کدام گناهان حجاب بیشتری ایجاد می کنند و بهترین راه استغفار چیست؟ از کجا بدانیم اشک


کدام گناهان حجاب بیشتری ایجاد می کنند و بهترین راه استغفار چیست؟ از کجا بدانیم اشک




    کدام گناهان حجاب بیشتری ایجاد می کنند و بهترین راه استغفار چیست؟ از کجا بدانیم اشک ها یا عباداتمان الهی هستند یا شیطانی؟

پاسخ :


من دانشجو هستم و هزینه های زندگی من توسط پدر و مادر تأمین می شود آیا اگر من پس انداز

1:



من هنگام تخلی احساس می کنم آب چاه توالت به بدنم می پاشد و چون جای دقیق ریختن را تشخیص

گناهان از جهتی به دو دسته کبیره و صغیره تقسیم می شوند.


آیا در صدر اسلام و در زمان ائمه اطهار(ع) وقتی نماز جمعه برپا می گردید آیا در خطبه دوم
گناهان کبیره تاثیر منفی بیشتری در انسان ایجاد می کند.


منظور از «کرسی» در آیه آیت الکرسی چیست؟
برای آشنایی با گناهان کبیره به مقاله ای که در سایت تحت همین عنوان هست مراجعه نمایید: http://www.porseman.org/archview.aspx?grp=6

من یک سؤال از شما داشتم می خواستم ببینم آیا با نقره جات می شود نماز خواند یا خیر؟ چون
روش توبه:

من کفاره جمع بر عهده دارم آیا چون باید 31 روز آن را پشت سر هم بگیرم روزه تکی نمی توانم
نخست باید دانست صفحه دل آدمی آینه تجلی رحمت و غضب خداست و با رجوع به فطرت درونی و حالت قلبی خود می توان از رضایت و عدم رضایت خدا با خبر شد به طوری که اگر آثاری از اصرار بر گناه در دل نمانده و پشیمانی کامل وجود دارد معلوم می شود که خداوند نیز آثاری از گناه را باقی نگذاشته هست و توبه را پذیرفته هست؛ چنان که گروهی از مردان خدمت حضرت موسی(ع) رسیدند و پرسیدند از کجا بدانیم خداوند از ما راضی هست؟ حضرت موسی(ع) درخواست اونان را به خداوند منتقل کرد.


نرخ تورم از نرخ سوددهی بانک ها بیشتر است پس چرا باید به سودی که بانک می دهد خمس تعلق
خداوند فرمود: به بندگان من بگو: «بدانید هرگاه از من راضی شدید من هم از شما راضی ام» (تحف العقول) .


من 19 سالم است اگر پدر و مادرم از هم طلاق بگیرند من باید مورد حضانت پدرم بروم و ثانیا
آمرزش از طرف خداوند، درحقیقت، نتیجه توبه از طرف عبد و پذیرش اون هست .


دربحث پذیرش توبه اونچه اهمیت دارد وجود شرایط هست .

اگر کسی موفق شود توبه با شرایط که به تعبیر قراون کریم ،همان توبه نصوح هست ،نماید.

مسئله پذیرش و آمرزش از طرف خداوند قطعی خواهد بود.


توبه و حقیقت اون:
هر گناهی قابل توبه هست و خداوند خود فرموده هست : «ان الله یغفر الذنوب جمیعا; خداوند همه گناهان را می آمرزد.

در برخى موارد مانند غیبت و تهمت طلب رضایت از غیبت شونده نیز در صورت امکان لازم هست، ولى در مورد گناهانى همچون زنا، پشیمانى واقعی، تصمیم بر عدم تکرار و طلب مغفرت از خداوند براى توبه کافى هست.
در آیه 70 سوره فرقان بیان شده هست: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛ مگر کسانى که توبه نمايند و ایمان آوردند و عمل صالح اجرا کنند که خداوند گناهان اونان را به حسنات تبدیل مى‏کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان هست».
خداوند، پیش از این آیه، درباره ویژگى‏هاى بندگان خاص خویش سخن مى‏گوید: «بندگان (ویژه خداوند) رحمان کسانى هستند که با خداوند معبودى دیگر را نمى‏خوانند و انسانى که خداوند، خونش را حرام شمرده، جز به حق نمى‏کشند و زنا نمى‏نمايند و هر کس چنین کند، مجازاتى سخت خواهد دید.

عذاب او در قیامت مضاعف مى گردد و همیشه با خوارى در اون خواهند ماند؛ مگر کسانى که توبه نمايند» و...1
علامه طباطبایى در تفسیر المیزان مى‏فرماید »اِلاّ من تاب...« یعنى کسى که از مجازات سخت و خلود در عذاب خفت بار هستثنا شده هست.2 پس هر کس گناهى مرتکب گردیده، اگر سه کار اجرا کند، افزون بر اون که از عذاب سخت و جاودان روز قیامت نجات مى‏یابد، گناهانش به حسنات تبدیل مى‏گردد:
1.

