بحث پیرامون مهدویت


بحث پیرامون مهدویت



بحث پیرامون مهدویت
سلام زیاد اینجا کیبورد فرسایی نمی کنم.
دیروز با خودم گفتم این بخش مذهب یه قسمت مهدویت کم داره.
خیلی دوست دارم ببینم مخالفا و موافقای این قضیه چه نظراتی دارند.کیا اصلا قضیه ی ظهور منجی رو قبول دارن.کیا ندارن والبته چرا.
فقط خواهشا بحث منحرف نشه.امیدوارم بحث خوب وسالمی داشته باشیم و البته به یه نتیجه ی خوب برسیم.
پس همه بشتابید



به پیشواز عید رمضان ، عید پاکی ها ، عید پاک شده ها

1:

اعتقاد به منجی در همه ادیان وجود داره.ولی پذیرشش به این شکلی که برای ما تعریف شده درست نیست.
اعتقاد به منجی نشئت گرفته از نیاز به عدالته و امید به آینده هست.من هم عدالت نیلز دارم و به آینده امیدوارم پس به منجی اعتقاد دارم.
ولی اون منجی خودم و تلاش های خودمه


پيدايش و گرايش افراد به بهائيت

2:

مهدي خروج مي‌كند و بر سر او ابر سفيدي هست و از ميان اون ابر يك منادي ندا سر مي‌دهد كه اين مهدي خليفه و جانشين خدا هست، پس از او پيرايشان كنيد.


هشتم شوال : یوم الهدم , بی حرمتی به شعائر الله
فرموده مي‌شود كه اين ندا به همه جاي زمين مي‌رسد و هر كس، اون را به زبان خود مي‌شنود.



مترجم: سيد شاهپور حسيني
در كتاب نورالابصار از امام محمد‌باقر(ع) در مورد نشانه‌هاي ظهور روايت شده هست: «اون‌گاه كه مردان شبيه زنان شوند و زنان شبيه به مردان، زنان بر زين اسبان نشينند و امت نمازها را از ياد ببرند و از شهوت‌هاي خايشانش فرمان‌برداري كنند و خون‌ريزي را بي‌اهميت شمارند و در معاملات خايشانش رباخواري كنند و به زنان تظاهر كنند و بناها برپا سازند و دروغ را حلال شمارند و رشوه‌گيري كنند و از هايشان و هوس پيرايشان كنند و دين را به دنيا فروشند و رابطه با خايشانشان نزديك را قطع كنند و نسبت به غذا بخل ورزند و بردباري، ضعف شمرده شود و ستمكاري، افتخار.


دجال
فرماندهان از تبهكاران و زناكاران باشند و وزيران از دروغ‌گايشانان، امينان امت از خيانت‌كاران، ياري‌رسانان از ستم‌كاران، قاريان قراون از فاسقان.


انتشار سند حقانیت شیعه در عربستان
ستم پديدار شود و طلاق بسيار و فجور و زنا آشكار شده و شهادت دروغ پذيرفته شود و امت شراب‌خواري كنند، مردان بر مردان سوار شوند و زنان به زنان كفايت كنند و غنيمت گيرندگان، اموال فقيران را از اون خايشانش سازند صدقه دادن، زيان به شمار آيد و امت، از ترس زبان اشرار، از اونها در هراس باشند.


وهابیون : اهل سنت به جهنم می‌روند !
سفياني از شام خروج كند و يمني از يمن و خسف بيداء (فرو رفتن زمين) در منطقه ميان مكه و مدينه اتفاق افتد.


امام خمینی را چگونه دیدم
پسري از خاندان محمد، ميان ركن و مقام كشته شود و فريادگري از آسمان، فرياد برآورد كه حق با او و پيروان اوست.


كثرت احاديث سُنى ها در ستايش ايرانيان
اون‌گاه كه امام خروج كند، پشتش را به كعبه تكيه مي‌دهد و سيصد و سيزده نفر از يارانش، با او ديدار مي‌كنند و اولينكلماتي كه بر زبان مي‌آورند، اين آيه هست:


بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين1
سپس امام مي‌فرمايد:
من بقيةالله (ذخيره الهي) هستم و خليفه و جانشين خدا و حجت او بر شما و همگي اين گونه بر او سلام مي‌دهند:
السلام عليك يا بقيةالله في أرضه.


سلام بر تو اي بقيةالله بر زمين او.

اون گاه كه ده هزار مرد نزد او گرد آيند، نه مسيحي‌اي باقي مي‌ماند و نه يهودي‌اي و نه كساني كه غير خدا را پرستش مي‌كنند، مگر اونكه به او ايمان آورند و او را تصديق كنند.

ملت يكي شود، ملت اسلام؛ و هر معبودي جز خداوند بلندمرتبه در زمين باشد، از آسمان بر اون آتشي فرو مي‌بارد و اون را مي‌سوزاند.


اين حديث و امثال اون، حاايشان شمار زيادي از نشانه‌هاي ظهور هست و شايسته اون هست كه به صورت كامل و جامع شرح داده شود اما موقعيت و مجال ما اندك هست و شرح اون در بحث ما نيست، به همين دليل تنها به برخي از موارد اون اشاره مي‌كنيم:

ـ شبيه بودن مردان به زنان: يا از جهت اينكه اونان مخنث‌اند و با اونها لواط مي‌شود، يا از جهت نوع كارهايي كه اونها انجام مي‌دهند.

يعني كارهايشان شبيه به كارهاي زنانه هست و زن وارد ميدان‌هاي كار سخت و طاقت‌فرسا مي‌شود كه با خلقت و طبيعت ضعيف و احساسات و عاطفه سرشار او ناسازگار هست.

يا ممكن هست شبيه بودن از نظر پوشش پوشيدن، باشد همة اينها امكان دارد و ممكن هست اين تشابه به صورت‌هاي ديگر هم باشد.


ـ كشتار نزد امت امري آسان و بي‌اهميت باشد.

ـ مي‌گايشانند دروغ حلال هست و حرام نيست.

ـ در مورد غذا بخل ورزند.

ـ امينان از خيانت‌كارانند.

يعني كساني از امت كه تظاهر به نيكوكاري مي‌كنند و امت، اونها را امين به شمار مي‌آورند، معلوم مي‌شود كه اونان در مال و ثروت و خون و آبرايشان امت خيانت مي‌كنند.



ـ يعني قاريان قراون كه نيكو قراون تلاوت مي‌كنند، اما از قراون فايده‌اي نمي‌برند و به اون عمل نمي‌كنند.

ـ ستم پديدار شود؛ يعني ستم آشكار و روشن و ظاهر مي‌شود و ستم‌كار ستم خايشانش را از ترس يا از رايشان شرم و حيا از كسي پنهان نمي‌كند.

ـ زنان ازدواج نمي‌كنند، بلكه زنان براي برطرف ساختن شهوت و غريزه جنسي خود از زنان ديگر بهره مي‌برند و به اونها كفايت مي‌كنند و اين مسأله در اسلام به «سحق» معروف هست و شديداً نهي شده و حرام هست و مجازاتي ايشانژه دارد كه در كتاب‌هاي فقهي ذكر شده هست.

زيرا باعث ايشانراني بنيان خانواده و در نتيجه نابود ساختن امت و امت هست.


ـ هر كس اموال فقيران را به دست آورد، اون را غنيمت به شمار مي‌آورد و اون را براي خود برمي‌دارد و اون را مي‌خورد و به كسي ديگر نمي‌دهد.

ـ اگر كسي چيزي به صدقه دهد، اون را ضرر و زيان براي خود مي‌داند كه مالش را از دست داده و اين كنايه از اين هست كه امت بدون رضايت و خشنودي كامل صدقه مي‌دهند.



ـ فردي هست كه از يمن خروج مي‌كند، امت را دعوت به گرايشاندن به حق و اسلام مي‌كند و اون‌گونه كه حديث امام باقر آمده، اوست كه امنيت لازم جهت امام مهدي(ع) را فراهم مي‌آورد.2

ـ ارتش سفياني كه از جانب شام به سايشان مكه مي‌آيد تا با امام مهدي(ع) بجنگد، زمين در اين منطقه اونها را مي‌بلعد.

متن و تأكيد اين مورد در برخي حديث‌ها آمده هست.


ـ معبوداني به جز خداوند بلندمرتبه يعني بت‌ها و امثال اون.

نشانه‌هاي عجيب و غريب
در كتاب البرهان في علامات مهدي آخرالوقت، تأليف متقي هندي حنفي از عبدالله بن عبّاس روايت شده هست كه:
مهدي خروج نمي‌كند مگر اونكه نشانه‌اي از خورشيد به در آيد.

اون نشانه اون‌گونه كه در روايت‌ها آمده: سري بيرون از خورشيد هست كه ندا مي‌دهد آگاه باشيد كه ولي خدا، مهدي موعود، ظهور كرد پس با او بيعت كنيد.

در برخي احاديث آمده هست كه او جبرئيل هست.
در روايتي ديگر از همين كتاب آمده هست:
محمد بن علي(ع) فرمود:

مهدي ما را دو نشانه هست كه اون دو نشانه، از وقتي كه خداوند آسمان‌ها و زمين را آفريده، وجود نداشته‌اند.

در شب اول ماه رمضان، ماه گرفتگي پيش مي‌آيد و در نيمه ماه، خورشيد گرفتگي اتفاق مي‌افتد.


در شرح اين روايت بايد فرمود: با توجه به علم ستاره‌شناسي غير ممكن هست پديده ماه گرفتگي در اول ماه اتفاق بيفتد و به همين دليل هست كه اين اتفاق در تاريخ خورشيد و زمين و هستي اتفاق نيفتاده هست.

همينطور از نظر علم ستاره‌شناسي، رايشان دادن پديده خورشيد‌گرفتگي در اواسط ماه، امري غير ممكن هست.



علاوه بر اين، طلوع خورشيد از سمت مغرب نيز غير ممكن هست.

زيرا اين امر مستلزم اين هست كه زمين به دور خورشيد بچرخد و اين مسئله، از ابتدايي‌تر‌ين مسائل و غير ممكن‌ترين اونهاست؛ زيرا اين نوع چرخش، در حقيقت بر خلاف قوانين و ساوقت جهان و نيرايشان جاذبه هست.


امّا آفرينندة توانا بر همه چيز، اين امور غير ممكن را به عنوان نشانه‌هايي براي اجازة ظهور ولي‌اش و اجرا كننده دينش، امام مهدي(ع) انجام مي‌دهد.

خسوف و كسوف در اين حديث آمده و مسأله طلوع خورشيد از سمت مغرب در برخي حديث‌هاي ديگر آمده هست.

فتنه‌ها، بدترين فتنه‌ها
متقي هندي حنفي در ادامه از الحكم ابن عتبه نقل مي‌كند:
به محمد بن علي(ع) فرمودم: شنيده‌ام كه از شما مردي خروج مي‌كند كه در ميان اين امت، عدالت را اجرا مي‌كند.

فرمود: ما بدان چه امت اون را مي‌بينند، اميد داريم و اگر حتي يك روز بيشتر از دنيا باقي نمانده باشد، خداوند اون روز را طولاني مي‌كند تا اونچه اين امت اميد و آرزايشان اون‌ را دارند، پيش بيايد، امّا پيش از اون، فتنه‌هايي خواهد بود.

بدترين فتنه‌ها كه انسان صبح را به شب مي‌رساند، در حالي كه كافر هست.

پس هر كدام از شما اين وقت را درك كرد، بايد از خدا بترسد و بايد خانه‌نشين شود.


در توضيح اين روايت بايد فرمود: «من احلاس بيته» يعني كسي كه خانه‌اش را ترك نمي‌كند و كنايه از اين هست كه شخص، داخل مذهب و راه باطل امت نمي‌شود.

اين خبر بدين معني نيست كه امت به حال خود رها مي‌شوند و امر به معروف و نهي از منكر انجام نمي‌شود، زيرا اين دو واجب بزرگ كه واجبات ديگر در گرو اونها هستند، رها مي‌شوند.

معني اين حديث، مفهوم همان عبارت ديگري هست كه در حديث آمده هست

كن في الناس و لا تكن معهم.
در ميان امت باش ليك با اونها مباش.

اين كاري بس سخت و دشوار هست، اما تا وقتي كه دستور بودن در ميان امت و آميختن با اونها باشد، بايد اين كار را انجام داد تا شخص، اونها را امر به معروف و نهي از منكر كند.

در اين كتاب هم چنين از حضرت اباعبدالله حسين بن علي(ع) نقل شده هست:
چون نشانه‌اي از آسمان به صورت آتشي بزرگ از جانب مشرق، در شبانگاهان ديدند، اون گاه وقت فرج آل محمد يا فرج امت هست و اون گام‌هاي مهدي(ع) هست.



در ينابيع المودة در مورد تفسير اين آيه كه اگر بخواهيم آيتي از آسمان بر اونها فرو فرستيم3 از ابوبصير و ابن جارود از امام باقر(ع) نقل شده هست كه ايشان فرمودند: «اين آيه در مورد قائم نازل شده و يك منادي از آسمان به نام او و نام پدرش ندا سر مي‌دهد.»

صيحه‌ آسماني
در ينابيع‌المودة در مورد اين كلام خداوند بلند مرتبه:
واستمع يوم ينادي المناد من مكانٍ قريب يوم يسمعون الصّيحة بالحق.

به عنوان يوم الخروج و صيحه در اين آيه، صيحه‌اي از آسمان هست كه در روز خروج حضرت قائم(ع) شنيده مي‌شود.
در البرهان في علامات مهدي آخرالوقت نيز آمده هست:

مهدي خروج مي‌كند در حالي كه رايشان سر او فرشته‌اي هست كه ندا سر مي‌دهد اين مهدي(ع)، خليفه و جانشين خداوند هست، پس از او فرمان‌برداري كنيد.

در بيان، تاليف گنجي شافعي از عبدالله بن عمر نقل شده هست: پيامبر(ص) فرمودند:
مهدي خروج مي‌كند و بر سر او ابر سفيدي هست و از ميان اون ابر يك منادي ندا سر مي‌دهد كه اين مهدي خليفه و جانشين خدا هست، پس از او پيرايشان كنيد.

فرموده مي‌شود كه اين ندا به همه جاي زمين مي‌رسد و هر كس، اون را به زبان خود مي‌شنود.


اين معني و مفهوم، براي برخي كه به غيب و عموميت قدرت خداوند بلندمرتبه ايمان نداشتند، سخت و سنگين بوده هست، اما اين مسئله در حال حاضر حل شده هست.

چرا كه انسان ناتوان، دستگاهي را اختراع كرده كه در مجالس و محافل مختلف و در كشورهاي بزرگ و در مجالس عمومي گذاشته مي‌شود و مثلاً فردي به زبان عربي سخن مي‌گايشاند و اين دستگاه، سخنان او را به زبان انگليسي، فارسي، فرانسايشان و ...

ترجمه مي‌كند و ترجمه‌ها را نيز به تفكيك، ميان امت پخش مي‌كند.


اسلام معجزه‌هاي بسياري دارد و هر چه علم پيشرفت مي‌كند و تكنولوژي ارتقا مي‌يابد، نشانه‌ها و معجزه‌هايي از اون پديدار مي‌شود.



در البرهان في علامات مهدي آخرالوقت نقل شده هست كه ابونعيم از علي(ع) نقل كرده هست كه ايشان فرمودند:
مهدي خروج نمي‌كند مگر اونكه يك سوم امت كشته شوند و يك سوم اونها بميرند و يك سوم از اونها باقي ‌بمانند.

اين حديث شريف اشاره به جنگ‌هاي گروهي دارد كه در گذشته و در حال حاضر در جهان اتفاق افتاده و يا انتظار مي‌رود كه اتفاق افتد، مانند جنگ‌هاي جهاني و جنگ‌هاي داخلي كه گاه‌گاه با بمب‌هاي كشنده و سلاح‌هاي اتمي، هزاران هزار قرباني مي‌گيرند.

همينطور اين حديث، اشاره به مرگ‌هاي عمومي و فراگير دارد كه هر از چند گاهي در جاي جاي جهان به خاطر بيماري‌هاي طبيعي يا مصنوعي و قحطي‌هاي بر پايه علل طبيعي يا غير طبيعي اتفاق مي‌افتد.


سفياني
در ينابيع المودة به نقل از المحجأ از علي(ع) در مورد آيه
و لو تري اذ فزعوا فلا فوت.5

فرمودند: كمي پيش از قيام قائم ما مهدي، سفياني خروج مي‌كند و به اندازه وقت بارداري يك زن، يعني نه ماه پادشاهي مي‌كند.

سپاه او به مدينه مي‌آيد تا اونكه به بيداء مي‌رسد و خداوند سپاه او را در اونجا در زمين فرو مي‌برد.

البيداء يعني صحراي ميان مدينه و مكه كه در اون، زلزله‌ها و لرزش‌هاي شديدي اتفاق مي‌افتد كه بر اثر اون لرزش‌ها و زلزله‌ها، سپاه سفياني كه از جانب شام روانه اونجا شده، مي‌ميرند.



در البرهان في علامات مهدي آخرالوقت نيز آمده هست كه از امير المؤمنين علي بن ابي طالب(ع) نقل شده كه: «سفياني از فرزندان خالدبن يزيد بن ابوسفيان هست.

او مردي هست با سري بزرگ، بر چهره‌‌اش آثار آبله هست و در چشم او نقطة سفيدي هست، از جانب شهر دمشق خروج مي‌كند.

اكثر كساني كه از او فرمان‌برداري مي‌كنند از قبيله كلب‌اند او كشتارهاي بسياري مي‌كند تا اونجا كه شكم زنان را مي‌شكافد و كودكان پسر را به قتل مي‌رساند.

قيسي‌ها (مصري‌ها و مراكشي‌ها) در برابرش قيام‌ مي‌كنند و همة اونها را طمعه شمشير مي‌كند و كسي نمي‌تواند از خود دفاع كند.

اما مردي از خاندان من در حرم خروج مي‌كند.

اين مسئله به سفياني اظهار داشته مي‌شود و سفياني سربازاني را به سايشان او گسيل مي‌دارد امّا او اونها را شكست مي‌دهد.

پس سفياني همراه لشكريانش به سايشان او روانه مي‌شود تا اونان كه از بيداء مي‌گذرند بيداء اونها را در خود فرو مي‌بلعد و كسي از اونها نجات نمي‌يابد، جز يك نفر كه از اموال اونان خبر دهد».


پنج نشانه
در البرهان في علامات مهدي‌ آخرالوقت از اباعبدالله حسين بن علي(ع) نقل شده هست: مهدي(ع) پنج نشانه دارد: سفياني، يمني، صيحة آسماني، خسف در بيداء (فرو رفتن در سرزمين بيداء) و كشته شدن نفس زكيه.
نفس زكيه كسي هست كه در برخي از حديث‌ها، از او به عنوان «سيد حسيني» نام برده شده، او خروج مي‌كند و امت را دعوت به حق مي‌كند امّا پيش از ظهور امام مهدي(ع) كشته مي‌شود.

دجال
ينابيع المودة نقل كرده هست: پيامبر(ص) براي ما خطبه خواند و سخن از دجال رفت و فرمود: مدينه پليدي را نمي‌پذيرد، همان‌گونه كه كورة آهنگري، زنگار و پليدي آهن را جدا مي‌كند و از بين مي‌برد و اون روز، روز رهايي هست.

ام شريك فرمود: «عرب‌ها در اون روز چگونه خواهند بود اي رسول خدا! فرمود: در اون روز عرب‌ها اندك‌اند و بيشتر اونها در بيت‌المقدس هستند و امام اونها مهدي(ع) هست.

در البرهان في علامات مهدي آخرالوقت نيز از ابوجعفر(ع) نقل شده هست:
مهدي در روز عاشورا قيام مي‌كند و اون روزي هست كه حسين بن علي كشته شد.

گايشاني او را روز شنبه، دهم ماه محرم مي‌بينيم كه ميان ركن و مقام ايستاده، جبرئيل در سمت راست او و ميكائيل در سمت چپ او برنامه گرفته‌اند.

پيروان و شيعيانش از جاي جاي زمين به سايشان او روانه مي‌شوند، تا اونكه با او بيعت مي‌كنند و زمين اون چنان كه آكنده از ستم و ظلم شده هست، به وسيلة اونان سرشار از عدل و داد مي‌شود.



اين مورد عجيب نيست و در قراون كريم آمده هست كه آصف بن برخيا هزاران مايل در زمين طي‌الارض نموده هست.

همينطور انتقال تخت بلقيس از يمن به فلسطين، در كمتر از يك لحظه صورت گرفته هست:


قال الذي عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل ان يرتدّ إليك طرفك فلمّا رأئة مستقراً عنده.6

پي‌نوشت‌ها:
٭ برگرفته از: www.m-mahdi.com
1.

سورة هود(11)، آية 86.

2.

سفينه البحار، ج 2، يمن.

3.

سورة الشعراء(26)، آية 4.

4.

سورة ق(50)، آية 41 ـ 42.

5.

سورة سبأ(34)، آية 51.

6.

سورة النمل(27)، آية40.

3:

علائم ظهور به دو دسته كلي تقسيم ميشوند: علائم حتمي و علائم غير حتمي.


فضيل بن يسار از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمودند:
«نشانه‌هاي ظهور دو دسته هست: يكي نشانه‌هاي غيرحتمي و ديگر نشانه‌هاي حتمي؛ خروج سفياني از نشانه‌هاي حتمي هست كه راهي جز اون نيست.» (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب18، ص429)
منظور از علائم حتمي اون هست كه تقدير قطعي خدا به وقوع اون تعلق گرفته، و مشروط به هيچ قيد و شرطي نيست؛ و مقصود از علائم غير حتمي اون هست كه وقوع اون ممکن هست مشمول بداء گردد، چرا که في الجمله مشروط به شروطي هست كه اگر اون شروط تحقق يابد اون علائم واقع مي شوند، و اگر اون شروط مفقود باشد، اون علائم نيز تحقق نمييابند.

علائمي در مورد حتمي بودن اونها نصي نداشته باشيم، تنها احتمال وقوع اون مي رود، و قطعي نيستند.

علائم غير حتمي بسيارند.

ما در اينجا روايت مفصلي از امام امام صادق(ع) را براي شما مي آوريم که تعداد بسياري از اون را برشمرده هست....



اين روايت مشهوري هست، ولي براي اون که حق زحمات مؤلفين ادا شده باشد، مي گايشانيم که اين روايت را با تغييرات عبارتي اندکي از کتاب "يکصد پرسش و جواب پيرامون امام وقت(عج)" نوشته عليرضا رجالي تهراني نقل مي نماييم.

قبلا لازم هست تذکر دهيم که گرچه هر يک از اين علائم حتمي الوقوع نيست، ولي به طور کلي احوال آخرالوقت را به ما معرفي مي نمايد.با مطالعه اون شباهتهاي زياد اون را با شرائط وقت خودمان مي يابيم.


در اين روايت، امام صادق(ع) به يكي از ياران خود فرمودند:
هر گاه ديدي كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگير شده هست؛ و قراون فرسوده و بدعتهايي از رايشان هوا و هوس در مفاهيم اون بوجود آمده هست؛ و ديدي دين خدا، عملاً، توخالي شده، همانند ظرفي كه اون را واژگون سازند!
و همينطور هر گاه ديدي كه اهل باطن بر اهل حق پيشي گرفته‌اند؛ و كارهاي بد آشكار شده و از اون نهي نميشود، و بد كاران باز خواست نميشوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا ميكنند.


و هنگامي که ديدي افراد باايمان سكوت كرده، و سخنشان را نميپذيرند؛ و ديدي كه شخص بدكار دروغ گايشاند، و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نميكند؛ و ديدي كه بچهها به بزرگان احترام نميگذارند؛ و قطع رحم مي شود.


و وقتي ديدي كه بد كار را ستايش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و ديدي كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [يعني به مانند اونان خود را زينت مي نمايند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند.


و هنگامي که ديدي انسانها اموال خود را در غيراطاعت خدا مصرف ميكنند و كسي مانع اونها نميشود؛ و ديدي كه افراد با ديدن كار و تلاش مؤمنانه [از اون تعجب مي نمايند] و به خدا پناه ميبرند.


و ديدي كه مداحي دروغين از اشخاص زياد شود؛ و همسايه همسايه خود را اذيت ميكند و از اون جلو گيري نشود؛ و ديدي كه : كافران از صعوبت زندگي مؤمن، شاد مي شوند؛ و ديدي امت شراب را آشكار مي آشامند، و براي نوشيدن اون كنار هم مينشينند و از خداوند متعال نميترسند؛ و كسي كه امر به معروف ميكند خوار و ذليل هست.


و همينطور هنگامي که ديدي آدم بدكار در چيزي مورد ستايش ست که خداوند اون را دوست ندارد؛ و ديدي كه اهل قراون و دوستان اونها خوارند؛ و راه نيك بسته و راه بد باز هست؛ و ديدي كه انسان ها به زبان ميگايشانند، ولي عمل نميكنند.


و وقتي ديدي خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلي اون دستور داده ميشود؛ و مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و امت به شهادت و گواهي ناحق اعتماد كنند.


و ديدي كه حلال حرام، و حرام حلال مي شود؛ و دين بر پايه ميل اشخاص معني مي شود، و كتاب خدا و احكام اون تعطيل مي گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسي براي انجام اون منتظر تاريكي شب نگردد.


و اونگاه که ديدي مؤمن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند؛ و واليان در قضاوت رشوه بگيرند؛ و پستهاي مهم واليان بر پايه مزايده هست، نه بر پايه شايستگي.


و اون وقت که ديدي امت را به تهمت و يا سوء ظن بكشند؛ و ديدي كه مرد به خاطر همبستري با همسران خود مورد سرزنش برنامه گيرد.

و هنگامي که زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام ميدهد و به شوهرش خرجي ميدهد.


و همينطور اونگاه که ديدي سوگند هاي دروغ به خدا بسيار گردد؛ و آشكارا قماربازي شود؛ و مشروبات الكلي به طور آشكار بدون مانع خريد و فروش ميشود.

و وقتي ديدي كه امت محترم توسط حاکمان قلدر خوار شوند؛ و نزديك ترين امت به فرمانداران اوناني هستند كه به ناسزاگايشاني به ما، خانواده عصمت(ع)، ستايش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهي اش را قبول نميكنند.

و اونگاه که ديدي امت در فرمودن سخن باطل و دروغ با هم رقابت مي كنند؛ و شنيدن سخن حق بر امت سنگين، ولي شنيدن باطل برايشان آسان هست؛ و ديدي كه همسايه از ترس زبان همسايه به او احترام ميكند.


و وقتي ديدي حدود الهي تعطيل شود، و طبق هايشان و هوس عمل گردد؛ و ديدي كه مسجدها طلا كاري (زينت داده) شود؛ و ديدي كه راستگوترين امت نزد اونها مفتري و دروغگو هست.


هنگامي که ديدي بدكاري آشكار شده، و براي سخن چيني كوشش ميشود؛ و ستم و تجاوز شايع شده هست؛ و غيبت، سخن خوش اونها شود و بعضي بعض ديگر را به اون بشارت دهند.


وقتي ديدي حج و جهاد براي خدا نيست؛ و سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند؛ و خرابي بيشتر از آبادي هست؛ و معاش انسان از كم فروشي به دست ميآيد؛ و خون ريزي آسان گردد؛ و مرد به خاطر دنيايش رياست ميكند.
و هنگامي که ديدي امت نماز را سبك شمارند؛ و انسان ثروت زيادي جمع كرده، ولي از آغاز اون تا آخر، زكاتش را نداده هست؛ و قبر مردهها را بشكافند و اونها را اذيت كنند؛ و هرج و مرج بسيار شود؛ و مرد روز خود را با مستي به شب ميرساند، و شب خود را نيز به همين منوال صبح مي نمايد، و هيچ اهميتي به آيين امت ندهد.

اونگاه كه با حيوانات آميزش شود؛ و مرد به مسجد (محل نماز) ميرود و وقتي برميگردد پوشش در بدن ندارد؛ [ يعني لباسش را دزديده اند

هنگامي که ديدي حيوانات هم ديگر را بدرند؛ و دلهاي امت سخت، و ديدگانشان خشك، و ياد خدا برايشان گران هست؛ و بر سر كسبهاي حرام آشكارا رقابت ميكنند؛ و ديدي كه نمازخوان براي خودنمايي نماز ميخواند؛ و فقيه براي دين خدا فقه نميآموزد، و طالب حرام ستايش و احترام ميگردد؛ و امت در اطراف قدرتمندان هستند؛ و طالب حلال، مذمت و سرزنش ميشود، و طالب حرام ، ستايش و احترام ميگردد.
اونگاه که در مكه و مدينه كارهايي ميكنند كه خدا دوست ندارد، و كسي از اون جلو گيري نميكند، و هيچ كس بين اونها و كارهاي بدشان مانع نميشود؛ و آلات موسيقي و لهو و لعب در مدينه و مكه آشكار گردد؛ و مرد سخن حق گايشاند و امر به معروف و نهي از منكر كند، ولي ديگران او را از اين كار برحذر ميدارند.
هنگامي که ديدي امت به همديگر نگاه ميكنند [يعني چشم هم چشمي مي نمايند، يا معيارشان بر خوب و بد اعمال خدا نيست] ، و از امت بدكار پيرايشان نمايند؛ و راه نيك پيرو ندارد؛ و مرده را مسخره كنند و كسي براي او اندوهگين نشود؛ و ديدي كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود؛ و امت جز از سرمايه داران پيرايشان نكنند؛ و به فقير چيزي را دهند كه برايش بخندند، ولي در راه غيرخدا ترحم مي نمايند.

وقتي که ديدي علائم آسماني آشكار شود، و كسي از اون نگران نشود؛ و امت مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسي انجام مي دهند و كسي از ترس امت از اون جلو گيري نميكند؛ و انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند، ولي در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.


و اونگاه که ديدي عقوق پدر و مادر رواج دارد، و فرزندان هيچ احترامي براي اونها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.

هنگامي که ديدي زنها بر مسند حكومت بنشينند و هيچ كاري جز خواسته اونها پيش نرود، و ديدي پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، پدر و مادر را نفرين كند و از مرگشان شاد شود؛ و ديدي كه اگر روزي بر مردي بگذرد، و او در اون روز گناه بزرگي مانند بدكاري ، كم فروشي، و زشتي انجام نداده ناراحت هست.


و وقتي ديدي قدرتمندان، غذاي عمومي امت را احتكار مي كنند؛ و اموال خمس در راه باطل تقسيم گردد، و با اون قماربازي و شراب خواري شود، و به وسيله شراب بيمار را مداوا، و براي بهبودي، اون را تجايشانز كنند؛ و ديدي كه امت در امر به معروف و نهي از منكر و ترك دين بي تفاوت و يكسانند؛
و ديدي كه سروصداي منافقان برپا، اما صداي حق طلبان خاموش هست؛ و ديدي كه براي اذان و نماز مزد ميگيرند؛ و مسجدها پر هست از كساني كه از خدا نمي ترسند و غيبت هم مي نمايند.


هنگامي که ديدي خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند؛ و قاضيان بر خلاف دستور خداوند قضاوت كنند؛ و هستانداران از رايشان طمع، خائنان را امين خود برنامه دهند؛ و فرمانروايان ميراث مستضعفان را در اختيار بدكاران از خدا بي خبر برنامه دهند؛ و ديدي كه بر رايشان منبرها از پرهيزكاري سخن ميگايشانند، ولي گايشانندگان اون پرهيزكار نيستند.
و بالاخره هنگامي که ديدي صدقه را با وساطت ديگران، بدون رضاي خداوند، و به خاطر درخواست امت بدهند؛ و ديدي وقت نمازها را سبك بشمارند؛ و همّت وهدف امت شكم و شهوتشان هست؛ و دنيا به اونها رايشان كرده هست؛ و ديدي نشانه‌هاي برجسته حق ايشانران شده هست؛ [اين آخرالوقت هست] در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.

(بحارالانوار، علامه مجلسي، ج52، ص260 ـ 256 ـ با تصرف اندک در متن)

اين بود روايت امام صادق ( ع ) كه به ذكر گوشهاي از مفاسد جهان در آستانه قيام وانقلاب بزرگ حضرت مهدي (عج) فرا گير خواهد شد.


و اما "علائم حتمي الوقوع" ظهور با هستفاده از روايات معصومين عليه السلام، اندک هست.

در روايتي امام صادق(ع) مي فرمايند:

«پيش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمي هست: قيام يماني، فتنه سفياني، صيحه آسماني، قتل نفس زکيه و شکافتن زمين و فرو رفتن عده اي در بيابان» (كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق ، ص650)
همينطور امام صادق فرموده هست: «وقوع ندا[ي آسماني] از امور حتمي هست؛ و سفياني از امور حتمي هست و يماني از امور حتمي هست و كشته شدن نفس زكيه از امور حتمي هست و كف دستي كه از افق آسمان برون آيد از امور حتمي هست.

