عیون مسائل نفس، چگونه کتابی است؟ برای چه کسانی است؟ به زبان عربی است؟ آیا به فارسی،
Should I rewrite my DSP routines in C/C++ or I'm good with C# unsafe pointers?
Obtain a ResourceManager for a static lib
How do I find out whether a ResourceManager contains a key without calling ResourceManager.GetString() and catching the exception?
How do I import an RSA Public Key from .NET into OpenSSL
What is the difference between c++0x concepts and c# constraints?
Should I learn C++ and Java simultaneously? [closed]
What is the purpose of anonymous { } blocks in C style languages?
simulated annealing for placement and routing
Passing “const” variable to method in Java
Should I wrap all my c++ code in its own namespace?
*