توبه یا بازگشت از گناه.
کم‏ترین مراتب توبه پشیمانى هست.

اگر توبه حقیقى تحقق نیابد، انسان از گناه جدا نمى‏گردد و همواره اون را انجام مى‏دهد.
2.

عمل صالح
با عمل صالح توبه در وجود انسان مستقر مى‏شود و به توبه حقیقى یا توبه نصوح مى‏انجامد.
3.

ایمان
مشرک باید در کنار توبه از گناهان گذشته خود، ایمان آورد تا گناهانش به نیکى‏ها تبدیل شود؛ ولى براى مؤمن گنهکار توبه و عمل صالح به تنهایى کافى هست و گناهانش را به حسنات تبدیل مى‏کند.

از این رو، در آیه بعد مى‏فرماید: »وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً؛ کسى که توبه کند و عمل صالح اجرا کند، به سوى خدا بازگشت مى‏کند«.3 علامه طباطبایى مى‏فرماید: سیاق این آیه، با عظمت بخشیدن به توبه، هستبعاد تبدیل سیئات به حسنات را از میان بر مى‏دارد.4 این توبه رجوع خاص به طرف پروردگار هست وعمل صالح هستبرنامه بخش اون به شمار مى‏آید.

از این رو، علامه مى‏فرماید: این توبه با عمل صالح به توبه نصوح تبدیل مى‏گردد.

امام صادق)ع( در تفسیر آیه شریف »تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً؛ با توبه نصوح به خدا باز گردید«5 فرمود: بنده توبه کند سپس به گناه باز نگردد.6 علامه طباطبایى مى‏فرماید: اگر شائبه شقاوت و سوء سریده در انسان نباشد، کار زشت انجام نمى‏دهد؛ زیرا ذات با سعادت و پاکیزه، زشتى را بر نمى‏تابد.

پس کار زشت یا برخاسته از ذات شقى و خبیث هست، یا ذاتى که در اون رگه هایى از شقاوت و خباثت باشد؛ و لازمه چنین چیزى اون هست که هر گاه ذات با توبه و ایمان و عمل صالح پاک گردد، به ذاتى سعید که در اون شائبه‏اى از گناه و شقاوت نیست، تبدیل مى‏شود.

اگر ذات دگرگون شد، آثار اون هم دگرگون مى‏گردد و اعمال و آثار انسانى متناسب با ذاتى مى‏شود که با مغفرت و رحمت الاهى شکسته شده هست.7 مجموعه اونچه فرموده شد، نشان مى‏دهد این توبه )توبه نصوح( حالتى خاص هست که قابل شکستن نیست و در قاموس اون بازگشت به گناه وجود ندارد.

از چنین توبه‏اى عمل صالح هم بى هیچ تکلفى برون مى‏تراود.


عالمان اخلاقی با هستفاده از منابع اسلامی فرموده اند: شخص توبه نماينده ،حتی اگر پس از توبه نصوح ،به دلایلی دوباره به گناه آلوده گردد،و توبه نماید ، پذیرش و آمرزش الاهی را در پی خواهد داشت و این فرایند تا هنگام مرگ ادامه خواهد داشت .


مهمترین شرایط توبه عبارت هست از :
1.

پشیمانی و ندامت از صمیم قلب و تصمیم بر عدم ارتکاب دوباره
2.

هستغفار و طلب بخشش
3.

تصمیم قاطع بر جبران گذشته و ادای حقوق، خصوصا اگر حق الناس باشد
در ادامه و به منظور توضیح بیشتر در این زمینه به مطلبی از کتاب احیاءالعلوم غزالی به نقل از کتاب ترجمه اخلاق شبر اشاره می کنیم .


پذیرش توبه
ابو حامد غزالى در کتاب احیاء چنین مى‏گوید : اگر معنى قبول را فهمیده باشى شک نخواهى داشت که هر توبه صحیحى پذیرفته و مقبول هست.

کسانى که به نور بصیرت مى‏بینند، و از انوار قراون مدد مى‏گیرند، مى‏دانند که هر قلب سلیمى مقبول خدا و در آخرت در جوار او بهره‏مند از نعمت اوست، و آمادگى دارد که با چشم خود به وجه اللّه بنگرد.

و مى‏دانند که قلب در اصل، سلیم آفریده شده هست زیرا هر نوزادى با فطرت خدا پرستى آفریده مى‏شود امّا اون سلامت توسط کدورتى که گرد و غبار گناهان بر اون ایجاد مى‏نمايند از دست مى‏رود .

و مى‏دانند که آتش ندامت این کدورت و غبار را از بین مى‏برد و نور حسنه ظلمت سیئه را از بین می برد .
ظلمت معاصى طاقت مقابله با نور حسنات را ندارد، همچنان که ظلمت شب در مقابل نور روز، و همچنانکه کدورت چرک در مقابل سفیدى صابون .


