استدلال اهل سنت در رابطه با نحوه وضو گرفتن چیست؟ با توجه به آیه 6 سوره مائده، آنها کلمات


استدلال اهل سنت در رابطه با نحوه وضو گرفتن چیست؟ با توجه به آیه 6 سوره مائده، آنها کلمات




    استدلال اهل سنت در رابطه با نحوه وضو گرفتن چیست؟ با توجه به آیه 6 سوره مائده، آنها کلمات غسل و مسح را چگونه معنی می کنند؟ اگر برای شما امکان دارد پاسخ را از یک مفتی سنی بنویسید.

پاسخ :


اگر در حال سفر برای خواندن نماز از راننده تقاضا شود توقف کند و او این فرصت را برای خواندن

1:



می خواستم بدانم آیا استفاده از اسپری بی حس کننده برای مرد در زمان جماع مشکلی ندارد؟

پیش از پرداختن به اصل جواب توجه به چند نکته لازم هست:

در خصوص چگونگی حجاب در خوابگاه های دختران و پسران توضیح دهید. آیا نیازی به حفظ حجاب
1 ـ همه مسلمانان اعم از شیعه و سنى در صدد عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) هستند و اگر در مواردى بین مسلمانان اختلاف وجود دارد، به دلیل اختلاف در برداشتها هست.

با توجه به مقاله مربوط به افشای برنامه های سیا در تخریب شیعه در مکاتبه 29 تکلیف چیست
2 ـ امروزه عموم اهل سنت معتقد به شستن پا در وضو هستند، اما فخر رازى در ذیل آیه «فاعلسلوا وجوهکم...» مى گوید پیرامون شستن و مسح پا در وضو چهار نظر وجود داشته هست.


در ثواب برخی اعمال و عده حضور ملائکه در قبض روح عمل کننده و یا مشایعت جنازه وی داده شده
الف: لزوم شستن پا; ب: لزوم مسح; ج: تخییر بین مسح و شستن; د: جمع بین شستن و مسح.

نعمت ولایت چیست؟ چرا توصیه به شکر این نعمت شده است؟
3 ـ در روایات اهل سنت روایات فراوانى وجود دارد که دستور به شستن مى دهد اما روایات قابل توجهى نیز مبنى بر لزوم مسح پا یافت مى شود که 10 حدیث را طبرى در تفسیر خود نقل کرده هست.


امام صادق(علیه السلام) در روایتی به ندای منادی از جانب پروردگار به شخصی که در نماز خود
بر پايه یکى از این روایات ابن عباس مى گوید: اَلْوُضوُءُ غَسْلَتانِ وَ مَسْحَتانِ()

چگونه می توان واقعا ترس از عذاب الهی را در خود به وجود آورد چون گاهی آدم فکر می کند که
«وضو دو شستن صورت و دستها و دو مسح سر و پاها هست»
همچنین بر پايه برخى از این روایات همچون اَنَس، عکرمه، شعبى، عامر، قتاده مى گویند:
«وظیفه در وضو مسح پاها مى باشد نه شستن اونها.»()
اینک در جواب سؤال فوق باید فرمود:
اهل سنّت و شیعه براى کیفیت وضو به آیه ذیل هستناد کرده اند:
فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ اَیْدیَکُمْ اِلىَ الْمَرافِقِ وَ امْسَحوُا بِرُؤسِکُمْ وَ اَرْجُلکُمْ اِلىَ الْکَعْبیْنِ()
«(براى وضو) صورتها و دست هایتان را تا مرفق بشویید و سرهایتان و پاهایتان ـ تا قوزک ـ را مسح نمایید»
به عقیده علماى اهل سنّت کلمه «اَرْجُلکُمْ» عطف به کلمه «وُجوُهَکُمْ» هست و همچنانکه وجوه ـ صورتها ـ را باید شست، ارجل ـ پاها ـ را نیز باید شست.
شیعیان نیز براى مسح پا در وضو به آیه فوق هستناد کرده اند و فرموده اند کلمه «اَرْجُلکُمْ» عطف هست به کلمه «رُؤسکُمْ» و همچنان که رئوس ـ سرها ـ را باید مسح کرد «ارجل» را نیز باید مسح کرد.

اونها مى گویند «ارجلکم» در کنار «رؤسکم» هست و بر پايه قواعد ادبى، باید به نزدیکترین کلمه ـ رؤسکم ـ عطف شود.

بر این پايه باید پاها را مسح نمود.