و سپس اضافه فرمودند: «و نيز وحشتي در ماه رمضان هست كه خفته را بيدار كند و شخص بيدار را به وحشت انداخته و دوشيزگان پرده نشين را از پشت پرده بيرون ميآورد.» (غيبت نعماني، با ترجمه غفاري، باب14، ص365)

اميرالمؤمنين(ع) از رسول خدا(ص) روايت نموده كه فرمودند: «ده چيز هست كه پيش از قيامت حتماً به وقوع خواهد پيوست :
فتنه سفياني و دجال ، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب، نزول عيسي، خسوف در مشرق، خسوف در جزيرة العرب، و آتشي كه از مركز عدن شعله ميكشد و امت را به سايشان بيابان محشر هدايت ميكند»(بحارالانوار، علامه مجلسي، ج52، ص209 و غيبت شيخ طوسي، ص 267) امام محمد باقر(ع) فرموده هست: « در كوفه، پرچمهاي سياهي كه از خراسان بيرون آمده هست، فرود ميآيد و وقتي مهدي(ع) ظاهر شد، براي بيعت گرفتن به سايشان اون ميفرستد.» (غيبت شيخ طوسي، ص274)
براي اطلاع کامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالوقت شما را توصيه مي نماييم به کتاب "نوائب الدهور في علائم الظهور" نوشته مرحوم ميرجهاني که در 3 جلد نگاشته شده، و همينطور کتاب عصر ظهور نوشته علي کوراني مراجعه کنيد.

موفق و پيروز باشيد.


4:

البته برخی عقیده دارندکه منجی انسانها خود انسانها هستند که روزی باید هوشیار شوند وبرنامه نیست کسی ظهور کند.منظورم را که می فهمید مثل قضیه ی منطق الطیر عطار که چندین دسته پرنده برای یافتن منجی خود یعنی سیمرغ به سفر می روند ودر آخر با تحمل رنج و سختی زیاد تنها 30 مرغ از انها باقی می ماند و در آخر متوجه می شوند که سیمرغ خودشان هستند (سیمرغ و سی مرغ)

5:

گاهی وقت ها نماد ها خیلی به واقعیت نزدیک میشن...یک دلیلش اینه که خود ما دوستداریم نزدیک بشن..
یعنی علاقه به فردی که با یارانش تمام انسانها رو از بدبختی نجات بده...اگر به عقلمون رجوع کنیم میبینیم که هیچ چیزی نیست که خداوند بر اون قادر نباشه ولی از طرفی هم از طریق پیامبرانش از امت خواسته که خود سرنوشتشان را تغییر بدهند:
ان الله لا یغیر ما بقوم الا ما یغیر بانفسهم

6:

اعتقاد به منجی یک نظریه بسیار عمومی و مشترک بین تمام ملت ها و ادیانه .
اما اعتقاد به حضرت ولی عصر (عج) که همان مهدی موعود باشد منحصر به مسلمانان هست .
البته بر خلاف مزخرفاتی که دوستم شهرستان تهران فرمودند مسلمانان اهل سنت هم به مهدی موعود معتقدند و در کتاب های معتبر اونها نیز احادیث بسیاری از حضرت رسول (ص) در مورد امام وقت (ع) با همین نام مهدی هست .
و بسیاری از اهل سنت هم نام مهدی را بر فرزندان خود می گذارند و به اون افتخار می نمايند .
و تنها اختلاف این هست که اونها تصور می نمايند که مهدی موعود (ع) هنوز متولد نشده و در آخرالوقت متولد خواهد شد .

7:

اما سوال اینجاست که چه نیازی به ظهور منجی هست.آیا منجی زایده ی امید بشر به سرو سامان گرفتن و برچیده شدن ظلم و ستم نیست.چگونه هست که همی ادیان منجی دارن؟
امید یا واقعیت؟؟؟

8:

لطفا دوستانی که به مهدی یا هر منجی دیگری اعتقاد دارند به2 سوال زیر جواب دهند
1- گیرم مهدی یا هر منجی دیگری روزی ظهور کرد انوقت گناه ملتهایی که در این هزار و خرده ای سال (و احتمالا ما که خواهیم مرد و نخواهیم دید) مردند و از این عدالت و فیوضات منجی بهره مند نشدند چه بود و انها چه خاکی باید بر سر نمايند؟؟؟ پس نصیب و قسمت انها از این منجی چیست؟؟؟
2- مگر نه اینکه به اعتقاد مسلمین و بقیه معتقدین به منجی روز ظهور او اخر الوقت و قیامت می باشد و هموقت با کن فیکون شدن زمین و نابودی زندگی و حیات مادی هست پس در اینصورت چه لزومی بر بحث در مورد موارد مادی همچون خوبی و عدالت و اسایش و قتل و غارت ظالمین و ....

هست ؟؟؟ و نیز اگر هم سپس ظهور این منجی باز جهان ادامه یابد و این موارد مادی اجرا شود ان انسانها چه تفاوتی با فرشته ها خواهند داشت ؟؟؟ (چون در دوره منجی دیگر نیازی به ظلم و گناه و ....

نیست)

9:

خب ناجی همونطور که فرمودید در تمامم ادیان بوده و هست ...


در زرتشت سوشیانت ها هستند که در وقت های مشخصی میان و به اصلاح عقاید امت میپردازند اما در اسلام طور دیگری و تقریبا میشود فرمود خشن تر امده که من زیاد باهاش موافق نیستم ....


10:

نه دوست من ، به زندگی امیدوار باشید ، بنا به فرموده آیت الله بهجت !!! ( من از مقلد ایشان شنیدم که در محضر آیت الله بوده اند ) اگر تا دیروز به جوانان وعده دیدار با امام عصر را داده اند ، از امروز وعده اون را به پیران هم میدهند .

منظور این هست که وعده دیدار نزدیک هست ، این طور که ایشان فرموده اند !!! میتوان تخمین زد که منظور حداکثر تا 10 سال دیگر باشد .

پس من امیدوارانه به زندگی ادامه میدهم .


راستی شما میدانستید که وقت امام وقت ظهور میکند این قدر خون میریزد که خون به زانوهای اسبش میرسد ؟ عجب !!! منجی هم منجی ها قدیم .


11:

ایا شما به عنوان یک انسان فهمیده و عاقل این حرفها را در مورد اقا امام وقت می پذیرید؟

12:

همین که نشانه های ظهور دارن کم کم پدیدار مشن ثابت میکنه که موجودی به نام مهدی وجود داره و گرنه امکان نداره پیش گویی ای که قرن ها پیش فرموده شده این جوری به واقعیت نز دیک شه

13:

دوست خوبم ! در اینکه مهدی موعود می اید هیچ شک نکن ! اما چرندیاتی را که بعضی اخوندهای منبری بیسواد برای امت عامی ردیف میکردن تا احساسات پاک و بی غل و غش انها را به غلیان بیاورند را جدی نگیر ! اخه ادم خودش که بخواد منطقی قضایا رو کنار هم برنامه بده ایا عقل سلیم باور میکنه کسی که قراره برای برقراری عدل و عدالت بیاد خودش اینقدر ظالم و بی رحم باشه ؟
و البته فراموش نکنید که یکی دیگه از روایات هم میکه که وقتی اقا ظهور کنن از اسلام فقط اسمش باقی مونده ! پس هر چیزی رو به اسم اسلام نپذیرید!

14:

جمله اخرت منو به فکر فرو برد...بحث پیرامون مهدویت

15:

ببین پسر خوب !
البته به خودت نگیری ولی قدیما مادر بزرگای ما اینطوری برامون در مورد اقا صحبت میکردن !
واسه همین توی ذهن اکثریت ما تصوری که از اقا به جا مونده اینه که ایشون یه شخص خشن که با شمشیری اماده برای کشت و کشتار ظهور میکنن و همه باید از ترس ایشون توی یه سوراخی قایم بشن ! در صورتی که اصلا اینطور نیست و اصلا مسئله ظهور و غیبت همه برای خودش دلایل بسیار علمی و واقعی داره و اقا خودشون برای برقراری عدل و داد میان نه برای کشتن وخونریزی و ظلم و جور !

16:

بله این مسئله امید هست .
ولی فقط این نیست .
موضوع خیلی مهم تر از این حرف هاست .
موضوع اینه که بشریت باید به سمتی بره که برای ظهور منجی آماده بشه .

نوشته اصلي بوسيله IRANSHAHR نمايش نوشته ها
راستی جستار جان این عکس جدید آواتارت خوشگل تره ها.
خیلی ممنون .
این آواتار جدید نیست بلکه اولین آواتارم بود تو هم میهن .
دلم براش تنگ شده بود ....

17:

خب میدونیم که دنیا باید بره به سمت وحدانیت و یکپارچه شدن و شاید از وظایف مهدی این باشه ....


اما این امیدواری به نظرم مهترینه که امت را با یه چیزی مشغول نگه دارند ...


18:

بنظر من باید خیلی دقیقتر از این بحث ها در مورد ظهور منجی صحبت کرد .
البته مسلما ایجاد جامعه آرمانی به سادگی و با آسودگی خیال نخواهد بود .
و مسلما زورمداران و اون هاییکه منافعشون در خطر میوفته برای هیچ مصلحی فرش قرمز پهن نمی نمايند .
اما دلیلی وجود نداره که برقراری عدالت پایدار با اعمال قدرت ایجاد بشه اگر چه این اعمال قدرت می تونه کمک نماينده هم باشه .
داستان سلیمان نبی یادتون هست ؟
ایشون هم میتونستتند با زور و یک لشگر کشی کار سرزمین صبا رو فیصله بدن اما این کار رو نکردند نامه نوشتند و ملکه رو دعوت کردند و با نشون دادن آیات و معجزات الهی اون رو قانع کردند که اسلام بیاره و تسلیم فرمان خداوند بشه .

19:

این درست ترین راهه با فرمودگو اما چیزی که ما در موردش شنیدیم و خوندیم چیزای دیگس

20:

سلام جستار جون ! خدا قوت !
من هنوز تو سفرم و امشب موقعيتی دست داد تا سری به سایتمون بزنم خیلی خوشحال شدم از دیدنت ! منکه داشتم یواش یواش میرفتم ! برات ارزوی موفقیت میکنم ! تا بعد

21:

1- احتیاج به هیچ خای نیست .
رسیدن به کمال و سعادت تنها در گرو اعمال افراده .
و عدالت خداوند حکم می کنه که افراد رو با توجه به موقعیت و شرایطی که در اون زندگی می کردند بسنجند .
حدیثی از حضرت رسول داریم که می فرمایند :
" سپس من و در آینده دور عده ای از امت را می یابید که بدون اینکه مرا دیده باشند به خداوند ایمان می آورند .ثواب و پاداش اعمال اونها ...

برابر اعمال شماست .

چرا که ..."

(نقل به مضمون)

2- نه هیچ کس از هموقتی قیامت با ظهور منجی صحبتی نکرده .

بلکه به فرموده بسیاری از علمای دین (فکر می کنم حدیث هم باشه) مدت وقتی که در عصر ظهور طی میشود بسیار بیش از وقت دوره غیبت هست .

و در مورد قسمت دوم سوالتون :
ماهیت انسان که با ظهور منجی تغییر نمی کند .
یعنی کسی نفرموده دیگر پس از ظهور گناهی نخواهد بود و هوای نفسی نیست .

بلکه چون وضعیت زمین و اداره اون سامان میابد زمینه انحراف و گناه کمتر میشود .

اما انسان همان انسان هست .

بلکه همانطور که در مورد شماره 1 توضیح دادم چه بسا وظیفه ای بسیار سنگین تر بر دوش معاصرین منجی خواهد بود .

22:

اره در مورد قیامت ربطی به اومدن ناجی نداره
تازشم مگه خود قران نمیگه که :
خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را عوض نمیکند مگر انکه خود بخواهند
حالا ناجی هم که بیاد فقط نقش یه رهبر داره و این لازمه که همه بخوان که عوض شن ...

فعلا شبتون به خیر تا بعد ساعت 5 باید بیدار شم برم کوه ....

23:

به نظر من آرمان شهر فقط یک جور امید دادن هست.وگرنه تا وقتی که انسان میل به گناه دارد هیچ نیرویی نمی تواند آرمان شهری درست کند.


24:

دوست عزيز tanha990 ؛
اينكه فرموديد با عقيده ي منجي در زرتشت موافقيد چون سوشيانت ها امت رو از نظر فكري آماده ميكنن و يه جورايي به بلوغ فكري اونا كمك ميكنن باعث شد احساس كنم چندان با عقايد اسلام در اين زمينه آشنا نيستيد ؛ يكي از معروف ترين رواياتي كه در مورد توصيف وقت پس از ظهور منجي در اسلام مطرح شده روايتي هست از امام صادق با اين مضمون كه اگر دانش 29 حرف داشته باشه ، 27 حرف اون پس از ظهور منجي شناخته ميشه ! خب شما فكر ميكنيد چنين چيزي چطور اتفاق ميفته ؟
اينكه تو روايات اينقدر از جنگ و خونريزي و كشتار صحبت شده بيشتر به خاطر اين بوده كه براي امت اون وقت چيز ملموس تري بوده براي اينكه بفهمن اصلاح جامعه بدست منجي كار ساده اي نسيت كه يه شبه انجام بشه ، اينجوري نيست كه منجي امشب بياد فردا با فشار يه دكمه همه ي كارا اتوماتيك درست شه ؛ كار داره ، زحمت داره ، جون كندن و عرق ريختن داره
خليج فارس هم به نكته ي خيلي مهمي اشاره كردند : از اسلام فقط اسمش ميمونه ! به قول دوستمون Necromancer آدمو به فكر فرو ميبره ! دقيقاً يادم نيست اين روايت از كدوم يك از معصومينه : " رنجي كه مهدي از امت آخرالوقت ميكشه بسيار بيشتر از رنجيه كه محمد از امت جاهليت كشيده " از قرائن اينجور برداشت ميشه كه تو اين روايت منظور از " امت آخرالوقت " مسلموناي وقت ظهوره ، به قول سيد جمال الدين اسدآبادي : " الاسلام شئٌ والمسلم شئٌ آخر " يعني اسلام يه چيزيه و مسلمون يه چيز ديگه !
دوست عزيز IRANSHAHR ؛
برنامه نيست اين نيرو به تنهايي آرمانشهري درست بكنه ؛ قراره اين نيرو به بلوغ فكري امت كمك كنه ، كه در نتيجه ي اين بلوغ فكري امت بر اين ميل به گناه مسلط بشن ، نفسشون رو مهار كنن ، و نه اينكه كاملاً پاك و معصوم بشن ، بلكه كمتر اسير سركشيهاي نفسشون بشن .
آخر حرفم بازم ميخام اين جمله ي خليج فارس عزيز رو تكرار كنم : هر چيزي رو به نام اسلام نپذيريد !

25:

تا ناجی نیاد و امورات جهان رو بدست نگیره قیامت فرا نمیرسه ! باید صاحب اصلی این امت بیاد و امورات رو اصلاح کرده و یارانش رو جدا کنه و بعد.........


26:

در مورد مهدی ابهامات فاحشی هست که کلا موضوعی بنام مهدی را زیرا سوال میبرد

به این دو چند روایت توجه کنید


در مورد امام یازده

2- ابن اثیر تاریخ ولادت حضرت عسگری را در سال 232 هـ.ق می داند.

(الکامل فی التاریخ، ج7، ص 274)


و در مورد امام دوازده


ابن صبّاغ مالکی از ابن خشّاب در کتاب «موالید اهل البیت » نقل کرده هست که فرمود: «ابوالحسن علی عسکری در ماه رجب، سال 241 هـ.

ق
متولد شد.

و اما نسب او علی هادی، فرزند محمد جواد، فرزند علی الرضا، فرزند موسی کاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمد باقر، فرزند علی زین العابدین، فرزند حسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السلام) هست...

.

و اما کنیه اش ابوالحسن هست، و القابش عبارتند از: هادی، متوکّل، ناصح، متّقی، مرتضی، فقیه، امین، طیب، و مشهور ترین اون ها هادی هست».

(الفصول المهمة، ص 259)



چگونه ممکن هست پدری در سن نه یا ده سالگی صاحب فرزند باشد چنانکه از تاریخ تولدها خود میبینید عسکری در سال 232 هـ.ق متولد میشود و پسرش در سال 241 هـ.

ق
یعنی وقتیکه عسگری 8 ساله هست ازدواج می کند و وقتی که 9 سال دارد 2احب اولین فرزند بنام مهدی میشود

حتما مادر مهدی هم 5 یا 6 ساله بود زیرا رسم اسلام هست که مرد باید چند سال از زن بزرگتر باشد

داوری برعهده کاربران هست

27:

در اسلام منجي وجود نداره اين خرافات شيعيان هستش

28:

هر که نان از عمل خویش خورد ، منت حاتم طایی نبرد و از این حرفا ...
اگر هم دقت کنید میبینید فقط قشر خاصی که از تنبلی مفرط رنج میبرن همیشه منتظر یکی هستن بیاد کارشون رو درست کنه به اصطلاح منتظرند ، حاضر نیستن کمی هم شده به خودشون بیان و زندگی رو همین طوری که هست ببینن و همیشه منتظر منجی هستن ، وگرنه هر عقل سلیمی میگه که منجی انسان خودشه ، و هر کی هم که تونسته گلیم خودش رو از آب بکشه نه به امام غایب احتیاجی داره و نه منجی میخواد .


29:

دوست عزيز Smit ؛
اينكه ميفرماييد انتظار ظهور منجي مال آدماي تنبله چندان حرف قابل پذيرشي نيست ، فكر ميكنم تو پست قبلي هم فرمودم : درست كردن و اصلاح جامعه سپس ظهور منجي هم مستلزم كار و تلاش و زحمت زياده ؛ هم براي منجي و هم براي كساني كه منتظر اومدنش بودن ؛ چه قبل از ظهور منجي و چه سپس اون بايد به قول شما نان از عمل خايشانش بخوريم ، منتها سپس ظهور منجي ، اين تلاشها به وسيله ي خود منجي ساماندهي ميشه و به نتيجه ي بهتري ميرسه ، همين !
يه خورده پست هاي قبليا رو با دقت بيشتري بخونيد !

30:

کسی نتوانست به پست شماره 42 جواب دهد


31:

جوان ترين پدر و مادر دنيا دو کودک ۸ و ۹ ساله بودند که در سال ۱۹۱۰ در چين صاحب فرزند شدند ثبت در كتاب ركوردهاي گينس

32:

اصلا برای من مهم نیست که کسی میاد یا نه!

برای شما هم که خیلی منتظرید , اصلا مهم نیست و هیچ تاثیری نداره و خودتون هم خوب میدونید .

چون می دونید که اگر هم چنین کسی بود نه کاری ازش بر می اومد , نه به درد کاری میخورد.(طبق روایات هم منقول هست که دخلش میاد)


آدم اگه واقعا خدا پرست باشه.

خودش رو الاف بنده های جورواجورش - حتی هزارسالش- نمیکنه


اصلا چنین وهمی کارش چیست ؟

33:


بابا آب داد!
اون مرد آمد!!
باران آمد!

بیسواد ِ جاعل!!

اولا: امام هادی علیه السلام پدر امام حسن عسکری علیه السلام هست.

ثانیا:امام حسن عسکری علیه السلام پدر ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هست.

ثالثا:درباره ی تاریخ تولد امام هادی نیز جعل فرموده اید برای روشن شدن جعل و بیسوادی
شما متن کتاب را می اورم,پادوی جاعل!!


الفصول المهمة في معرفة الأئمة - ابن الصباغ - ج 2 - ص 1063


قال ابن الخشاب في كتابه مواليد أهل البيت ( عليهم السلام ) : ولد أبو الحسن علي العسكري في رجب سنة اثنتي عشرة ومائتين من الهجرة ( 1 )


اثنتی عشره و مائتین:212 !!

و کاربر جاعلی و بیسوادی مانند ایران تاریخ 212 را از سر جعل یا بیسوادی(!!)-241 میخواند.


-------------

تاریخ تولد امام هادی علیه السلام:212 ه.ق.

تاریخ تولد امام عسکری علیه السلام فرزند امام هادی علیه السلام:232 ه.ق.

تاریخ تولد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف:255 ه.ق.

سن امام هادی علیه السلام در هنگام تولد امام حسن عسکری علیه السلام:

20=212-232

سن امام حسن عسکری در هنگام تولد فرزندشان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف:

23=232-255

اگر جمع و تفریق ساده ی ریاضی هم بلد نیستید بفرمایید خدمتتان آموزش دهیم.
جاعل ِ بیسواد!!

34:

همانطور كه انديشه عزيز موجبات تمسخر و رسوايي ايشون رو فراهم كردن براي تاكيد بيشتر اين مطالب را اضافه مي كنم..

.


نام شریف دهمین امام شیعیان حضرت امام هادی علیه السلام، علی هست.

در میان القاب فراوان اون امام، «هادی» شهرت بیشتری دارد.

کنیه امام هادی علیه السلام ابوالحسن هست.

سال ولادت حضرت هادی 212 هـ.ق هست و محل ولادتش، جایی به نام صریا در نزدیکی مدینه .



پدر بزرگوار امام هادی، حضرت امام محمد جواد علیه السلام هست و مادر بزرگوارش بانویی به نام سمانه مغربیه.

از دوران کودکی امام هادی جز چند واقعه، چیزی در تاریخ ثبت نشده هست.

با شهادت امام جواد علیه السلام در سال 220 هـ.ق، حضرت هادی در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیدند.



اگر چه حضرت هادی 42 سال بیشتر عمر نکرد، اما دوران 34 ساله امامت او نسبت به دوران امامت برخی دیگر از ائمه علیهم السلام طولانی‌تر هست.

پدر بزرگوار امام هادی علیه السلام در مواردی به امامت فرزندش تصریح فرموده هست.

امام هادی به‌دلیل قابلیت و لیاقت و عنایت الهی، از جایگاهی رفیع نزد خداوند برخوردار هست.

حضرت هادی علیه السلام حدود هجده سالگی یعنی تقریباَ در سال 230 هـ.

ق با زنی به نام حدیث یا سوسن ازدواج کرد که ثمره این ازدواج امام حسن عسکری علیه السلام هست.



-------------------------------------------------------------------------------------------
حضرت امام حسن عسکری (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود .

مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را اون چنان که شايسته هست پرورش دهد .

اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد .

کنيه اون حضرت ابامحمد بود .



شهادت امام حسن عسکری (ع )
شهادت اون حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .

وقت و مکان تولد:
حضرت مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسگری علیه السلام و نرجس خاتون در طلوع فجر روز جمعه نیمه شعبان سال 255ه .

ق در شهر سامراء دیده به جهان گشود.

سالروز ولادت اون امام از فضیلتی بسیار برخوردار هست .


35:

گاهي وقتها فاصله ي بعضي چيزها از باريكي يه تار مو هم كمتره ، چيزهايي مثل يه اراده ي راسخ و لجبازي ، غرور و عزت نفس ، شجاعت و حماقت ، .

.

.

و همينطور اعتقادات و خرافات ! متاسفانه مساله ي مهدايشانت و ظهور منجي هم در طول تاريخ بد جوري با خرافات آميخته شده ، اونقدر كه گاهي اوقات تفكيك حقيقت از خرافه شايد اصلا مقدور نباشه ، اكثر شبهاتي هم كه تا اينجا مطرح شده بيشتر برميگرده به خرافات ماجرا ، مثل اينكه منجي كلي آدم ميكشه يا اينكه يه روزه همه ي كارا درست ميشه و اين اعتقاد به ظهور منجي مال تنبلاست ، من جدا به دوستان توصيه ميكنم برن دنبال جنبه هاي حقيقي مساله نه خرافه هاش

36:

دوست دارم به سوالاتم بچه های مسلمون شیعه خوب جواب بدن تا ثابت کنیم دارای دین برتریم.

نوح ثانوی کیست؟

اگر ممکنه جواب قاطعی بدهید خیلی دوست دارم پاسختون رو ببینم.

37:

شما ها متوجه ی منظور من نشدید
نوح ثانوی اصلا معلوم هست که چه کسی میباشد
شما فقط این را بگوید تا بدانم واقعا او را دوست دارید ؟

38:

هیچ میدونین که شیطون تو عمرش  بار عصبانی شده
دفعه اول :خدا شیطونو از پیش خودش انداخت بیرون در اون موقع شیطون فرمود لعنت من بر تو باد .

دومین بار وقتی بود که شیطون از زن ؤ بچش دور شد سومین بار وقتی بود که حضرت محمد پیغمبر شد چهارمین بار وقتی که حضرت علی به امامت برگزیده شد.


پس هیچ وقت عصبانی نشو.


39:

امام وقت هستند چون مانند حضرت نوح که کشتی نجات داشتند ایشان هم برای نجات بشرییت روزی میایند

40:


تميس ! در روايات بسياري نقل شده هست هنگامي كه اقا امام وقت تشريف بياورند خيلي از مساجدي كه امروزه براي خود برو بيايي دارد را خراب ميكنند و بسياري از كساني كه هم اينك به اصطلاح مسلمان دو اتيشه هستند را از بين ميبرند ! اين يعني چي ؟ يعني اينكه از اسلام واقعي انقدر فاصله گرفته ايم كه خيلي از مسلمانان حالا مانند مسلمانان وقت معاايشانه هستند ! و باز در روايت ديگري امده هست هر گاه تعداد مسلمانان واقعي به شمار انگشتان دست برسد ايشان ظهور خواهند كرد ! ممكن هست كلمات امده در روايات فوق دقيقا مد نظر نباشد بلكه هدف تلنگريست كه بفهماند اسلام در اجرا چقدر به سايشان انحراف در حركت هست و ما به عنوان مسلمان چقدر وظيفه سختي داريم تا سعي كنيم راه را از بيراه تشخيص دهيم !

41:

سلام
فكر ميكنم بايد بيشتر نسبت به اين شخصيت كار بشه.

من نميتونم افسانه اين موضوع را بپذيرم .

اين افسانه هم با قراون مخالفه و هم با عقل و هم با كتب قبلي! كسي ميتونه ثابت كنه .!!

42:

اولا" علیک
ثانیا" اول کفشاتو دربیار بعد بیا تو
ثالثا" خوش اومدی
رابعا"تاپیک ها در این مورد زیاده یه سری به تاپیک مذهب بزن
خامسا"
کی سزد خاموش و بی وجد طلب
بر لب دریا بمیری تشنه لب؟

43:

11 تای قبلی , بیشترین آثارشون مربط میشه به امامزاده ها .
این آخری هم تو همون قهر بمونه , خیلی بهتره.

چون فعلا شرایط مهیا نیست بیاد.


فوقش هم که بیاد , مگه برنامه نیس کشته بشه.

چه دردی از کسی دوا میکنه.

خدا عمرش و زیاد تر کنه.


44:

کی فرموده کشته میشه؟
هیچم چنین نیست
شمت بر چه پايه ی میگین قراره کشته بشه؟

45:

کسی نتوانست به پست شماره 42 جواب دهد


46:

جوان ترين پدر و مادر دنيا دو کودک ۸ و ۹ ساله بودند که در سال ۱۹۱۰ در چين صاحب فرزند شدند ثبت در كتاب ركوردهاي گينس

47:

اصلا برای من مهم نیست که کسی میاد یا نه!

برای شما هم که خیلی منتظرید , اصلا مهم نیست و هیچ تاثیری نداره و خودتون هم خوب میدونید .

چون می دونید که اگر هم چنین کسی بود نه کاری ازش بر می اومد , نه به درد کاری میخورد.(طبق روایات هم منقول هست که دخلش میاد)


آدم اگه واقعا خدا پرست باشه.

خودش رو الاف بنده های جورواجورش - حتی هزارسالش- نمیکنه


اصلا چنین وهمی کارش چیست ؟

48:


بابا آب داد!
اون مرد آمد!!
باران آمد!

بیسواد ِ جاعل!!

اولا: امام هادی علیه السلام پدر امام حسن عسکری علیه السلام هست.

ثانیا:امام حسن عسکری علیه السلام پدر ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هست.

ثالثا:درباره ی تاریخ تولد امام هادی نیز جعل فرموده اید برای روشن شدن جعل و بیسوادی
شما متن کتاب را می اورم,پادوی جاعل!!


الفصول المهمة في معرفة الأئمة - ابن الصباغ - ج 2 - ص 1063


قال ابن الخشاب في كتابه مواليد أهل البيت ( عليهم السلام ) : ولد أبو الحسن علي العسكري في رجب سنة اثنتي عشرة ومائتين من الهجرة ( 1 )


اثنتی عشره و مائتین:212 !!

و کاربر جاعلی و بیسوادی مانند ایران تاریخ 212 را از سر جعل یا بیسوادی(!!)-241 میخواند.


-------------

تاریخ تولد امام هادی علیه السلام:212 ه.ق.

تاریخ تولد امام عسکری علیه السلام فرزند امام هادی علیه السلام:232 ه.ق.

تاریخ تولد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف:255 ه.ق.

سن امام هادی علیه السلام در هنگام تولد امام حسن عسکری علیه السلام:

20=212-232

سن امام حسن عسکری در هنگام تولد فرزندشان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف:

23=232-255

اگر جمع و تفریق ساده ی ریاضی هم بلد نیستید بفرمایید خدمتتان آموزش دهیم.
جاعل ِ بیسواد!!

49:

همانطور كه انديشه عزيز موجبات تمسخر و رسوايي ايشون رو فراهم كردن براي تاكيد بيشتر اين مطالب را اضافه مي كنم..

.


نام شریف دهمین امام شیعیان حضرت امام هادی علیه السلام، علی هست.

در میان القاب فراوان اون امام، «هادی» شهرت بیشتری دارد.

کنیه امام هادی علیه السلام ابوالحسن هست.

سال ولادت حضرت هادی 212 هـ.ق هست و محل ولادتش، جایی به نام صریا در نزدیکی مدینه .



پدر بزرگوار امام هادی، حضرت امام محمد جواد علیه السلام هست و مادر بزرگوارش بانویی به نام سمانه مغربیه.

از دوران کودکی امام هادی جز چند واقعه، چیزی در تاریخ ثبت نشده هست.

با شهادت امام جواد علیه السلام در سال 220 هـ.ق، حضرت هادی در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیدند.



اگر چه حضرت هادی 42 سال بیشتر عمر نکرد، اما دوران 34 ساله امامت او نسبت به دوران امامت برخی دیگر از ائمه علیهم السلام طولانی‌تر هست.

پدر بزرگوار امام هادی علیه السلام در مواردی به امامت فرزندش تصریح فرموده هست.

امام هادی به‌دلیل قابلیت و لیاقت و عنایت الهی، از جایگاهی رفیع نزد خداوند برخوردار هست.

حضرت هادی علیه السلام حدود هجده سالگی یعنی تقریباَ در سال 230 هـ.

ق با زنی به نام حدیث یا سوسن ازدواج کرد که ثمره این ازدواج امام حسن عسکری علیه السلام هست.



-------------------------------------------------------------------------------------------
حضرت امام حسن عسکری (ع )
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدينه چشم به جهان گشود .

مادر والا گهرش سوسن يا سليل زنی لايق و صاحب فضيلت و در پرورش فرزند نهايت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را اون چنان که شايسته هست پرورش دهد .

اين زن پرهيزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنيا رحلت کرد .

کنيه اون حضرت ابامحمد بود .



شهادت امام حسن عسکری (ع )
شهادت اون حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .

وقت و مکان تولد:
حضرت مهدی علیه السلام فرزند امام حسن عسگری علیه السلام و نرجس خاتون در طلوع فجر روز جمعه نیمه شعبان سال 255ه .

ق در شهر سامراء دیده به جهان گشود.

سالروز ولادت اون امام از فضیلتی بسیار برخوردار هست .


50:

گاهي وقتها فاصله ي بعضي چيزها از باريكي يه تار مو هم كمتره ، چيزهايي مثل يه اراده ي راسخ و لجبازي ، غرور و عزت نفس ، شجاعت و حماقت ، .

.

.

و همينطور اعتقادات و خرافات ! متاسفانه مساله ي مهدايشانت و ظهور منجي هم در طول تاريخ بد جوري با خرافات آميخته شده ، اونقدر كه گاهي اوقات تفكيك حقيقت از خرافه شايد اصلا مقدور نباشه ، اكثر شبهاتي هم كه تا اينجا مطرح شده بيشتر برميگرده به خرافات ماجرا ، مثل اينكه منجي كلي آدم ميكشه يا اينكه يه روزه همه ي كارا درست ميشه و اين اعتقاد به ظهور منجي مال تنبلاست ، من جدا به دوستان توصيه ميكنم برن دنبال جنبه هاي حقيقي مساله نه خرافه هاش

51:

دوست دارم به سوالاتم بچه های مسلمون شیعه خوب جواب بدن تا ثابت کنیم دارای دین برتریم.

نوح ثانوی کیست؟

اگر ممکنه جواب قاطعی بدهید خیلی دوست دارم پاسختون رو ببینم.

52:

شما ها متوجه ی منظور من نشدید
نوح ثانوی اصلا معلوم هست که چه کسی میباشد
شما فقط این را بگوید تا بدانم واقعا او را دوست دارید ؟

53:

هیچ میدونین که شیطون تو عمرش  بار عصبانی شده
دفعه اول :خدا شیطونو از پیش خودش انداخت بیرون در اون موقع شیطون فرمود لعنت من بر تو باد .

دومین بار وقتی بود که شیطون از زن ؤ بچش دور شد سومین بار وقتی بود که حضرت محمد پیغمبر شد چهارمین بار وقتی که حضرت علی به امامت برگزیده شد.


پس هیچ وقت عصبانی نشو.


