موج نوازشی ، ای گرداب


موج نوازشی ، ای گرداب



موج نوازشی ، ای گرداب .
آزادی با پاهای برهنه!
گل ، گل آفتابگردون، پروانه ، زرد

كوهساران مرا پر كن، ای طنین فراموشی!.
عبدالقادری با کفش های کتانی
نفرین به زیبایی – آب تاریك خروشان – كه هست مرا .
«مفاهيم
فرو پیچید و برد!.
این قصه موزون كه می‌گویی...
تو ناگهان زیبا هستی.
اندامت گردابی هست..
غرابغراب src=
موج تو اقلیم مرا گرفت..
ادبیات فارسی و سوراخ ازن
ترا یافتم، آسمان‌ها را پی بردم..
کسی که بوسه زند عرش، آستانش را
ترا یافتم، درها را گشودم، شاخه‌ها را خواندم..
نور عترت آمد از آیینه ام
افتاده باد اون برگ، كه به آهنگ وزش هایت نلرزد!. مژگان تو لرزید: رؤیا در هم شد.. تپیدی: شیره گل به گردش آمد.. بیدار شدی: جهان سربرداشت، جوی از جا جهید.. براه افتادی: سیم جاده غرق نوا شد.. در كف تست رشته ی دگرگونی.. از بیم زیبایی می‌گریزم، و چه بیهوده: فضا را . گرفته‌ای.. یادت جهان را پر غم می‌كند، و فراموشی كیمیاست.. در غم گداختم، ای بزرگ، ای تابان!. سر بر زن، شب زیست را در هم ریز، ستاره ی دیگر خاك!. جلوه‌ای ، ای برون از دید!. از بیكران تو می‌ترسم، ای دوست! موج نوازشی.. .

نظرات کاربران

95 out of 100 based on 75 user ratings 425 reviews