آیا در زمینه نوع پوشش چادر، مانتو و یا پوشش طبق تعریف در احادیث مطلبی داریم؟


آیا در زمینه نوع پوشش چادر، مانتو و یا پوشش طبق تعریف در احادیث مطلبی داریم؟




    آیا در زمینه نوع پوشش چادر، مانتو و یا پوشش طبق تعریف در احادیث مطلبی داریم؟

پاسخ :


آیا در آوردن پیراهن صحیح است در عزاداری؟

1:



من در حال حاضر برای سوادآموزان کلاس قرآن برگزار می کنم لطف کنید بفرمائید برای این که

تردیدى نیست که حجاب و پوشش زن یکى از احکام ضرورى اسلام به شمار مى‏رود.

آیا دختر و پسری که می خواهند با هم ازدواج کنند، برای این که بتوانند حرف هایشان را راحت
پوشش سابقه‏اى به اندازه حیات بشریت دارد و غیر از پیروان یکى از مکاتب که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى‏فشارد همه جامعه بشریت به نوعى رعایت مى‏نمايند.ر.ک: مصطفوى، انسانیت از دیدگاه اسلامى، ص 129.

اولین آیه ای که بر رسول خدا(ص) نسبت به حادثه عظیم غدیر نازل شد، چه بود؟
در قراون مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.


من فکر می کنم تمرکز یک دین و مذهب به نام شیعه از آنجایی که که پیروانش معتقدند کاملترین


نگاه کردن به نامحرمانی که بالاخره با آنها سرو کار داریم و باید آنها را بشناسیم مثل معلمان
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب هست:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت برنامه نگیرند.


آیا بوسیدن دست معلم زن توسط احمدی نژاد یا دست زدن خاتمی به بدن یک دختر یا دست دادنش با
و خداوند بخشنده مهربان هست.)

سؤال از امام سجاد(ع) در دعای مکارم الاخلاق (فکر کنم) نقل است که «خدایا اگر تو نفرموده
جلاب به معنای یک پوشش سراسری هست؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.


در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده هست.


مفهوم و ابعاد حجاب در قراون
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده هست.

هستعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده هست.

این کلمه از اون جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش هست، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه اون پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.


حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی هست.

بُعد ایجابی اون، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی اون، حرام بودن خودنمایی به نامحرم هست؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن هست بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان فرمود که حجاب اسلامی محقق شده هست.


اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد.

یک نوع اون حجاب ذهنی، فکری و روحی هست؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح هست که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.


علاوه بر این، در قراون از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده هست؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به اون توصیه شده‎اند.


هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند هست که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که مطالعهو نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر اونان وحی خدا را تلاوت کند و اونها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با اون که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قراون کریم هستفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی هست.

آیاتی هم‎چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح هست.

حجاب چشم
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در فرمودار
نوع دیگر حجاب و پوشش قراونی، حجاب فرموداری زنان در مقابل نامحرم هست:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا اون که دلش بیمار (هوا و هوس) هست به طمع افتد.

حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و پوشش قراونی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم هست.

به زنان دستور داده شده هست به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و اون طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی هستفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن هست.


بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم هست که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند.

همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛
حجاب و عفت
دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند.

تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت هست، تفاوت بین ظاهر و باطن هست؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر هست، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون هست؛ چون عفت یک حالت درونی هست، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان هست؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل هست؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.


حجاب زنان سالمند
قراون مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده هست.

نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر هست.


وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَهٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)
علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب هست.

البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار هست.


آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی هست؟
با توجه به همین نکته، جواب این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه برنامه می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری هست و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و پايه ی‏ترین ابعاد اون، حجاب درونی و باطنی و ذهنی هست که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و پايه اً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری هست؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.


البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست.

نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا فرمودیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف هست، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد.

بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب هست.

برخی افراد ممکن هست حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند.

این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری هست.

از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌نمايند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی پايه ی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد
پوشش در روایات:
1) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به اونها خیره می‌شود.

به اونان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده هست.»
2) امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت برنامه می‌دهی، چشم اونان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای اونها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد.

از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند...»
3) ام سلمه می گوید:
روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد.

پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم.

ما فرمودیم:«یا رسول الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمی‌بیند.»
پیامبر فرمود:«آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟!»
4) امام رضا علیه السلام در نامه‌ای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به موی زنان حرام هست، چون موجب تحریک و فساد هست.»
منابع:
بحار الانوار، ج 103، باب 61 و 62.


بحار الانوار، ج 104، باب 91.


برگرفته از پرسمان

پرسمان در تاریخ 2 اسفند ماه سال 1389 در ساعت 05:20 ب.ظ به این سوال جواب داده هست.


76 out of 100 based on 56 user ratings 1006 reviews