همانطور که اگر انسان با لباسى که در تن دارد دست به کارهاى پست بزند لباسش کثیف مى‏شود، و چون اون را با آب گرم و صابون بشوید پاکیزه مى‏شود، بکار بردن قلب در شهوات، اون را کثیف مى‏کند و چون اون را با آب اشک و آتش ندامت بشوید پاکیزه و طاهر خواهد شد، و هر قلبى پاکیزه و طاهر شد مقبول هست، مگر اون که چرک، چنان در طول وقت متراکم شود که در متن پوشش نفوذ کند.

که در این صورت صابون قادر به دفع و ازاله اون نیست.

گناهان نیز این چنینند که چون بر قلب متراکم شوند، و لایه‏اى از پلیدى تشکیل دهند، دیگر راه بازگشت و توبه وجود ندارد .


گاهى انسان با زبان مى‏گوید توبه کردم ولى به لباسشویى مى‏ماند که با زبان بگوید پوشش را شستم و وارد عمل نشود، همانطور که این کلام پوشش را تمیز نمى‏کند و نمى‏تواند صفت موجود در اون را عوض کند، مگر ضد اون صفت را در اون ایجاد نماید، اون کلام هم باعث سفیدى قلب نمى‏شود.


قراون مجید مى‏فرماید: «و هُو الّذِى یقْبل التّوبه عن عِبادِه» او کسی هست که توبه را از بندگان خود می پذیرد.(42: 25).
و مى‏فرماید: «غافِرِ الذّنْبِ وَ قابِلِ التَّوبِ» خدای متعال بخشنده گناهان و توبه پذیر هست(40: 3).
امام باقر علیه السلام به محمد بن مسلم چنین مى‏فرماید: وقتى که مؤمن توبه مى‏کند، گناهان قبل از توبه‏اش بخشیده مى‏شود، پس او باید براى سپس توبه عمل کند.

ولى آگاه باشید بخدا قسم این مزیت فقط براى اهل ایمان هست .


راوى مى‏گوید: عرض کردم اگر سپس توبه و هستغفار گناه کرد و اونگاه دوباره توبه نمود چه؟ فرمود: آیا گمان مى‏کنى اگر بنده مؤمن از گناه خود پشیمان شود و هستغفار و توبه کند خدا توبه‏اش را نمى‏پذیرد؟ عرض کردم: او چندین بار این کار را کرده، گناه مى‏کند سپس توبه و هستغفار مى‏نماید .


فرمود: هر گاه بنده با توبه و هستغفار برگردد خدا با مغفرت و بخشش بر مى‏گردد، خدا بخشنده و مهربان هست، توبه را مى‏پذیرد، و سیئات را مى‏بخشد .


امام صادق علیه السلام فرمود: گاهى انسان گناهى مى‏کند و خدا به خاطر اون گناه او را به بهشت مى‏برد .


عرض شد: آیا خدا به خاطر گناه او را به بهشت مى‏برد؟
بله او گناهى مى‏کند ولى همیشه از اون گناه بیمناک، و بر نفس خود غضبناک هست، خدا هم او را مى‏بخشد و داخل بهشت مى‏کند .

البته باید دانست توبه براى کسانى نیست که تمام عمر بدى مى‏نمايند تا وقتى که یکى از اونها را مرگ فرا مى‏گیرد، در اون حال مى‏گوید: الان توبه کردم (نساء، آیه 18).
گناه زدایی:
انسانى که گاهى دچار گناه خطا مى‏گردد و بعد پشیمان مى‏گردد و خود را ملامت و سرزنش مى‏کند، به مرحله‏اى رسیده که داراى نفس لوّامه و سرزنشگر شده هست و یک پله از مرحله نفس اماره یعنى نفسى که به زشتى و بدى امر مى‏کند و از انجام اون ملول نمى‏گردد و بیمى ندارد، بالاتر آمده هست و این فرد یک قدم به هدف نزدیک شده هست و باید خدا را شاکر بود و از او خواست که توفیق رسیدن به مراحل بالاتر و هر چه بیشتر نزدیکتر شدن به خود را به ما عنایت کند.
باید توجه داشت که فاصله گرفتن از بدى و گناه و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امرى تدریجى هست و محتاج استقامت و حوصله فراوان هست.

انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به اون را دارد نگاه مى‏کند و احساس مى‏کند هنوز تا قله کوه راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى‏کندو مى‏بیند از اون فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قراون کریم و روایات معصومین(ع) آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند.

یعنى هم از این که گاهى توفیق بندگى و دورى از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهى دچار لغزش و گناه مى‏گردد ترسان و بیمناک.
در زمینه گناه و انحراف عملی و زمینه های اون می توان فرمود: در یک کلام خطا و گناه آدمى، ریشه در ناآگاهی ، دنیا دوستى ، گرایش افراطى به لذت‏هاى مادى و طبیعى و در یک کلام در ضعف عقلانی انسان دارد.
در روایت هست که دوستی دنیا سرآمد هر خطا هست.

