تشویش ذهنی، اضطراب، نگرانی، خیال پردازی، عصبانیت و حساسیت شدید نشانه چیست؟ لطفا در


تشویش ذهنی، اضطراب، نگرانی، خیال پردازی، عصبانیت و حساسیت شدید نشانه چیست؟ لطفا در




    تشویش ذهنی، اضطراب، نگرانی، خیال پردازی، عصبانیت و حساسیت شدید نشانه چیست؟ لطفا در این موارد توضیح دهید.

پاسخ :


نمی دونم چی بگم، انگیزم رو برای زندگی از دست دادم، یه جورایی فکر می کنم که دیگه خدا منو

1:



می خواستم در مورد تحصیل مرا مشاوره تحصیلى نمایید تا موفقتر شوم.

انسان از نظر خلقی و عاطفی معمولاً یک حالت یکنواخت ندارد.


می خواستم بدانم این نهاد زیر نظر چه ارگانى است و چه وظایفى دارد؟
همه انسان‏ها کم و بیش دوره‏هایى از غمگینى و افسردگى را تجربه مى‏نمايند و این امر طبیعى هست.


لطفا سیر مطالعاتی کتب شهید مطهری را برای من ارسال فرمایید.
و علت اون هم گاهى معلوم و شناخته شده هست؛ مثل وقتى از دست دادن عزیزى، شکست در بعضى از امورات زندگى، مورد تمسخر و هستهزا برنامه گرفتن، زندگى کردن در غربت و دور از خانواده و...


در فقه شیعه آمده است که زنان سیده در سن 60سالگی یائسه می شوند ولی زنان غیرسیده در سن 50
و گاهى اوقات علت غمگینى و افسردگى و بى نشاطى معلوم و شناخته شده نیست.


چرا به سوره های آل عمران و بقره زهراوین یا زهراوان گویند؟
چه بسا علت فیزیکی و شیمیایى یا جنبه ارثى و یا عواملى محیطى مبهم دارد.


چرا به آیه 282 سوره بقره تداین گویند؟
در هر حال افسردگى از اختلالات خلقى شایع هست و معمولاً شیوع اون در میان خانم‏ها، بیشتر از مردان هست؛ زیرا براى مردان زمینه برون‏ریزى ناراحتى‏ها فراهم‏تر هست؛ اما زن‏ها معمولاً خود خورى مى‏نمايند و زمینه بروز ناراحتى‏ها براى اونها کمتر فراهم مى‏شود.


چرا حضرت محمد امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را تعویذ نامید؟
البته خداوند مکانیزم‏هاى جالبى، در وجود انسان برنامه داده که تا حد قابل توجهى، در تنظیم حالت خُلقى و عاطفى وى مؤثر هست؛ از جمله این مکانیزم‏ها خنده و گریه هست.

گریه و خنده، فواید زیادى دارد که از جمله اونها تنظیم حالات عاطفى و خلقى انسان هست.

گاهى با چند دقیقه گریه کردن، کاملاً انسان از ناراحتى‏ها تخلیه مى‏شود و گاهى نیز با شرکت در یک مجلس شادى آفرین (مثل جشن و عروسى) و یا با برنامه گرفتن در جمع دوستان و شنیدن چند مطلب طنزآمیز و شوخى‏هاى خنده‏دار، انسان تخلیه هیجانى مى‏شود و نشاط پیدا مى‏کند.
بنابراین تجربه کردن حالات غمگینى و افسردگى، تا حدود زیادى طبیعى هست امّا اگر حالت غمگینى بیش از شش ماه طول بکشد و علایمى از قبیل کم خوابى (یا پرُ خوابى در بعضى افراد)، بى اشتهایى، کاهش عملکرد، عدم تمرکز حواس، حالات پرخاشگرانه و...

را به دنبال داشته باشد؛ روشن مى‏شود که مشکل کمى بیشتر از حالت طبیعى هست و باید به روان‏شناس، مشاور روان شناس یا روان پزشک مراجعه کرد.