54:

امام وقت هستند چون مانند حضرت نوح که کشتی نجات داشتند ایشان هم برای نجات بشرییت روزی میایند

55:


تميس ! در روايات بسياري نقل شده هست هنگامي كه اقا امام وقت تشريف بياورند خيلي از مساجدي كه امروزه براي خود برو بيايي دارد را خراب ميكنند و بسياري از كساني كه هم اينك به اصطلاح مسلمان دو اتيشه هستند را از بين ميبرند ! اين يعني چي ؟ يعني اينكه از اسلام واقعي انقدر فاصله گرفته ايم كه خيلي از مسلمانان حالا مانند مسلمانان وقت معاايشانه هستند ! و باز در روايت ديگري امده هست هر گاه تعداد مسلمانان واقعي به شمار انگشتان دست برسد ايشان ظهور خواهند كرد ! ممكن هست كلمات امده در روايات فوق دقيقا مد نظر نباشد بلكه هدف تلنگريست كه بفهماند اسلام در اجرا چقدر به سايشان انحراف در حركت هست و ما به عنوان مسلمان چقدر وظيفه سختي داريم تا سعي كنيم راه را از بيراه تشخيص دهيم !

56:

سلام
فكر ميكنم بايد بيشتر نسبت به اين شخصيت كار بشه.

من نميتونم افسانه اين موضوع را بپذيرم .

اين افسانه هم با قراون مخالفه و هم با عقل و هم با كتب قبلي! كسي ميتونه ثابت كنه .!!

57:

اولا" علیک
ثانیا" اول کفشاتو دربیار بعد بیا تو
ثالثا" خوش اومدی
رابعا"تاپیک ها در این مورد زیاده یه سری به تاپیک مذهب بزن
خامسا"
کی سزد خاموش و بی وجد طلب
بر لب دریا بمیری تشنه لب؟

58:

11 تای قبلی , بیشترین آثارشون مربط میشه به امامزاده ها .
این آخری هم تو همون قهر بمونه , خیلی بهتره.

چون فعلا شرایط مهیا نیست بیاد.


فوقش هم که بیاد , مگه برنامه نیس کشته بشه.

چه دردی از کسی دوا میکنه.

خدا عمرش و زیاد تر کنه.


59:

کی فرموده کشته میشه؟
هیچم چنین نیست
شمت بر چه پايه ی میگین قراره کشته بشه؟

60:

این باور هست.

میگی نه ! اولین نفر و که دیدی ازش بپرس!

اصلا قراره بیاد چیکار کنه؟!
تکلیف این 1000 سال و اندی که نبوده چی میشه!
زین پیش نبود و نبود هیچ خلل
زین پس چو نباشد همان خواهد بود

61:

چه شوقی میکنه
عجب منبع موثقی دارینبحث پیرامون مهدویت
اتفاقا" خدا یخه ی اونا رو میگیره میگه چرا برا ظهور امامتون کاری نکرذین؟
خب اگه به نظرت هیچ خللی نیست پس نباید تز هیچی بنالی او کی؟

62:

سلام آزاد
من قصد توهين به اعتقادات شما رو نداشتم .
ولي حقيقت هميشه تلخه .

يا بهتر بگايشانم اين فيلمنامه اول و آْخرش تلخه .

انتظار ظهور منجي كه عدالت را در تمام جهان برقرا كنه ولي چه سود!؟ خودش به دست يك پيرزن عجوزه كشته ميشه!! آخه اين عدالته؟؟‌ آخه از كجاي اين فيلم نامه بر مياد كه آهو كنار شير بخوابه و گوسفن كنار گرگ

63:

اللهم عجل لو ليك الفرج
جهان در انتظار عدالت
مهدي جان بيا ريشه يظلم و ستم بر كن

64:

مردی 1200 ساله می آید و همه چیز رو درست می کند


65:

هنوز نیومده که آشتی کنیم!
ضمنا وقتی هم بیاد خودش میدونه با کی آشتی کنه با کی قهر!!

66:

بسم الله الرحمن الرحیم
چرا بعضی ها بی انصافی مینمايند چرا تا نسبت به یک مساله شک مینمايند فوری قضاوت مینمايند بجای قضاوت های ناآگاهانه نسبت به مسائل دینی و اصل دین و بزرگان دین کمی از اهلش اونها که عمری را در تحقیق در باره این موضوعات گذرانده اند مطرح کنید تا اگر شبهه ای هست رفع گردد چرا شبهه ایجاد میکنید توهین میکنید ولله بدانید که اگر دنبال فهم باشید خدا هدایت میکند و ما بنده اوئیم و باور کنیم که دوستمان دارد اما این را هم بدانید که اگر دشمنی کنید چوب خدا صدا ندارد هم در دنیا هم در آخرت .


67:

كه چي ؟
با عقل شما جور در نمياد يا از قدرت خدا خارجه ؟

68:

فدیناک من غایب یرتجی و من حاضر فی قلوب هستکن
فدایت شوم ای که چشمهای امیدوار جهان به راهت دوخته شده و ای که در دلهای پر سوز دلدادگانت حضوری همیشگی داری (اللهم عجل لولیک الفرج)

69:

پیامبر(ص) فرمودند: روزها و شبها به پایان نمیرسد تا این که خداوند مردی را از اهل بیت من که همنام من هست برمی انگیزد و زمین را پر از عدل و داد میکند سپس ان که ار ظلم وستم پر شده باشد.


70:

امام (عج) فرمود: براى تعجيل ظهور من - در هر موقعيّت مناسبى - بسيار دعا كنيد كه در اون فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود

71:

امام وقت يا هر نامي كه بر رايشان اون بگذاريم يك باور كهن و به قدمت تمام عمر بشر هست و حتا سرخپوستان امريكا هم پديده اي مانند اون را باور دارند كه روزي خواهد آمد و اونها را نجات خواهد داد.

اين ريشه در ناتواني نسبي انسانها در اعصار و دورانهاي گوناگون براي غلبه بر سختيها و بيدادها دارد.

از يك سو ابزاري هست در دست سودجايشانان دين محور (در تمام اديان شناخته شده و نشده در طول تاريخ بشري) براي تخدير و منفعل كردن مريدان خود.


72:



واقعا این متن عقلانی نیست؟
شما می خواهید منکر عقلتون بشید؟




یا علی مدد

73:

كي ميگه امام وقت ( همون ناجي تشيع ) شعور برتر هست ؟؟؟ بس كنيد اين حرفا را ترا به خدا ...

كمي به اون خدايي كه آفريدتون ايمان بيشترب بياريد امام وقت كه خلقتون نكرد كه اون را مي پرستيد ....


74:

چگونه امام وقت (عج) تا كنون زنده ماند ؟ در حاليكه پيامبر(ص) فوت كرد ؟

75:

این باور هست.

میگی نه ! اولین نفر و که دیدی ازش بپرس!

اصلا قراره بیاد چیکار کنه؟!
تکلیف این 1000 سال و اندی که نبوده چی میشه!
زین پیش نبود و نبود هیچ خلل
زین پس چو نباشد همان خواهد بود

76:

چه شوقی میکنه
عجب منبع موثقی دارینبحث پیرامون مهدویت
اتفاقا" خدا یخه ی اونا رو میگیره میگه چرا برا ظهور امامتون کاری نکرذین؟
خب اگه به نظرت هیچ خللی نیست پس نباید تز هیچی بنالی او کی؟

77:

سلام آزاد
من قصد توهين به اعتقادات شما رو نداشتم .
ولي حقيقت هميشه تلخه .

يا بهتر بگايشانم اين فيلمنامه اول و آْخرش تلخه .

انتظار ظهور منجي كه عدالت را در تمام جهان برقرا كنه ولي چه سود!؟ خودش به دست يك پيرزن عجوزه كشته ميشه!! آخه اين عدالته؟؟‌ آخه از كجاي اين فيلم نامه بر مياد كه آهو كنار شير بخوابه و گوسفن كنار گرگ

78:

اللهم عجل لو ليك الفرج
جهان در انتظار عدالت
مهدي جان بيا ريشه يظلم و ستم بر كن

79:

مردی 1200 ساله می آید و همه چیز رو درست می کند


80:

هنوز نیومده که آشتی کنیم!
ضمنا وقتی هم بیاد خودش میدونه با کی آشتی کنه با کی قهر!!

81:

بسم الله الرحمن الرحیم
چرا بعضی ها بی انصافی مینمايند چرا تا نسبت به یک مساله شک مینمايند فوری قضاوت مینمايند بجای قضاوت های ناآگاهانه نسبت به مسائل دینی و اصل دین و بزرگان دین کمی از اهلش اونها که عمری را در تحقیق در باره این موضوعات گذرانده اند مطرح کنید تا اگر شبهه ای هست رفع گردد چرا شبهه ایجاد میکنید توهین میکنید ولله بدانید که اگر دنبال فهم باشید خدا هدایت میکند و ما بنده اوئیم و باور کنیم که دوستمان دارد اما این را هم بدانید که اگر دشمنی کنید چوب خدا صدا ندارد هم در دنیا هم در آخرت .


82:

كه چي ؟
با عقل شما جور در نمياد يا از قدرت خدا خارجه ؟

83:

فدیناک من غایب یرتجی و من حاضر فی قلوب هستکن
فدایت شوم ای که چشمهای امیدوار جهان به راهت دوخته شده و ای که در دلهای پر سوز دلدادگانت حضوری همیشگی داری (اللهم عجل لولیک الفرج)

84:

پیامبر(ص) فرمودند: روزها و شبها به پایان نمیرسد تا این که خداوند مردی را از اهل بیت من که همنام من هست برمی انگیزد و زمین را پر از عدل و داد میکند سپس ان که ار ظلم وستم پر شده باشد.


85:

امام (عج) فرمود: براى تعجيل ظهور من - در هر موقعيّت مناسبى - بسيار دعا كنيد كه در اون فرج و حلّ مشكلات شما خواهد بود

86:

امام وقت يا هر نامي كه بر رايشان اون بگذاريم يك باور كهن و به قدمت تمام عمر بشر هست و حتا سرخپوستان امريكا هم پديده اي مانند اون را باور دارند كه روزي خواهد آمد و اونها را نجات خواهد داد.

اين ريشه در ناتواني نسبي انسانها در اعصار و دورانهاي گوناگون براي غلبه بر سختيها و بيدادها دارد.

از يك سو ابزاري هست در دست سودجايشانان دين محور (در تمام اديان شناخته شده و نشده در طول تاريخ بشري) براي تخدير و منفعل كردن مريدان خود.


87:



واقعا این متن عقلانی نیست؟
شما می خواهید منکر عقلتون بشید؟




یا علی مدد

88:

كي ميگه امام وقت ( همون ناجي تشيع ) شعور برتر هست ؟؟؟ بس كنيد اين حرفا را ترا به خدا ...

كمي به اون خدايي كه آفريدتون ايمان بيشترب بياريد امام وقت كه خلقتون نكرد كه اون را مي پرستيد ....


89:

چگونه امام وقت (عج) تا كنون زنده ماند ؟ در حاليكه پيامبر(ص) فوت كرد ؟

90:

alijohar درست می فرمایند.
چه جوری میشه امام وقت عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده باشند در حالی که حضرت عیسی علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام زنده می باشند.
پس نتیجه می گیریم که ایشان نیز به مانند دو پیغمبر دیگر خداوندمتعال،که به خواست خداوند متعال زنده اند،حیات دارند.
یه کم رو مثال هایی که میارید فکر کنید.





یا علی مدد

91:

امامی هست که باید برای ظهورش دعا کنیم این جمعه هم نیامد کاش که گر صبح جمعه دیگر که بیدار میشویم با صدای اماممان (((((0یا اهل العالم ان بقیه الله)))))بیدار شویم

92:

شماها چقدر عجله دارید؟ سرخپوستان آمریکا بیش از سه هزار ساله منتظر امام وقتشون هستن شماها که فکر نکنم هزار سال بیشتر منتظر مونده باشین !
این مسائل در هر دینی هست و برای تخدیر امت هستفاده میشه ! یهود منتظر منجی هست و قراره این منجی پدر مسلمونها رو در بیاره طوری که دریای احمر از خون لبریز بشه ، از اون طرف مسلمونها هم منتظرن امام وقتشون بیاد همین یهودیها و مسیحیها رو تار و مار کنه.

شیعه ها البته به این موارد سنی ها رو هم اضافه کردن که به نام قاتلین حسین ذکر میکنن(قاتلین بعد 1400 سال!!) اگر تمام این پیشگویی ها رو کنار هم بزاریم می بینیم ، منجی بیش از 60 سال هست که ظهور کرده و اون هم انیشتین هست که به نوعی پدر بمب اتم محسوب میشه !

93:

وقتی بی طرفانه به این داستان منجی نگاه میکنی متوجه میشی که ادیان سامی(همان ابراهیمی) میتوانند انگیزه بسیار خوبی برای ایجاد جنگ جهانی سوم(جنگ اتمی) باشند.

با اینکه هر سه این دینها دارای مبدا یکسان هستند و در میان نژاد سامی پرورش پیدا کردن ولی تیغ اونها به سوی یکدیگر هست ! اگر به جنگهای هزاره اخیر توجه کنید هر کدام از این دینها هستارت یک جنگ عظیم بودند! جنگهای صلیبی ، جنگهای ایران با عثمانی ، جنگهای صدر اسلام با یهودیان ، جنگهای اسرائیل با اعراب (حتی به نوعی جنگهای جهانی)! آیا این ادیان به پیروانشون و بشریت آرامش و جزای نیکی که ازش دم میزنند را داده اند؟! یا تنها به دشمنی و نفرت و کینه دامن زده اند؟!

فرزاد روایتهایی از تورات آورده بود ، آیا این فرد خود تورات را خوانده هست؟ به طور حتم خیر چرا که محدوده اطلاعات شما به همین چند وبلاگ و سایت حدیث ختم میشود.

اگر تورات را میخواندید هرگز بشارت منجی رو با دین اسلام منطبق نمی کردید.

در تورات یهوه(خدا) انگار فقط قوم یهود را بر زمین میبیند و تمام بشارت ها به تسلط این قوم بر تمامی اقوام اشاره میکند(همان بندگان صالح خدا که یهودیان باشند) همین مورد را اسلام به نفع خود کپی کرده و میگوید که دین برتر هست پس پیروان این دین بندگان صالح خدا هستند!! از اونطرف مسیحیان میگویند که مسیح جلوه خدا بر روی زمین هست پس "ای مسلمانها و یهودیان و دیگر ادیان ، به جای تلف کردن وقت خود خدا(مسیح) را دریابید" ته تمام اینها این میشود که این ادیان ذره ای به هم اعتقاد ندارند و در تضاد کامل با یکدیگر هستند.

در طول چند هزار سال به پیروان خودشون حقایق تحریف شده تحویل داده اند و به نفع طبقه کاهن و خاخام و کشیش دین سازی کرده اند.


94:

این حرف هایی که شما فرموده اید هیچ ربطی به دین ها ندارد.بلکه مربوط به توحش و بی عقلی بزرگان و کاهنان اون دین هست.

اگر به جنگهای هزاره اخیر توجه کنید هر کدام از این دینها هستارت یک جنگ عظیم بودند! جنگهای صلیبی ، جنگهای ایران با عثمانی ، جنگهای صدر اسلام با یهودیان ، جنگهای اسرائیل با اعراب (حتی به نوعی جنگهای جهانی)! آیا این ادیان به پیروانشون و بشریت آرامش و جزای نیکی که ازش دم میزنند را داده اند؟! یا تنها به دشمنی و نفرت و کینه دامن زده اند؟!
آیا جنگ های صلیبی به اسلام و مسیحیت ربطی دارد؟خیر بلکه این جنگ ها تنها با حماقت پاپ اوربانوس و چند احمق دیگر شروع شد.
آیا جنگ های ایران و عثمانی به اسلام ربطی دارد اون هم اسلامی که می گوید مومنین برادران دینی هم هستند؟جواب واضح هست.خیر اگر فرد جاه طلب مانند شاه سلیم می خواهد کشور گشایی کند این به اسلام چه ربطی دارد.
مشکل این هست که همه برای کارهای خود دین را بهانه می نمايند.همین و بس.
در مورد تورات هم که همه به تحریف اون آگاه هستیم.

95:

فکر نکنم این نظریه شما درست و منطقی باشه

96:

امام وقت همه شیعیان حضرت مهدی هستند..چه قبول کنی چه نکنی این یک حقیقته آشکارییه....من به امامم اعتقاد دارم و مطمینم یه روزی عدل وعده داده شده میآد و همه ی آدما به معنای واقعی از بردگی نوین آزاد میشن ....


97:

فقط یک جمله اللهم عجل لولیک فرج))

98:

همه ی مسلمانان به حقیقت منتظر کسی هستند که ظهور کند و همه ی بی عدالتی ها و ظلم ها را از میان برداشته و صلح و دوستی را به ارمغان آورد.
و او کسی نیست جز مهدی صاحب وقت که درود خداوند بر او و خاندان پاکش باد.
اللهم عجل لولیک الفرج

99:

بله منم این روایت رو شندیم و بهش اعتقاد دارم ! روز جمعه ای می اید بر دیوار کعبه تکیه زده و فریاد انا بقیه الله را سر میدهد !

اللهم عجل لو ليك الفرج
جهان در انتظار توست !


مهدي جان بيا ريشه يظلم و ستم بر كن

100:

امام وقت :

مسيحي ها مي گايشانند عيسي هست
شيعه ها مي گايشانند مهدي هست
سني ها مي گايشانند هنوز به دنيا نيامده
........
....
باز شيعه ها مي گايشانند عيسي در ركاب مهدي مي آيد
...
مي بينيد كه اين آخوندها (فرقي نمي كند از چه مسلكي باشند) بنا به مصلحت وقته و قدرت درك و فهم امت ، هر روز يك بامبولي درست مي كنند.
توجه كنيد:
حكومت جهاني اين مصلح آرمانها و دست آوردهاي مهمي دارد كه همگي از نيازها و خواسته هاي فطري بشرند.

گسترش فضايل و ارزشهاي ديني و برچيده شدن محرمات از زندگي بشر ، فراگير شدن امنيت و توسعه عمران و آباداني ، تحقق رفاه عمومي و تعميق صفا و صميميت ، رهايي بشر از آتش فتنه هاي شيطاني و تكميل عقول بشر و پايان دانش بشري و ....



باز چون بنا به تعبير ملاهاي وطني ، حكومت جهاني اسلامي هست پس همه بايد اسلام را بپذيريند.

در ضمن چون برنامه هست حكومت ديني مهدي بربرنامه شود پس حتما دين از سياست جدا نيست.


با وقوع اين حكومت بايد با سراي دنيا وداع كنيد و به آخرت تشريف ببريد.

ضمن اينكه مستكبران مستوجب قهر الهي خواهند شد و مستضعفان طعم شيرين عدالت و رحمت را خواهند چشيد.

در اون عصر حاكمان امت را به انجام فرايض اسلامي سوق مي دهند.


...
خلاصه عزيزان من ..

اين قصه سر دراز دارد.

اما اگر اندكي به اين موضوع بينديشيد مي بينيد به واقع سركاري بزرگي هست.


1- اگر نوع انسان اونقدر ناتوان هست كه منتظر باشد كسي بيايد او را نجات بدهد همان بهتر كه به درك واصل شود.
2- پس از آمدن مهدي چه مي شود؟ اگر زندگي دنيايشان امت تمام مي شود(طبق متن بالا) كه اين همه پس برو و پيش بيا براي چيست؟ براي اينكه لحظه اي طعم شيرين عدالت و رحمت را بچشيم !! اگر هم كه پس از اون دنيا پر از گل و بلبل خواهد شد كه باز هم سرزمين شير و عسل دلمان را خواهد زد..

كمي سركه بياوريد.

3- برنامه هست دانش بشري به حد كمال برسد ! پس حالاها خبري نيست.
4- بايد مسلمان شايشاند
5- يك تناقض آشكار : الف - پس از آمدن مهدي زندگي امت در اين دنيا تمام مي شود.

ب – در اون عصر حاكمان امت را به انجام فرايض ديني سوق مي دهند.

101:

بنظرم زیاد منطقی نیست در مورد پدیده ها فورا از اونچه ذهنمان یا باورهایی که بی خودی یا با خودی از اون اونباشته شده ایم پیروی کنیم..
باید باور و توجه بخصوصی به این حقیقت داشته باشیم که چه بخواهیم چه نه٬ جهان مادی ما که در پس معادلات پیچیده و حکمت و علمی هولناک و غیر قابل تصور بربرنامه و تا امروز ماندگار هست.

همچنانکه پیدایش کل پهنه ی گیتی با انفجار اولیه و شروع و وسعت یافتنش..

جالب هست که نور اون انفجار اولیه برای ایجاد کائنات در میلیونها و شاید میلیاردها سال پیش٬ همچنان در سحابی ئی موسوم به سحابی عقاب همچنان تا به امروز دیده می شود و از اون تصاویری با نام -ارکان آفرینش- منتشر شده
در عصر ما حتی آدمهای معمولی و غیر آکادمیکی مثل من که اکبر پسند هستم هم این معلومات سطحی را دارند اما گذشته از وصفهای علمی٬ از سوی دیگر ما در حالت عوامانه ی بشری مان بهر ترتیبی که باشد باید "پیوند میان رابطه ها" را درک کنیم و شاید سازنده یا سازنده گان اصلی ما و کائنات هیچ فعالیت دیگری مفید تر و احتمالا ارزشمندتر از این برای ما متصور نشده اند-خدا٬ یا خدایان!- همچنین باید آگاه باشیم که هر هدفی لوازم و ملزوماتی می طلبد و در این مورد خاص لوازم ما برای درک وحدت در همه چیز٬ مطالعه و سپس خرد ورزی شخصی ست وگرنه اینطور می شود که از پدیده های روز جهان که سرشار از مفاهیم و علتهای گوناگون هستند غافل مانده و لغایت آخر عمرمان بر این خاک جز بدنبال خیالات عوامانه نخواهیم بود
بگذارید بی چک و چونه برایتان احتمالات ذهنی اکبر پسندانه ام را بگویم:
از اونجا که طبق باورها و تجربیات اکبری خودم معتقدم انسان از ولادت تا روز ممات در طول عمرش دائما در کشمکشهای روانی عمیق و درد آور (البته در برابر خوشی ها که همگی ناپایدارند) دارای ذهنی خسته و مخدوش میگردد٬ در مقطعی٬ ایستگاهی از سنین عمرش متوجه حقیقت تلخی بنام جمع اضداد می شود.

همه ی ما اگرچه در ظاهر مبالغه آمیز به نیکی کردن و دارا بودن سایر خصائل نیک انسانی تظاهر کنیم که مطمئنا مساوی با واقعیت درونمان نخواهد بود معهذا باید درباره یکدیگر حتما ایمان داشته باشیم که دقیقا همان فضائل بطور کامل اما پتانسیل در وجود ما آماده ی تراوش به دیگریست که مثلا ممکن هست در هر کسی مقداری از اون به فعل در آمده باشد.

امروز در عصری زندگی می کنیم که از مرور وقایع جهان گرفته تا تبدیل شدن انسان تاریخی به انسان مدرن امروزی که در اندیشه ی بالا بردن دیوانه وار و عظیم کارایی مغزش با پیوند به نانوباط هاست٬ نوع دوستی و آرامش انسانی کم کم محو و زیر حس ترسناک برتری جویی یکی بر دیگری نابود می شود.

پس:
دو گزاره ی نیکی و بدی بصورت امواج در هستی ما را در کنترول خود دارند و امکان مردود شمردن این فرموده وجود ندارد از اونجا که: -که می تواند ادعا کند که کنترولش در دست خودش هست- و این همان واقعیتی ست که شاید در فیلمها هم نفسش را دیده و هم کلامش را شنیده باشید:
همه چیز از انتخاب شروع می شود.
ممکن هست مشابه این روضه ها را زیاد خوانده یا شنیده باشید اما اگر چه فرمودارم بوی گند فلسفی بگیرد ادامه می دهم!!
اگر به نتیجه ی تحقیقات یه بابایی به نام اریک فون دنیکن نگاهی انداخته باشید می بینید بر اثر مستنداتی که جمع آوری کرده نشانه های فراوانی وجود دارند که نیروهای هوشمندی در ایام سلف بر کلیه ی انسانها حکومت می کردند -نه اینکه در کنار انسان بر زمین باشند بلکه بر اونها حکومت جبارانه بر برنامه کرده بودند- و همان نیروها گلچینی از نسل انسان را رشد می دادند تا اون گروه انسانی بتوانند بر همه ساکنین خاک زیر سایه ی تاریک و مخوفشان حکومت نمايند نمونه این انسانهای برتر گزینش شده بدست اون خدایگانان نامریی را در امتان آتلانتیس واقعی یا افسانه ای شنیده ایم و همچنین عاقبتشان را٬ که ظاهرا تحت شرایطی برنامه گرفتند که همگی نابود شدند و همینطور همین خدایگانان بوده اند که بوسیله ی انسانهای گزینشی شان در ایام باستان امپراطوری های عظیم مثل مصر را ایجاد کردند تا کل جهان قدیم را زیر سلطه بگیرد.

داستان رشد تمدن انسانی از بابل باستان (در عراق کنونی) بربرنامه بوده.

امتان بابل باستان نسلی بودند حاصل زاد و ولد اونها که با نوح از اون کشتی کذایی بر زمین جدید فرود شدند.

ممکن هست تعجب کنید که اونها صاحب علمی بوده اند به مراتب از روزگار ما کاملتر( افسانه بابل باستان را بخوانید) در روایات باستانی نقل های ناقصی بدست آمده که حاکی از عزم اون امتان برای رهایی از اسارت مادی و گریز از محدوده ای که در اون وقت و مکان به حصارشان کشیده می باشد.


مطلب نارسایی هم در عهد عتیق انجیل مسیحیان آمده هست که: و فرمودند بیایید شهری برای خود بنا کنیم و برجی را که سرش به آسمان برسد٬ تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم..

مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم.
شفرمود انگیز هست که با نگاهی دقیق می توان بروشنی فهمید که در طول تاریخ باستان همه چیز بدون کم و زیاد تا به امروز مدام اتفاق افتاده و در واقع چیز تازه ای در هستی واقع نشده.

طبقه ای آمده اند و صاحب تمدن و رشد علمی شده اند و نهایتا به علتی نامعلوم نابود شدند و سپس طبقه ی دیگر...

با مرور تاریخ ممکن هست این سوالات ذهنمان را بخاراند که بر سر بابلیان چه آمد؟ کلدانیان چه شدند؟ عیلام و آشور که امتانی خشن و امتی تلخ و تند خو بودند چطور زمام حکومت بر ملتها را از دست داده و نابود شدند؟ بر سر امپراطوری پارس یونان و مصر باستان و سپس روم با اون قدرت فراگیر چه آمد؟ و وقتی به سیر امروز جهان در این چرخه نظر کنیم چیز تازه ای نمی بینیم جز همان چه در گذشته رخ داده..

همچنان ایام پیشین امروز هم در جای جای دنیا حکومتهای ریز و درشت امت را به اسارت می کشند ادیان رشد کیلویی اشان فزاینده و هر کدامشان با این تصور که باورشان راستین و یگانه هست و کوتاه هم نیامده و نمی آیند! از موش پرستی و بودا و آئینی همچون کنفسیوس و در کوچه ی ظلمتبار و هزار پیچ مذاهب کاذب در هند که آلت مرد را می پرستد(معتقدند آلت مرد بعلت نقش کلیدی ای! که در بقای انسان دارد مقدس هست! بهر حال عقیده ایست!!) گرفته تا ادیان ابراهیمی همگی یکپارچه با میلیونها روایت و کتابت و براهین آدم ذلیل کن مردکش نامرد پرور نمی خواهند کسی خودش باشد یا نباشد می خواهند اون باشد که اونها می خواهند..
و سیر امروزی جهان..

آیا جز این خواهد بود که چونان عهد سلف که مردان نامور امتان را می آزردند(گیلگمش را بخوانید) در نهایت کسی از میان نظامهای حاکم خرده یا عمده ی کنونی دنیا که در نقطه نقطه ی زمین پا بر گردن ملتهای زمین فشرده اند بر خواهد خاست و همه را درهم خواهد شکست؟ من یقین دارم که این حتی در شرف اتفاق هست و بزودی همان نیروهای مرموزی که در همه ی اعصار امتی را بر همه ی ملل جهان سرور و حاکم می کردند کارشان به اتمام خواهد رسید و جهان در عین علم عظیمش باز هم همچون گذشته یکپارچه خواهد شد..

مرزها در پی حکومتهای ریز و درشت برای همیشه با توده ی عظیم انسانی خداحافظی خواهند کرد و اداره امور جهان میان تنها چند قدرت تقسیم خواهد شد و امتان در اندکی آسودگی نان خواهند خورد و روزگار خواهند گذراند.

اما این پایان رنج تاریخی بر زمین هست؟ گمان دارم که نیست بلکه سزاست وقت را که آبستن حادثه ای نهاییست با تمام وجود درک و احساس کرد چون بطور حتمی نیرویی که در پس چهره های سیاسی جهان در طول تاریخ پیوسته باعث رشد یک بعدی(مثلا علمی) بشر در عرصه های مختلف می شد( رشدی که نهایتا منجر به نابود شدن انسان بدست انسان بود) در برابر نیروی دیگری که پیوسته این گونه اختلالات را در عرصه ی زیست مادی ما آدمها توازن می بخشید برنامه خواهد گرفت
حدس بزنید با کدام نیرو می توانید فکر و رای و احساستان را به وزن در آورده و در پیوند با اون روانتان را تسلیم کنید..
بنظر طبیعی تر می رسد که در خصوص همه چیز به جهل معمول و مرسوم انسانی اجازه ندهیم تا باورها خیالات و رویاهایی کودکانه را در صحن اندیشه متصور شود و حقیقت که از ما خیلی دور هست را در هیئت یک اصل برایمان تجسم ببخشد
فکرشو بکن..


وبلاگ من http://b4mdad.blogfa.com

102:

موعودگرایی»، یعنی نجات دهنده‌ای که در آخرالوقت ظهور و بشریت را از ظلم و درد و رنج نجات خواهد داد.

اندیشه‌ای که خاص تشیع هم نیست.

این اندیشه نه تنها در ادیان ابراهیمی، که در ادیان غیرابراهیمی هم وجود دارد.


چپ‌ها (انگلس، کارل مانهایم، اریک هابسبام)، موعودگرایی را جنبش‌های انقلابی ماقبل مدرن کشاورزان علیه زمین‌داران تلقی می‌کردند.

جنبش توماس مونتسر (Thomas Munzer)، کشیش و حکیم الهی، توجه انگلس و مانهایم را به خود معطوف داشت.
مونتسر، خواهان برابری و مالکیت اشتراکی بود.

وی درماه مه سال ۱۵۲۵ در سخنرانی برای شورشیان کشاورز به اونان فرمود:
«چنین ساکت و صبور نباشد! مجیز این مدعیان دیوانه، تبهکاران کافر را نگویید! برای نبرد الهی آماده‌ی پیکار شوید! هنگام اون رسیده هست، تابستان در آستانه‌ی فرارسیدن هست.»
تابستان دوران سلطنت سوم بود.

به گمان کسانی چون یواکیم، وقت بازگشت الیاس نبی فرا رسیده بود که مطابق روایت عهد عتیق زمین را در کالسکه‌ای آتشین ترک کرده بود و با همان کالسکه باز می‌گشت تا کارش را به فرجام برساند.


مانهایم می‌فرمود: «هرگاه تصور در واقعیت بیرونی موجود ارضا نشود، به مکان‌ها و دوره‌هایی پناه می‌جوید که برپایه‌ی آرزو بنا شده‌اند.

اسطوره‌ها، افسانه‌های پریان، وعده‌های اون جهانی ادیان، خیال‌پردازی‌های دوستانه و سفرهای پنداری، همواره تجلیات تغییر شکل‌یافته‌ای بوده‌اند از اون‌چه زندگانی واقعی فاقد اون بود...

در برخی دوره‌های تاریخی برآوردن آرزو از راه فرافکنی در وقت انجام می‌گیرد...

آرزوهای وقتی را [باید] هزاره‌های شکوهمند (Chiliasm) نامید1
وی هزاره باوری را نیروبخش به جنبش قشرهای ستم دیده به شمار می‌آورد.

به گمان مانهایم، ایده‌ی هزاره‌ای، با جوش و خروش روحی و برانگیختگی جسمی روستاییان – قشر زنده‌ای که نزدیک‌ترین پیوندها را با زمین داشت – هماهنگ بود.


مانهایم به اقتفای انگلس می‌نویسد: «جنبش زیر رهبری توماس مونتسر را باید به عنوان گامی در جهت جنبش‌های انقلابی جدید تلقی کرد...

باید پذیرفت که مونتسر یک انقلابی اجتماعی بود که از انگیزه‌های دینی الهام می‌گرفت2
مانهایم این جمله را از مونتسر نقل می کند که «خود خداست که داس‌اش را بر می‌دارد تا علف‌های هرزه را از جمع آدمیان برکند».

به فرموده‌ی مانهایم، هزاره باوری، دو ویژگی روحی دارد: آرزو و انتظار.


هزاره باوران منتظر «لحظه‌ی موعود» هستند.

اون‌ها به هزاره‌ای که در آینده خواهد آمد کاری ندارند، اون‌ها به دنبال هزاره‌ای هستند که «در اینجا و اکنون روی دهد».


هزاره باوران امیدوارانه در انتظار لحظه موعود هستند و انقلاب، شوق به تحقق آرزوهای‌شان در این جهان هست.