حب الدنیا رأس کل خطیئه بنابراین اگر کسى بخواهد دلش را از گناه خالى کند، باید با ریشه های اون بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذت‏هاى طبیعى را در نفس خویش تعدیل نماید و در جهت تقویت آگاهی و عقلانیت خود بکوشد.
که اگر چنین کند و به هستعانت خداى متعال، در این کار سترگ موفقیتى به دست آورد؛ مى‏توان دلش را از گناه خالى کند و به جاى اون محبت خداى بزرگ و اولیاى او را جایگزین نماید.
علماى اخلاق مى گویند: منشا و انگیزه ى گناهان ، سه قوه هست: قوه شهویّه، قوه غضبیّه، قوه وهمیّه.
قوه شهویّه ، انسان را به افراط در لذت خواهى نفسانى ، مى کشاند، که سرانجامش ، غرق شدن در فحشا و زشتى ها هست.
قوهّ غضبیّه ، انسان را به ظلم وطغیان آزار رسانى و تجاوز، وادار مى کند.
قوهّ وهمیّه ، برترى طلبى و انحصار جویى و تکبر و روح خوداخواهى را در انسان زنده مى کند و او را به گناهان بزرگى در این کانال ، وا مى دارد.


اگر با دقت بررسى کنیم در مى یابیم که اکثر گناهان (اگر نگوییم همه ى گناهان ) به این سه قوه باز مى گردند.
این سه قوه در وجود انسان لازم هست ، ولى اگر کنترل وتعدیل نشود و به افراط و تفریط کشانده شود، سرچشمه ى گناهان بسیار خواهد شد.
براى توضیح بیشتر به این مثال توجه کنید:
آب ، که مایه ى حیات انسان و گیاه و حیوان ها مى باشد، اگر در جلو اون سدى بسته شود، تا سیلاب پشت سر اون جمع شود، نه تنها سیلاب به ما ضرر نمى زند، بلکه هروقت نیاز به آب شد، دریچه ى سد را باز کرده و گیاهان و دام ها از آب اون سد، بهره مند مى شوند.
حال اگر سیلاب مهار نشود، هنگام طغیان ، دیوانه وار به باغ ها و کشتزارها و خانه ها سرازیر شده و همه را ویران مى کند.
در مورد انسان نیز، نیروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم هست ، ولى اگر این دو غریزه بر اثر افسار گسیختگى طغیان نمايند، موجب بروز جنایات ویرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.
نتیجه اینکه : اگر بخواهیم جامعه را از لوث گناه پاک سازیم ، و یا وجود خویش را از آلودگى گناه ، حفظ کنیم ، باید غرایز و تمایلات نفسانى را کنترل و تعدیل کنیم .
بنابراین علاوه بر هوای نفس و نیروهای غریزی درونی که زمینه افراط و انحراف عمل و گناه را فراهم می کند، شرایط بیرونی تحریک انسان به سمت گناه شیطان‏هاى انس و جن، جاذبه‏هاى فریبنده دنیا، اطاعت از طاغوت‏ها و سد نمايندگان راه خدا و همنشینى با منحرفان هست.
راه پايه ی مبارزه با گناه:
1- مبارزه مستقیم با گناه از طریق شناخت گناهان و تفکر در آثار و عواقب دنیوی و اخروی اونها.
2- مبارزه پايه ی وغیر مستقیم از طریق مبارزه با زمینه های گناه و تقویت زمینه های صلاح.
به طور کلی زمینه های گناه عبارتند از:
الف .

ضعف شناختی: ریشه تمامی ضعفها ی گرایشی ، اسارتها ، رزایل اخلاقی و گناهان عملی تا حدود زیادی در ضعف شناختی و عقلانی انسان نهفته هست، به همین دلیل هم راه اصلی اصلاح و تکامل انسان از شناختن و کسب آگاهی و تقویت عقل آغاز می شود.

قراون کریم می فرماید: انما یخشی الله من عباده العلماء.

تنها عالمان از خداوند پروا دارند.
ب .

ضعف گرایش دینی : باورهای غلط ، بی ایمانی یا ضعف ایمان و گرایش اعتقادی، زمینه ضعف گرایش عملی و درنتیجه گناه و نافرمانی خواهد شد.
پ .

رزایل اخلاقی: رزایل اخلاقی مانند حسد، کبر، خود خواهی، غرور، خود پسندی و مانند اون در بسیاری از موارد زمینه گناه را فراهم می کند.
ت .