به کارگیرى راه‏کارهاى زیر، براى مقابله با مشکل مطرح شده و درمان اون بسیار مفید هست:
1ـ اجتناب از تنهایى؛ سعى کنید به جز مواقعى که ضرورت دارد در تنهایى برنامه نگیرید.
2ـ با افکار منفى خود مقابله کنید یعنى هر وقت این افکار به شما هجوم آورد به هر صورتى که شده خود را از چنبره اون نجات دهید مثلاً خود را به کارى مانند مطالعه یا هر کار دیگرى که امکان انجام اون براى شما هست، مشغول کنید و نگذارید ذهن شما جولانگاه افکار منفى باشد.
3ـ به جنبه‏هاى مثبت خود فکر کنید و سعى کنید اونها را در یک برگه‏اى به صورت فهرست، لیست کنید.
4ـ به جاى اینکه به کمبودها و عیب‏ها و ناکامیهاى خود فکر کنید به موفقیت‏ها و اون امکاناتى که در زندگى از اون بهرمند بوده و هستید فکر کنید به عبارت دیگر امکانات و شرایط زندگى ما مانند یک لیوانى هست که بخشى از اون پُر هست و بخشى خالى و همه افراد این چنین هستند سعى کنید به اون بخش پُر فکر کنید و از اون بهره ببرید و غصه اون نیم‏ خالی را نخورید چه اینکه از اونچه در اختیار دارید نمى‏توانید بهره‏مند شوند، موقعيتهاى زندگى را مغتنم بشمرید و از اونچه در آینده پیش خواهد آمد نگران نباشید.
5ـ با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدین و در عین حال مثبت‏نگر معاشرت کنید و از افرادى که همیشه وقتى با اونها مواجه مى‏شوید از زندگى شکایت مى‏نمايند، دورى گزینید.
6ـ ورزش را جزء ضرورى‏ترین فعالیت‏هاى خود برنامه داده هر روز حداقل نیم ساعت الى یک ساعت ورزش کنید.(هر ورزشى که مورد علاقه شماست)
7ـ هر چه مى‏توانید قراون بخوانید و از مضامین بلند دعاهاى مأثوره از اهل‏بیت(ع) بهره بگیرید (فاقرؤوا ما تیسر منه)البته قراون را با تأنى و توجه به معنا تلاوت کنید.
8ـ از بیکارى و بى‏برنامه‏گى اجتناب کنید و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر کنید.
9ـ براى برنامه‏ریزى اوقات شبانه‏روزى حتما با مشاور روان‏شناختى دانشگاه خود مشورت نمائید یا از دوستان موفق خود کمک بگیرید.
10ـ به تغذیه خود خصوصا صبحانه اهمیت بدهید و هیچگاه بدون خوردن صبحانه مشغول کار یا مطالعه نشوید.
11- شناخت خود را نسبت به مسائل زندگی اصلاح کنید؛ واقع بینانه به مسائل نگاه کنید، همواره در ارزیابی موفقیت ها و شکست ها علل اون را جستجو کنید و از خیالبافی و شانسی رخ دادن حوادث اجتناب کنید.

هیچگاه از شکست ها و ناکامی ها نهراسید بلکه اون را سکوی پرش خود برنامه دهید.
12ـ هر وقت احساس دلتنگى مى‏کنید حدود 10 دقیقه یک دوش آب ولرم بگیرید و در صورت امکان شنا کنید.
13ـ به مسائل معنوى به ویژه نماز اول وقت اهمیت فوق‏العاده بدهید.
14ـ با توسل به اهل‏بیت(ع) از اونها بخواهید که شما را کمک نمايند و همواره امیدوار به لطف و رحمت خدا باشید.

اما اضطراب در اصل جزء ساختار شخصیت انسان هست و اگر در حد اعتدال باشد موجب رشد و بالندگی انسان می شود.

اضطراب موجب احساس مسؤولیت، انجام به موقع کارها، عمل به وعده پیشگیری از خطرات احتمالی و انجام وظایف فردی و اجتماعی هست اگر اضطراب در ساختار شخصیت نهادینه نشده باشد ما هیچ گاه برای درمان به پزشک مراجعه نمی کنیم.

یک راننده شب تا صبح پشت فرمان بیدار نخواهد بود و ما کارهایمان را به موقع انجام نمی دهیم و خودمان را برای امتحان آماده نمی کنیم.

اما گاهی اوقات عواملی باعث افزایش این اضطراب می شود به گونه ای که بر عملکرد انسان تأثیر منفی می گذارد و در واقع مزاحم انجام صحیح کار و تکالیف می گردد و حتی اضطراب و نگرانی ممکن هست موجب خطر آفرینی برای انسان و دیگران شود این گونه اضطراب ها در واقع اضطراب مرضی هست و نیاز به درمان دارد.