مانهایم هزاره باوری را خصوصیت فکری پایین‌ترین قشرهای جامعه (روستاییان ستم‌دیده، کارگران مزدور، لمپن پرولتاریا، موعظه‌گران متعصب و کهنه‌پرستان عاطفی) به شمار می‌آورد.


حرکت مزدک در ایران، از همین زاویه از نظر مارکسیست‌ها مهم تلقی می‌گشت.

آرزوی جهانی پر از عدل و داد، سرکوب ظالمان و حاکمیت مظلومان و مستضعفان، از ابتدا همراه بشر بوده و همه ادیان به پیروان خود وعده داده‌اند که فردی در آخرالوقت ظهور و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.


از این جهت، یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان بر شیعیان تقدم دارند.

«موعودگرایی» نیازمند تبیین و تحلیل معرفت‌شناختی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، الهیاتی و...

هست.



۱- کارل مانهایم، ایدئولوژی و اوتوپیا، ترجمه فریبرز مجیدی، انتشارات دانشگاه تهران، ۲۵۳۵، ص ۲۱۱- ۲۱۰
۲- پیشین، ص ۲۱۷.


103:

مطابق ادعای شیعیان دوازده امامی، فرزند امام یازدهم، از سال ۲۶۰ ق تا ۳۲۹ ق، به مدت ۶۹ سال در غیبت صغری بوده و پس از اون وارد غیبت کبری شده هست.


بهترین راه وقوف بر واقعیت، رجوع به متون همان دوره هست، نه کتاب‌های ایدئولوژیک بعدی.

تفاوت عمیق نگرش شیعیان حاضر در عصر ائمه به اونان، با نگرش شیعیان کنونی، حکایت از تغییر الگوی پايه ی دارد.


ابومحمد، حسن‌بن موسی نوبختی، یکی از شیعیانی هست که شیخ طوسی، ابن داود، علامه حلی، میزا محمد باقر موسوی خوانساری و...

او را ثقه و مورد اعتماد طایفه‌ی شیعه‌ی امامیه معرفی کرده‌اند.
او نویسنده کتاب فرق الشیعه نوبختی هست.

کتاب وی متعلق به نیمه‌ی دوم قرن سوم هست.

یعنی متعلق به دوره‌ی غیبت صغری.

برای اینکه دیگر نویسنده‌ی شیعی که کتاب خود را از روی کتاب وی نگاشته، یعنی سعدبن عبدالله ابی‌خلف اشعری نمیری قمی، یکی از بزرگان محدثان شیعه، در سال ۲۹۹ یا ۳۰۰ یا ۳۰۱ فوت کرده هست.


وی در وقت حیات خود با امام حسن عسگری هم ملاقات کرده هست.

نام کتاب وی المقالات و الفرق هست.

دکتر محمد جواد مشکور این کتاب را در سال ۱۳۴۱، پس از تصحیح، با مقدمه و تعلیقات مفصل، به وسیله‌ی انتشارات عطایی به طبع رساند.


دکتر مشکور کتاب فرق الشیعه را هم ترجمه و در سال ۱۳۵۳ به وسیله‌ی بنیاد فرهنگ ایران به طبع رسانید.

او در مقدمه‌ی کتاب نوبختی، نشان می‌دهد که المقالات و الفرق از روی فرق الشیعه رونویسی شده هست.


توضیح این نکات معطوف به دو واقعیت هست:
اول) شیعه بودن اون دو نفر
دوم) نگارش این دو متن در دوران غیبت صغری
دکتر مشکور، به کتاب فرق الشیعه پاورقی‌های بسیاری افزده و تقریباً مطالب اضافی المقالات و الفرق را در پاورقی‌های فرق الشیعه آورده‌اند.


در اینجا با مرور این کتاب نشان خواهیم داد که اندیشه‌ی مهدی موعود در شیعه چگونه شکل گرفت؟
نگاه تاریخی به زاده شدن یک ایده، مراحل رشد و فربه شدن اون، آگاهی بسیار دقیق‌تری از سرشت اون ایده به آدمی می‌دهد.

شیعیان، پس از شهادت علی‌بن ابی طالب، تعیین مصداق مهدی موعود را آغاز کردند.


پس از شهادت علی‌بن ابی طالب، سباییه او را مصداق ایده‌ی مهدویت فراخوان کردند و فرمودند: «علی کشته نشده و نمرده و نمیرد و کشته نشود تا این‌که تازیان را به چوب دست خود براند، و زمین را که از ستم و بیدادگر انبار شود پر از دین و داد کند3
گروه دیگری از پیروان علی‌بن ابی طالب، امامت را حق محمدبن حنفیه دانستند و پیرو او شدند.

پس از شهادت حسن‌بن علی و حسین‌بن علی، گروه دیگری از شیعیان هم محمدبن حنفیه را شایسته‌ی امامت تشخیص دادند.


«گروهی گقتند که محمدبن حنفیه امام مهدی و جانشین علی‌بن ابی طالب هست[4].» کثیر عزه شاعر اهل بیت که محمدبن حنفیه را مهدی موعود می‌دانست، شعر زیر را برای او سرود:
هدیت یا مهدینا ابن المهتدی
انت الذی ترضی به و نرتجی
انت ابن خیر الناس بعد النبی
انت امام الحق لسنا نمتری
یا بن علی سر و من مثل علی

یعنی:
راه یافتی ای مهدی ما پسر راه یافته
تو کسی هستی که ما به تو خوشنودیم و امیدواریم
تو پسر بهترین امت پس از پیغمبری
تو امام برحق هستی و ما در اون شکی نداریم
ای پسر علی برو و چه کسی مانند علی هست


۳- ترجمه فرق الشیعه نوبختی، به خامه دکتر محمد جواد مشکور، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۵۳، ص ۴۰.


۴- پیشین، ص ۴۷.


104:

پس از مرگ محمدبن حنفیه: «گروهی فرمودند که محمدبن حنفیه مهدی موعود هست و علی علیه السلام او را بدین نام خوانده هست، او نمرده و نخواهد مرد و نیز نشاید که بمیرد، بلکه ناپدید شده و دانسته نیست در کجا باشد.

به‌زودی بازگردد و زمین از اون او شود و بر جهانیان پادشاهی کند، و امامی پس از ناپدید شدن او نیاید مگر تا خود او باز گردد5
«گروهی فرمودند محمدبن حنفیه زنده هست و نمرده و به کوه رضوی که میان مکه و مدینه می‌باشد جای دارد و آهوان بامداد و شامگاه پیش وی آیند و او از شیر اون‌ها بیاشامد و از گوشت‌شان بخورد، و دو شیر یر راست و چپ او جای دارند و تا اونجا که برانگیخته شود از وی پاسبانی نمايند.

برخی فرموده‌اند که برسوی راست او شیری و بر جانب چپش پلنگی هست.

باری این دسته چشم به راه اویند و گویند که پیغمبر مژده‌ی آمدن او را داده و وی کسی هست که زمین را پر از داد و برابری کند6
گروه دیگری از پیروان او «گویند که هرکس به امامت نامزد شود باید از فرزندان محمدبن حنفیه باشد و مهدی قائم از پشت وی خواهد بود7
بعدها، گروه دیگری از شیعیان پیرو محمدبن حنفیه «فرمودند مهدی قائم ابوهاشم [فرزند محمدبن حنفیه] هست و برآفریدگان ولایت یابد و باز گردد و به کارهای امت رسیدگی کند و جهان از اون او شود و جانشینی پس از وی نباشد8
گروهی از پیروان محمدین حنفیه فرمودند: «که عبدالله بن معاویه مهدی قائمی هست که پیغمبر به آمدن وی مژده داده هست. وی زمین را از اون خود سازد، و گیتی بیداد و ستم گرفته را پر از برابری و داد کند، و پیش از اونکه در گذرد امامت را به مردی از بنی هاشم از فرزندان علی‌بن ابی طالب بسپارد و اونگاه بمیرد9
در سال ۱۲۰ هجری، زید فرزند امام سجاد، به اتفاق گروهی از شیعیان کوفه علیه بنی امیه قیام کرد و در سال ۱۲۱ در کوفه کشته شد.

فرقه‌ی زیدیه، زید را امام پنجم شیعیان معرفی می‌نمايند.

همچنین کشور یمن مرکز اصلی شیعیان زیدی هست.


سیر حوادث، انتخاب‌های گوناگون و به راه‌های متفاوت رفتن، نشان می‌دهد که ماجرا به گونه‌ای نبوده هست که شیعیان دوازده امامی کنونی نقل می‌نمايند.


اگر از ابتدا باورهای روشنی وجود داشت که هرکس خود را شیعه تلقی می‌کرد، باید اون‌ها را می‌پذیرفت، اون همه اختلاف معنا نداشت.


تشیع برساخته‌ای تاریخی هست که با درگذشت هر امامی، اختلاف پیروان اون امام آغاز می‌شد و فرد خاصی مصداق مهدی موعود معرفی می‌گردید:
«چون ابوجعفر [امام باقر] در گذشت [در سال ۱۱۴ هجری] یاران او به دو دسته تقسیم گردیدند: گروهی از اون دو به امامت محمدبن حسن‌بن علی‌بن ابی طالب که در بیرون از مدینه جای داشت و در اون شهر کشته شد بگرویدند، و او را مهدی قائم دانستند.

ایشان فرمودند که او نمرده و نخواهد مرد...

چه پیغمبر فرموده هست که مهدی قائم، هم نام من هست و پدر وی نام پدر مرا دارد10
پس از درگذشت ابوعبدالله جعفربن محمد (امام صادق)، «گروهی از ایشان فرمودند که جعفربن محمد زنده هست و نمرده، و نمیرد و او مهدی هست.

سرانجام آشکار شود و بر امتان فرمانروایی کند11
گروه دیگری از شیعیان (اسماعیلیه خالصه) مدعی شدند که نصب اسماعیل از سوی امام صادق به امامت محرز هست، لذا:
«پس از جعفربن محمد پسرش اسماعیل‌بن محمد امام بود و مرگ اسماعیل را در وقت پدرش انکار کرده...

اسماعیل نمرده و نخواهد مرد تا اینکه زمین از اون وی گردد و به کار جهانیان پردازد.

اسماعیل مهدی قائم هست، زیرا پدرش پس از خود به امامت او اشاره کرده و پیروان خود را پایبند ولایت او ساخته و فرموده هست که وی خواجه و سرور ایشان هست...

و قائم آخرالوقت هست[12].»
شیعیان ۱۲ امامی، بعدها در متون خود اسماعیل را شخصی فاسق، شراب‌خوار و زن باره معرفی کرده و این شرایط را به عنوان دلیل خلع او از امامت ذکر کردند13.


ازامام صادق هم روایت کرده‌اند که خداوند به دلایلی امامت اسماعیل را نسخ کرده و درباره‌ی او بدا حاصل شده هست: «ما بدالله فی شیء کما بداله فی اسماعیل ابنی.» اما این سخنان از سوی کسانی که اسماعیل را امام و مهدی موعود می‌دانستند، پذیرفته نشد.


گروه دیگری از شیعیان (اسماعیلیه مبارکه) ضمن قبول درگذشت اسماعیل، فراخوان نمودند که چون امامت از برادر به برادر منتقل نمی‌شود، امام صادق پس از درگذشت اسماعیل، فرزندش محمد‌بن اسماعیل را به امامت منصوب کرد.


به نظر اینان، مهدی قائم فرزند اسماعیل مقلب به مکنوم یا امام پنهان هست: «ایشان پندارند که محمدبن اسماعیل نمرده و زنده هست و در شهرهای روم همی زید، و وی قائم مهدی هست[14].»



۵- پیشین، ص ۴۸.
۶- پیشین، صص ۵۱- ۵۰.
۷- پیشین، ص ۵۵.
۸- پیشین، ص ۵۷.
۹- پیشین، ص ۶۰.
۱۰- پیشین، ص ۹۴.
۱۱- پیشین، ص ۱۰۰.
۱۲- پیشین، ص ۱۰۱.
۱۳- عطا ملک جوینی دراین خصوص می‌نویسد: «شیعه فرمودند امام معصوم جعفر هست و او نص بر پسر خود اسماعیل کرد و سپس اون اسماعیل شراب مسکر می‌خورد.
جعفر صادق بر اون فعل انکار کرد و روایت هست از او که فرمود اسماعیل نه فرزند من هست، شیطانی هست که در صورت او ظاهر آمده هست و نقلی دیگر هست که که فرمود:
«بدالله فی امر اسماعیل»، بر پسر دیگر، موسی نص کرد.

قوم مذکور که از کسانیان به روافض نقل کرده بودند خود را به اسماعیل بستند و از روافض جدا شدند و فرمودند اصل نص اول هست، و بدا بر خدا روا نیست و هر که باطن شریعت بدانست اگر به ظاهر تغافلی کند معاقب نباشد، و امام خود اونچه فرماید و کند حق باشد.

اسماعیل را از اون شراب خوردن خللی و نقصانی نیست، ایشان را اسماعیلی نام نهادند...


اسماعیل پیش از جعفر صادق در سنه ۱۴۵ وفات کرد.

جعفر صادق رضی‌الله عنه والی مدینه را که از قبل خلفای عباسی حاکم اونجا بود با جمعی انبوه از معارف و مشایخ مدینه حاضر کرد و اسماعیل را سپس اون‌که از دیه عریض که بر چهار فرسنگی شهر هست و اونجا وفات کرده بود بر دوش‌های امتان به شهر آورده بودند با ایشان نموده و محضری بست بر وفات او موشح به خطوط اون جماعت و او را به بقیح دفن کرد.»
(تاریخ جهانگشای جوینی، جلد سه، صص ۱۴۶- ۱۴۵).
۱۴- ترجمه فرق الشیعه نوبختی، پیشین، ص ۱۰۷.


105:

alijohar درست می فرمایند.
چه جوری میشه امام وقت عجل الله تعالی فرجه الشریف زنده باشند در حالی که حضرت عیسی علیه السلام و حضرت خضر علیه السلام زنده می باشند.
پس نتیجه می گیریم که ایشان نیز به مانند دو پیغمبر دیگر خداوندمتعال،که به خواست خداوند متعال زنده اند،حیات دارند.
یه کم رو مثال هایی که میارید فکر کنید.





یا علی مدد

106:

امامی هست که باید برای ظهورش دعا کنیم این جمعه هم نیامد کاش که گر صبح جمعه دیگر که بیدار میشویم با صدای اماممان (((((0یا اهل العالم ان بقیه الله)))))بیدار شویم

107:

شماها چقدر عجله دارید؟ سرخپوستان آمریکا بیش از سه هزار ساله منتظر امام وقتشون هستن شماها که فکر نکنم هزار سال بیشتر منتظر مونده باشین !
این مسائل در هر دینی هست و برای تخدیر امت هستفاده میشه ! یهود منتظر منجی هست و قراره این منجی پدر مسلمونها رو در بیاره طوری که دریای احمر از خون لبریز بشه ، از اون طرف مسلمونها هم منتظرن امام وقتشون بیاد همین یهودیها و مسیحیها رو تار و مار کنه.

شیعه ها البته به این موارد سنی ها رو هم اضافه کردن که به نام قاتلین حسین ذکر میکنن(قاتلین بعد 1400 سال!!) اگر تمام این پیشگویی ها رو کنار هم بزاریم می بینیم ، منجی بیش از 60 سال هست که ظهور کرده و اون هم انیشتین هست که به نوعی پدر بمب اتم محسوب میشه !

108:

وقتی بی طرفانه به این داستان منجی نگاه میکنی متوجه میشی که ادیان سامی(همان ابراهیمی) میتوانند انگیزه بسیار خوبی برای ایجاد جنگ جهانی سوم(جنگ اتمی) باشند.

با اینکه هر سه این دینها دارای مبدا یکسان هستند و در میان نژاد سامی پرورش پیدا کردن ولی تیغ اونها به سوی یکدیگر هست ! اگر به جنگهای هزاره اخیر توجه کنید هر کدام از این دینها هستارت یک جنگ عظیم بودند! جنگهای صلیبی ، جنگهای ایران با عثمانی ، جنگهای صدر اسلام با یهودیان ، جنگهای اسرائیل با اعراب (حتی به نوعی جنگهای جهانی)! آیا این ادیان به پیروانشون و بشریت آرامش و جزای نیکی که ازش دم میزنند را داده اند؟! یا تنها به دشمنی و نفرت و کینه دامن زده اند؟!

فرزاد روایتهایی از تورات آورده بود ، آیا این فرد خود تورات را خوانده هست؟ به طور حتم خیر چرا که محدوده اطلاعات شما به همین چند وبلاگ و سایت حدیث ختم میشود.

اگر تورات را میخواندید هرگز بشارت منجی رو با دین اسلام منطبق نمی کردید.

در تورات یهوه(خدا) انگار فقط قوم یهود را بر زمین میبیند و تمام بشارت ها به تسلط این قوم بر تمامی اقوام اشاره میکند(همان بندگان صالح خدا که یهودیان باشند) همین مورد را اسلام به نفع خود کپی کرده و میگوید که دین برتر هست پس پیروان این دین بندگان صالح خدا هستند!! از اونطرف مسیحیان میگویند که مسیح جلوه خدا بر روی زمین هست پس "ای مسلمانها و یهودیان و دیگر ادیان ، به جای تلف کردن وقت خود خدا(مسیح) را دریابید" ته تمام اینها این میشود که این ادیان ذره ای به هم اعتقاد ندارند و در تضاد کامل با یکدیگر هستند.

در طول چند هزار سال به پیروان خودشون حقایق تحریف شده تحویل داده اند و به نفع طبقه کاهن و خاخام و کشیش دین سازی کرده اند.


109:

این حرف هایی که شما فرموده اید هیچ ربطی به دین ها ندارد.بلکه مربوط به توحش و بی عقلی بزرگان و کاهنان اون دین هست.

اگر به جنگهای هزاره اخیر توجه کنید هر کدام از این دینها هستارت یک جنگ عظیم بودند! جنگهای صلیبی ، جنگهای ایران با عثمانی ، جنگهای صدر اسلام با یهودیان ، جنگهای اسرائیل با اعراب (حتی به نوعی جنگهای جهانی)! آیا این ادیان به پیروانشون و بشریت آرامش و جزای نیکی که ازش دم میزنند را داده اند؟! یا تنها به دشمنی و نفرت و کینه دامن زده اند؟!
آیا جنگ های صلیبی به اسلام و مسیحیت ربطی دارد؟خیر بلکه این جنگ ها تنها با حماقت پاپ اوربانوس و چند احمق دیگر شروع شد.
آیا جنگ های ایران و عثمانی به اسلام ربطی دارد اون هم اسلامی که می گوید مومنین برادران دینی هم هستند؟جواب واضح هست.خیر اگر فرد جاه طلب مانند شاه سلیم می خواهد کشور گشایی کند این به اسلام چه ربطی دارد.
مشکل این هست که همه برای کارهای خود دین را بهانه می نمايند.همین و بس.
در مورد تورات هم که همه به تحریف اون آگاه هستیم.

110:

فکر نکنم این نظریه شما درست و منطقی باشه

111:

امام وقت همه شیعیان حضرت مهدی هستند..چه قبول کنی چه نکنی این یک حقیقته آشکارییه....من به امامم اعتقاد دارم و مطمینم یه روزی عدل وعده داده شده میآد و همه ی آدما به معنای واقعی از بردگی نوین آزاد میشن ....


112:

فقط یک جمله اللهم عجل لولیک فرج))

113:

همه ی مسلمانان به حقیقت منتظر کسی هستند که ظهور کند و همه ی بی عدالتی ها و ظلم ها را از میان برداشته و صلح و دوستی را به ارمغان آورد.
و او کسی نیست جز مهدی صاحب وقت که درود خداوند بر او و خاندان پاکش باد.
اللهم عجل لولیک الفرج

114:

بله منم این روایت رو شندیم و بهش اعتقاد دارم ! روز جمعه ای می اید بر دیوار کعبه تکیه زده و فریاد انا بقیه الله را سر میدهد !

اللهم عجل لو ليك الفرج
جهان در انتظار توست !


مهدي جان بيا ريشه يظلم و ستم بر كن

115:

امام وقت :

مسيحي ها مي گايشانند عيسي هست
شيعه ها مي گايشانند مهدي هست
سني ها مي گايشانند هنوز به دنيا نيامده
........
....
باز شيعه ها مي گايشانند عيسي در ركاب مهدي مي آيد
...
مي بينيد كه اين آخوندها (فرقي نمي كند از چه مسلكي باشند) بنا به مصلحت وقته و قدرت درك و فهم امت ، هر روز يك بامبولي درست مي كنند.
توجه كنيد:
حكومت جهاني اين مصلح آرمانها و دست آوردهاي مهمي دارد كه همگي از نيازها و خواسته هاي فطري بشرند.

گسترش فضايل و ارزشهاي ديني و برچيده شدن محرمات از زندگي بشر ، فراگير شدن امنيت و توسعه عمران و آباداني ، تحقق رفاه عمومي و تعميق صفا و صميميت ، رهايي بشر از آتش فتنه هاي شيطاني و تكميل عقول بشر و پايان دانش بشري و ....



باز چون بنا به تعبير ملاهاي وطني ، حكومت جهاني اسلامي هست پس همه بايد اسلام را بپذيريند.

در ضمن چون برنامه هست حكومت ديني مهدي بربرنامه شود پس حتما دين از سياست جدا نيست.


با وقوع اين حكومت بايد با سراي دنيا وداع كنيد و به آخرت تشريف ببريد.

ضمن اينكه مستكبران مستوجب قهر الهي خواهند شد و مستضعفان طعم شيرين عدالت و رحمت را خواهند چشيد.

در اون عصر حاكمان امت را به انجام فرايض اسلامي سوق مي دهند.


...
خلاصه عزيزان من ..

اين قصه سر دراز دارد.

اما اگر اندكي به اين موضوع بينديشيد مي بينيد به واقع سركاري بزرگي هست.


1- اگر نوع انسان اونقدر ناتوان هست كه منتظر باشد كسي بيايد او را نجات بدهد همان بهتر كه به درك واصل شود.
2- پس از آمدن مهدي چه مي شود؟ اگر زندگي دنيايشان امت تمام مي شود(طبق متن بالا) كه اين همه پس برو و پيش بيا براي چيست؟ براي اينكه لحظه اي طعم شيرين عدالت و رحمت را بچشيم !! اگر هم كه پس از اون دنيا پر از گل و بلبل خواهد شد كه باز هم سرزمين شير و عسل دلمان را خواهد زد..

كمي سركه بياوريد.

3- برنامه هست دانش بشري به حد كمال برسد ! پس حالاها خبري نيست.
4- بايد مسلمان شايشاند
5- يك تناقض آشكار : الف - پس از آمدن مهدي زندگي امت در اين دنيا تمام مي شود.

ب – در اون عصر حاكمان امت را به انجام فرايض ديني سوق مي دهند.

116:

بنظرم زیاد منطقی نیست در مورد پدیده ها فورا از اونچه ذهنمان یا باورهایی که بی خودی یا با خودی از اون اونباشته شده ایم پیروی کنیم..
باید باور و توجه بخصوصی به این حقیقت داشته باشیم که چه بخواهیم چه نه٬ جهان مادی ما که در پس معادلات پیچیده و حکمت و علمی هولناک و غیر قابل تصور بربرنامه و تا امروز ماندگار هست.

همچنانکه پیدایش کل پهنه ی گیتی با انفجار اولیه و شروع و وسعت یافتنش..

جالب هست که نور اون انفجار اولیه برای ایجاد کائنات در میلیونها و شاید میلیاردها سال پیش٬ همچنان در سحابی ئی موسوم به سحابی عقاب همچنان تا به امروز دیده می شود و از اون تصاویری با نام -ارکان آفرینش- منتشر شده
در عصر ما حتی آدمهای معمولی و غیر آکادمیکی مثل من که اکبر پسند هستم هم این معلومات سطحی را دارند اما گذشته از وصفهای علمی٬ از سوی دیگر ما در حالت عوامانه ی بشری مان بهر ترتیبی که باشد باید "پیوند میان رابطه ها" را درک کنیم و شاید سازنده یا سازنده گان اصلی ما و کائنات هیچ فعالیت دیگری مفید تر و احتمالا ارزشمندتر از این برای ما متصور نشده اند-خدا٬ یا خدایان!- همچنین باید آگاه باشیم که هر هدفی لوازم و ملزوماتی می طلبد و در این مورد خاص لوازم ما برای درک وحدت در همه چیز٬ مطالعه و سپس خرد ورزی شخصی ست وگرنه اینطور می شود که از پدیده های روز جهان که سرشار از مفاهیم و علتهای گوناگون هستند غافل مانده و لغایت آخر عمرمان بر این خاک جز بدنبال خیالات عوامانه نخواهیم بود
بگذارید بی چک و چونه برایتان احتمالات ذهنی اکبر پسندانه ام را بگویم:
از اونجا که طبق باورها و تجربیات اکبری خودم معتقدم انسان از ولادت تا روز ممات در طول عمرش دائما در کشمکشهای روانی عمیق و درد آور (البته در برابر خوشی ها که همگی ناپایدارند) دارای ذهنی خسته و مخدوش میگردد٬ در مقطعی٬ ایستگاهی از سنین عمرش متوجه حقیقت تلخی بنام جمع اضداد می شود.

همه ی ما اگرچه در ظاهر مبالغه آمیز به نیکی کردن و دارا بودن سایر خصائل نیک انسانی تظاهر کنیم که مطمئنا مساوی با واقعیت درونمان نخواهد بود معهذا باید درباره یکدیگر حتما ایمان داشته باشیم که دقیقا همان فضائل بطور کامل اما پتانسیل در وجود ما آماده ی تراوش به دیگریست که مثلا ممکن هست در هر کسی مقداری از اون به فعل در آمده باشد.

امروز در عصری زندگی می کنیم که از مرور وقایع جهان گرفته تا تبدیل شدن انسان تاریخی به انسان مدرن امروزی که در اندیشه ی بالا بردن دیوانه وار و عظیم کارایی مغزش با پیوند به نانوباط هاست٬ نوع دوستی و آرامش انسانی کم کم محو و زیر حس ترسناک برتری جویی یکی بر دیگری نابود می شود.

پس:
دو گزاره ی نیکی و بدی بصورت امواج در هستی ما را در کنترول خود دارند و امکان مردود شمردن این فرموده وجود ندارد از اونجا که: -که می تواند ادعا کند که کنترولش در دست خودش هست- و این همان واقعیتی ست که شاید در فیلمها هم نفسش را دیده و هم کلامش را شنیده باشید:
همه چیز از انتخاب شروع می شود.
ممکن هست مشابه این روضه ها را زیاد خوانده یا شنیده باشید اما اگر چه فرمودارم بوی گند فلسفی بگیرد ادامه می دهم!!
اگر به نتیجه ی تحقیقات یه بابایی به نام اریک فون دنیکن نگاهی انداخته باشید می بینید بر اثر مستنداتی که جمع آوری کرده نشانه های فراوانی وجود دارند که نیروهای هوشمندی در ایام سلف بر کلیه ی انسانها حکومت می کردند -نه اینکه در کنار انسان بر زمین باشند بلکه بر اونها حکومت جبارانه بر برنامه کرده بودند- و همان نیروها گلچینی از نسل انسان را رشد می دادند تا اون گروه انسانی بتوانند بر همه ساکنین خاک زیر سایه ی تاریک و مخوفشان حکومت نمايند نمونه این انسانهای برتر گزینش شده بدست اون خدایگانان نامریی را در امتان آتلانتیس واقعی یا افسانه ای شنیده ایم و همچنین عاقبتشان را٬ که ظاهرا تحت شرایطی برنامه گرفتند که همگی نابود شدند و همینطور همین خدایگانان بوده اند که بوسیله ی انسانهای گزینشی شان در ایام باستان امپراطوری های عظیم مثل مصر را ایجاد کردند تا کل جهان قدیم را زیر سلطه بگیرد.

داستان رشد تمدن انسانی از بابل باستان (در عراق کنونی) بربرنامه بوده.

امتان بابل باستان نسلی بودند حاصل زاد و ولد اونها که با نوح از اون کشتی کذایی بر زمین جدید فرود شدند.

ممکن هست تعجب کنید که اونها صاحب علمی بوده اند به مراتب از روزگار ما کاملتر( افسانه بابل باستان را بخوانید) در روایات باستانی نقل های ناقصی بدست آمده که حاکی از عزم اون امتان برای رهایی از اسارت مادی و گریز از محدوده ای که در اون وقت و مکان به حصارشان کشیده می باشد.


مطلب نارسایی هم در عهد عتیق انجیل مسیحیان آمده هست که: و فرمودند بیایید شهری برای خود بنا کنیم و برجی را که سرش به آسمان برسد٬ تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم..

مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم.
شفرمود انگیز هست که با نگاهی دقیق می توان بروشنی فهمید که در طول تاریخ باستان همه چیز بدون کم و زیاد تا به امروز مدام اتفاق افتاده و در واقع چیز تازه ای در هستی واقع نشده.

طبقه ای آمده اند و صاحب تمدن و رشد علمی شده اند و نهایتا به علتی نامعلوم نابود شدند و سپس طبقه ی دیگر...

با مرور تاریخ ممکن هست این سوالات ذهنمان را بخاراند که بر سر بابلیان چه آمد؟ کلدانیان چه شدند؟ عیلام و آشور که امتانی خشن و امتی تلخ و تند خو بودند چطور زمام حکومت بر ملتها را از دست داده و نابود شدند؟ بر سر امپراطوری پارس یونان و مصر باستان و سپس روم با اون قدرت فراگیر چه آمد؟ و وقتی به سیر امروز جهان در این چرخه نظر کنیم چیز تازه ای نمی بینیم جز همان چه در گذشته رخ داده..

همچنان ایام پیشین امروز هم در جای جای دنیا حکومتهای ریز و درشت امت را به اسارت می کشند ادیان رشد کیلویی اشان فزاینده و هر کدامشان با این تصور که باورشان راستین و یگانه هست و کوتاه هم نیامده و نمی آیند! از موش پرستی و بودا و آئینی همچون کنفسیوس و در کوچه ی ظلمتبار و هزار پیچ مذاهب کاذب در هند که آلت مرد را می پرستد(معتقدند آلت مرد بعلت نقش کلیدی ای! که در بقای انسان دارد مقدس هست! بهر حال عقیده ایست!!) گرفته تا ادیان ابراهیمی همگی یکپارچه با میلیونها روایت و کتابت و براهین آدم ذلیل کن مردکش نامرد پرور نمی خواهند کسی خودش باشد یا نباشد می خواهند اون باشد که اونها می خواهند..
و سیر امروزی جهان..

آیا جز این خواهد بود که چونان عهد سلف که مردان نامور امتان را می آزردند(گیلگمش را بخوانید) در نهایت کسی از میان نظامهای حاکم خرده یا عمده ی کنونی دنیا که در نقطه نقطه ی زمین پا بر گردن ملتهای زمین فشرده اند بر خواهد خاست و همه را درهم خواهد شکست؟ من یقین دارم که این حتی در شرف اتفاق هست و بزودی همان نیروهای مرموزی که در همه ی اعصار امتی را بر همه ی ملل جهان سرور و حاکم می کردند کارشان به اتمام خواهد رسید و جهان در عین علم عظیمش باز هم همچون گذشته یکپارچه خواهد شد..

مرزها در پی حکومتهای ریز و درشت برای همیشه با توده ی عظیم انسانی خداحافظی خواهند کرد و اداره امور جهان میان تنها چند قدرت تقسیم خواهد شد و امتان در اندکی آسودگی نان خواهند خورد و روزگار خواهند گذراند.

اما این پایان رنج تاریخی بر زمین هست؟ گمان دارم که نیست بلکه سزاست وقت را که آبستن حادثه ای نهاییست با تمام وجود درک و احساس کرد چون بطور حتمی نیرویی که در پس چهره های سیاسی جهان در طول تاریخ پیوسته باعث رشد یک بعدی(مثلا علمی) بشر در عرصه های مختلف می شد( رشدی که نهایتا منجر به نابود شدن انسان بدست انسان بود) در برابر نیروی دیگری که پیوسته این گونه اختلالات را در عرصه ی زیست مادی ما آدمها توازن می بخشید برنامه خواهد گرفت
حدس بزنید با کدام نیرو می توانید فکر و رای و احساستان را به وزن در آورده و در پیوند با اون روانتان را تسلیم کنید..
بنظر طبیعی تر می رسد که در خصوص همه چیز به جهل معمول و مرسوم انسانی اجازه ندهیم تا باورها خیالات و رویاهایی کودکانه را در صحن اندیشه متصور شود و حقیقت که از ما خیلی دور هست را در هیئت یک اصل برایمان تجسم ببخشد
فکرشو بکن..


وبلاگ من http://b4mdad.blogfa.com

117:

موعودگرایی»، یعنی نجات دهنده‌ای که در آخرالوقت ظهور و بشریت را از ظلم و درد و رنج نجات خواهد داد.

اندیشه‌ای که خاص تشیع هم نیست.

این اندیشه نه تنها در ادیان ابراهیمی، که در ادیان غیرابراهیمی هم وجود دارد.


چپ‌ها (انگلس، کارل مانهایم، اریک هابسبام)، موعودگرایی را جنبش‌های انقلابی ماقبل مدرن کشاورزان علیه زمین‌داران تلقی می‌کردند.

جنبش توماس مونتسر (Thomas Munzer)، کشیش و حکیم الهی، توجه انگلس و مانهایم را به خود معطوف داشت.
مونتسر، خواهان برابری و مالکیت اشتراکی بود.