ضعف آزادی: اسارت دنیا ، لذت طلبی افراطی، هوای نفس ، شیطان ، عادت های مذموم، دوست بد، تجمل گرایی، مد گرایی افراطی و مانند اون اراده را ضعیف، شهوت را تحریک و زمینه گناه را در انسان فراهم می آورد.
نکته: با یک جمع بندی از مطالب فوق می توان به این نتیجه رسید که زمینه گناه در انسان چیزی جز ضعف اراده و اختیار نیست، بنابر این در صورتی که انسان موفق شود مبادی اختیار؛ یعنی آگاهی و آزادی را در خویش تقویت نماید، خواهد توانست از این طریق هم ضعف عقلانی خود را جبران نماید و هم کنترل قوای نفسانی خود را در دست بگیرد و خویش تن را از آلودگی و گناه حفظ نماید، در غیر این صورت راههایی که به طور معمول ارائه می شود، چندان کار ساز نیست.


ترک زمینه گناه:
این خود زیرمجموعه‏اى دارد که مهمترین اون عبارت از هست:
کنترل چشم
دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و کلاً هر اونچه که شهوت‏انگیز هست، نگاه شود.

عن الصادق(ع): «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظره اورثت حسره طویله؛ نظر دوختن تیرى مسموم از تیرهاى ابلیس هست و چه بسا نگاهى که حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد».(سفینه‏البحار، شیخ عباسى قمى، ماده نظر)
تا حد امکان انسان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نماید.
کنترل چشم تابعى از روح تقواست که اگر در آدمى پدیدار شد به تبع اون کنترل چشم نیز به دنبال اون خواهد آمد و راهى که صد% گناه نکردن در تمام زندگى را تضمین کند براى افراد عادى بشر چیز سهلى نیست؛ زیرا انسان موجودى مختار و داراى تمایلات گوناگون هست.

بلى با عزمى آهنین و مبارزه‏اى دائمى با نفس تدریجا مى‏توان به چنین جایگاه رفیعى دست یافت.

موارد زیر در این زمینه بسیار سودمند هست، ولى هیچ یک را تضمین قطعى نمى‏توان به حساب آورد.

بلکه تضمین نهایى، در نفس و عزم راسخ خود انسان هست:
بهترین راه منصرف کردن نگاه و دید و یا بازداشتن نگاه از تیزى و خیره نمودن هست.

حضرت على(ع) فرمود: «کسى که چشم خود را پایین اندازد، دلش آسوده گردد، تأسف کمتر خورد و از نابودى در امان ماند».(غرر الحکم، ص 9122 - 9125) هم‏چنین مى‏فرماید: «هر که نگاه‏هایش پاک باشد، اوصافش نیکو شود»؛ «کسى که عنان چشم خود را رها کند، زندگى‏اش را به زحمت مى‏اندازد»؛ «کسى که نگاه‏هایش پیاپى باشد، حسرت‏هایش دائمى و پیاپى خواهد بود».(تحف‏العقول، ص 97) و نیز فرمود: «بسا هوسى از نیم نگاهى حاصل هست».(بحارالانوار، ج 71، ص 293)
در قراون کریم آمده هست: «اى پیامبر! به مؤمنان و مؤمنات بگو که در مقابل نامحرم چشم‏هاى خود را بپوشانند و نگاه خیره ننمايند»، (نور، آیات 31 - 30) فرمودنى هست که نگاه همراه با تیزى و خیرگى، نگاهى هست که انسان زیبایى و زشتى طرف مقابل را تشخیص دهد.
* کنترل گوش: باید از شنیدنى‏هایى که ممکن هست به حرام منجر شوند و زمینه‏ساز حرام هستند پرهیز شود.

مانند نوار موسیقى، صداى شهوت‏انگیز نامحرم و...

.
* ترک مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى که باعث مى‏شوند انسان مزه گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و باید از اونها پرهیز کرد.
از امام سجاد(ع) نقل شده: «النهى عن مصاحبه خمسه و محادثتهم و مرافقتهم فى طریق و هم الکذاب والفاسق والبخیل والاحمق والقاطع لرحمه؛ حضرت از همراهى و سخن فرمودن و رفیق بودن با پنج کس را نهى فرموده: کذاب، گناهکار، بخیل، احمق و کسى که قطع رحم کرده هست».(همان، ماده صحب)
البته اینها از مهمترین زمینه‏هاى گناه هستند که باید ترک شوند ولى کلاً هر چیزى که زمینه گناه را فراهم مى‏کندباید ترک شود.
8- ترک فکر گناه: ترک زمینه گناه سهم به سزایى در ترک فکر گناه دارد ازاین‏رو هر چه بیشتر و دقیقتر زمینه گناه ترک شود فکر گناه کمتر به سراغ انسان مى‏آید.

این فکر گناه هست که شوق در انسان ایجاد مى‏نماید و سپس شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و میل نسبت به کارى نباشد انسان مرتکب اون کار نمى‏گردد.
9- اشتغال به برنامه شبانه‏روزى: حتما باید شبانه‏روز خود را با برنامه‏ریزى صحیح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر کنید و هیچ ساعت بیکارى نداشته باشید تا نفس شما را مشغول کند.