اما سؤال اینجاست که چه عواملی موجب این اضطراب مرضی و خطرآفرین و آسیب زا می شود.
جواب به این سؤال امری هست دشوار زیرا شرایط گوناگونی می تواند موجب اضطراب و نگرانی افراد شود و هر کس با توجه به شخصیتی که دارد و شرایط وقتی و مکانی و شغلی و همچنین میزان آسیب پذیری و قوت و ضعف سیستم ایمنی او ممکن هست تحت شرایطی دچار اضطراب و نگرانی شود در حالی که ممکن هست همین شرایط برای فرد دیگری اضطراب زا نباشد.

بنابراین نمی توان شرایط اضطراب را دقیقا مشخص کرد و در تعریف اضطراب نیز آمده هست اضطراب ترسی هست مبهم که عامل اون مشخص نیست اما به طور کلی می توان فرمود حوادث ناگوار دوران کودکی، حوادث غیر منتظره در وقت فعلی برای انسان اتفاق می اتفد.

بیماری های صعب العلاج، عدم مهارت های کافی برای به عهده گرفتن مسؤولیت، عدم مهارت های اجتماعی و ارتباطی و به عبارت دیگر کمرویی را می توان از جمله شرایط روان شناختی اضطراب نامید و از نظر دینی ضعف اعتقادات و باورهای دینی یا ضعف ایمان، گناهان که فرد مرتکب می شود، انجام ندادن تکالیف شرعی و بالاخره دوری از خداوند و معنویت می تواند زمینه بروز اضطراب را در فرد به وجود آورد.

اما مقابله با اضطراب: برای مقابله با اضطراب ابتداء باید ریشه بروز اضطراب را از طریق جلسات روان درمانی جستجو کرد و سپس به درمان پرداخت که بیان اون در این نوشتار نمی گنجد.


اما از نظر دینی: راه مقابله با اضطراب ها و نگرانی ها، تقویت ایمان، اجتناب از گناه، شناخت تکلیف و انجام وظایف دینی، ذکر و یاد خدا، تلاوت آیات قراون، مطالعهادعیه با توجه به معانی اونها، معاشرت با افراد مؤمن و متقی که از آرامش روانی نسبتا بالایی برخوردارند، شرکت در مجالس مذهبی از جمله راه های مقابله با اضطراب و نگرانی هست.

البته اونچه فرموده شد بیشتر جنبه کلی دارد و درمان اضطراب یا هر بیماری روانی دیگر نیاز به جلسات مشاوره حضوری با مشاور روان شناس دارد تا ابتدا مشکل شناسایی و سپس راه های مقابله با اون ارائه شود.

اضطراب و نگرانی همواره یکی از بزرگترین بلاهای زندگی انسان ها بوده و هست و عوارض ناشی از اون در زندگی فردی و اجتماعی کاملا محسوس هست همیشه آرامش یکی از گمشده های مهم بشر بوده و به هر دری می زند تا اون را پیدا کند.

اگر تلاش و کوشش انسان ها را در طول تاریخ برای پیدا کردن آرامش از طریق «صحیح» و «کاذب» جمع آوری کنیم خود کتاب بسیاری قطوری را تشکیل می دهد.
برخی دانشمندان می گویند: در هنگام شیوع برخی بیماری های واگیردار مثل وبا و طاعون، اکثر افراد به علت نگرانی و ترس و اضطراب از گرفتار شدن به این بیماری ها می میرند و تنها عده کمی به خاطر مبتلا شدن به خود بیماری از بین می روند.
به طور کلی «آرامش» و «دلهره» نقش بسیارمهمی در سلامت و بیماری فرد و جامعه و سعات و بدبختی انسان ها دارد و موضوع بسیاری از کتاب ها نگرانی و اضطراب و راه مبارزه با ان و طرز به دست آوردن آرامش هست.

تاریخ بشر پر هست از صحنه های غم انگیزی که انسان برای تحصیل آرامش به هر چیز چنگ زده و در هر وادی گام نهاده و تن به انواع اعتیادها داده هست.
قراون کریم با یک جمله کوتاه و پر مغز؛ مطمئن ترین و نزدیک ترین راه را نشان داده و می گوید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ بدانید که یاد خدا آرامش بخش دلهاست».(رعد؛ 28)
شرایط نگرانی و اضطراب:
1.