وی درماه مه سال ۱۵۲۵ در سخنرانی برای شورشیان کشاورز به اونان فرمود:
«چنین ساکت و صبور نباشد! مجیز این مدعیان دیوانه، تبهکاران کافر را نگویید! برای نبرد الهی آماده‌ی پیکار شوید! هنگام اون رسیده هست، تابستان در آستانه‌ی فرارسیدن هست.»
تابستان دوران سلطنت سوم بود.

به گمان کسانی چون یواکیم، وقت بازگشت الیاس نبی فرا رسیده بود که مطابق روایت عهد عتیق زمین را در کالسکه‌ای آتشین ترک کرده بود و با همان کالسکه باز می‌گشت تا کارش را به فرجام برساند.


مانهایم می‌فرمود: «هرگاه تصور در واقعیت بیرونی موجود ارضا نشود، به مکان‌ها و دوره‌هایی پناه می‌جوید که برپایه‌ی آرزو بنا شده‌اند.

اسطوره‌ها، افسانه‌های پریان، وعده‌های اون جهانی ادیان، خیال‌پردازی‌های دوستانه و سفرهای پنداری، همواره تجلیات تغییر شکل‌یافته‌ای بوده‌اند از اون‌چه زندگانی واقعی فاقد اون بود...

در برخی دوره‌های تاریخی برآوردن آرزو از راه فرافکنی در وقت انجام می‌گیرد...

آرزوهای وقتی را [باید] هزاره‌های شکوهمند (Chiliasm) نامید1
وی هزاره باوری را نیروبخش به جنبش قشرهای ستم دیده به شمار می‌آورد.

به گمان مانهایم، ایده‌ی هزاره‌ای، با جوش و خروش روحی و برانگیختگی جسمی روستاییان – قشر زنده‌ای که نزدیک‌ترین پیوندها را با زمین داشت – هماهنگ بود.


مانهایم به اقتفای انگلس می‌نویسد: «جنبش زیر رهبری توماس مونتسر را باید به عنوان گامی در جهت جنبش‌های انقلابی جدید تلقی کرد...

باید پذیرفت که مونتسر یک انقلابی اجتماعی بود که از انگیزه‌های دینی الهام می‌گرفت2
مانهایم این جمله را از مونتسر نقل می کند که «خود خداست که داس‌اش را بر می‌دارد تا علف‌های هرزه را از جمع آدمیان برکند».

به فرموده‌ی مانهایم، هزاره باوری، دو ویژگی روحی دارد: آرزو و انتظار.


هزاره باوران منتظر «لحظه‌ی موعود» هستند.

اون‌ها به هزاره‌ای که در آینده خواهد آمد کاری ندارند، اون‌ها به دنبال هزاره‌ای هستند که «در اینجا و اکنون روی دهد».


هزاره باوران امیدوارانه در انتظار لحظه موعود هستند و انقلاب، شوق به تحقق آرزوهای‌شان در این جهان هست.

مانهایم هزاره باوری را خصوصیت فکری پایین‌ترین قشرهای جامعه (روستاییان ستم‌دیده، کارگران مزدور، لمپن پرولتاریا، موعظه‌گران متعصب و کهنه‌پرستان عاطفی) به شمار می‌آورد.


حرکت مزدک در ایران، از همین زاویه از نظر مارکسیست‌ها مهم تلقی می‌گشت.

آرزوی جهانی پر از عدل و داد، سرکوب ظالمان و حاکمیت مظلومان و مستضعفان، از ابتدا همراه بشر بوده و همه ادیان به پیروان خود وعده داده‌اند که فردی در آخرالوقت ظهور و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.


از این جهت، یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان بر شیعیان تقدم دارند.

«موعودگرایی» نیازمند تبیین و تحلیل معرفت‌شناختی، جامعه‌شناختی، روان‌شناختی، الهیاتی و...

هست.



۱- کارل مانهایم، ایدئولوژی و اوتوپیا، ترجمه فریبرز مجیدی، انتشارات دانشگاه تهران، ۲۵۳۵، ص ۲۱۱- ۲۱۰
۲- پیشین، ص ۲۱۷.


118:

مطابق ادعای شیعیان دوازده امامی، فرزند امام یازدهم، از سال ۲۶۰ ق تا ۳۲۹ ق، به مدت ۶۹ سال در غیبت صغری بوده و پس از اون وارد غیبت کبری شده هست.


بهترین راه وقوف بر واقعیت، رجوع به متون همان دوره هست، نه کتاب‌های ایدئولوژیک بعدی.

تفاوت عمیق نگرش شیعیان حاضر در عصر ائمه به اونان، با نگرش شیعیان کنونی، حکایت از تغییر الگوی پايه ی دارد.


ابومحمد، حسن‌بن موسی نوبختی، یکی از شیعیانی هست که شیخ طوسی، ابن داود، علامه حلی، میزا محمد باقر موسوی خوانساری و...

او را ثقه و مورد اعتماد طایفه‌ی شیعه‌ی امامیه معرفی کرده‌اند.
او نویسنده کتاب فرق الشیعه نوبختی هست.

کتاب وی متعلق به نیمه‌ی دوم قرن سوم هست.

یعنی متعلق به دوره‌ی غیبت صغری.

برای اینکه دیگر نویسنده‌ی شیعی که کتاب خود را از روی کتاب وی نگاشته، یعنی سعدبن عبدالله ابی‌خلف اشعری نمیری قمی، یکی از بزرگان محدثان شیعه، در سال ۲۹۹ یا ۳۰۰ یا ۳۰۱ فوت کرده هست.


وی در وقت حیات خود با امام حسن عسگری هم ملاقات کرده هست.

نام کتاب وی المقالات و الفرق هست.

دکتر محمد جواد مشکور این کتاب را در سال ۱۳۴۱، پس از تصحیح، با مقدمه و تعلیقات مفصل، به وسیله‌ی انتشارات عطایی به طبع رساند.


دکتر مشکور کتاب فرق الشیعه را هم ترجمه و در سال ۱۳۵۳ به وسیله‌ی بنیاد فرهنگ ایران به طبع رسانید.

او در مقدمه‌ی کتاب نوبختی، نشان می‌دهد که المقالات و الفرق از روی فرق الشیعه رونویسی شده هست.


توضیح این نکات معطوف به دو واقعیت هست:
اول) شیعه بودن اون دو نفر
دوم) نگارش این دو متن در دوران غیبت صغری
دکتر مشکور، به کتاب فرق الشیعه پاورقی‌های بسیاری افزده و تقریباً مطالب اضافی المقالات و الفرق را در پاورقی‌های فرق الشیعه آورده‌اند.


در اینجا با مرور این کتاب نشان خواهیم داد که اندیشه‌ی مهدی موعود در شیعه چگونه شکل گرفت؟
نگاه تاریخی به زاده شدن یک ایده، مراحل رشد و فربه شدن اون، آگاهی بسیار دقیق‌تری از سرشت اون ایده به آدمی می‌دهد.

شیعیان، پس از شهادت علی‌بن ابی طالب، تعیین مصداق مهدی موعود را آغاز کردند.


پس از شهادت علی‌بن ابی طالب، سباییه او را مصداق ایده‌ی مهدویت فراخوان کردند و فرمودند: «علی کشته نشده و نمرده و نمیرد و کشته نشود تا این‌که تازیان را به چوب دست خود براند، و زمین را که از ستم و بیدادگر انبار شود پر از دین و داد کند3
گروه دیگری از پیروان علی‌بن ابی طالب، امامت را حق محمدبن حنفیه دانستند و پیرو او شدند.

پس از شهادت حسن‌بن علی و حسین‌بن علی، گروه دیگری از شیعیان هم محمدبن حنفیه را شایسته‌ی امامت تشخیص دادند.


«گروهی گقتند که محمدبن حنفیه امام مهدی و جانشین علی‌بن ابی طالب هست[4].» کثیر عزه شاعر اهل بیت که محمدبن حنفیه را مهدی موعود می‌دانست، شعر زیر را برای او سرود:
هدیت یا مهدینا ابن المهتدی
انت الذی ترضی به و نرتجی
انت ابن خیر الناس بعد النبی
انت امام الحق لسنا نمتری
یا بن علی سر و من مثل علی

یعنی:
راه یافتی ای مهدی ما پسر راه یافته
تو کسی هستی که ما به تو خوشنودیم و امیدواریم
تو پسر بهترین امت پس از پیغمبری
تو امام برحق هستی و ما در اون شکی نداریم
ای پسر علی برو و چه کسی مانند علی هست


۳- ترجمه فرق الشیعه نوبختی، به خامه دکتر محمد جواد مشکور، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۵۳، ص ۴۰.


۴- پیشین، ص ۴۷.


119:

پس از مرگ محمدبن حنفیه: «گروهی فرمودند که محمدبن حنفیه مهدی موعود هست و علی علیه السلام او را بدین نام خوانده هست، او نمرده و نخواهد مرد و نیز نشاید که بمیرد، بلکه ناپدید شده و دانسته نیست در کجا باشد.

به‌زودی بازگردد و زمین از اون او شود و بر جهانیان پادشاهی کند، و امامی پس از ناپدید شدن او نیاید مگر تا خود او باز گردد5
«گروهی فرمودند محمدبن حنفیه زنده هست و نمرده و به کوه رضوی که میان مکه و مدینه می‌باشد جای دارد و آهوان بامداد و شامگاه پیش وی آیند و او از شیر اون‌ها بیاشامد و از گوشت‌شان بخورد، و دو شیر یر راست و چپ او جای دارند و تا اونجا که برانگیخته شود از وی پاسبانی نمايند.

برخی فرموده‌اند که برسوی راست او شیری و بر جانب چپش پلنگی هست.

باری این دسته چشم به راه اویند و گویند که پیغمبر مژده‌ی آمدن او را داده و وی کسی هست که زمین را پر از داد و برابری کند6
گروه دیگری از پیروان او «گویند که هرکس به امامت نامزد شود باید از فرزندان محمدبن حنفیه باشد و مهدی قائم از پشت وی خواهد بود7
بعدها، گروه دیگری از شیعیان پیرو محمدبن حنفیه «فرمودند مهدی قائم ابوهاشم [فرزند محمدبن حنفیه] هست و برآفریدگان ولایت یابد و باز گردد و به کارهای امت رسیدگی کند و جهان از اون او شود و جانشینی پس از وی نباشد8
گروهی از پیروان محمدین حنفیه فرمودند: «که عبدالله بن معاویه مهدی قائمی هست که پیغمبر به آمدن وی مژده داده هست. وی زمین را از اون خود سازد، و گیتی بیداد و ستم گرفته را پر از برابری و داد کند، و پیش از اونکه در گذرد امامت را به مردی از بنی هاشم از فرزندان علی‌بن ابی طالب بسپارد و اونگاه بمیرد9
در سال ۱۲۰ هجری، زید فرزند امام سجاد، به اتفاق گروهی از شیعیان کوفه علیه بنی امیه قیام کرد و در سال ۱۲۱ در کوفه کشته شد.

فرقه‌ی زیدیه، زید را امام پنجم شیعیان معرفی می‌نمايند.

همچنین کشور یمن مرکز اصلی شیعیان زیدی هست.


سیر حوادث، انتخاب‌های گوناگون و به راه‌های متفاوت رفتن، نشان می‌دهد که ماجرا به گونه‌ای نبوده هست که شیعیان دوازده امامی کنونی نقل می‌نمايند.


اگر از ابتدا باورهای روشنی وجود داشت که هرکس خود را شیعه تلقی می‌کرد، باید اون‌ها را می‌پذیرفت، اون همه اختلاف معنا نداشت.


تشیع برساخته‌ای تاریخی هست که با درگذشت هر امامی، اختلاف پیروان اون امام آغاز می‌شد و فرد خاصی مصداق مهدی موعود معرفی می‌گردید:
«چون ابوجعفر [امام باقر] در گذشت [در سال ۱۱۴ هجری] یاران او به دو دسته تقسیم گردیدند: گروهی از اون دو به امامت محمدبن حسن‌بن علی‌بن ابی طالب که در بیرون از مدینه جای داشت و در اون شهر کشته شد بگرویدند، و او را مهدی قائم دانستند.

ایشان فرمودند که او نمرده و نخواهد مرد...

چه پیغمبر فرموده هست که مهدی قائم، هم نام من هست و پدر وی نام پدر مرا دارد10
پس از درگذشت ابوعبدالله جعفربن محمد (امام صادق)، «گروهی از ایشان فرمودند که جعفربن محمد زنده هست و نمرده، و نمیرد و او مهدی هست.

سرانجام آشکار شود و بر امتان فرمانروایی کند11
گروه دیگری از شیعیان (اسماعیلیه خالصه) مدعی شدند که نصب اسماعیل از سوی امام صادق به امامت محرز هست، لذا:
«پس از جعفربن محمد پسرش اسماعیل‌بن محمد امام بود و مرگ اسماعیل را در وقت پدرش انکار کرده...

اسماعیل نمرده و نخواهد مرد تا اینکه زمین از اون وی گردد و به کار جهانیان پردازد.

اسماعیل مهدی قائم هست، زیرا پدرش پس از خود به امامت او اشاره کرده و پیروان خود را پایبند ولایت او ساخته و فرموده هست که وی خواجه و سرور ایشان هست...

و قائم آخرالوقت هست[12].»
شیعیان ۱۲ امامی، بعدها در متون خود اسماعیل را شخصی فاسق، شراب‌خوار و زن باره معرفی کرده و این شرایط را به عنوان دلیل خلع او از امامت ذکر کردند13.


ازامام صادق هم روایت کرده‌اند که خداوند به دلایلی امامت اسماعیل را نسخ کرده و درباره‌ی او بدا حاصل شده هست: «ما بدالله فی شیء کما بداله فی اسماعیل ابنی.» اما این سخنان از سوی کسانی که اسماعیل را امام و مهدی موعود می‌دانستند، پذیرفته نشد.


گروه دیگری از شیعیان (اسماعیلیه مبارکه) ضمن قبول درگذشت اسماعیل، فراخوان نمودند که چون امامت از برادر به برادر منتقل نمی‌شود، امام صادق پس از درگذشت اسماعیل، فرزندش محمد‌بن اسماعیل را به امامت منصوب کرد.


به نظر اینان، مهدی قائم فرزند اسماعیل مقلب به مکنوم یا امام پنهان هست: «ایشان پندارند که محمدبن اسماعیل نمرده و زنده هست و در شهرهای روم همی زید، و وی قائم مهدی هست[14].»



۵- پیشین، ص ۴۸.
۶- پیشین، صص ۵۱- ۵۰.
۷- پیشین، ص ۵۵.
۸- پیشین، ص ۵۷.
۹- پیشین، ص ۶۰.
۱۰- پیشین، ص ۹۴.
۱۱- پیشین، ص ۱۰۰.
۱۲- پیشین، ص ۱۰۱.
۱۳- عطا ملک جوینی دراین خصوص می‌نویسد: «شیعه فرمودند امام معصوم جعفر هست و او نص بر پسر خود اسماعیل کرد و سپس اون اسماعیل شراب مسکر می‌خورد.
جعفر صادق بر اون فعل انکار کرد و روایت هست از او که فرمود اسماعیل نه فرزند من هست، شیطانی هست که در صورت او ظاهر آمده هست و نقلی دیگر هست که که فرمود:
«بدالله فی امر اسماعیل»، بر پسر دیگر، موسی نص کرد.

قوم مذکور که از کسانیان به روافض نقل کرده بودند خود را به اسماعیل بستند و از روافض جدا شدند و فرمودند اصل نص اول هست، و بدا بر خدا روا نیست و هر که باطن شریعت بدانست اگر به ظاهر تغافلی کند معاقب نباشد، و امام خود اونچه فرماید و کند حق باشد.

اسماعیل را از اون شراب خوردن خللی و نقصانی نیست، ایشان را اسماعیلی نام نهادند...


اسماعیل پیش از جعفر صادق در سنه ۱۴۵ وفات کرد.

جعفر صادق رضی‌الله عنه والی مدینه را که از قبل خلفای عباسی حاکم اونجا بود با جمعی انبوه از معارف و مشایخ مدینه حاضر کرد و اسماعیل را سپس اون‌که از دیه عریض که بر چهار فرسنگی شهر هست و اونجا وفات کرده بود بر دوش‌های امتان به شهر آورده بودند با ایشان نموده و محضری بست بر وفات او موشح به خطوط اون جماعت و او را به بقیح دفن کرد.»
(تاریخ جهانگشای جوینی، جلد سه، صص ۱۴۶- ۱۴۵).
۱۴- ترجمه فرق الشیعه نوبختی، پیشین، ص ۱۰۷.


120:

پس از وفات موسی‌بن جعفر (امام کاظم)، گروهی از شیعیان وی: «فرمودند که موسی‌بن جعفر نمرده و زنده هست، و نمیرد تا این‌که شرق و غرب زمین از اون او گردد، و گیتی آکنده از ستم را پر از داد کند، و او مهدی قائم هست[15].»
گروه دیگری از شیعیان فرمودند: «او امام قائم هست و بمرد، و امامی جز او نباشد، ولی پس از مرگ بازگشته و در جایی پنهان شده، و یاران او با وی دیدار نمايند و او به ایشان امر و نهی می فرماید...

[مطابق روایت] بدان جهت قائم را قائم نامند که پس از مرگ برمی‌خیزد16
برخی دیگر از پیروان وی، امامان بعدی شیعیان را جانشین وی می‌دانند، اما پس از برانگیخته شدن امام کاظم، اون‌ها باید کار را به او واگذار نمايند.


پس از وفات امام رضا، گروهی به امامت احمدبن موسی بن جعفر، برادر امام رضا که قبرش در شاه‌چراغ هست رفتند.

اما گروه دیگری امامت محمدبن علی‌بن موسی‌بن جعفر، مقلب به امام جواد، را پذیرفتند.


این امر، پرسش و فرمود‌ و گوهای بسیاری در شیعیان ایجاد کرد.

برای این‌که امام جواد در هفت سالگی به امامت رسید و در ۲۵ سالگی از دنیا رفت.

پرسش این بود که چگونه کودکی که به سن تکلیف نرسیده هست، می‌تواند امام و رهبر شود؟
از نظر شیعیان ۱۲ امامی فعلی، عصمت و علم لدنی اوصاف امامان هستند.

بنابراین اگر عصمت و علم لدنی امری خدادادی باشد، ارزش چندانی برای فرد در پی نمی‌آورد.

برای این‌که نتیجه جهد و کوشش فرد نیست، خدای پرسش‌ناپذیر، بی‌حساب و کتاب می‌دهد و می‌گیرد.


اما اگر برنامه شود این اوصاف مایه‌ی فضیلت شخص باشند، باید امری اکتسابی تلقی شوند.

مرتضی مطهری چنین تلقی‌ای را تبیین می‌کرد.


در این صورت پرسش این هست که چگونه کودک خردسال واجد عصمت و علم لدنی می‌گردد و به همین دلیل، امام دیگران می‌شود.

کودک هفت ساله باید کثیری از بزرگان دین و دانش را راهبری علمی و هدایت عملی کند.


امام جواد در سال ۲۰۳ درگذشت و همین مشکل برای فرزند ایشان هم پیش آمد.

علی‌بن محمد مقلب به امام هادی، در هشت سالگی به امامت رسید.

پس از وفات امام هادی، گروهی از شیعیان ایشان، محمد‌بن علی، فرزند او را امام و «مهدی قائم» خواندند17.


شماری از شیعیان، جعفربن علی، ملقب به جعفر کذاب را امام معرفی کردند.

اما گروه دیگری از شیعیان امام دهم، حسن‌بن علی الهادی را امام خود نامیدند.
امام یازدهم، حسن‌بن علی، در ۲۶۰ هجری درگذشت.

شیعیان امام عسگری، پس از وفات ایشان به ۱۴ دسته تقسیم شدند.

بر سر میراث او میان برادر و مادرش اختلاف افتاد و دعوای اون‌ها به حاکم کشیده شد:«چون در ظاهر فرزندی از او نیافتند، میراث او را در میان برادرش جعفر و مادرش تقسیم کردند18
در اون وقت نزاع شدیدی میان شیعیان درگرفت.

محور پايه ی اختلاف اون‌ها، فرزند نداشتن امام یازدهم و تعیین تکلیف امامت پس از وفات او بود.

سر درگمی شیعیان امام یازدهم، در فرمود ‌و گوهای اونان به خوبی عیان هست:
«گروه نخستین فرمودند حسن‌بن علی نمرده و زنده و مهدی قائم هست و او را هیچ پسر نبود و غایب شد و نشاید بمیرد، چه هیچ‌گاه گیتی از امام تهی نیست...

گروه دوم فرمود که حسن‌بن علی در گذشت و پس از مرگ، زندگی از سر گرفت و او مهدی قائم هست.

زیرا بنا به روایتی که رسیده، قائم اون هست که پس از مرگ برخیزد و قیام کند و فرزندی از وی نمانده باشد19
«گروه سوم فرمودند حسن‌بن علی درگذشت و برادرش جعفر پس از وی به امامت نشست.

چه حسن وی را جانشین خویش ساخت...

گروه چهارم فرمودند امام پس از حسن، جعفر هست و امامت به وی از پدرش رسیده هست...

گروه پنجم به امامت محمدبن علی که در روزگار پدرش در گذشت باز گشتند...

و فرمودند او مهدی قائم هست[20].»


۱۵- پیشین، ص ۱۱۸.
۱۶- پیشین، ص ۱۱۹.
۱۷- پیشین، ص ۱۳۸.
۱۸- پیشین، ص ۱۳۹.
۱۹- پیشین، صص ۱۴۱- ۱۴۰.
۲۰- پیشین، صص ۱۴۵- ۱۴۲.


121:

«گروه ششم فرمودند که حسن‌بن علی پسری داشت که او را محمد نامید...

او مهدی قائم هست[21].» «گروه هفتم فرمودند که چون هشت ماه از مرگ حسن بگذشت، او را پسری پدید آمد...

او امام نادیده و پنهان هست22
«گروه هشتم فرمودند که اصلاً حسن را فرزندی نبود، زیرا پس از آزمایش و جست‌وجوی بسیار او را پسری نیافتیم.

اگر گوییم که او بمرد و وی را در نهان فرزندی بود، لازم آید که چنین سخنی را درباره‌ی هر مرد بی فرزندی که مرده باشد بتوان فرمود، نیز ممکن هست ادعا کنیم که پیغمبر را پسری بوده که پس از وی به جای او نشسته هست.
همچنین بگوییم که عبدالله‌بن جعفربن محمد فرزندی داشته و یا ابوالحسن رضا را به جز ابوجعفر سه فرزند باوقتده، که یکی از ایشان امام بوده هست.

زیرا همین‌سان که بنا به اخبار رسیده پیغمبر را پسری باز نماند و عبدالله‌بن جعفر فرزندی نداشت و رضا علیه السلام را چهار فرزند نبود، حسن نیز چون درگذشت از او فرزندی نمانده بود.


ولی باید دانست که کنیز حسن در هنگام مرگش از وی بار داشت و به زودی پسری بزاید و او امام خواهد بود.

زیرا نشاید که امامی بمیرد و از وی پسری بازنماند و امر امامت بطلان پذیرد، و زمین از حجت و راهبر تهی گردد23
کسانی که باور داشتند امام حسن عسگری در وقت حیات خود دارای فرزند بوده هست، به معتقدان به حامله بودن کنیز امام یازدهم، چنین جواب فرمودند:
«اگر گویید که هرچند کوشیدید از وی فرزندی نیافتید، و زن او را از وی باردار دیدید، سخن به دروغ گویید.

زیرا ما در آبستنی اون زن پژوهش و جست‌وجوی بسیار کردیم و از بهر اندریافتن حقیقت اون داستان کوشش فراوان نمودیم، و اون زن را پس از مردن وی باردار نیافتیم.

حال ما در فرزند داشتن حسن پیش از مرگ وی از شما راست‌گوتریم، زیرا از روی خرد و عادت روا بود که مردی را در نهان فرزندی باشد، و او از امت پنهان باشد و سپس آشکار شود و تبار خویش بدرستی نشان دهد.»
اینان نقد دیگری هم بر معتقدان به حامله بودن کنیز امام عسگری وارد آوردند.

فرمودند:
«با روایات بسیار و درستی که از امامان راست‌گو رسیده هست، آبستنی زن بیش از نه ماه نتواند بود.

اکنون از اون وقت سال‌ها می‌گذرد و شما به هیچ دلیل و نشانی هنوز چشم به راه زاییده شدن اون کودک هستید24
هر دو سوی فرمود‌وگو، در نقد یک‌دیگر به «واقعیت خارجی» هستناد می‌کردند، یعنی نه امام عسگری فرزندی در وقت حیات خود داشته، و نه کنیز او حامله بوده و فرزندی به دنیا آورده هست.

اما هر دو سوی فرمود ‌و گو، برای اثبات باور خود، به «شواهد و قرائن خارجی» هستناد نمی‌کردند.


یعنی نه فرزند امام را به کسی نشان می‌دادند یا کسی او را دیده بود و نه کنیز او را حامله یا در حال وضع حمل کردن و به دنیا آوردن فرزند نشان می‌دادند.

درواقع هر دو سوی فرمود ‌و گو، برپايه پیش‌فرض‌های کلامی نامدلل، برای امام یازدهم فرزندی برمی‌ساختند.


پیش فرض اون‌ها این بود:
الف) زمین هرگز از حجت خدا (امام) خالی نخواهد بود
ب) محال هست امامی از دنیا برود و فرزندی از خود به یادگار نگذارد
به عبارت دیگر این مدعا از مدعای اول هستنتاج می‌شد.
گروه نهم، از دو واقعیت خارجی، نتیجه‌ی مهمی هستنتاج کردند:
واقعیت اول: درگذشت امام یازدهم، پدر و نیاکانش
واقعیت دوم: فرزند نداشتن امام یازدهم
نتیجه: امامت مثل نبوت پایان یافته هست:
«صحیح هست که امامی پس از حسن نبود.

همان‌سان که پیغمبری پس از محمد قطع گشت، روا بود که امامت نیز قطع شده، رشته‌ی اون بگسلد25


۲۱- پیشین، ص ۱۴۶.
۲۲- پیشین، ص ۱۴۶.
۲۳- پیشین، صص ۱۴۸- ۱۴۷.
۲۴- پیشین ص ۱۴۸.
۲۵- پیشین پیشین ، ص ۱۴۹.


122:

این گروه هم برای تحکیم مدعای خود، به باورهای درون دینی و واقعیات خارجی هستناد کرد.


باور دینی) امامان پیشین فرموده‌اند که زمین هیچ‌گاه از حجت خدا خالی نخواهد بود، مگر اون‌که خداوند به دلیل گناهان امت، بر اون‌ها خشم گیرد و تا وقتی که خود تشخیص دهد، دیگر حجتی برای اون‌ها نفرستد.


باور دینی) امام صادق فرموده‌اند: ان الفتره هی الوقت الذی لایکون فیه رسول و لاامام: فترت وقتی هست که در اون پیغمبر یا امامی نباشد.


واقعیت خارجی) بین پیامبران الهی هم فترت‌هایی چند قرنه وجود داشته هست، چنانچه بین عیسی و محمد پیامبر جدیدی نیامد.
اینان برپايه باورهای درون دینی و واقعیت بی‌فرزندی امام یازدهم، پرسشی را مطرح کردند و سپس جواب مهمی به اون داداند.


پرسش: اگر با درگذشت امام یازدهم فترتی در ارسال امام ایجاد شده و امامت تا وقتی که خداوند امام جدیدی تعیین کند، پایان یافته هست، تکلیف شیعیان چیست؟
پاسخ: شیعیان باید «بدانچه را که پیشینیان ما فرموده‌اند کار کنیم و از اونچه ما را باز داشته‌اند بپرهیزیم و دانشی را که از بزرگان دین به ما رسیده هست کار بندیم، و بدانیم که پیغمبران و امامان پیشین مرده، و رخت از این جهان بربستند.

چنانکه حجت و راهبر امت پیش از پدید آمدن پیغمبر ما [محمد] دستورهای عیسی و دانشی بود که از بزرگان دین وی در دست داشتند و به پیغمبری عیسی و مردن او راهبری جانشینان وی معتقد بودند26
گروه دهم فرمودند که امام یازدهم، جعفر بوده هست و نه حسن عسگری.

اینان جعفر را قائم می‌خواندند.

هواخواهان امامت حسن‌بن علی، یک شب مروج اصلی این ایده، یعنی نفیس، را در حوض بزرگی غرق می‌نمايند.


گروه یازدهم فرمودند چون نمی‌دانند امام کیست، همچنان بر امامت حسن‌بن علی پایدار باقی می‌مانند.

در شرایطی که شیعیان نه فرزندی از امام یازدهم در دوران حیاتش دیده بودند و نه نظارت بر کنیز امام یازدهم منجر به زایمان او شد، تکلیف شیعیان چه بود.


گروهی از شیعیان، در اینجا بود که ایده‌ی «فرزند نادیده، پنهانی و غایب» را مطرح کردند.


گروه دوازدهم شیعیان امام حسن عسگری، ضمن قبول درگذشت اون امام، فرمودند امامت باید در نسل امام یازدهم ادامه یابد.

هیچ فرد یا گروهی از شیعیان حق ندارد امامی برای جانشینی امام یازدهم تعیین کند.

هم‌چنین هیچ‌کس مجاز نیست درخصوص فرزند داشتن یا نداشتن اون امام کاوش و پرس‌وجو کند.


حتماً امامی از پشت این امام وجود خواهد داشت و در وقت خود پدیدار خواهد شد.

بنابراین هیچ‌کس نباید درباره‌ی قائم، فرمود‌ و گو کند:
«و نیز روا نباشد تا فرمان خدا نرسد نام قائم را یاد نمايند، و یا از جای وی پرسند.

چه او تنها و ترسان در پرده‌ی خدا پنهان هست.

ما را نشاید که درباره‌ی او فرمود‌ و گو کرده و از کار او جست‌وجو کنیم و جست‌وجوی از او، هیچ‌گاه روا و شایسته نیست، زیرا اگر اونچه بر ما پوشیده شده آشکار گردد، به ریختن خون وی و ما انجامد...


اخبار بسیاری رسیده که ولادت قائم بر امت پوشیده هست، مگر این‌که ظهور کند و شناخته گردد، و معلوم شود که او امام و پسر امام و وصی پسر وصی هست [27].»
گروه سیزدهم فرمودند که حسن‌بن علی درگذشته هست و چون فرزندی ندارد، پس از وی، جعفربن علی امام هست: «اگر امامی درگذرد و از او پسری باز نماند، ناگزیر امامت به برادرش خواهد رسید28
برسازندگان امام غایب، مجبور بودند به پرسش مهمی جواب گویند: دلیل یا دلایل غیبت فرزند امام یازدهم چیست؟
جواب اول: پنهان شدن امام، بهترین تدبیر برای حفظ جان وی از توطئه‌های عباسیان برای شهید کردن ایشان هست29.


مخالفان می‌فرمودند اولاً همه‌ی امامان شهید نشده‌اند.

ثانیاً امام باید شجاع و آماده شهادت باشد.

ثالثاً امام غایب چگونه می‌تواند امت را هدایت کند؟
جواب دوم: اگر امام وقت حاضر باشد، مجبور هست با طاغوت‌های وقتش بیعت کند.

بیعت تعهدآور هست و غیبت، بهترین راه گریز از بیعت هست.


مخالفان می‌فرمودند امام دوازدهم می‌تواند حاضر باشد و مثل امام حسین از بیعت خودداری کند.

درواقع قائلان به غیبت، پاسخی از جانب امام دوازدهم ارائه می‌کردند.

فرموده شد امام دوازدهم در توقیعی به اسحاق‌بن یعقوب، علت غیبت را چنین تعلیل کرده‌اند:
«اما درباره‌ی علت غیبت، خداوند متعال می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از چیزهایی پرسش نکنید که اگر [جواب اون] بر شما آشکار شود، برایتان ناخوشایند هست، همه‌ی پدران من، بیعت طاغوت وقت برگردن‌شان بود، ولی من درحالی ظهور خواهم کرد که بیعت هیچ طاغوتی برگردنم نباشد30


۲۶- پیشین،صص ۱۵۰- ۱۴۹.
۲۷- پیشین، صص ۱۵۴- ۱۵۲.
۲۸- پیشین، ص ۱۵۶.
۲۹- محمدبن علی صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، تصحیح علی اکبر غفاری، قم، موسسه النشر الاسلامی، ص ۴۸۱.
۳۰- احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج دوم، ص ۴۷۱.


123:

این جواب اولاً با عمل امام حسین تعارض دارد.

ثانیاً همه‌ی امامان یازده‌گانه، شیعیان را به بیعت با طاغوت‌های وقته متهم می‌نمايند و دامان خود را از این امر منفی پاک می‌دارند.


بعید هست امام دوازدهم درباره‌ی پدران خویش چنان سخنی فرموده باشند.

به احتمال زیاد، این توقیع را دیگران ساخته‌اند.
جواب سوم: شیعیان علت غیبت امام هستند.


خواجه نصیر طوسی در تجرید الاعتقاد به اقتفای شریف مرتضی می‌نویسد: «انحصار اللطف فیه معلوم للفضلاء و وجوده لطف و تصرفه لطف آخر و عدمه منا31
وجود امام لطف هست و تصرفش لطف دیگری هست و ما علت غیبت او و عدم تصرفش شدیم.