در اوقات بیکارى وسوسه‏هاى نفس و شیطان به سراغ انسان مى‏آید و او را به فکر گناه و سپس به خود گناه مى‏کشاند قال امیرالمؤمنین على(ع): «ان هذه النفس لاماره بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ براستى و حقیقت که این نفس (انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى‏کند در نتیجه هر کس اون را به خود واگذارد (و به کارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏کشاند».(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، هستاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 544، ح 4)
10- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حیوانى و شهوانى انسان را تضعیف مى‏کند اگر قواى شهوانى ضعیف گشت قهرا فکر گناه هم کم‏رنگ مى‏شود.

عن ابى جعفر(ع) قال: «اذا شبع البطن طغى؛ هرگاه شکم پر شود طغیان مى‏کند، (المحجه‏البیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج 5، ص 150) مفهومش این هست اگر شکم بر نشود طغیان نمى‏کند و بهترین قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن هست.
تذکر این نکته بسیار ضرورى هست که اولاً: روزه نباید براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام هست.

ثانیا: براى کارهاى روزمره مخل نباشد.

ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بیشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى هست مورد بعدى یعنى ورزش دو برابر شود.
11- ورزش: هر روز ورزش لازم هست البته اون ورزش‏هایى باشد که براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت‏هاى کششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست وقت ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بیست دقیقه به چهل دقیقه افزایش یابد.
12- یاد مرگ: این یکى دیگر از چیزهاى بسیار مفید هست که فکر گناه را یا از بین مى‏برد و یا کم مى‏کند که این به شدت و ضعف فرو رفتن در فکر مرگ بستگى دارد اگر انسان با این واقعیت انس بگیرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد.

قال امیرالمؤمنین على(ع): «اذکروا هادم اللذات و منغض الشهوات و داعى الشتات؛ یاد کنید (مرگ را) درهم کوبنده لذات را و تیره و تلخ نماينده شهوات را و دعوت نماينده جدایى‏ها را».(الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، هستاد على سعادت‏پرور، ج 2، ص 159)
یاد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فکر گناه باز مى‏دارد اونچه که بسیار مهم هست این هست که اولاً این فکر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه‏روزى نیم‏ساعت باشد کافى هست ثانیا در مکان خلوتى باشد مخصوصا اگر اون مکان خلوت خود محیط قبرستان باشد به هر گونه که این فکر در مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد بسیار مطلوب هست مثلاً یکى از کیفیت‏هاى فکر در مرگ را یکى از بزرگان چنین مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند که همه اینها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى که خویشان و نزدیکان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شیرینى‏ها وداع مى‏کند و ...

همه و همه را به خوبى تأمل کند تا دل بلرزد و چشم بگرید.
سخن آخر این هست که این دستورات وقتى نتیجه مى‏بخشد که هر چه دقیق‏تر به اون عمل شود وقت نتیجه اون بستگى به شرایط و خصوصیات افراد دارد، ازاین‏رو پى‏گیر وقت نتیجه نباید بود فقط هم و غمّ صرف عمل به دستورات شود.
اخلاص و ریا:
اما در رابطه با کسب اخلاص در اعمال اول باید نسبت به تعریف اخلاص و مراحل اون شناخت پیدا کنید.

دوم این که مراحل اخلاص را به ترتیب مذکور رعایت کنید و شب و روز مراقب باشید تا کم‏کم به رعایت اخلاص عادت کنید.
تعریف اخلاص: اخلاص ضد ریاست و اون عبارت هست از خالص ساختن و قصد از غیرخدا و پرداختن نیت از ما سوى ‏اللّه‏، (معراج ‏السعاده، ملا احمد نراقى، بحث اخلاص).
امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «لابدّ للعبد من خالص النیه فى کل حرکه و سکون اذلو لم یکن بهذا المعنى یکون غافلاً و الغافلون قد وصفهم ‏الله و تعالى بقوله: ان هم الا کالانعام بل هم اضلّ و قال: اولئک هم الغافلون...؛ براى بنده (خدا) در هر حرکت و سکونى از خالص ساختن نیت (براى خدا) چاره و گریزى نیست زیرا اگر چنین نباشد غافل هست و غافلان را خداوند تعالى اینگونه توصیف فرموده: اینان مانند چهارپایان بلکه گمراه‏تر هستند و نیز فرموده: اینان همان کسانى هستند که غافلند»، (میزان‏الحکمه، محمد محمدى رى‏شهرى، ج 3، روایت 4748).
پاره‏اى از ویژگى‏هاى مخلصین:
اول - انجام کار براى خدا: این ویژگى از لابلاى تعریف اخلاص - مخصوصا با توجه به روایت پیش فرموده - به دست مى‏آید.