گاهی اضطراب و نگرانی به خاطر آینده تاریک و مبهمی هست که در برابر فکر انسان خودنمایی می کند، احتمال زوال نعمت ها، گرفتاری در چنگال دشمن، ضعف و بیماری و ناتوانی و درماندگی و احتیاج، همه این ها آدمی را رنج می دهد، اما ایمان به خداوند قادر متعال خداوند رحیم و مهربان، خدایی که همواره کفالت بندگان را بر عهده دارد، می تواند این گونه نگرانی ها را از میان ببرد و به او آرامش دهد که تو در برابر حوادث آینده درمانده نیستی، خدایی دارای توانا، قادر و مهربان.
2.گاه گذشته تاریک زندگی، فکر انسان را به خود مشغول می دارد و او را نگران می کند.

نگرانی که از گناهانی که انجام داده از کوتاهی ها و لغزش ها، اما توجه به اینکه خداوند، غفار، توبه پذیر و رحیم و غفور هست به او آرامش می دهد و به او می گوید: عذر تقصیر به پیشگاه چنین خدایی ببر، از گشته عذرخواهی کن و در مقام جبران بر آ، که او بخشنده هست و جبران کردن امکان پذیر.
3.

ضعف و ناتوانی انسان در برابرشرایط طبیعی و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلی و خارجی او را نگران می سازد.

اما هنگامی که به یاد خدا می افتد و متکی به قدرت و رحمت او می شود، قلبش آرام می گیرد، با خود می گوید: آری من تنها نیستم، من در سایه خدا، بی نهایت قدرت دارم.

قهرمانی های مجاهدان راه خدا در جنگ ها، چه در گذشته و چه در حال و سلحشوری های اعجاب انگیز و خیره نماينده اونان، حتی در اون جایی که تک و تنها بوده اند بیانگر آرامشی هست که در سایه ایمان پیدا می شود.
4.

گاهی ریشه نگرانی ها، احساس پوچی زندگی و بی هدفی بودن اون هست ولی اون کس که به خدا ایمان دارد و در مسیر تکاملی زندگی را به عنوان یک هدف بزرگ پذیرفته هست و تمام برنامه ها و حوادث زندگی را در همین خط می بیند، نه از زندگی احساس پوچی می کند و نه همچون افراد بی هدف و مردد سرگردان و مضطرب هست.


5.

عامل دیگر نگرانی اون هست که انسان گاهی برای رسیدن به یک هدف زحمت زیادی متحمل می شود اما کسی را نمی بیند که برای زحمات او ارزش قائل شود و قدردانی و تشکر کند.

این ناسپاسی او را شدیدا رنج می دهد و در یک حالت اضطراب و نگرانی فرو می برد اما هنگامی که احساس کند کسی از تمام تلاش ها و کوشش هایش آگاه هست و به همه اونها ارج می دهد و برای همه پاداش می دهد، دیگر چه جای نگرانی و ناآرامی هست؟
6.

سوءظن ها و توهمان و خیالات پوچ یکی دیگر از شرایط نگرانی هست که بسیاری از امت در زندگی خود از اون رنج می برند ولی چون می توان انکار کرد که توجه به خدا و لطف بی پایان او و دستور به حسن ظن و خوش گمانی که وظیفه هر فرد با ایمانی هست این حالت رنج آور را از بین می برد و آرامش و اطمینان جای اونرا می گیرد.
7.

دنیا پرستی و دلباختگی در برابر زرق و برق زندگی مادی یکی از بزرگترین شرایط اضطراب و نگرانی انسان هست، تا اونجا که گاهی عدم دستیابی به رنگ خاصی از پوشش یا کفش یا کلاه و یا یکی از هزاران وسایل زندگی، ساعت ها و یا روزها و هفته ها فکر دنیاپرستان را آرام و مشوش می سازد.

اما ایمان به خدا و توجه به آزادگی مؤمن که همیشه با زهد و پارسایی سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگی مادی همراه هست به همه این اضطراب ها پایان می دهد.


8.

عامل مهم دیگر نگرانی و ترس و اضطراب، ترس و وحشت از مرگ هست که همیشه روح انسانها را آزار می داده هست و از اونجا که امکان مرگ مخصوص سنین بالا نیست بلکه در سنین دیگر مخصوصا هنگام بیماری ها ، جنگ و ناامنی وجود دارد، این نگرانی می تواند عمومی باشد.