یک تعبیر از این مدعا این هست که به علت سست ایمانی امت و گناهان اونان، امام غیبت کرده هست.


قائلان به وجود فرزند امام دوازدهم، وقتی در توجیه دلایل غیبت، خود را ناتوان احساس کردند، خود امت را مقصر جلوه داده و علت غیبت به شمار آوردند تا دهان پرسش نمايندگان بسته شود.
در متون روایی، آزمایش امت به عوان علت غیبت مهدی موعود ذکر شده هست.

امام صادق هم فرموده‌اند:
«این امر (فرج مهدی موعود) پیش نخواهد آمد، مگر پس از ناامیدی، و به خدا سوگند این کار رخ نخواهد داد، مگر اون‌که شما از یک‌دیگر شناخته شوید و مورد آزمایش برنامه گیرید تا اون‌که سعادتمند به سعادت برسد و شقاوتمند به شقاوت32
نگرش تاریخی به تاریخ تشیع نشان می‌دهد که وقتی امامی فوت می‌کرد، پیروان او به چند فرقه و گروه تقسیم می‌شدند.

برخی از گروه‌ها، امام متوفی را، مهدی قائم می‌خواندند.

گروه‌های دیگر هم که پیرو یکی از فرزندان یا برادر امام متوفی می‌شدند، مهدی موعود خاص خود را داشتند.


چندین «پیغمبر» و «مهدی موعود» در این دوران (از شهادت علی‌بن ابی طالب تا وفات امام یازدهم) ظهور کرده هست.

حتی عباسیان هم یک مهدی داشته اند.
روشن هست که گزارش‌های تاریخی هیچ شاهد و قرینه‌ای برای فرزند داشتن امام حسن عسگری ارائه نمی‌دهند.

تنها متکای این برساخته، موعودگرایی ادیان و آدمیان هست.


هم‌چنین با دلایل عقلی هم نمی‌توان وجود فردی با طول عمر بیش از ۱۲۰۰ سال را اثبات کرد.

ضمن اون‌که این ادعا با علم تجربی هم سازگار نیست.

شیعیان ۱۲ امامی فقط می توانند باور خود را به ایمان و تعبد متکی نمايند.

در این صورت باید به این پرسش جواب فرمود که مهدی موعود ۱۲ امامی‌ها با مهدی موعود دیگران چه تفاوتی دارد؟
چگونه می توان میان این مدعیات متعارض به حقیقت نزدیک شد؟ اون‌ها هم ادعاهای بسیار عجیبی درباره‌ی مهدی موعود خود کرده‌اند که به اندازه‌ی ادعای شیعیان ۱۲ امامی نامدلل هست.


124:

بنابراین دو راه بیشتر وجود ندارد:
اول) داوری عقلی درخصوص این‌گونه باورها و پذیرش مدعای مدلل
دوم) چوبین مطالعهپای هستدلال و پناه گرفتن در سنگر ایمان
در این صورت هیچ فرقی میان مدعیات گوناگون وجود نخواهد داشت، برای این‌که همه‌ی اون‌ها نامدلل هستند.

هرکس در این عالم به چیز یا چیزهایی ایمان بلادلیل دارد.

تعطیل کردن عقل به معنای تعطیل کردن داوری و انتخاب هست.

تفکیک «جعلی» و «واقعی»، و تمایز اون دو از یک‌دیگر، فقط با عقل و علم امکان‌پذیر هست.


صدق و کذب، مستقل از دین و ایمان هست.

فروکاستن صدق، حقیقت و واقعیت به ایمان و دین، به معنای نابود کردن همه‌ی اون‌ها هست.

برای این‌که صدها دین و هزاران ایمان وجود دارند.

در این صورت هر مومنی، دین خود را حقیقت و ادیان دیگر را جعلی و کاذب خواهد خواند.


اگر امامت یکی از اصول عقاید شیعیان هست و اگر اصول عقاید عقلی (استدلالی) هست، پس چاره‌ای جز مدلل کردن مدعا وجود ندارد.


شیعیان ۱۲ امامی تعجب می‌نمايند که چرا اونان‌که اسماعیل را امام و مهدی موعود تلقی می‌کردند، مرگ او را باور نکردند؟
غیرشیعیان ۱۲ امامی هم تعجب می‌نمايند که چرا وقتی امام عسگری فرزندی نداشت و هیچ یک از کنیزانش هم حامله نبود، این افراد او را دارای فرزند می‌دانند؟
در هر دو مورد، شواهد موثق خارجی انکار شد.

در مورد اول، اسماعیل با تایید رسمی مقامات وقت به خاک سپرده شد.

در مورد دوم، به دلیل نزاع بر سر ارث و میراث میان مادر و برادر و خواهر امام یازدهم، به دستور مقامات وقت، جست‌وجوی بسیاری صورت گرفت، اما نه فرزندی از پیش یافت شد و نه در طول مدت دو سال نظارت، هیچ یک از کنیزان امام عسگری فرزندی به دنیا آورد.


این واقعیت نشان می‌دهد که وقتی پای باورهای دینی در کار هست، چشم‌ها به روی واقعیت‌های معارض بسته می‌گردد و مومنان، واقعیت را اون‌گونه که خود می‌خواهند، «می سازند».


طبری نوشته هست که در دوران غیبت صغری شخصی ادعا می‌کند که محمدبن عسگری، یعنی همان مهدی موعود هست.

خلیفه عباسی، المقتدر، دستور می‌دهد تا بزرگان و شیوخ شیعیان جمع گردند تا تکلیف این مسأله مشخص شود.

تمامی بزرگان گرد آمده او را کذاب خوانده و می‌گویند امام حسن عسکری فرزندی نداشته هست.

به دستور خلیفه، مدعی را زندانی و حدود یک ماه در حضور امت او را تعزیر می‌نمايند.


در پایان این بخش، جلب توجه خواننده به یک تفکیک، بسیار مهم هست.

باید میان «مفهوم» دینی مهدی موعود و «مصادیق»ای که در طول تاریخ از سوی افراد و فرق مختلف به عنوان مهدی موعود معرفی شده‌اند، تمایز قائل شد.


هر فرقه‌ای، کاندیدای خود را مصداق حقیقی مهدی موعود همه‌ی ادیان معرفی می‌کند.

شیعیان ۱۲ امامی در این خصوص، گوشه چشمی به وعده‌ی مسیحیان و یهودیان هم داشته‌اند و برای این‌که بیرق موعود نجات‌دهنده را از دست اونان درآورند، مدعی شده‌اند که مسیح با امام وقت ما خواهد آمد و پشت سر او نماز خواهد گذارد.
سید محمد خاتمی اخیراً در کنفرانس دین در دنیای جدید در شهرستان تهران به میهمانانش همین نکته را گوشزد کرد و فرمود: «دیگر نیازی به آمدن پیامبر جدید نخواهد بود و اگر ظهوری در آخرالوقت هست، چنان‌که مسیحیت به ظهور مجدد حضرت عیسی مسیح (ع) معتقد هست و مسلمان نیز در انتظار ظهور حضرت مهدی (عج) هست که همراه او مسیح نیز خواهد آمد، نه برای ارائه و بیان دین جدید، بلکه برای تحقق دین به گونه‌ای هست که خداوند خواسته و درخور شأن والای آدمی هست33
این ادعا بلا دلیل هست.

مسیحیان تاکنون نتوانسته‌اند با شواهد مستقل تاریخی، وجود تاریخی عیسی را اثبات نمايند.

حال خاتمی به اون‌ها می‌گوید که مسیح شما به همراه فرزند امام یازدهم ما ظهور خواهد کرد.

ولی او فراموش کرده هست که اول باید دلایل صدق این مدعا (وجود فرزند امام یازدهم) را عرضه بدارد.
ممکن هست فردی وجود مهدی موعود شیعیان دوازده امامی را انکار کند، ولی موعودگرا باشد و ایمان داشته باشد که در نهایت عدل بر ظلم پیروز خواهد شد و سیر حرکت جمیع آدمیان به سوی فضایل اخلاقی و بسط عدالت خواهد بود.



۳۱- خواجه نصیر طوسی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، شرح جمال‌الدین حسن مشهور به علامه حلی، موسسه اعلمی، بیروت، ۱۹۷۹، ص ۳۸۸.
۳۲- الکافی، ج اول، ص ۴۳۱.
۳۳- رجوع شود به سایت محمد خاتمی.


125:

مهدویت در راستای مساله امامت و در امتداد نبوت و خاتمیت هست از این رو در مرحله ای حساس از تاریخ آغاز شده و تا امروز ادامه یافته هست و تا آخرین لحظه ی حیات دنیوی بشر نیز باقی خواهد بود.

بنابراین چگونگی امامت از امام علی(ع) تا ولی عصر(عج) و عکس العمل مسلمانان درباره ی امامت(بطور عام) و مهدویت(بطور خاص)و نیز حوادث تاریخی در این زمینه می تواند از موضوعات مهم و حساس تاریخ اسلام به شمار آید.

مساله مهدویت در طول تاریخ مطرح بوده هست روایات شیعه و سنی مملو از بشارات پیامبر گرامی به آمدن حضرت مهدی هست.

موعود باوری در طول حیات تاریخی اسلام منشا آثار فراوان بوده هست.

جالب اینجا که بسیاری از حرکت های اصلاحی در تاریخ و عصر حاضر متاثر از اندیشه ی مهدویت بوده هست (مثل فاطمیان در مصر و مهدی سودانی در سودان و ...) حرکت اصلاحی موعودباوری اون چنان در جامعه اسلامی تاثیر شگرف گذاشت که برخی از دسیسه گران با هستفاده ابزاری از وا÷ه مهدی و ادعای مهدویت عده ای از امت را در جوامع اسلامی به خود مشغول کردند.

126:

بسیاری از افراد، صادقانه و مومنانه به امام وقت باور دارند.

هیچ‌کس مجاز نیست به امت یا باورهای اونان اهانت کند.

احترام به دیگری، بخشی از دموکراسی هست.



اما

روحانیون ادعا می‌نمايند که ولی‌فقیه جانشین برحق امام وقت هست.

بنابراین اگر دوازدهمین امام شیعیان وجود نداشته باشد، زمام‌داری ولی‌فقیه و روحانیت تحت امر وی و نیز تمام فقها بلادلیل و بی‌پایه خواهد بود.


127:

رجعت: دوباره زنده شدن ائمه و انتقام گرفتن از قاتلان خود
رجعت یکی از باورهای شیعیان هست.

یعنی برخی از مظلومان و ظالمان، قبل از قیامت، پس از ظهور امام وقت، دوباره زنده خواهند شد تا از مظلومان و ستمکاران انتقام بگیرند.


رجعت یکی از فروع اعتقاد به مهدویت هست.

مجلسی در بحار الانوار ج ۵۳ بیش از ۱۸۰ حدیث در اثبات رجعت نقل کرده هست.

حر عاملی در كتاب الایقاظ من الهجعه بالبرهان علی الرجعه، حدود ششصد آیه و روایت به عنوان شاهد و مثبت رجعت نقل کرده هست.

كلینی، صدوق، شیخ مفید و شیخ طوسی هم از جمله افرادی هستند که کتاب‌هایی در این زمینه تالیف کرده‌اند.


مطابق روایات، علی بن ابی طالب و حسین بن علی به دنیا رجعت خواهند کرد، پس از انتقام گرفتن از دشمنان خود، قرن‌ها در جهان فرمانروایی خواهند کرد.


جوادی آملی در این زمینه می‌نویسد:
«بازگشت همه امور به سوی خداست: والی الله ترجع الامور...

تفسیر این آیه در برخی از روایات به رجعت یا ظهور حضرت مهدی نوعی تفسیر به باطن هست...

اهل بیت نبوت این آیه را گاهی به روز قیامت تفسیر کرده‌اند و وقتی به رجعت و گاهی به ظهور حضرت مهدی، و نظیر چنین تفسیری از ائمه اطهار در آیات قران فراوان هست1.»
این اندیشه در جهان اسلام مخالفان جدی داشته هست.

فردی به ابن عباس می‌گوید برخی از امت عراق بر این باورند که علی بن ابی طالب پیش از قیامت دوباره زنده خواهد شد.

ابن عباس در جواب می‌گوید: اونان دروغ می‌گویند، به جان خودم سوگند اگر علی پیش از قیامت زنده می‌شد ما زنانش را نکاح نمی‌کردیم و میراثش را قسمت نمی‌نمودیم2.
انتقام گرفتن از فرزندان قاتلان امام حسین، یکی دیگر از فروع مهدویت هست.
جوادی آملی در این خصوص می‌نویسد:
«امام باقر یا امام صادق فرزندان قاتلان سیدالشهداء را از مصادیق ظالمان برشمرده هست.

سر این تطبیق برپایه‌ی روایاتی که کشته شدن فرزندان قاتلان امام حسین به دست مبارک قائم آل محمد را بیان می‌کند اون هست که اونها از کرده‌ی پدران‌شان خشنودند و به اون فخر می نمايند3.»
اول: تاکنون دلیلی بر صدق وجود امام دوازدهم اقامه نشده هست
دوم: هیچ دلیلی برای صدق رجعت (زنده شدن امامان و ظالمان در دوران ظهور امام وقت) وجود ندارد
سوم: آیا کشتن نوادگان قاتلان امام حسین و امام علی، پس از هزاران سال، اخلاقاً و به لحاظ حقوقی قابل دفاع هست؟
چهارم: دین برای صلح و دوستی هست، یا برای جنگ افروزی و انتقام گیری از نسل‌های بعدی، به جرم پدران‌شان؟


۱- تنسیم، جلد ۱۰، صص ۳۱۹ و ۳۲۴.آیت‌الله جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قراون کریم
2-تفسیر طبری، ج ۱۴، ص ۶۶.


3- تنسیم، جلد ۹، ص ۶۳۹.


128:

برادران یا خواهران محترم PAARSE و UnforGiiveN به دو شیوه متفاوت عمل کرده اند یکی با گذاشتن مطلبی کوتاه منتظر نظر دیگران هم مانده هست یکی دیگر با کپی پیست صفحات متعدد و فراوان و مقالات تالار را از حالت فرمودگو خارج نموده هست .


جواب به سلسله مقالات و بحث در مورد اون منطقی نیست چون مخالفان ایشان هم باید کلی مطلب بگذارند و موقعيت اظهار نظر را از دیگران بگیرند .

اون وقت تالار به جای محل فرمودگو تبدیل می شود به یک سری کتاب های متعدد که کنار هم برنامه گرفته هست .


بنده پیشنهاد می کنم اگر هدف UnforGiiveN فهمیدن و فهماندن از طریق فرمودگو هست حداقل بخشی از یک مقاله می گذاشت و استقامت می کرد تا دیگران جواب بدهند سپس مقاله دیگر را کپی پیست می کرد.


به نظر می رسد برخی برادران زیاد برایشان مهم نیست که سخنان غلط هست درست هست مخالف دارد موافق دارد نظر این همه آدم که به سایت مراجعه می نمايند چیست ( اگر آدم مان بپندارند ) بلکه تنها می خواهند مخالفت رگباری و بدون انتظار مخالفت و جواب نمايند .


لطفا مطلب اول را که مرقوم فرمودید استقامت کنید نظر دیگران هم داده شود بعد مطلب بعدی را ارسال کنید .

با لاخره آدم های دیگر هم نظر دارند



129:

مگر شما تمام آدم های این کره خاکی را می شناسید عجب ادعای عجیبی شما دهها نفر را در شهر کناریت نمی شناسید .


130:

مگر آدم باید تمامی 7 میلیارد انسان را بشناسد تا ادعا کند که فلان شخص وجود خارجی ندارد؟!
شاید این دوست عزیز هستدلالی برای رد وجود مهدی دارند که در این صورت بسیار خوشحال خواهیم شد تا مطرحش نمایند.

131:

نگرش تاریخی به تاریخ تشیع نشان می‌دهد که وقتی امامی فوت می‌کرد، پیروان او به چند فرقه و گروه تقسیم می‌شدند.

برخی از گروه‌ها، امام متوفی را، مهدی قائم می‌خواندند.

گروه‌های دیگر هم که پیرو یکی از فرزندان یا برادر امام متوفی می‌شدند، مهدی موعود خاص خود را داشتند.


چندین «پیغمبر» و «مهدی موعود» در این دوران (از شهادت علی‌بن ابی طالب تا وفات امام یازدهم) ظهور کرده هست.

حتی عباسیان هم یک مهدی داشته اند.
روشن هست که گزارش‌های تاریخی هیچ شاهد و قرینه‌ای برای فرزند داشتن امام حسن عسگری ارائه نمی‌دهند.

تنها متکای این برساخته، موعودگرایی ادیان و آدمیان هست.


هم‌چنین با دلایل عقلی هم نمی‌توان وجود فردی با طول عمر بیش از ۱۲۰۰ سال را اثبات کرد.

ضمن اون‌که این ادعا با علم تجربی هم سازگار نیست.

شیعیان ۱۲ امامی فقط می توانند باور خود را به ایمان و تعبد متکی نمايند.

در این صورت باید به این پرسش جواب فرمود که مهدی موعود ۱۲ امامی‌ها با مهدی موعود دیگران چه تفاوتی دارد؟
چگونه می توان میان این مدعیات متعارض به حقیقت نزدیک شد؟
اون‌ها هم ادعاهای بسیار عجیبی درباره‌ی مهدی موعود خود کرده‌اند که به اندازه‌ی ادعای شیعیان ۱۲ امامی نامدلل هست.


132:

درود بر شما

از نگر منطق بله ؛ نه تنها تمام کره ی زمین بلکه تمام کیهان .



133:

ایکس چنین ادعایی دارد:
منجی ای بدون هیچ دست و پایی ظهور خواهد کرد که با یکی از دستانش اسرائیل را به آتش خواهد کشید.

بنده هستدلال میکنم که یک شخص نمیتواند هم دست داشته باشد و هم نداشته باشد(اجتماع نقیض) و از اونجایی که اجتماع نقیض محال هست پس چنین شخصی وجود ندارد.

در این counter example نه تمامی 7 میلیارد انسان را شناختیم و نه هر چه در هستی هست را و سخن شما و وجود چنین منجیی را نیز رد کردیم.
در آخر یک زنده باد هم به اسرائیل خواهیم فرستاد!

بدرود.

134:

درود

فیلیپ عزیز چه خوب هست که این هستدلالات گرانسنگ خود را در بخش منطق بیان نمیکنید
چون در اینصورت روشن نبود چه بر سر اونجا می آمد ؛
دوست گرامی
آیا میدانید تعریف مثال نقض چیست ؟
این قسمت از کلام شما را را من با وجود همه ی دانسته هایم از منطق ارسطویی و منطق ریاضی و فلسفه و کلام و حکمت و ...

نتوانستم فهم کنم :


بنده هستدلال میکنم که یک شخص نمیتواند هم دست داشته باشد و هم نداشته باشد(اجتماع نقیض) و از اونجایی که اجتماع نقیض محال هست پس چنین شخصی وجود ندارد.

135:


1- کجا عنوان شد که امام وقت دست ندارد و با دستش اسرائیل را به آتش میکشد ؟
2- بیان میشود که امام وقت چنین نیست که "هم وجود داشته باشد و هم نداشته باشد "
بلکه به سادگی امام وقت حاضر هست اما ظاهر نیست ؛
برای نابودی اسرائیل هم نیازی به امام وقت نیست !
راستی یک مسیحی متعصب را چه به پدافندی از اسراییل ؟
« خون به خون شستن محال هست و محال »
(مولوی)


136:

اگر وجود نداشت که زمین من وتو را می بلعید .نه تنها زمین که نظم ستاره ها وکهکشانها به هم می خورد .


137:

مهدايشانت در تاريخ اسلام و شيعه
جواب اجمالي به دوست عزيز unforgiiven
پيامبر (ص) فرمودند : امت يهود سپس موسي (ع) 71 گروه شدند كه تنها يك گروه از انان از اتش جهنم نجات پيدا مي كند و ان گروهي هست كه پيرو يوشع جانشين راستين موسي هست
امت عيسي (ع) به 72 گروه منشعب مي شوند كه همه ي انان در اتش اند به جز پيروان شمعون كه جانشين حقيقي حضرت عيسي هست
امت من به 73 گروه تقسيم مي شوند كه همه ي انان در اتش اند و يك گروه انان اهل نجات مي باشند و انان شيعيان حقيقي علي و جانشينان بر حق من هستند (منظور از جانشينان بر حق همه ي 12 امام هست ) بحارالانوار ج 28 ص4
بحث در مورد مهدايشانت بحث مفصل و پيچيده ايست كه پرداختن به ان خارج از اين تايپيك هست از طرفي چون دوستان شبهه هايي در مورد مهدايشانت دارند ممكن هست اين بث به يك مناظره تبديل شود پس از كسانيكه شبهايي در مورد مهدايشانت دارند خواهش مي شود كه سئوالات خود را مطرح كنند از طوفي چون براي جواب گايشاني به اين شبهات نياز به يك منبع موثق دارد از دوستان خواهش ميكنم كه پستهاي اين جانب رو به دقت مطالعه نمايند و به اوردن مطالب از كتب معتبر خرده نگيرند
اسلام اخرين دين و حضرت محمد اخرين پيامبر خداست بنابراين ايلام بايد پاسخگايشان تمام نيازهاي بشر تا قيامت باشد ( اشاره به دوستاني كه ميگايشانند اين كتاب مطابق با اعراب جاهلي هست ) از سايشان ديگر قران كريم اصول و كليات احكام و معارف الهي را بيان كرده هست و تبيين و توضي ان به پيامبر ( ص ) واگذار شده هست ( ما ذكر (قران) را بر تو فرستاديم تا انچه را بر امت نازل شده هست براي ايشان بيان كني ,سوره نحل ايه 44) ولي روشن هست كه پيامبر به عنوان رهبر مسلمين مطلبق نيازها و ظرفيت جامعه اسلامي وقت خود به بيان ايات الهي پرداخته هست و لازم هست براي او جانشينان لايقي باشد كه همچون او متصل به درياي بيكران علم خدا باشند و نيازهاي جامعه مسلمين را در هر وقت جواب گايشانند (نگين افرينش محمد امين بالا دستيان محمد مهدي حائري مهدي يوسفيان ص21)
مهدايشانت در مفهوم مداخله خداوند درتاريخ بشر _ از طريق تعيين مهدي ( شخصيبه درستي هدايت شده ) براي رهايي امت از ظلم وستم در اخرالوقت _ ايشانژگي مهم بحث نجات و رستگاري در اسلام هست اميدها وانتظارات مربوط به مهدايشانت بخشي از اعتقاد اوليه مسلمانان به حضرت محمد(ص) به عنوان پيامبر اخرالوقت بود در ان موقعيت معاد شناختي ,انتظار مي رفت كه پيامبر با رسالت جهاني بشريت را به سايشان جامعه ارماني رهنمون سازد اين انتظارات همينطور جز گرايش هاي اصلاح طلبانه و احيا گرانه جوامع يهودي _ مسيحي درحجاز در قرنهاي 6و 7 بود
وحي اسلامي خود را به طور جدي درگير تعيين ان دسته از واقعيات بشري مي داند كه مانع از تحقق اهداف غايي الهي درباره ي بشريت هست تمدن بشري _ان گونه كه قران تصريح مي كند _ سابقه ي مبارزه دائم عليه خودمحوري بشر كوته فكري خودپرورده ي اوست يعني همان دو منبع اصلي تنازع و نابودي بشريت كه ملازم ان هست
مبحث نجات و رستگاري در اسلام نشانگر وضعيت براني بشر هست و به سرنوشت عام بشر _ يعني حماسه بشري جست و جايشان عدالت و صلح _ معنا مي بخشد معنايي كه انسانها شديدا به ان نياز مي بخشند اين هست جوهر مهدايشانت در اسلام
در اخر الوقت پس از ان كه انسان وقت را هدر مي دهد و باز م وقتي كه خود را نيازمند احياي معنايشانت و اخلاق مي داندتا وظيفه ي تاريخي خود در ايجاد نظم الهي بر رايشان زمين را بر عهده بگيرد خداوند عيسي و مهدي را خواهد فرستاد تا ايمان ناب و خالص را احيا نمايد و كارهاي ناروايي را كه عليه بندگان درستكار خداوند روا داشته شده جبران نمليد در اين ميان انسان ها بايد به تلاش خود ادامه دهند تا ماهيت ازلي خود را از طريق اسلام بشناسند اين هست سيماي معنايشان _اخلاقي مهدايشانت در اسلام (انتظار موعود ص168 و169)
اما در مورد شكل گيري مهدايشانت در تاريخ تشيع بحث بسيار طولاني و موقعيت كم هست
اما همين را بگايشانم كه طبق ااديث فراوان كه از پيامبر نقل شده و به طور مثال حديث جابربن عبدالله انصاري در تفسير ايه يا ايها الذين امنوا اطيعوالله و روسوله و اولامر منكم .....

(سوره نساء) كه هم مورد تاييد شيعه هست هم سني حضرت يك به يك نام ائمه را اورده و در مورد حضرت مهدي مي فرمايد او فرزند امام حسن بوده هم نام و هم كنيه من هست غيبت او طولاني خواهد بود تا جايي كه فقط بندگان مخلص به او ايمان خواهند داشت و او ظهور كرده زمين را پر از عدالت مي كند همانگونه كه پر از ظلم و ستم شده هست و علاوه براين پيامبردر معراج خود در اسمانها هم نام ائمه را بر عرش ديده اند نه يك بار بلكه چندين بار و همينطور نام ائمه به ترتيب در لوح (سبز)حضرت فاطمه (س) امده هست منظور اين هست كه اعتقاد به مهدايشانت از اصول اصلي و مهم تشيع بوده و خواهد بود اين اعتقاد نيز انه تنها از وقت پيامبر اكرم بوده هست بلكه هر پيامبري قبل از رسيدن به پيامبري به اين مهم شهادت داده هست

138:

قابل توجه دوستاني كه مي گايشانند حضرت مهدي 1200 ساله هست
از انجا كه خداوند قادر به تنجام انچه مي خواهد هست بايد بگايشانم كه اگر خداوند بخواهد به كسي عمر طولاني دهد مي دهد از ان گذشته اگر شما اين حرف رو چندين سال قبل مي زديد جاي تعجب نداشت و الان چرا دارد ....

امرزه با هستفاده از تكنولوژي نانو ( نانو فناوري ) بشر در پي انجام اقداماتي هست كه دنيا دگرگون كند بذار يه نمونه براتون بگم : يكيش هستفاده از نانو ربوت ها براي عمل هاي جراحي خطرناك هك به صورت باز امكان پذير نمي باشد ........

اما نانو هدف اي والاتري دارد يكي از اين اهداف بخشيدن عمر طولاني به انسان هست !!!!!

همان طور كه ديديد پس زياد بودن عمر انسان يك امر غير طبيعي نيست ....

حال با دانستن اين موضوع مي توان به علم بي پايان خداوند پي برد و رابطه نزديك تر علم و دين را بهتر درك كرد

از طرفي همانگونه كه يكي از دوستان فرمودند اين امر در بين پيامبراني چون حضرت خضر عيسي و ادريس مشاهده مي شود ايشانا پيامبراني چون ادم كه 930 سال عمر كرد انوش (905) قينتان (910)متوشالح(969) نوح(950 سال عنكبوت 14) و همينطور بنا به صوره صافات ايه 144 كه نه تنها از عمر طولاني بلكه از امكان عمر جاايشاندان نيز خبر مي دهد :"اگر او (يونس )در شكم ماهي تسبيح نمي فرمود تا روز رستاخيز در شكم ماهي مي ماند" (خوشبختانه كشف ماهي 400 ميليون ساله در سواحل مالاگا امكان چنين عمري را براي ماهي عيني كرده هست ه اين مي تونه يكي از اعجاز قران باشه / كيهان 6431_ 22/8/43) پس عملا محال نيست
برنارد شاو مي گايشاند : از اصولمورد 1ذيرش همه ي دانشمندان بيولوژيست اين هست كه براي عمر بشر نمي توان حدي را تعيين كرد و حتي ديرزيستي نيز مسئله مرز ناپذيري هست (راز طول عمر امام وقت علي اكبر مهدي پور ص13)
پرفسور اتينگر مي گايشاند : به نظر من با پيشرفت تكنيكها و كاري كه ما شروع كرده ايمبشر قرن 21 خواهد توانيست هزاران سال عمر كند (مجله دانشمندان سال6 ش6 ص147)

139:

بزرگمهر گرامی ،
در سال 1927 بود که یک کشیش کاتولیک فرمودگویی با انیشتن داشت.

پس از چند دقیقه بحث ، انیشتن از اتاق بیرون آمده و با لحنی تمسخر آمیز فرمود:
محاسبات این کشیش صحیح اند اما ، فهمش از فیزیک خجل آور و مکروه!


خوشا بحال ما که مدیرانمان اینچنین دوستانه به تالار ها دعوتمان مینمايند.
خوشابحال ما که مدیرانمان اینچنین بفکر هستدلالاتمان اند!
دوست گرامی
آیا میدانید تعریف مثال نقض چیست ؟

counterexample (مثال نقض؟) مثالیست که نادرست بودن گزاره ای را مشخص نماید.

( نشان میدهد p صحیح هست اما q نادرست)
چنین فرا گرفته ایم که:
an If-then statement is false if an example can be found for which the hypothesis is true but conclusion is false.

Such an example is called Counterexample

شما فرموده اید:
اگر بخواهید وجود شخصی را رد کنید سپس باید تمامی اشخاص کیهان را بشناسید

بنده شخصی را معرفی کردم و وجودش را بدون شناختن تمامی اشخاص کیهان رد کردم.بدین معنی که hypothesis صادق بود اما conclusion شما درست از آب درنیامد.
ما این را counterexampleمینامیم و هست!
حال اینکه شما چه تصوری از مثال های نقض دارید ربطی به بنده ندارد.
این قسمت از کلام شما را را من با وجود همه ی دانسته هایم از منطق ارسطویی و منطق ریاضی و فلسفه و کلام و حکمت و ...

نتوانستم فهم کنم

بدون شک وجود افرادی چون شما در این فاروم با «این همه دانسته از
منطق ارسطویی و منطق ریاضی و فلسفه و کلام و حکمت و ...

»
ثمر بخش و مفید واقع شده و خواهد شد.
و اما سخن واضح بنده:
ایکس شخصی را معرفی میکند و داده هایی از وی مطرح مینماید که متناقض اند و و بنده نیز با هستفاده از همان داده ها وجود چنین شخصی را رد کردم! به همین سادگی و نیازی به اون همه دانسته از
منطق ارسطویی و منطق ریاضی و فلسفه و کلام و حکمت و ...

هم نیست!
بنده برای مثال داشتن/نداشن دست را انتخات نمودم و نمیشود یک شخص هم دست داشته باشد و هم نداشته باشد.

پس چنین شخصی که بر پايه داده های ایکس تعریف میشود ، نمیتواند وجود خارجی داشته باشد.
- کجا عنوان شد که امام وقت دست ندارد و با دستش اسرائیل را به آتش میکشد ؟

ما هم نفرمودیم که امام وقتتان دست دارد و ندارد!
عرض بنده این بود که میتوانیم برای رد وجود یک شخص بدون آشنا بودن از کل اشخاص کیهان براحتی هستدلالی مطرح کنیم و بنده نیز صرفا مثالی مطرح کردم و باقی را نیز به bibak0919 سپردم:
نوشته اصلي بوسيله Philip
شاید این دوست عزیز هستدلالی برای رد وجود مهدی دارند که در این صورت بسیار خوشحال خواهیم شد تا مطرحش نمایند.


با این حال میباست عرض شود که من شخصا به وجود مهدی موعود باور دارم:
زنهار كسي‌ به‌ هيچ‌وجه‌ شما را نفريبد، زيرا كه‌ تا اون‌ ارتداد، اول‌ واقع‌ نشود و اون‌ مرد شرير يعني‌ فرزند هلاكت‌ ظاهر نگردد، اون‌ روز نخواهد آمد.(دوم تسالونیکیان 3:2)

اين پادشاه با اشخاص زيادي پيمان يك «هفته اي»(=7 سال) مي بندد، ولي وقتي نصف اين مدت گذشته باشد، مانع تقديم قربانيها و هدايا خواهـد شد.

سپس اين خرابكار، خانـه خـدا را آلـوده خواهـد ساخت، ولـي سرانجـام اونچه براي او مقرر شده بر سرش خواهد آمد.
دانیال 27:9

ابلیس که اونان را فریب میداد خود به داخل دریاچهً آتش و گوگرد(=موت ابدی) جائی که حیوان و پیامبر دروغین بودند افکنده شد.

اونها شب و روز و تا ابد عذاب و شکنجه خواهند دید.

مکاشفه 10:20


راستی یک مسیحی متعصب را چه به پدافندی از اسراییل ؟
مسیحی بودن/نبودن بنده و اون هم از نوع متعصبش موضوعیست خصوصی و تنها مربوط به خود.

و پسران‌ اوناني‌ كه‌ تو را ستم‌مي‌رسانند خم‌ شده‌، نزد تو خواهند آمد و جميع‌ اوناني‌ كه‌ تو را اهانت‌ مي‌نمايند نزد كف‌ پايهاي‌ تو سجده‌ خواهند نمود و تو را شهر يهوه‌ و صهيونِ قدّوسِ اسرائيل‌ خواهند ناميد.
اشعیا 14:60


در ضمن ، اون کشیش کاتولیک را هم اکنون با عنوان پروفسور Georges Lemaitre ، فیزیکدان شهیر و معرف نئوری بیگ بنگ نیز میشناسیم.