در روایتى دیگر درباره همین ویژگى حضرت على(ع) مى‏فرمایند: «طوبى لمن اخلص للّه‏ عمله و علمه و حبه و بغضه، و اخذه و ترکه، و کلامه و صمته و فعله و قوله؛ خوشا به حال کسى که عمل و علم و حب و بغض و گرفتن و نگرفتن و سخن و سکوت و کردار و فرمودارش (همه و همه را) براى خدا خالص گرداند»، (همان، روایت 4750).
دوم - انجام عبادت براى خدا: ویژگى اول شامل این ویژگى هم مى‏شود ولى به جهت اهمیت عبادات جداگانه به یادآورى نیاز دارد زیرا عبادات پايه ى‏ترین و مهمترین وسیله پرواز روح مى‏باشد ازاین‏رو اگر اخلاص در اون نباشد و ذره‏اى غیر خدا و ریا در نیت باشد نه تنها پرواز روح نیست بلکه حرام و تمام عمل عبادى باطل مى‏گردد مانند اون نجاستى هست که اگر ذره‏اى از اون در یک دیگ بزرگ غذا باشد همه غذا را نجس مى‏کند به اون خاطر بحث زیر لازم و ضرورى مى‏باشد.
اخلاص در عبادات چندین مرحله دارد:
1- پاکسازى عمل از ریا: ریا نیز بر چند قسم هست:
الف) محض ریا یعنى عمل فقط و فقط براى نشان دادن به امت انجام گیرد.
ب ) انضمام ریا یعنى انجام عملى که هم در اون قصد قربت و هم قصد ریا و نشان دادن به امت باشد.
ج ) ریا در بعضى از اجزاء عمل چه اون بعضى واجب باشد یا مستحب.
د ) ریا در مکان عمل گرچه خود عمل براى خدا باشد مثل مطالعهنماز در صف اول جماعت که انتخاب صف اول ریایى باشد.
ه ) ریا در وقت عمل گرچه خود عمل براى خدا باشد مثل مطالعهنماز اول وقت که انتخاب وقت اول وقت از روى ریا باشد.
و ) ریا در وصف عمل مثل مطالعهنماز با تأنى و خشوع که این تأنى و خشوع از روى ریا باشد.
اگر تمام این اقسام ریا نسبت به عمل عبادى (عملى که در اون قصد قربت شرط هست مثل نماز) باشد هم حرام و هم مبطل عمل هست البته با اختلاف کمى در فتاوا، (عروه‏الوثقى، سید محمد کاظم طباطبایى یزدى، ج 1، ص 470 تا 472، بحث نیت نماز).
2- پاکسازى عمل از ریاى سپس عمل: گاهى عملى مخلصانه انجام مى‏گیرد ولى سپس اتمام عمل صاحب عمل کارى مى‏کند و یا سخنى مى‏گوید که به دیگران بفهماند فلان عمل را انجام داده‏ام این نوع ریا گرچه مبطل عمل عبادى نیست، اخلاص را شائبه‏دار مى‏کند.
این خوشایند نفسانى و چشم بر ستایش دیگران دوختن مذموم هست در قسمتى از روایتى مى‏فرماید: «...

و یحرص فى کل امره على المحمده...»، (میزان‏الحکمه، روایت 6807).
یکى از علایم ریاکار این هست که در هر کارى حریص بر ستایش (شنیدن) دیگران هست.

دیگران او را مشغول به نماز مى‏بینند او در همان وسط عمل خوشحال مى‏شود و به خود مى‏بالد گرچه عجب را حرام شرعى و باطل‏نماينده عمل نمى‏دانند.
سپس انجام عمل: یعنى کسى سپس عمل از این که دیگران بفهمند فلان عمل را انجام داده هست خوشحال مى‏شود.

این قسم نیز مرحله‏اى از اخلاص را شائبه‏دار و آلوده مى‏سازد گرچه مثل قسم قبلى حرام شرعى و مبطل عمل نیست.
3- زهد قلبى: حضرت على(ع) مى‏فرمایند: «الزهد سجیه المخلصین؛ زهد، ایجاد و خوى مخلصین هست»، (میزان‏الحکمه، ج 3، روایت 4789) و این ویژگى بسیار بلند و بالاست که از توان همت‏هاى معمولى بسى فراتر هست و دست هر کسى به اون نخواهد رسید زیرا زهد قلبى یعنى بى‏رغبتى دل نسبت به غیر خدا اگر کسى به این مقام رسید فقیر و غنى برایش یکى هست.

در این مرحله انسان مخلص قلبش از رغبت به غیر خدا خالص مى‏گردد و این خود وقتى حاصل مى‏شود که انسان یقین قلبى داشته باشد زیرا حضرت مى‏فرمایند: «اصل الزهد الیقین...؛ ریشه زهد یقین هست»، (همان، ج 4، رویات 7725) و نیز مى‏فرمایند: «یستدل على الیقین بقصر الامل و اخلاص العمل والزهد فى الدنیا؛ سه چیز دلیل بر یقین هست: 1- آرزوى کوتاه، 2- اخلاص در عمل، 3- زهد در دنیا» یعنى هر کدام از اینها از یقین سرچشمه مى‏گیرد و یقین به قدرى گران و نایاب هست که امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «ما اوتى الناس اقل من الیقین؛ چیزى کمتر از یقین به امت داده نشد»، (همان، روایت 22625) بنابراین زهد فرع بر یقین هست و داشتن یقین هم امرى هست بسیار مشکل.