این اضطراب و نگرانی وقتی کاملا بجاست که مرگ را به معنای فنا و نیستی و پایان همه چیز بدانیم و باید از چنین مرگی که نقطه پایان همه آرزوها و موفیقت ها و خواست های انسان هست، ترسید.

اما هرگاه در سایه ایمان به خدا به مرگ را دریچه ای به زندگی وسیعتر و و الاتر بدانیم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسیدن به یک فضای آزاد بشمریم دیگر این نگرانی بی معنا هست بلکه چنین مرگی هرگاه در مسیر انجام وظیفه باشد، دوست داشتنی و خواستی هست.
همه عواملی که برای ایجاد نگرانی و ترس و اضطراب بیان شد، در برابر ایمان به خدا، ذوب و بی رنگ می گردد و با یاد خدا می توان به آرامش حقیقی و بادوام رسید.
ترس و اضطراب، گاهی ممدوح و بجا و گاهی مذموم و نابجا هست.

ترس ممدوح و شایسته، ترس از اموری هست که واقعا خطرناک هست و این یکی از پدیده های روحی و طبیعی و از نعمت های بزرگ خداست.

اگر انسان از هیچ چیز خطرناکی نترسد، به زودی زندگی خود را از دست می دهد.

این همان چیزی هست که از اون به تهور و بی پروایی در برابر خطر تعبیر می شود.

این گونه ترس ها، خواه در زندگی عادی روزانه باشد و خواه در مسائل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و غیر اون، کاملا منطقی هست و سبب نجات از خطراتی هست که انسان را تهدید می کند.
ترس بی جا و مذموم اون هست که انسان از عواملی که در خور ترسیدن نیست، بترسد؛ هر خطر موهومی را جدی بگیرد و هر دشمن خیالی را مایه وحشت برنامه دهد؛ از همه چیز و حتی از سایه خودش نیز بترسد و از ورود در هر کاری به احتمال عدم موفیقت، واهمه داشته باشد، چنین ترسی مایه عقب ماندگی و بدبختی و ناکامی و ذلت و زبونی هست.
جهان در همه ابعادش مانند یک میدان نبرد هست.

موانع و مشکلات و خطرها همیشه وجود داشته و دارد و تا انسان با اونها دست و پنجه نرم نکند و خود را به طور جدی آماده مقابله با اونها نسازد، موفق نخواهد شد.

غالبا ممکن نیست که ما دست به کاری بزنیم پیروزی در اون صد % تضمین شده باشد یا هیچ گونه خطری در اون وجود نداشته باشد، این یک خیال محال و پنداری باطل هست.

اینجاست که نقش شجاعت و شهامت روشن می شود و آثار منفی صفت رذیله ترس خود را نشان می دهد.
هر کشاورزی احتمال خشکسالی و آفت را می دهد، هر تاجری در معرض نوسان قیمت ها و دگرگونی وضع بازار هست.

هر مسافری احتمال تصادف و خطرات دیگر را می دهد و در هر عمل جراحی احتمال خطر وجود دارد.

اگر به این احتمالات ترتیب اثر داده شود باید دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری نکنیم و فقط در انتظار مرگ باشیم.

مسلما در این گونه موارد باید خطرات جدی را پیش بینی کرد و راه مقابله با اون را شناخت .

از بی پروایی و تهور پرهیز نمود، در عین حال احتمالات نسنجیده و نامعقول و احتمالاتی که همیشه و در هر حال وجود دارد نباید سد راه انسان گردد.
آثار منفی ترس و اضطراب در زندگی فردی و اجتماعی
1.

شجاعت عامل رسیدن به عزت و عظمت و جبران عقب ماندگی و برعکس ترس و جبن، عامل ذلت و خواری و عقب ماندگی هست.

امیرمؤمنان(ع) می فرماید: الشجاعه عز حاضر و الجبن ذل ظاهر: شجاعت عزت و حاضر و جبن و ترس ذات آشکار هست.

اخلاق در قراون، آیت ا...

مکارم شیرازی، ج2 ، ص241
2.

ترس انسان را از کارهای بزرگ باز می دارد زیرا کارهای بزرگ با مشکلات بزرگ روبه روست و انسانهایی را می طلبد که بتواند از سد مشکلات عبور نمايند و این کار از افراد ترسو ساخته نیست و اونها هرگز نمی توانند دست به کارهای مهم اجتماعی بزنند.

این مسأله تا اونجا پیش می رود که در اسلام از مشورت مدیران موفق جامعه در کارهای مهم با افراد جبان و ترسو نهی شده هست، چرا که اونها همیشه آیه یأس می خوانند و مدیران را از کارهای مهم باز می دارند.