علاوه براین شیعه به روایات زیادى از ائمه(علیهم السلام)استناد کرده هست که اونان دستور به مسح پا داده اند
فقهاى مسلمان ـ خواه شیعه و خواه سنى ـ در بیان کیفیت و چگونگى وضو، به این آیه هستدلال کرده اند:
یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الى الصلاه فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ اَیْدیَکُمْ اِلىَ الْمَرافِقِ وَ امْسَحوُا بِرُؤسِکُمْ وَ اَرْجُلکُمْ اِلىَ الْکَعْبیْنِ()
«اى مؤمنان هر گاه براى اقامه نماز آماده شدید صورتها و دستها را تا مرفق بشویید و سرها و پاهایتان را تا قوزک مسح نمایید.»
در هستدلال به آیه فوق، بزرگان و علماى ادب بحثهاى فراوانى دارند که در کتابهاى تفسیرى شیعه و سنى آمده هست.

در اینجا تنها به این نکته اشاره مى شود که کلمه «أرجلکم» دو نوع قرائت شده هست; یک قرائت به نصب و دیگرى قرائت به «کسر».

طبق قواعد ادبیات عرب هرگاه یک جمله بر جمله دیگر به وسیله حرف «واو» یا حروف دیگر، عطف گرفته مى شود جمله معطوف، حکم جمله معطوف علیه را از نظر اعراب ـ رفع، نصب و جر ـ و همچنین از نظر حکمى که بر سر جمله معطوف وارد شده پیدا مى کند.

این قاعده در آیه مورد بحث پیاده شده وَ امْسَحوُا بِرُؤسِکُمْ وَ اَرْجُلکُمْ در این قسمت از آیه دو جمله آمده هست که یک جمله به جمله دیگر به وسیله واو عطف شده یعنى جمله وَ اَرْجُلکُمْ اِلىَ الْکَعْبیْنِ به کلمه برؤسکم عطف شده هست.

لازمه عطف اون هست که فعل وَ امْسَحوُا بر جمله معطوف وارد شود.

یعنى به این صورت خوانده شود «وامسحوا برؤسکم» و «امسحوا بأرجلکم».

ـ مسح کنید به سرها و مسح کنید به پاهایتان ـ این در صورتى هست که قرائت به کسره باشد و اگر قرائت به نصب باشد اون هم نیز به همین صورت هست.

البته با این تفاوت که در صورت کسره عطف شده بر ظاهر رؤسکم که به وسیله حرف جر مجرور هست و محلا منصوب هست چون مفعول وامسحوا مى باشد.

و چون (با) که حروف جر هست بر مفعول وارد شده و او را مکسور مى خوانیم از این رو اگر جمله بر او عطف شود هم جایز هست به نصب خوانده شود و هم جر، لذا قراء معروف که هفت نفر هستند هر دو قرائت را در آیه تجویز کرده اند.
با توجه به اونچه فرموده شد روشن مى شود که چرا شیعیان پاها را مسح مى نمايند.

بر پايه قواعد أدبى (ارجلکم) باید به نزدیکترین جمله قبلى عطف گرفته شود، نه بر جمله اى که فاصله فراوانى دارد.
از این رو برخى از فقهاى اهل سنت مانند داود اصفهانى قائل به تخییر شده هست.

یعنى هم شستن و هم مسح جایز هست بنابراین شستن پاها طبق قواعد أدبى که در تفاسیر اهل سنت نیز آمده صحیح نیست و وضوى شیعیان موافق آیه کریمه و روایات فراوانى هست که از ائمه علیه السلام و صحابه و تابعین نیز آمده هست.
- تفسیر طبرى، 6 / 82
- تفسیر طبرى، ج 6، ص 82.
- سوره مائده، آیه 6.
- همان.

در اخیر ذکر یک مطلب به عنوان قاعده کلی لازم هست : به اعتقاد شیعه امامیه , هیچ کس جز نبی اکرم (ص ) حق تشریع , تفسیر و تبیین احکام الهی را ندارد.

پیامبر اکرم (ص ) از طریق اتصال به منبع غیب , از احکام الهی مطلع می شدند و مأمور به تبلیغ این احکام بودند.

پس از پیامبر اسلام طبق نص و تصریح ایشان , ائمه (ع ) برای تبیین احکام الهی (و نه تشریع اون) منصوب شده اند.

از جمله طبق حدیث مورد اتفاق جمیع فرق مسلمین : «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بها لن تضلوا ابدا ; دو شیء گرانبها میان شما باقی می گذارم : کتاب خدا و اهل بیتم , مادامی که به این دو چنگ بزنید گمراه نخواهید شد».
اگر ائمه (ع ) حکمی یا کیفیت عملی را بیان می نمايند, صرفا بیان حکم الهی و نحوه عمل و سیره رسول اکرم (ص ) هست و از پیش خود چیزی را تشریع نمی نمايند.