تذکر این نکته ضرورى هست که این یقین اون یقین عرفى و معمولى رایج در زبان امت نیست بلکه یک حال بلند معنوى و عرفانى هست که با سال‏ها ریاضت شرعى حاصل مى‏شود.

این ویژگى سوم بلندترین ویژگى‏هاى مخلصین هست که خود نیز داراى مراتبى هست.

هر طالب کمالى باید این مراحل و ویژگى‏ها را در خود احیاء کند تا در سایه اخلاص و بالا بردن میزان اون به کمالات عالى انسانى برسد.
این مسأله، جهادى دراز آهنگ مى‏طلبد و باید همواره با هواهاى نفسانى و خواهش‏هاى رنگارنگ نفس مبارزه کرد، تا به تدریج بر هواى نفس غالب شد و به گوهر اخلاص رسید.

بنابراین همان طور که خود شما خوب می دانید، «اخلاص» به معناى پیراستن نفس از همه تعلقات و انگیزه‏هاى غیر الهى هست.

و نه تنها همه اعمال را براى خدا انجام دادن، که حتى وجود خویش را نیز براى خدا خواستن.

در روایتى از پیامبر(ص) خطاب به ابوذر آمده هست: ...

و ما بلغ عبد حقیقه‏الاخلاص حتى لایحب ان یحمد على شیئى من عمل للّه‏ ...

؛ بنده هرگز به حقیقت اخلاص نمى‏رسد، جز اون که دوست نداشته باشد او را بر عمل خدایىبستایند...»(بحارالانوار، ج 82، ص 204 و ج 51، باب 116).
براى رسیدن به این مرحله عزمى راسخ و تلاشى دراز آهنگ لازم هست و هرکس به قدر همت و تلاش خویش - البته با عنایات و فیوضات خداوندى - مراتبى را سیر خواهد کرد و به فیوضاتى نائل خواهد آمد.

اونچه در این مرحله بسیار ضرورى هست دو جهاد همسو و همراه هست: جهاد علمى و عملى.
الف) جهاد علمى مستلزم داشتن مطالعات روشمند خداشناختى از طریق مطالعات فلسفى و عرفان نظرى هست.
ب ) جهاد عملى پیوستگى قلبى، یاد دائم حضرت حق و عبودیت و سر سپارى در پیشگاه پروردگار هست، و اون نیز مراتبى دارد: مرتبه اول ترک محرمات و انجام واجبات هست.
مرتبه دوم ترک مکروهات و انجام مستحبات به ویژه اهتمام به نماز شب هست.

مرتبه سوم ترک اونچه موجب اشتغال قلب به غیر خداى مى‏شود.

مانند بسیارى از مباحات، و همواره در جست و جوى خدا بودن و التزام به اونچه مقرب درگاه الهى هست.

اگر کسى این مراحل را به طور جدى پشت سر گذارد باز یک قدم به پیش برداشته و اون تسلیم نمودن اقالیم سبعه تن تحت فرمان الهى هست.

مرحله دوم بیرون راندن تمام رذایل نفسانى و حب دنیا از نهانخانه دل هست و اون کس که بتواند شیطان نفس اماره را از خانه دل بیرون افکند، اون گاه خواهد دید که خداى سبحان - که صاحبخانه هست - فضاى دل او را پر نموده هست.

در حدیث قدسى نیز آمده هست که: «قلب المؤمن عرش الرحمان».

به هر حال بهترین راه شروع نماز هست که کون جامع و عبادت تام هست و تا اون اصلاح نشود به جایى نمى‏توان رسید.
برای مطالعه بیشتر ر.ک منابع اخلاقی:
-گناه شناسی/ محسن قرائتی.
-گناهان کبیره/ شهید دستغیب.
- شهید دستغیب، قیامت و قراون (تفسیر سوره طور).
- مقالات, هستاد محمد شجاعی.
- ترجمه جامع السعادات، مرحوم نراقی.
- ترجمه الاخلاق، مرحوم شبر.
- نقطه های آغاز در اخلاق، مهدوی کنی.
-------------------------
پى نوشت‏ها:
1.

فرقان(25): آیه 70 63.
2.

المیزان، ج 16، ص 242.
3.

المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج 15، ص 242.
4.

المیزان، ج 15، ص 243.
5.

تحریم(8 :(66.
6.

میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، ج 1، ص 552.
7.

المیزان، ج 15، ص 243.
8.

میزان الحکمه، ج 1، ص 548.

برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 07:05 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


76 out of 100 based on 46 user ratings 1246 reviews