امیر مؤمنان(ع) به مالک اشتر دستور می دهد که افراد ترسو را در شورای خود نپذیرد چون سبب تضعیف او می شوند: لاتدخلن فی مشورتک ...

جبانا یضعفک عن الامور؛ هرگز افراد ترسو را در مشورت داخل نکن چون موجب تضعیف تو در کارها می شوند.

نهج البلاغه، نامه 53
روش های درمان و پیشگیری از ترس یکی از راههای اصلی درمان این صفت ناپسند، اندیشمندان در ثمرات شوم و زیانبار اون هست.

هنگامی که افراد ترسو، آثار منفی ناشی از ترس بی جا و عقب ماندگی و محرومیت حاصل از اون را در زندگی خود یا دیگران مشاهده می نمايند، غالبا به فکر رهایی از این صفت مذموم می افتند.


2.

پرداختن به قطع ریشه ها، راه مهم دیگر درمان ترس هست.

هنگامی که ابرهای تیره و تار سوءظن به خدا از آسمان قلب کنار رود و خورشید توکل بر جان او نور افشان شود، ظلمات خیالات پوچ و واهی که انسان را به ترس بی جا می کشاند، برچیده خواهد شد ولی این کار نیازمند مطالعه و دقت فراوان هست.


3.

ورود در صحنه های رعب آور تکرار اون، از راههای دیگر درمان ترس هست.

برخی افراد از خوردن دارو یا تزریقات مختلف وحشت دارند ولی هنگامی که چند بار تکرار شود، وحشت اونها فرو می ریزد.

برخی دیگر از سفرهای دریایی یا هوایی سخت وحشت زده می شوند ولی با تمرین و تکرار، این وحشت از بین می رود، بعضی از سخن فرمودن یا سخنرانی در حضور جمع می ترسند ولی غالبا این ترس با تمرین و تکرار از میان می رود.یکی از فلسفه های تمرین ها و مانورهای نظامی، زدودن آثار ترس از جنگ از دل های سربازان و افسران و فرماندهان هست.
امیر مؤمنان(ع) در حکمت 175 نهج البلاغه می فرماید: اذا هبت امرا فقع فیه فان شده توقیه اعظم مما تخاف منه؛ هنگامی که از چیزی ترسیدی خود را در اون بیفکن که اون ترس از خود اون سخت تر و وحشتناک تر هست.
یعنی بسیار می شود که برای انسان کار پیش می آید که به خاطر جبن و جهل از اون وحشت می کند و این وحشت ناشی از ترس مانع پیشرفت کارها می شود.

در اینجا امام(ع) تشویق به دور ساختن ترس از خود می کند چرا که در بسیاری از اوقات تحمل ناشی از تردید و دودلی، سخت تر از افتادن در اون امر خوفناک هست.

تردید ها و دودلی ها و ترس از عواقب خطرناک یک کار غالبا بیش از خود اون، انسان را رنج می دهد.

در زبان عرب ضرب المثل های جالبی در این مورد وجود دارد مثل: ام المقتول تنام و ام المهدد لاتنام؛ مادر مقتول به خواب می رود ولی مادر کسی که تهدید به مرگ شده به خواب نمی رود.

و مثل کل امر من خیر او شر فسماعه اعظم من عیانه؛ هر کار خیر و شری شنیدنش از دیدنش بزرگتر هست.
شرح نهج البلاغه، علامه خویی، ج18، ص177
4.

یکی از راه های درمان ترس پاک بودن و پاک زیستن هست؛ زیرا افراد آلوده غالبا از نتیجه اعمال خود بیمناک شد و از آشکارشدن و برملا شدن اعمالش نگران وترسان هستند.

در حدیث معروفی از حضرت علی(ع) آمده هست: ما اشجع البری و اجبن المریب؛ چه شجاع هست انسان پاکدامن و چه ترسو هست انسان مشکل دار و مسأله دار.

غررالحکم،ج 9626
رجوع کنید:
راه غلبه بر نگرانی ها و ناامیدی ها، تألیف محمد جعفر امامی، انتشارات هدف
اخلاق در قراون، آیه ا...

مکارم شیرازی، ج2، ص224

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 5 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:00 ق.ظ به این سوال جواب داده هست.


88 out of 100 based on 58 user ratings 808 reviews