منشأ پیدایش برخی تفاوت ها در کیفیت نماز و وضو، به دو عامل پايه ی برمی گردد:
1- دور شدن از عصر حضور پیامبر اکرم (ص ) و پیدایش سؤالات جدید: با رحلت رسول اسلام , دوران دسترسی به کسی که مبین حکم الهی بود به سر رسید.

با گذشت وقت و دور شدن از عصر نبی اکرم و پیدایش مسائل و سؤالات جدیدی در زمینه های مختلف (از جمله در زمینه مسائل مربوط به نماز و وضو) اهل سنت - که راه دسترسی به بیانگر حکم الهی را بسته می دیدند - برای یافتن جواب سؤالات خود, با اجتهاد و سلیقه خود به جواب اونها پرداختند.


اما از دیدگاه شیعه ائمه معصومین , مفسر و بیانگر حکم الهی سپس نبی اکرم و بنا به سفارش ایشان بودند.

اونان تا حدود 250 سال پس از رحلت نبی اکرم , نیز دسترسی به مبین و مفسر احکام الهی داشتند و ائمه (ع ), اونچه را که حکم الهی بود تبیین می کردند; مثلا در مسائلی چون : آیا می توان با کفش نماز خواند؟ آیا اگر بر روی زمین و محل سجده نمازگزار, چیزی غیر از اجزای زمین (مثل فرش ) فاصله شود, می توان بر اون سجده کرد یا نه ؟ آیا مطالعهسوره هایی که سجده واجب دارد در قرائت نماز جایز هست و..., در حالی که اهل سنت در این امور به فهم و رأی خود هستناد کرده اند.


شیعه با تکیه بر روایات اهل بیت(ع) در مورد وضوى پیامبر(ص)، طریقه وضو گرفتن را برگزیده هست؛ ولى اهل سنت از طریق فقهاى اربعه، فقه خود را اخذ کرده‏اند.
اختلاف در نحوه وضو گرفتن از اواسط خلافت عثمان پیدا شد و حتى عثمان در ابتدا به روش معمول بین شیعه وضو مى‏گرفت ولى بعدا گرفتار شک و تردید شد و على رغم مخالفت بسیارى از صحابه رسول خدا و از جمله على (ع) و ابن عباس بر خلاف مرسوم و سنت پیامبر به جاى مسح، پاها را شست ولى بعد در وقت بنى‏امیه امت را مجبور به پذیرش نظریه عثمان کرده و تبلیغات وسیعى در تایید اون به راه انداختند.

چنانکه در وقت حجاج ازابومالک اشترى کیفیت وضوى رسول خدا را پرسیدند عده‏اى از خواص قبیله خود را جمع کرد و پرسید آیا شخص ناشناسى بین شماست ؟ و پس از اطمینان به این صورت وضو گرفت : ابتدا صورت و سپس دستها را شست و بعد سر و پاها را مسح کرد از این روایت معلوم مى‏شود که در وقت بنى‏امیه صحابه پیامبر کاملا در تقیه بودند و قدرت نداشتند بر خلاف روش عثمان وضو بسازند.
در هر صورت براى یافتن وظیفه حقیقى تنها به ظواهر نباید اکتفا کرد؛ بلکه باید با متد و روش خاص هر رشته به بررسى اون پرداخت.
2- تغییرات و تشریعاتی که از سوی خلفا, پس از رحلت رسول اکرم (ص ) صورت گرفت - مانند مسأله تکتف (دست بسته نماز مطالعه), عموما از وقت عمر خلیفه دوم مرسوم شد.

به عنوان نمونه وقتی اسیران فارس را نزد وی آوردند, اونان مقابل عمر دست بسته ایستادند.

وی علت این عمر را جویا شد, فرمودند ما مقابل امیران و بزرگان خود به جهت احترام این گونه می ایستیم .

عمر از این نحوه اظهار ادب خوشش آمد و فرمود خوب هست ما هم در مقابل خداوند در نماز این گونه بایستیم (مستند العروه الوثقی , آیت الله خویی , ج 4, ص 445 - جواهرالکلام , ج 11, ص 19).


در مسأله وضو آمده هست که وضوی همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده هست .

این مسأله با آیه قراون نیز تطبیق دارد که می فرماید: «وامسحوا برؤوسکم و ارجلکم» (مائده , آیه 6)
در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده هست , در حالی که اهل تسنن پاها را می شویند, علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد, او سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم هست فراخوان نمود.

این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد, لکن حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کردند و جوی به وجود آوردند که برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت .


برای آگاهی بیشتر ر .

ک : وضوء النبی من خلال ملابسات التشریع , علی الشهرستانی , نشر مشعر.


برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 09:32 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


94 out of 100 based on 64 user ratings 1264 reviews