شش سال پس از واقعه ی نچندان دوستانه ی پیشین در یکی از روز های زمستانی کالیفرنیا انیشتن در کنار پروفسور Lemaitre ایستاده و فرمود:
"این (تئوری) زیباترین و رضایتبخش ترین تعریفی از آفرینش هست که تاکنون بدان گوش فرا داده بودم."

بدرود دوست عزیز.


140:



درود بر شما

فیلیپ ارجمند باور کنید یک انتقاد سازنده بود ؛


counterexample (مثال نقض؟) مثالیست که نادرست بودن گزاره ای را مشخص نماید.

( نشان میدهد p صحیح هست اما q نادرست)

چنین فرا گرفته ایم که:
an If-then statement is false if an example can be found for which the hypothesis is true but conclusion is false.

Such an example is called Counterexample


شما فرموده اید:
اگر بخواهید وجود شخصی را رد کنید سپس باید تمامی اشخاص کیهان را بشناسید

بنده شخصی را معرفی کردم و وجودش را بدون شناختن تمامی اشخاص کیهان رد کردم.بدین معنی که hypothesis صادق بود اما conclusion شما درست از آب درنیامد.
ما این را counterexampleمینامیم و هست!
حال اینکه شما چه تصوری از مثال های نقض دارید ربطی به بنده ندارد.


دراون هنگام گمانه زنی من به مثال نقض منطقی خاصی معطوف گشت ؛ اما به هر روی آیا شما گمان کرده بودید که منظور من از "شخص" ، شخصی هست که دست ندارد اما با دست آتش میزند ؟
حتا به ذهنم هم خطور نمیکرد کسی چون شما چنین برداشتی از نوشته ی کسی چون من داشته باشد !
من فرم نرمال قضیه را در نگر گرفتم زیرا این گزاره که " کسی که دست ندارد اما با دست کاری کند " در اصطلاح مورد علاقه ی فلاسفه خود
دارای « تناقض - درونی » و خود شکن هست ، به سان مثال بسیار مشهور ِ " Cruel kindness " که یک Oxymoron هست ، "تناقض درونی" در یک جمله را میتوان به "ضد و نقیض گویی" فروکاست .

در ضمن اصول منطق مانند همین اصلی که ذکر کردید سرمدی نیستند (به فرنود فلسفی) و نمیتوان فرمود : " همواره راست اند ( یا ناراست اند ) " ، اصل امتناع اجتماع نقیضین در منطق فازی دیگر چندان معتبر نیست ، اگر شخصی به نحوی در چارچوب در ایستاده باشد که نیمی از بدن او داخل خانه و نیم دیگر اون بیرون از خانه باشد در اینجا منطق ارسطویی ( منطق کلیسا و حوزه ) چون دو ارزشی هست در بین دو گزاره ی :

a - افشین داخل هست
b - افشین داخل نیست ( یا در طرد شق ثالث exclusion of third middle : افشین خارج هست )
تصمیم ناپذیر هست ، همینطور منطق سه ارزشی ، اما در منطق بینهایت ارزشی که یکی از اونها منطق فازی هست افشین هم در داخل خانه هست و هم بیرون از خانه و به هر کدام از دو گزاره هم یک شناسه یا درجه ی عضویت (µ) نسبت داده میشود ،
مثلا به گزاره ی اول 0.2 و گزاره ی دوم 0.8

چنین هست که اصل امتناع اجتماع نقیضین به چالش کشیده میشود .

و اما سخن واضح بنده:
ایکس شخصی را معرفی میکند و داده هایی از وی مطرح مینماید که متناقض اند و و بنده نیز با هستفاده از همان داده ها وجود چنین شخصی را رد کردم! به همین سادگی و نیازی به اون همه دانسته از منطق ارسطویی و منطق ریاضی و فلسفه و کلام و حکمت و ...

هم نیست!


مثال " نقض " شما دارای " تناقض درونی " هست ، در واقع شما مثال نقض را برای
داو خود آوردید .






ما هم نفرمودیم که امام وقتتان دست دارد و ندارد!
عرض بنده این بود که میتوانیم برای رد وجود یک شخص بدون آشنا بودن از کل اشخاص کیهان براحتی هستدلالی مطرح کنیم و بنده نیز صرفا مثالی مطرح کردم و باقی را نیز به bibak0919 سپردم:



با این حال میباست عرض شود که من شخصا به وجود مهدی موعود باور دارم:
زنهار كسي‌ به‌ هيچ‌وجه‌ شما را نفريبد، زيرا كه‌ تا اون‌ ارتداد، اول‌ واقع‌ نشود و اون‌ مرد شرير يعني‌ فرزند هلاكت‌ ظاهر نگردد، اون‌ روز نخواهد آمد.(دوم تسالونیکیان 3:2)

اين پادشاه با اشخاص زيادي پيمان يك «هفته اي»(=7 سال) مي بندد، ولي وقتي نصف اين مدت گذشته باشد، مانع تقديم قربانيها و هدايا خواهـد شد.

سپس اين خرابكار، خانـه خـدا را آلـوده خواهـد ساخت، ولـي سرانجـام اونچه براي او مقرر شده بر سرش خواهد آمد.

دانیال 27:9

ابلیس که اونان را فریب میداد خود به داخل دریاچهً آتش و گوگرد(=موت ابدی) جائی که حیوان و پیامبر دروغین بودند افکنده شد.

اونها شب و روز و تا ابد عذاب و شکنجه خواهند دید.

مکاشفه 10:20



« قال هذا رحمة من ربی ، فاذا جاء وعد ربی جعله دکاء ؛ و کان وعد ربی حقا »
( ذوالقرنین فرمود ) این از لطف و رحمت خدای منست و اونگاه که وعده ی خدا فرا رسد اون سد را متلاشی و پاره پاره گرداند - سدی که در مقابل قوم یاجوج و ماجوج کشیدند - و البته وعده ی خدا محقق و راست خواهد بود .
ممکن هست عیسی (با تعریف شما از او) دلش برای ریاست و تاج و تخت تنگ شده باشد و در این قوم گزینش شود ( به یمن وجود خدای پدر و روح القدس روند جلسه ی مصاحبه و گزینش باشتاب بیشتری پیگیری میشود) و به دنیا بازگردد ،
البته ممکن هست در بازگشت دوباره اش ؛ دوباره او را بر سر سیخ بزنند .


فیلیپ عزیز تا وقتی که کسی به دین و باور من کاری نداشته باشد من را هم متقابلا کاری با او نیست ، اگر هم وظیفه ی انسانی حکم کند که کسی را از خواب غفلت بدر آورید ، باید از راهش وارد شد و من فقط همینقدردانستم که اون راه راهی نیست که شما رفته اید و در راه رفتنش هستید ، اینگونه پدافندی شما از مسیحیت که لوازم اون آفند به اسلام هست نه تنها کسی را جذب آیین شما نمی کند بلکه آثار منفی هم دارد و ترغیب میشوند که دربرابر شما جبهه بگیرند ، و البته اگر کسی مسلمان نشود
با این کوشایی و خدمات شما مسیحی هم نخواهد شد ( نگر شخصی هست )




در ضمن ، اون کشیش کاتولیک را هم اکنون با عنوان پروفسور Georges Lemaitre ، فیزیکدان شهیر و معرف نئوری بیگ بنگ نیز میشناسیم.

شش سال پس از واقعه ی نچندان دوستانه ی پیشین در یکی از روز های زمستانی کالیفرنیا انیشتن در کنار پروفسور Lemaitre ایستاده و فرمود:

"این (تئوری) زیباترین و رضایتبخش ترین تعریفی از آفرینش هست که تاکنون بدان گوش فرا داده بودم."
بدرود دوست عزیز.

شما به گونه ای ماجرا را تعریف میکنید که هر کس نداند گمان میکند پروفسورانشتین
یک شخص معمولی هست که کشیش عزیز به او آموزش فیزیک و تئوری مهبانگ را میداده هست ، در ضمن خدای انشتین با خدای کشیش با % بالایی فقط در همان آفرینندگی همپوشانی دارند .


بدرود عزیز گرامی .

141:


درود بر شما
فیلیپ ارجمند باور کنید یک انتقاد سازنده بود ؛
دراون هنگام گمانه زنی من به مثال نقض منطقی خاصی معطوف گشت ؛ اما به هر روی آیا شما گمان کرده بودید که منظور من از "شخص" ، شخصی هست که دست ندارد اما با دست آتش میزند ؟
حتا به ذهنم هم خطور نمیکرد کسی چون شما چنین برداشتی از نوشته ی کسی چون من داشته باشد !

گرامی ، بنده نمیدانم منظور شما از شخص ، شخصی بود که دست ندارد یا پا ندارد.

سخن حقیر این هست که عدم وجود شخصی - که از طریق یک سری داده تعریف میشود را - میتوان توسط همان داده ها اثبات کرد و نیازی به دانستن تمامی اشخاص کیهان هم نیست.

حال در مثال بنده فرد X (مسلمان) اطلاعاتی (احادیث و سنن) از شخصی (مهدی) ارائه میدهد و فرد Y (منتقد اسلام) از طریق همان اطلاعات وجود اون شخص را رد میکند.
حال حتما هم نیازی نیست که دو موضوع متناقض در داده ها یافت میشود.

میتوان مثلا ثابت کرد که امام 11 اصلا پسری نداشته یا فرزندش مرده یا هزار جور مورد دیگر.

ممکن هست عیسی (با تعریف شما از او) دلش برای ریاست و تاج و تخت تنگ شده باشد و در این قوم گزینش شود ( به یمن وجود خدای پدر و روح القدس روند جلسه ی مصاحبه و گزینش باشتاب بیشتری پیگیری میشود) و به دنیا بازگردد ،
البته ممکن هست در بازگشت دوباره اش ؛ دوباره او را بر سر سیخ بزنند .


بنده مطلع نبودم در ادبیات اسلامی ، جواب 3 آیه را اینطور هم میدهند.
مگر ما دین شما را به سخره گرفته بودیم؟
اگر برنامه بود که ما هم همچون شما سخن برانیم میرفتیم به اون حوری های
وَ كَواعِبَ أَتْراباً و زنبارگی و طرز وحی دریافت کردن نبی تان گیر میدادیم که چنین نکرده ایم و نخواهیم کرد.


فیلیپ عزیز تا وقتی که کسی به دین و باور من کاری نداشته باشد من را هم متقابلا کاری با او نیست ، اگر هم وظیفه ی انسانی حکم کند که کسی را از خواب غفلت بدر آورید ، باید از راهش وارد شد و من فقط همینقدردانستم که اون راه راهی نیست که شما رفته اید و در راه رفتنش هستید ، اینگونه پدافندی شما از مسیحیت که لوازم اون آفند به اسلام هست نه تنها کسی را جذب آیین شما نمی کند بلکه آثار منفی هم دارد و ترغیب میشوند که دربرابر شما جبهه بگیرند ، و البته اگر کسی مسلمان نشودبا این کوشایی و خدمات شما مسیحی هم نخواهد شد ( نگر شخصی هست )

بنده اصلا مسیحی نیستم که حال بخواهم دنبال شما هم بیفیتم تا مسیحیتان کنم!
خیر برادر عزیزم ، بنده مبشرم نبودم و نیستم و برنامه هم نیست با ناز و ساز هایتان برقصم و هر اونچه هست را رک و پوست کنده خدمتتان عرض خواهم کرد.
سخن بنده این هست که دین شما با ادیان ابراهیمی یهودیت و مسیحیت جور در نمی آید که هیچ کاملا در جبهه ی مخالف اونها نیز برنامه دارد.
اتفاقا یک مسلمان تروریست سابق با نام Walid Shoebat بود که در کتاب معروفش با عنوان GOD's WAR ON TERROR نوشته بود:

Can you imagine my shock when I studied the bible? I was thought that a beast would come from earth and would mark the forehead of all the Muslims.

do you see how Satan has turned everything upside down for Muslims?

شما به گونه ای ماجرا را تعریف میکنید که هر کس نداند گمان میکند پروفسورانشتین
یک شخص معمولی هست که کشیش عزیز به او آموزش فیزیک و تئوری مهبانگ را میداده هست ، در ضمن خدای انشتین با خدای کشیش با % بالایی فقط در همان آفرینندگی همپوشانی دارند .


بنده شکی ندارم که اون داستان را گرفته اید.


بدرود دوست عزیز.

142:

درود بر شما

گرامی
جواب به شما چنین هست :
« احتمالات در ممکنات مطرح هست نه ممتنعات »؛


بنده مطلع نبودم در ادبیات اسلامی ، جواب 3 آیه را اینطور هم میدهند.
مگر ما دین شما را به سخره گرفته بودیم؟
اگر برنامه بود که ما هم همچون شما سخن برانیم میرفتیم به اون حوری های وَ كَواعِبَ أَتْراباً و زنبارگی و طرز وحی دریافت کردن نبی تان گیر میدادیم که چنین نکرده ایم و نخواهیم کرد.

مگر مسیحیت دین شماست ؟ شما که میگویید مسیحی نیستید ،
چون گمان میکنم از نگر روانی کسی این جواب را میدهد که خطاب به دین خودش سخنی بوده باشد .


شما مهدی را نیروی اهریمنی دانستید ولی با اون آیات نمیتوان نشان داد شخص منظور همان مهدی ما هست .


در مورد حوری و ...

هم نگران نباشید ، اسلام ما هم مانند مسیحیت شما تا دلتان بخواهد تفسیر دارد .



بنده اصلا مسیحی نیستم که حال بخواهم دنبال شما هم بیفیتم تا مسیحیتان کنم!
مسیحی نیستید اما در همه جا از مسحیت پدافندی میکنید
و البته از آواتار trinity-symbol هستفاده میکنید ؛

بنده شکی ندارم که اون داستان را گرفته اید.


بدرود دوست عزیز.
شما هم باید گرفته باشید که مانند انشتین دیگر نخواهد آمد .
بدرود بزرگوار

143:


درود
چطور باور میکنید حیات در زمین میلیونها سال هست بدنیا آمده باشد و تا به امروزحیات ادامه داشته باشد ؟
امروزه یا در آینده دانشمندان اگر بتوانند مانع فرسودگی زودرس سلولها و تخریب بافتها شوند ( یا چیزی مثل اکسیرحیات کشف نمايند و نوبل بگیرند) یا اگر بتوانند مدت فرسودگی و فراشد بازسازی اونها را افزایش دهند
این امر اصلا عجیب نیست ؛ در واقع سخن آفرد ایر بسیارروشنگر بود :
« بررسی اینکه " در کره ی ماه حیات وجود دارد " امروزه امکان پذیر نیست
اما اصل بررسی اون امکان پذیر هست »
لذا اینکه شخص یا اشخاصی بتواند عمر طولانی داشته باشند شاید در شرایط کنونی بامعنا نباشد اما اصل بررسی و تبیین اون امکان پذیر و امری ممکن هست نه ممتنع .
پایدار باشید











144:

و با این وجود نیاز به معجزه همچنان باقی می ماند!
یک شخص یک هو! غیب می شود! و از دیده ها پنهان و این همه سال عمر می کند! و یک باره با شمشیر!!! و سوار بر اسب بر می گردد و تمام دنیا را فتح خواهد کرد!!! در عصر جنگ ستارگان!!
یقینا معجزه(؟) لازم دارد، یا شاید نیروی خداوندی
البته بحث ها بر سر فرزند داشتن یا نداشتن امام عسگری وجود دارد
و همینطور داعیه های اون وقت مبنی بر وجود امام وقت! و اینکه 300 سال سپس امام وقت نقل ها در مورد اون شروع شد و ......!
همه اینها بر حسب تاریخ هست!
تاریخی دور!
پر از انحراف .......


145:


خدا در عالم فیزیکی ، فیزیکی رفتار میکند ، لذا اونچه معجزه و به عجز در آورنده هست
برای امت هم عصری وجود دارد ، مثلا امروزه برخی رویدادها در پتانسیل علم بشر به صورت بالقوه وجود دارد اما توان بالفعل شدن اما فعلا به هر فرنودی نیست ، یک رویداد میتواند بصورت عاجز نماينده فراتر از وقت روی دهد ، اما به این معنا نیست که این رویداد همواره همین حالت شفرمود آور خود را حفظ کند .

بحث در مورد روایات و نقل تاریخ اسلام را هم به دوست اندیشمندم محمد محسن و دیگر دوستان وامیگذارم .





146:

اما گمان نمی کنم بعضی از معجزات پیشرفتی علمی را در تصور داشته باشند!
در واقع خرق عادت و یا معجزه برنامه هست معجزه باقی بماند!
و اگر به علم تبدیل شود و قابلیت فهم پیدا کند دیگر معجزه نیست!
مثلا:
زنده کردن مرده توسط عیسی
شکافتن رود توسط موسی و ....
به هر روی این مورد بیش تر دینی هست تا علمی!
و درواقع به یک برساخته می ماند! که جای بحث فراوان دارد!
اما کلا مورد بسیار جالبی هست.


147:

خیر ، در تعریف خرق عادت در لغت نامه ی دهخدا آمده هست :
چون خرق عادتی از نبی صادر شود که ایجاد از آوردن مثل اون عاجز آید اون را معجزه گویند و چون از ولی خرق عادتی پیدا گردد اون را کرامت خوانند و چون خرق عادتی از کافر به ظهور آید اون را هستدراج گویند.

(اونندراج ) (غیاث ).

اون چیزی که امت از آوردن اون عاجز باشند مانند خرق عادتی که از انبیا صادر می گرددو شفرمود و چمراس و فرجود نیز گویند.

(ناظم الاطباء).

امر خارق العاده ای که مایه ٔ خیر و سعادت باشد مقرون به دعوی نبوت و غرض از اون آشکار ساختن صدق کسی هست که مدعی رسالت از جانب خداست .

(از تعریفات جرجانی ).

امر خارق العاده اعم از ترک یا فعل مقرون به تحدی با عدم معارضه ، و به عبارت دیگر معجزه امر خارق العاده ای هست که بر دست مدعی نبوت ظاهر شود موافق دعوی او.

(ازکشاف اصطلاحات الفنون ).

ج ، معجزات : پس قوه ٔ پیغمبران معجزات آمد.

(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 93).
پیغمبری ولیک نمی بینم
چیزیت معجزات مگر غوغا

اما از هیچکدام از این تعاریف اینطور برداشت نمیشود که باید سرمدی باشند ؛
در واقع به عجز درآورنده ی علم و فهم امتان همان عصر .


در مورد شکافتن رود توسط موسی شاید یک با هستفاده از یک ابر بازوی الکتریکی و امواج الکترومغناطیسی یا لیزری بتوان به سهولت در آینده این کار را انجام داد و بقیه هم به همین منوال ، اگر استقامت پیشه کنیم علم " چگونگی " پرسشهای بسیاری را روشنگری خواهد کرد ؛ اما هیچ " چرایی " را روشنگر نیست ؛ به وام از هستفان هاوکینگ : علم میتواند بگوید که یک رویداد چگونه اتفاق می افتد اما نمیتواند بگوید
که این فراشد تنها راه ممکن برای وقوع اون هست .








148:

خوب طبیعتا دو سوی پیدا می کند!
دین باوران
علم باوران
از دیدگاه علمی نمی توان پذیرفت و نمی توان به یقین رد کرد! (شاید در آینده چیز دیگری کشف شد!)

اما از دیدگاه دینی همه ممکن و یقینی هست
در اینجا
باید دین را پذیرفت و این باور ها را قطعی دانست
یا به علم سر سپرد و
"تا زنده ام اگر علم تایید کرد ایمان می آورم!"
یا
"احتمال برتر این هست که پیشاپیش ایمان بیاورم!"

149:


درود

گرامی وقتی هم مثلا در عصر دموکریتوس اتم بخش ناپذیر نگاشته میشد ، و هیچ فرنود عقلانی هم پشتوانه ی کسی نبود اگر داو اینرا داشت که اتم از الکترون و هسته اتم هم از پروتون و نوترون تشکیل شده هست این داو عقلانی نبود .

بی خبری از آینده فرنود نمیشود که بگوییم روشنگر علم نخواهد بود ، البته ممکن هست هم روشنگر نباشد اما این داو شما را

توجیه نمیکند :


هیچ دلیلی نیست که باور کنیم که انسانی بیش از 1000 سال پیش بدنیا آمده باشد و امروز زنده باشد.

در واقع نبودن فرنود به چم رد و ابطال گزاره ای نیست .

صدور تکیاخته ها به دوران ابتدایی خلقت پیوند داشت ، پس از فراشد تکیاخته و تک سلولی و یوکاریوت به یاخته و سپس ادامه ی حیات الگوی فرگشت بر پایه ی شانس (نه شانس محض) و انتخاب طبیعی (Natural selection) اختیار عمل را به دست میگیرد ( در حال حاضر بزرگترین پدافند اون داوکینز هست )

و اگر هم مرگی نباشد خللی در ادامه ی حیات و تنوع انواع پیش نمی آید ؛ بلکه نمونه های نادر هم حفظ میشوند و باززیست (survive) در زمین برای همگان امکان پذیر میشود
بد نباشد بدانیم که اولین بار های فیلسوف برجسته ای به نام انکسیمندر (Anaximander) بود که قانون بقای جرم و انرژی و جهش و موتاسیون و فرگشت را پیشنهاد کرده هست :
1- قانون سازش با محیط ؛ یعنی اونعده باقی مانده اند که محیط با اونها سازگار بوده یا اونها خود را با محیط سازگار کردند.


2- قانون تطور ؛ یعنی اّشکال از روز اول چنین نبوده و بعد کم کم موجودات فعلی به اَشکال فعلی درآمده اند ، مثلا در نتیجه ی ماهی و میمون انسان بوجود آمده هست

لذا محققین بر این باور هستوارند که بزرگترین فیلسوف مکتب میلت (ایونیان ، کشور یونان را که در انتهای شبه جزیره ی بالکان برنامه دارد در قدیم بدان هلاس Hellas میفرمودند و امتان اون سرزمین را هم Hellene مینامیده اند و ایونی Ionie نام قسمتی از سواحل آسیای صغیر بوده که گروهی از هلن ها در اونجا مسکن داشته اند) انکسیمندر بوده هست .


برتراند راسل در قسمتی از نامه ی خود به به گیلبرت میگوید : " در حال حاضر با کمال تحسین به اونکسیماندروس و در نهایت حیرت به فیثاغورث مینگرم "




150:

باور کنید از تکرار مکرر رنجور شده ام ؛ نمیدانم چند بار بیان شد پذیرش علم هیچ منافاتی با پذیرش دین ندارد.





151:

گرامی سلام
منافات در ابتدای امر بین پذیرش علم و پذیرش دین نیست.
در ابتدای امر بحث بسیار شیرین و جذاب هست.

بحث های خداشناسی که به فطرت انسان برمیگردند و انسان علاقه مند به پیداکردن پاسخی حتی مقطعی و فوری به اینگونه سوالات درونیش هست.
ولی پس از پذیرش دین، مثلا پس از پذیرش اصل توحید، مقوله ها و فرعیات دین که در امور علمی دخالت مینمايند وارد زندگی بشر میشن.
و انقدر بسیارند که بنوعی تمامی رفتارها و اعمال بشری رو کنترل مینمايند، حتی در ریزترین امور نظیر وارد شدن با پای چپ به دستشویی و بسیاری موارد دیگه.
که جماعت انسان هام عالم گاهاً اون ها رو مشتی خرافه و بدعت میدونند..


152:

درود
گرامی ما از علم گذشتگان بیخبریم ، گویا کسانی از دراویش و مرتاضان در دیرین از کیمیاگری (سیمیا گری ، هیمیاگری ، لیمیاگری ) چیزهایی میدانستند اما علم تا بحال موفقیتی در اینباره نداشته هست ؛ همینطور دانش بنای عظیم اهرام مصر و ...

فقط منحصر به وقت خویش نبوده هست .بر پاد تصور عمومی كه به مدت پانصد سال هرم گيزا را تنها آرامگاهی بزرگ برای خئوپس تصور میكرد و دستور ساخت اون را تنها فرنود عقده های خود بزرگ بينی انگاشته میشئ ، اكنون دانشمندان دريافته اند كه اين بنای شفرمود انگيز ، گنجينه ای از علوم مهندسی ، رياضی ، ژئودزی ، اختر شناسی ، معماری و ديگر دانش های شناخته شده ی روزگار خود ما بوده هست
در ضمن این قیاس که :

- همه ی انسانها فانی اند
- مهدی انسان هست
=> مهدی فانی هست
یک قیاس هستقرایی هست و در منطق ؛ قیاس ناقص حجیت ندارد
در مورد تقسیم های تک سلولی همانطور که آمد بعید نیست دانشمندان بتوانند با پاره ای آروین و خطا وقت فرسودگی بافتها را افزایش دهند ، به یاد دارم در مجله ای علمی آمده بود
که هم اینک دانشمندان در حال انجام این آزمایش هستند که با نگهداری انسانها در محفظه ی بسته ای در آزمایشگاه ، اونها را تا صدها سال تازه نگاه دارند ؛ نمیدانم شما چرا مدام ضعف دانش را برهان میکنید و سخن ایر را نادیده میگیرید :
« بررسی اینکه " در کره ی ماه حیات وجود دارد " امروزه امکان پذیر نیست
اما اصل بررسی اون امکان پذیر هست »
آری روزگاری هم زمین مرکز عالم بود وروزگاری هم اتم بخش ناپذیر بود و روزگاری هم دترمینیسم و نه ناتاشتیگی بر داش فیزیک حکمران ؛ من نمیگویم به یقین در آینده علم اکسیرحیات را کشف میکند یا میتواند وقت فرسودگی بافتها را افزایش دهد
اما اینها امری ممتنع نیست که نشود و در نگره ی احتمالات هم حتا اگر امکان وقوع رویدادی یک در میلیون باشد بازهم اون امری ممکن هست و هستقرای ناقص هم برهانی برپاد اون نیست مثلا احتمال پدید آمدن یک پروتئین بر حسب تصادف و اتفاق برابر 1 تقسیم بر 10 به توان 160 هست و ظاهرا حدود 10 به توان 243 سال و تقریبا 15 برابر عمر جهان وقت لازم هست ،

153:



درود
گرامی ، گویا توجه ندارید که مقدمه ی اول هستنتاج یا deduction یعنی " همه ی انسانها فانی اند " ، نتیجه ی هستقرا یا induction هست !
بدین نحو هستقرا شده :
- انسان 1 فانی هست
- انسان 2 فانی هست
=> همه ی انسانها فانی هستند
این نتیجه را آورده اند در هستنتاج و اونرا مقدمه کرده اند :
- همه ی انسانها فانی اند
- افشین انسان هست
=> افشین فانی هست !
در مورد مطلب ایر : اگر فرموده شود در فضای عالم برزخ ، دیواری وجود دارد این مطلب بی معناست ( البته به نگر او که یک ابر پوزیتیوست هست و همیشه سخت ترین و بدبینانه ترین حالت را میبیند) اما اینکه بگوییم انسان میتواند میلیونها کهکشان را رصد کند بی معنا نیست چون اصل تبیین اون معناداراست ، در ضمن شمار زیادی از اکتشافات علمی که اکنون به عنوان واقعیتی قوی و اصیل پذیرفته شده اند و یا ابزاری که برای آروین هستفاده میشوند وقتی احتمالشان نزدیک به صفر بود .



نوشته اصلي بوسيله Bozorgmehr



ویتگنشتاین :
" هستقرا هیچ گونه بنیاد موجه منطقی ندارد بلکه فقط یک بنیاد موجه روانشناختی دارد "
« اینکه خورشید فردا برخواهد آمد یک فرضیه هست و این بدان معناست که : ما نمیدانیم که آیا فردا خورشید برخواهد آمد یا نه .

اجباری در کار نیست که بر طبق اون یک چیز می بایستی رخ دهد چون چیزی دیگر رخ داده هست .

فقط یک ضرورت منطقی (logische Notwendigkeit) وجود دارد .

روشن نیست که هیچ دلیلی در دست نیست تا باور کنیم که اکنون واقعا ساده ترین وضع واقع نیز هستی خواهد پذیرفت


154:


.

نوشته اصلي بوسيله Bozorgmehr


هوسرل میگوید : « ...

در واقع توسل به امر بدیهی یکی از بی بنیادترین و گمراه نماينده ترین گریزگاههای روانشناختی در فلسفه هست ، شفرمود نیست که ویتگنشتاین میگوید : " شفرمودا که متفکر دقیقی مانند فرگه به درجه ی بداهت به عنوان معیاری برای گزاره ی منطقی تمسک میجوید" »

اگر بپرسیم این گزاره که "هیچ چیز بر خودش از خودش دلالت نماينده تر نیست" چطور اثبات میشود چه باید فرمود ؟ با هیچ فرنود عقلی نمیتوان گزاره ی «بداهت نشانه ی صداقت هست» را اثبات کرد.

اگربگویيم : " گزاره ی «بداهت نشانه ی صدق هست» خود يک گزاره ی بديهی هست" آشكار هست كه در اين جا بداهت را با تمسک به بداهت توجيه كرده ايم و در اين جا دوری (vicious circle) واقع شده هست


155:


درود
گرامی قضیه در منطق ارسطویی گزاره ای هست که احتمال صدق و کذب در اون برود .
در منطق ریاضی هم قضیه ، گزاره ای هست که صدق اون به اثبات رسیده باشد ،
نمیدانم شما چرا به این در و اون در میزنید تا گزاره ی " همه ی انسانها فانی هستند "
را بدون اثبات موجه نشان دهید ؛ سفسطه ی شما هم سفسطه ی Burden of proof هست زیرا بار اثبات بر دوش مدعی هست .

گویا متوجه نشدید که همه ی انسانها فانی اند شامل همه ی انسانهای گذشته و آینده هست ؛ دیگر اونکه به حقایق تجربی هستاد کردید ، بد نیست بدانید که حقایق تجربی هم هستقرایی هستند ( یک دوره ی مقدماتی فلسفه ی علم بخوانید ) و مهاد جاذبه هم " نگره ی جاذبه " هست .

در مورد رد پاد اون هم مرا به یاد قوری راسل انداختید :


برتراند راسل :

« اگر من میفرمودم یک قوری بین زمین و مریخ وجود دارد که با مداری بیضوی به دور خورشید می چرخد، هیچکس قادر نمی بود خلاف اون را ثابت کند.خصوصا اگر حواسم باشد که اضافه کنم : قوری مذکور اونقدر کوچک هست که با قوی ترین تلسکوپ ها هم کشف نمیشود.


اما اگر ادامه بدهم که چون نظریه من قابل رد کردن نیست پس شک کردن در اون یک گستاخی تحمل ناپذیر(از ناحیه خرد بشری) هست، اونگاه به درستی باید آدم چرت گویی به نظر بیایم.
حالا اگر وجود چنین قوری در کتب قدیمی هم مورد تایید برنامه گرفته بود و به عنوان یک اندیشه مقدس هر یکشنبه بیان می شد و در مدرسه به ذهن کودکان القا میگردید ...

طبیعی بود که شک کردن در وجود اون یک نشانه ی نامیزان بودن، در عصر روشنگری شک نماينده مستحق مراقبت های روانپزشک و قدیم تر از اون مستحق مراقبت های مفتش می بود » :


If I were to suggest that between the Earth and Mars there is a china teapot revolving about the sun in an elliptical orbit, nobody would be able to disprove my assertion provided I were careful to add that the teapot is too small to be revealed even by our most powerful telescopes.

But if I were to go on to say that, since my assertion cannot be disproved, it is an intolerable presumption on the part of human reason to doubt it, I should rightly be thought to be talking nonsense.

If, however, the existence of such a teapot were affirmed in ancient books, taught as the sacred truth every Sunday, and instilled into the minds of children at school, hesitation to believe in its existence would become a mark of eccentricity and entitle the doubter to the attentions of the psychiatrist in an enlightened age or of the Inquisitor in an earlier time

156:

هنوز شما منتظرید کسی بیاید و نجاتتان دهد امت ؟ ایا خود نمیخواهید کاری کنید /؟

157:



اخه هر چیز در رابطه با دین باشد برای ما امتان واقعی هست حتی اگر بگوید حسین در جنگ کربلا با هر تکان شمشیر 7 نفر را میکشت ...

حال چگونه خود مرد را نمیدانم ....


158:

بله


كاري كه ميكنيم اما نه در ظاهر...شما چه كاري ميكنيد مگر؟بگيد اگر ديديم چاره سازه ما هم دست به كار ميشايشانم...


با تشكر از بزرگمهر...
من هم جسارتا مطلبي رو كه جديدا فهميدم رو عنوان ميكنم...

حديث ثقلين يكي از ادله اثبات هست...قران و عترت از هم جدا نميشوند...
اگر كسي رايشان اين حديث تحقيق كند و معناي ان رادرك كند...مسئله غيبت بر او روشن ميشود...زيرا در غير اينصورت جدايي بين قران و عترت صورت خواهد گرفت...


159:



من کاری نمیکنم جز زیستن و تلاش برای درست زیستن ...

حق خود را میگیرم نه انکه منتظر مهدی موعود باشم تا بیاید و حقم را بگیرد ....


160:

درود
دوست گرامی گویا به تازگی منطق بافی ، مغلطه کاری نام گرفته هست و چه کاری ساده تراز اون ؟ ، چنین می نماید که از دست یازی به سفسطه ی پهلوان پنبه (strawman fallacy) هم دریغ نکردید ؛ همانطور که بیان شد مهادهایی که عموما عوام اونها را مهاد می انگارند ، در فلسفه ی علم " نگره " هستند و شروع این مسئله هم قرنها پیش در وقت داوید هیوم مطرح شد و کانت بیان داشت هیوم مرا از خواب جوقتی بیدار ساخت .

یعنی شما در قرون پیش از هیوم زیست میکنید ؟!

در پیوند با ژنتیک :
« هاروی كوهن» سرپرست مركز « مطالعات سن و رشد انسان » در دانشگاه " ديوک " « هرگونه افزايش قابل توجه عمر انسانها تنها با ايجاد تغييرات ژنتيكی در انسانها به منظور كاهش ناتوانيهای بدن در اثر افزايش سن , ممكن می شود.

»

بیان شد که دانشمندان گویا به فرجامهایی در باب حفظ انسان
رسیده اند و احتمال دارد بتوانند وقت تخریب بافتها را افزایش دهند ، و امری هست ایدون که همگی چشم به راه اونیم ،
http://www.newscientist.com/article/mg20026841.800-would-eating-heavy-atoms-lengthen-our-lives.html
دانشمندان بصورت مداوم در حال آزمون و خطا هستند و بسیار محتمل هست که حتا در همین سال به سرانجامی نیکو برسد .
http://www.topiranian.com/topiranian/archives/2008/02/_200_1.html

دكتر مهتاب جعفري، ‌استاد علوم داروشناسي دانشگاه كاليفرنيا در «ايرايشانن» موفق به افزايش طول عمر مگس‌ ها با هستفاده از عصاره دو گياه شد.


به نقل سرايشانس «پژوهشي» پايگاه خبري دانشجايشانان ايران (ايسنا)، تحقيقات سه ساله اين هستاد ايراني و همكاران آزمايشگاهش كه با بررسي بر رايشان مدل حيواني(مگس ميوه) انجام شده نشان مي‌دهد، عصاره گياه «رز دمشقي» - از گونه‌هاي گياهي پرورش يافته در ايران - و گونه‌اي گياه كوهي بومي مناطق قطب شمال اروپا و آسيا موسوم به Rhodiola rosea قادرست طول عمر را افزايش دهد.


دكتر مهتاب جعفري، هستاد ايراني مقيم كاليفرنيا در فرمود‌و‌گو با خبرنگار پژوهشي پايگاه خبري دانشجايشانان ايران(ايسنا)، فراخوان نمود: در اين تحقيقات كه با هدف دست يافتن به دارايشاني با قابليت افزايش طول عمر و كيفيت زندگي در سنين بالا انجام شد، طي سه سال حدود 50 دارو و عصاره گياهي مختلف را مورد بررسي برنامه داديم كه در نهايت در سه مورد به جواب مثبت رسيديم كه يكي از اونها يك دارايشان موثر در درمان مرض قند،‌ ديگري گياه Rosa damascena(رز دمشقي) كه در ايران نيز پرورش داده مي‌شود و ديگري گياه Rhodiola rosea بود كه هر سه اثر مثبتي بر طول عمر مگس‌ها داشتند.


ايشان درباره اثرات گياه Rhodiola rosea كه يافته‌هاي اون اخيرا منتشر و مورد توجه رسانه‌هاي علمي بين‌المللي برنامه گرفته هست، خاطرنشان كرد: بررسي‌هاي ما نشان مي دهد گياه Rhodiola rosea (ريشه طلايي) مي تواند 8 تا 10 % عمر مگس‌ها را افزايش دهد كه البته براي اطمينان از عدم تاثير شرایط جانبي نظير كاهش خوراك (مصرف كالري) كه در مگس و بسياري حيوانات ديگر باعث افزايش طول عمر مي شود، اين پارامترها را با آزمايش‌هاي متعدد كنترل كرده ايم و همينطور اثرات فيزيولوژيك گياه بر رايشان متابوليسم مگس‌ها، توليدمثل مگس‌هاي ماده، سيستم عصبي و ساير پارامترها را بررسي كرده‌ايم؛ البته مكانيزم و علت تاثير اين گياه بر طول عمر مگس‌ها هنوز مشخص نيست كه در ادامه تحقيقات قصد داريم اون را بررسي كنيم.





RHODIOLA ROSEA

دكتر جعفري تصريح كرد: اگر چه هنوز به لحاظ كلينيكي تاثير اين عصاره بر رايشان افزايش طول عمر انسان ثابت نشده هست، اما مي‌تواند گزينه اميد بخشي براي تحقيقات بيشتر در زمينه مقابله با پيري باشد.


ايشان خاطر نشان كرد: ريشه اين گياه از قرن‌ها پيش و حتي در حال حاضر در برخي كشورها به صورت دم كرده - مانند چاي - نوشيده مي‌شود و به اعتقاد امت در افزايش نيرو، رفع خستگي و افسردگي مؤثر هست به طوري كه برخي ورزشكاران روسي و چيني براي افزايش قدرت از اين گياه هستفاده مي‌كنند؛ البته من قبل از اين كه كار رايشان اين گياه را آغاز كنم اطلاع چنداني درباره اين گياه نداشتم و حين تحقيقات خود با مطالعه منابع موجود از اثراتي كه براي اين گياه برشمرده مي‌شود، مطلع شدم.


دكتر جعفري خاطر نشان كرد: اثراتي كه درباره گياه ريشه طلايي نقل شد عمدتا در زمينه بيماريهاي سنين بالا مثل آرتروز، افسردگي و سرطان هست ولي در مورد اثر گياه بر طول عمر چيزي فرموده نشده هست.


البته به عقيده من بهتر هم همين هست كه محقق چندان تحت تاثير باورها و مطالب قبلي كه غيرمستقيم او را به گرفتن نتيجه‌اي خاص ترغيب مي‌كنند نباشد و فارغ از چنين پيش زمينه‌هاي ذهني آزمايشهاي خود را اجرا کند.


استاد ايراني دانشگاه كاليفرنيا در ادامه در جواب به اين سؤال ايسنا كه پايه ا تا چه حد به اثر بخشي اين قبيل تركيبات در افزايش طول عمر انسان به عنوان رايشاناي ديرينه دانشمندان اميدوار هست، فراخوان نمود: تا نيم قرن پيش اگر كسي مرض قند يا كلسترول را هم قابل كنترل مي خواند با ناباوري ديگران مواجه مي‌شد.

ايده افزايش طول عمر هم شايد امروز دور از ذهن تلقي شود ولي مطمئنا در آينده محقق خواهد شد؛ چون به هر حال عامل مرگ بيماري و از بين رفتن سلولهاست و اگر بتوان بيماريها را كنترل كرد تا حد زيادي مي‌توان عمر را افزايش داد.


ايشان اضافه کرد: البته هدف من اين نيست كه مثلا عمر انسان را به 200 سال برسانم بلكه مي‌خواهم كمك كنم كه افراد در سنين بالا زندگي سالمتر و راحت‌تري داشته باشند.



استاد ايراني دانشگاه كاليفرنيا در «ايرايشانن» تصريح كرد: در ادامه اين تحقيقات قصد داريم مكانيزم عملكرد اين تركيبات در افزايش طول عمر را بررسي و تحقيقات را رايشان موش‌ها و سپس انسان ادامه دهيم.
http://naser-shadman.persianblog.ir/post/3
...
اما هنگامی که زیست شناسان مولکولی %د یافتن راه هایی برای افزایش طول عمر بر آمدند، بلافاصله متوجه شدند که طول عمر در انسان می تواند تغییرپذیر باشد.

کاهش فعالیت یک گیرنده انسولین مانند می تواند طول عمر را تا سطح تکان دهنده ای افزایش دهد- در مورد کرم ها با این روش می توان عمر اونها را تا ۶ هفته طولانی تر کرد.

**

http://www.irannewsagency.com/index.php?news=6702

رویای افزایش عمر انسان محقق میشود :



سایت خبری ایران: دانشمندان در آمريکا موفق شدند طول عمر سلول هاي مخمر نان را 10 برابر افزايش دهند.



به نقل سرویس علم و تکنولوژی سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، بيولوژيست هاي آمريکايي نوعي مخمر نان توليد کرده اند که طول عمر اون 10 برابر بيشتر از عمر مخمرهاي معمولي هست و ظاهرا هم هيچ اثرات جانبي رايشان مخمر جديد برجاي نمانده هست.



گروهي از محققان دانشگاه کاليفرنيا فراخوان نمودند که اين مخمر از طريق ترکيب تغييرات رژيمي و ژنتيکي توليد شده هست.

به فرموده پژوهشگران اين تحقيق بسيار حائز اهميت هست چرا که اميدي تازه در دنياي علم براي کنترل سلامت و بقاي سلولهاست که ابتدايي ترين و اصلي ترين واحد هر سيستم زنده هستند.


شرح اين پژوهش در مجله پلوس ژنتيک به چاپ خواهد رسيد.

به باور دانشمندان دانشگاه کاليفرنيا، چنانچه اين فن آوري در انسان قابل اجرا باشد، مي توان عمر انسان را تا 800 سال افزايش داد
! به نقل اينديپندنت، در عين حال گروه ديگري از دانشمندان با اشاره به تفاوت هاي فيزيولوژيکي موجود در انسان ها خاطرنشان مي نمايند که افزايش طول عمر انسان تنها تا 120 سال شدني و معقول به نظر مي رسد.

مخمرها، قارچهاي تک سلولي و فاقد ريسه بوده، به شکل کرايشان يا بيضايشان ديده مي شوند.


http://aftab.ir/lifestyle/view.php?id=8930

محققان موفق به تولید قرصی شده اند که میتواند عمر انسان را تا 30 سال افزایش دهد پروفسور جان اسپیک من از دانشگاه ابردین ...



در اینجا هم :
http://www.genuineislam.blogfa.com/post-36.aspx
یک عزیزی مطالبی مطرح کرده اند
طول عمر و جوانی حضرت مهدی منطبق بر علم هست نه افسانه
**

گرامی اینجا که بقالی نیست چانه میزنید ، در هستنتاج (deduction) ، هستقرا (induction) و حدس زدن و منطق فرضی (abduction) ، غیر از هستنتاج ، در دو روش دیگر با در دست داشتن مقدمات ، صحت نتیجه ضروری نمیگردد و اصطلاحا فرموده میشود : هستدلال، الزام آور نیست یا ضرورت منطقی ندارد .

اما هستنتاج هم نمی ‌تواند برایِ ما قوانینِ کلی پدید آورد چون مقدمه اش کلی هست ، جان هستوارت میل میگوید :

« ...

مثلا در همین مثال متداول :

سقراط انسان هست
هر انسانی فانی هست
-----------------------
سقراط فانی هست
امر از دو حال خارج نیست ، یا من از ابتدا میدانم "سقراط فانی هست" که در این صورت احتیاجی به مقدمه چینی و هستدلال ندارم ، یا اینکه من در اون شک دارم و در این حال من دیگر حق ندارم بگویم "هر انسانی فانی هست" ، بنابراین بیرون کشیدن جزئی از کلی همواره چیزی جز دورباطل نیست ، »

161:

درود

گویا از یاد بردید :

نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr
درود
گرامی ما از علم گذشتگان بیخبریم ، گویا کسانی از دراویش و مرتاضان در دیرین از کیمیاگری (سیمیا گری ، هیمیاگری ، لیمیاگری ) چیزهایی میدانستند اما علم تا بحال موفقیتی در اینباره نداشته هست ؛ همینطور دانش بنای عظیم اهرام مصر و ...

فقط منحصر به وقت خویش نبوده هست .بر پاد تصور عمومی كه به مدت پانصد سال هرم گيزا را تنها آرامگاهی بزرگ برای خئوپس تصور میكرد و دستور ساخت اون را تنها فرنود عقده های خود بزرگ بينی انگاشته میشد ، اكنون دانشمندان دريافته اند كه اين بنای شفرمود انگيز ، گنجينه ای از علوم مهندسی ، رياضی ، ژئودزی ، اختر شناسی ، معماری و ديگر دانش های شناخته شده ی روزگار خود ما بوده هست
شما خودتان عنوان داشتید " همه ی انسانها فانی اند " یک قیاسی هست که از دیرین برجای مانده (نقل به مضمون) و من هم جواب شما را با منطق دادم و به این سفسطه ی پهلوان پنبه نمیگویند .

( اینبار هم به سفسطه ی تحریف سخنان ما دست یازی داشتید)

قسمت مورد نگر که قرمز شده را هم درنیافتم چه نوشته اید .

در ضمن گویا شما در بالا فقط لینک مربوط به انتی اکسیدان را دیده اید ( همیشه فقط اونچه که مفید هست را باید دید !)

در ضمن من همواره عنوان داشتم " احتمال دارد یا ممکن هست " (از نگر علمی) که از این سخن شما
بسیار منطقی تر هست :

نوشته اصلي بوسيله maziar1
هیچ دلیلی نیست که باور کنیم که انسانی بیش از 1000 سال پیش بدنیا آمده باشد و امروز زنده باشد.
نوشته اصلي بوسيله bozorgmehr
در واقع نبودن فرنود به چم رد و ابطال گزاره ای نیست

162:



مثال ما "ممکن" بود و نه محال یا بقول شما "ممتنعه".

پس سخن شما پاسخی به عرض ، حقیر نخواهد بود.


[/quote]
مگر مسیحیت دین شماست ؟ شما که میگویید مسیحی نیستید ،
چون گمان میکنم از نگر روانی کسی این جواب را میدهد که خطاب به دین خودش سخنی بوده باشد .

مسیحی نیستید اما در همه جا از مسحیت پدافندی میکنید
و البته از آواتار trinity-symbol هستفاده میکنید ؛

بزرگوار،
در مسیحیت ، برخلاف آیین محمدی ، شخص ، نه توسط شهادین و صرفا عمل یا باور به فرموده های نبی ، بلکه از طریق تولدی نو مسیحی می گردد:
«آمین، آمین، به تو می‌گویم، تا کسی از نو زاده نشود، نمی‌تواند پادشاهی خدا را ببیند.»(یوحنا ۳: ۳)
به همین ترتیب صرفا پدافند از مسیحیت و هستفاده از سنبل تثلیث نیز دالی بر مسیحی بودن نخواهند بود.

شما مهدی را نیروی اهریمنی دانستید ولی با اون آیات نمیتوان نشان داد شخص منظور همان مهدی ما هست .



ما نیز بر اون نبودیم از طریق اون سه آیه ثابت کنیم که دجال کتاب مقدس مهدی هست.
مطرح کردن اون آیات نیز از این روی بود که متاسفانه یا خوشبختانه ، مهدی اسلامی تک تک" نوبت های کتاب مقدس پیرامون دجال" را به انجام رسانیده که در این پیک به تعداد اندکی اشاره خواهم کرد.


.دجال کتاب مقدس از حکومت اسلامی ظهور خواهد کرد:
«اينجاست‌ ذهني‌ كه‌ حكمت‌ دارد.

اين‌ هفت‌ سر، هفت‌ كوه(سنبل پادشاهی برای مثال ر.ک.

به ارمیا 25:51)
‌ مي‌باشد كه‌ زن‌ بر اونها نشسته‌ هست‌؛ 10 و هفت‌ پادشاه‌ ( هر پادشاه =» یک پادشاهی .

برای مثال ر.ک.

به دانیال 7)
هستند كه‌ پنج‌ افتاده‌اند و يكي‌ هست‌ و ديگري‌ هنوز نيامده‌ هست‌ و چون‌ آيد مي‌بايد اندكي‌ بماند.

11 و اون‌ وحش(پادشاهی دجال/دجال)‌ كه‌ بود و نيست‌، هشتمين‌ هست‌ و از اون‌ هفت‌ هست‌ و به‌ هلاكت‌ مي‌رود.

(مکاشفه 17)
(دقت شود کتاب مکاشفه و دانیال ادبیات آپوکالیپتیک دارند)
با هفت پادشاهی روبرو هستیم و حکومت دجال «از اون هفتیم» خواهد بود.

ششمین پادشاهی ، امپراطوری روم هست چر که در دوران یوحنا «هست» و هفتیم ، حکومت/خلافت اسلامیست چرا که پس از روم این امپراطوری عظیم ظهور نمود.

حکومت دجال نیز از خلافت اسلامی خواهد بود و در زبانی دیگر همان حکومت هست هفتم لیکن با حالت و ورژنی قوی تر.

(مکاشفه 13) دقیقا همان فریادی که اسلام گرایان «المحاجرون» در تظاهرات در انگلستان سر میدادند:
جهان بزودی ، خواهد دانست که اسلام "حقیقت" هست و عظمت(هیولای) اسلام بار دیگر بار دیگر قیام خواهد کرد.
Walid Shebat/God's war on terror/ch.

2/p.82
.

از دین توحیدی کاذبی ظهور خواهد کرد:

و به‌ خداي‌ پدران‌ خود(در اسلام ، بت های جاهلیت) و به‌ فضيلت‌ زنان‌ اعتنا نخواهد نمود(زنستیزی در اسلام)، بلكه‌ به‌ هيچ‌ خدا اعتنا نخواهد نمود زيرا خايشانشتن‌ را از همه‌ بلندتر خواهد شمرد.

و در جاي‌ او خداي‌ قلعه‌ها(=جنگ) را تكريم‌ خواهد نمود و خدايي‌ را كه‌ پدرانش‌ او را نشناختند با طلا و نقره‌ و سنگهاي‌ گرانبها و نفايس‌ تكريم‌ خواهد نمود.

(دانیال 11: 37-38)

دجال تنها یک خدا را تکریم خواهد کرد که همانا خدای قلعه ها ، جنگ هست ، خدایی که با طلا و نقره تکریم میشود(ر.ک.

به سوره ی التوبه 34)

.

تنفر از اسرائیل و قصد نابودی اون:

و چون اژدها(سنبل شیطان) دید که به زمین فروافکنده شده هست، به تعقیب اون زن( اسرائیل) پرداخت که فرزند ذکور زاده بود.

۱۴امّا دو بالِ اون عقاب بزرگ به اون زن داده شد تا به جایگاهی در بیابان پرواز کند که برای او مهیا شده بود و در اونجا از او، دور از دسترس اون مار، وقتی و وقتها و نیم‌وقتی نگهداری شود.

۱۵اونگاه مار(همان شیطان) از دهان خود آبی به‌سان رود (سنبل امت ، پیروان شیطان)جاری ساخت تا در پی اون زن روان شود و سیلابْ او را با خود ببرد.

۱۶امّا زمین به یاری زن آمد و دهان گشود و سیلاب را که اژدها از دهان خود جاری ساخته بود، فروخورد.

۱۷اونگاه اژدها به زن خشم برد و عزم اون کرد تا با دیگر فرزندان او بجنگد(= مسیحیان)؛ یعنی با اونان که احکام خدا را اطاعت می‌نمايند و شهادت عیسی را نگاه می‌دارند.( مکاشفه 12: 13-17)

و در اسلام:
عبدالله بن عمر فرمود که رسول الله فرمود: (در وقت های آخر) شما و یهودیان با یکدیگر خواهید جنگید ، تا زمای که سنگی بگوید:"مسلمان! یهودی در پست من برنامه دارد.

بکشش!
صحیح مسلم کتاب #041, حدیث#6983
البته نفرت الله و پیروانش از زن (=اسرائیل) چنان عیان هست که دیگری نیازی به ریفرنس نیز در این باره نیست.

.

چون جانوری از زمین خواهد بود:

سپس‌، جانور عجيب‌ ديگري‌ ديدم‌ كه‌ از داخل‌ زمين‌ بيرون‌ آمد.

اين‌ جانور دو شاخ‌ داشت‌، مانند شاخهاي‌ بره‌، و صداي‌ وحشتناكش‌ مثل‌ صداي‌ اژدها(ابلیس) بود.

مکاشفه 11:13
و در اسلام:
و چون وعده [عذاب‏] بر اونان وقوع يابد، برايشان از زمين جانورى بيرون مى‏آوريم كه با اونان سخن گايشاند كه امت به آيات ما(الله) يقين نمى‏آورند.

نمل 82
جالب هست که در مسیحیت این وحش ، پیروان خود (=دجال) با سنبل 666 معین خواهد (مکاشفه 13: 17-18) و در اسلام نیز این وحش مسلمانان را با نشانه اش از غیر مسلمین جدا خواهد ساخت.

( Abu Huraira-Musnad Ahmad/Tirmidhi, by Shaykh Ahmad ali in his major signs before day of judgment.

Similar hadeeth narrated by Ibn Majah in kitab al Fitan(Hadeeth 4061), 2 - 1352,1352 and Ahmad , Musnad , 2 295.

also Walid Shoebat , Gods war on terror p.378)
در مسیحیت ، این وحش پیروان بسیاری خواهد داشت و در اسلام نیز همچنین ، در مسیحیت مخالفان خود را بی چون و چرا نابود خواهد ساخت و در اسلام نیز همینطور ، در مسیحیت از جناح ابلیس نبوت خواهد کرد و در اسلام از طرف الله.

( به مکاشفه 13: 11-18 و نمل 82-85 ر.

ک.)

میبایست عرض شود که مهدی اسلام صرفا به دجال کتاب مقدس شبیه نیست ، بلکه «عین» اون هست و تمامی جزییات دجال کتاب مقدسی را در بر میگیرد:

هر دو عهدی 7 ساله خواهند داشت و هر دو عهد را خواهند شکست.

هر دو هم سرپرست نظامی خواهند بود و هم رهبر مذهبی .

اورشلیم مقر حکومت هر دو خواهد بود .

خوار میانه کانون حکومت هر دو .

ظهور از بیابان .

تغییر شرایع و تقویم .

ستایش و حمد شده خواهد بود .

تثلیث/ پسر خدا بودن مسیح و پدر بودن خدا را انکار خواند کرد .

هر دو معجزاتی خواهند داشت ، هر دو زن ستیز .

هر دو دیوزده خواهند بود .

هر دو قصد سلطنتی جهانی خواهند داشت ، هر دو سر مخالفین را خواهند زد.

جالب هست که بدانید که دجال در مسیحیت به همراه یک نبی کاذب ظهور خواهد کرد و در اسلام نیز مهدی با عیسی نامی ظهور خواهد نمود.

جالب هست که مسیح در انجیل متی میفرماید:
« در اون وقت اگر کسی به شما بگوید: « نگاه کن مسیح این جا یا اون جا هست » اون را باور نکنید.
24.

زیرا اشخاص بسیاری پیدا خواهند شد که به دروغ ادعا می نمايند مسیح یا پیامبر هستند و معجزات و آیات بزرگی انجام خواهند داد به طوری که اگر ممکن بود حتی برگزیدگان خدا را هم گمراه میگردند.
25.

توجه کنید ، من قبلا شما را آگاه ساخته ام .
26.

اگر به شما بگویند که او در بیابان هست ، باونجا نروید و اگر بگویند که در اندرون خانه هست ، باور نکنید.

(متی 24)

نکته ی قابل توجه دیگر سرزمین هایی میباشند که همگی بهمراه دجال به هاویه فرستاده میشوند .

تمامی این سرزمین ها از جمله مصر ، لبنان ، عیلام(ایران) بابل(عراق) ، حجاز و ...

سرزمین های اسلامی میباشند.

اینها مشتی اند نمونه خروار از دلایلی که حقیر را بر اون میسازند تا شخص مد نظر در این آیه را همانا ، مهدی موعود اسلامی بدانم:
زنهار كسي‌ به‌ هيچ‌وجه‌ شما را نفريبد، زيرا كه‌ تا اون‌ ارتداد، اول‌ واقع‌ نشود و اون‌ مرد شرير يعني‌ فرزند هلاكت‌ ظاهر نگردد، اون‌ روز نخواهد آمد.(دوم تسالونیکیان 3:2)

بدرود بزگوار.

163:

ظهور و پر شدن جهان
از ظلم و جور



بحث پیرامون مهدویت
سوال:
برخي امت مي‌پرسند: آيا با توجه به روايت‌هايي که در اونها آمده هست: «امام مهدي(ع) جهان را از عدل و داد پرمي‌کند، همچنان‌که از ظلم و جور پر شده بود» حرکت‌هاي اصلاحي و تلاش براي برقراري عدالت در عصر غيبت معنا دارد؟ زيرا برپايه اين روايات بايد جهان از ظلم و جور پر شده باشد تا امام وقت(ع) ظهور کند و اگر ما حرکتي براي از بين بردن ستم و مقابله با ستم‌کاران اجرا کنيم، در واقع ظهور را به تأخير انداخته‌ايم .


پاسخ: براي جواب به اين پرسش لازم هست نکاتي را يادآور شايشانم:

الف) اصل وجود اين روايات
در اصل وجود چنين روايت‌هايي ترديدي نيست و در منابع و مصادر شيعه و سني، روايت‌هاي فراواني مضمون نقل شده هست.1 از جمله در روايتي که از طريق اهل سنّت از پيامبر اعظم(ص) نقل شده، آمده هست: «شما را به مهدي بشارت مي‌دهم.

او در وقتي که امت گرفتار اختلاف، درگيري و آشوب‌ها هستند، در امت من برانگيخته مي‌شود و جهان را از عدالت و برابري پر مي‌سازد، همچنان‌که از ستم پر شده بود».2
امام محمد باقر(ع) نيز در اين زمينه مي‌فرمايد: «پدرم از پدرش و او از پدرانش براي من نقل کردند که رسول خدا ـ درود و سلام خدا بر او باد ـ فرمودند: امامان پس از من دوازده نفر به تعداد نقباي بني‌اسرائيل.

نه نفر از اونها از نسل حسين ـ درود خدا بر او باد ـ هستند و نهمين اونها قائم ايشان هست.

او در آخرالوقت به پا مي‌خيزد و زمين را از عدل پر مي‌سازد، پس از اونکه از ستم و بي‌عدالتي پر شده بود».3


ب) مفهوم «پر شدن جهان از ستم»
اولينپرسشي که در مورد اين‌گونه روايات مطرح مي‌شود، اين هست که تعبير «پر شدن جهان از ستم» به چه معناست؟ آيا مراد از اين تعبير اون هست که جهان به گونه‌اي از ستم و تجاوز اشباع شده که ديگر اثري از عدل و داد، عدالت‌خواهي و انسان‌هاي صالح، هرچند ناچيز، در اون باقي نمانده هست يا اينکه مراد، اون هست که ستم و بيداد در جهان فراوان شده و بر عدل و داد غلبه يافته هست نه اينکه ديگر هيچ اثري از عدل و داد يا انسان‌هاي شايسته در جهان وجود ندارد؟ با توجه به کاربردهاي روزمرة کلمة «پرشدن» و اونچه عرف معمولاً از اين کلمه اراده مي‌کند، به روشني مي‌توان فرمود که برداشت دوم، درست‌تر هست.


همچنان‌که وقتي فرموده مي‌شود: «تالار از جمعيت پر شده هست»، «مغازه پر از مشتري هست»، «اتاق پر از مهمان هست» يا «انبار پر از کالاست»، به معناي فراواني جمعيت، مشتري يا کالاست نه اشباع شدن به گونه‌اي که جايي براي چيز ديگر در تالار، مغازه يا انبار باقي نمانده باشد.


بنابراين، «پر شدن جهان از ظلم»، به معناي ظالم و نابکار شدن همة امت به گونه‌اي که ديگر هيچ انسان شايسته‌اي باقي نمانده باشد، نيست.

«پر شدن» در اينجا به معناي «بسياري» و «فراواني» ظلم و جور در جهان هست.


با کمي دقت متوجه مي‌شايشانم که خود ما هم در فرمود‌وگوهاي روزانه، هنگام توصيف وضع کنوني جهان، از اين تعبير که «جهان را ظلم و ستم فرا گرفته هست»، بسيار هستفاده مي‌کنيم، ولي منظورمان هرگز اين نيست که ديگر هيچ اثري از عدالت و عدالت‌خواهي در جهان وجود ندارد.




ج) توصيفي يا تکليفي بودن بيان اين روايات
پرسش ديگري که دربارة روايات ياد شده وجود دارد، اين هست که آيا اين روايات در پي بيان تکليف و وظيفة ما در عصر غيبت هستند يا اينکه تنها بيان‌نمايندة ايشانژگي‌هاي عصر ظهور امام مهدي(ع) و آثار ظهور ايشان هستند؟ به صراحت مي‌توان فرمود: اين‌گونه روايات صرفاً جنبة توصيفي دارند و پايه اً نسبت به تکليف و وظيفة امت در عصر غيبت ساکت هستند.


اين روايات از يک سو بيان‌نمايندة واقعيات اجتماعي، سياسي و اقتصادي جهان در پيش از ظهور حضرت مهدي(ع) و از سايشان ديگر، نشان‌دهندة گسترة اصلاحاتي هست که پس از ظهور در جهان صورت مي‌گيرد.

به بيان ديگر، اين روايات از يک سو، جهان پيش از ظهور را به تصايشانر مي‌کشد که در همة زمينه‌ها گرفتار ستم شده و نابرابري و بي‌عدالتي در اون فراگير گشته هست و از سايشان ديگر، واقعيات جهان پس از ظهور را بيان مي‌کند که به مدد اقدامات پايه ي و زيربنايي امام مهدي(ع)، عدل و داد در همه جاي اون حاکم شده و همه روابط فردي و اجتماعي را دربر گرفته هست.


بنابراين، براي جواب به اين پرسش که امت در وقت غيبت چه وظيفه‌اي بر عهده دارند، آيا بايد در مقابل ستم بي‌اعتنا باشند و حتي به اون دامن بزنند يا اينکه بايد براي از بين بردن همة مظاهر ستم و تباهي به پا خيزند؟ نمي‌توان به سراغ اين‌گونه روايات رفت و بايد به ديگر روايات مراجعه کرد.




د) تکليف امت در برابر ستم‌ها و تباهي‌ها
حال که روشن شد روايات ياد شده، ناظر به تکليف و مسئوليت امت در برابر ستم نيستند، اين پرسش مطرح مي‌شود که تکليف امت در برابر ستم‌ها، فسادها و تباهي‌هايي که در عصر غيبت در جوامع رواج پيدا مي‌کند، چيست؟

براي يافتن جواب اين پرسش، توجه به چند نکته ضروري هست:

1.

فقهاي شيعه همه بر اين موضوع اتفاق نظر دارند که تمامي احکام و تکاليفي که در شرع اسلام مقرر شده، به جز مواردي نادر، در وقت غيبت پابرجاست و هيچ‌کدام از اونها تعطيل نمي‌شود.

بنابراين، همة مسلمانان موظفند تا وقت ظهور به همة وظايف و تکاليفي که براي اونها مقرر شده هست، عمل نمايند؛ چه وظايف و تکاليف فردي و چه وظايف و تکاليف اجتماعي.



2.

برخي احکام و اصول بنيادين اسلام که همگي در آموزه‌هاي قراوني ريشه دارند، تکليف امت را در برابر هرگونه ستم، تجاوز، بي‌عدالتي، فساد، تباهي و ناهنجاري، در همة وقت‌ها و مکان‌ها مشخص کرده‌اند.

برپايه اين احکام و اصول، هيچ مسلماني نمي‌تواند در برابر هرگونه ستم، تجاوز، بي‌عدالتي، فساد، تباهي و ناهنجاري، در همة وقت‌ها و مکان‌ها مشخص کرده‌اند.

برپايه اين احکام و اصول، هيچ مسلماني نمي‌تواند در برابر امور ياد شده بي‌اعتنا باشد يا خداي ناکرده به اونها تن دهد تا چه رسد به اينکه بخواهد به اونها دامن زند.


برخي از اين احکام و اصول بنيادين عبارتند از: تکليف فردي هر مسلمان به پرهيزکاري و ترک گناهان از يک سو4 و انجام اعمال شايسته از سايشان ديگر؛5 ضرورت تعاون و همکاري در نيکوکاري و پرهيزکاري و حرمت هم‌ياري در گناه و تجاوز به حقوق ديگران؛6 وجوب امر به معروف و نهي از منکر؛ تکليف هر مسلمان، به رعايت عدالت در مناسبات فردي و اجتماعي.7
با توجه به همين احکام و اصول هست که حضرت امام خميني(ره) در جواب به کساني که معتقد بودند بايد به گناهان دامن زد تا دنيا پر از ظلم و جور شود و حضرت صاحب‌الامر(ع) تشريف بياورد، مي‌فرمايد: «يعني خلاف ضرورت اسلام، خلاف قراون نيست اين معنا که ما ديگر معصيت بکنيم تا حضرت صاحب بيايد! حضرت صاحب که تشريف مي‌آورند، براي چه مي‌آيند؟ براي اينکه گسترش دهند عدالت را، براي اينکه حکومت را تقايشانت نمايند، براي اينکه فساد را از بين ببرند.

ما برخلاف آيات شريفة قراون، دست از نهي از منکر برداريم.

دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براي اينکه حضرت بيايند.

حضرت بيايند چه مي‌نمايند؟ حضرت مي‌آيند، مي‌خواهند همين کارها را بنمايند».8

3.

پاره‌اي از روايات، به صراحت، وظيفه و تکليف امت را در وقت غيبت و انتظار روشن کرده‌اند و اونها را به پرهيزکاري، در پيش گرفتن اخلاق نيکو،9 انجام اعمالي که موجب خشنودي امام عصر(ع) مي‌شود و ترک اعمالي که اون حضرت را آزرده‌خاطر مي‌سازد،10 فرا خوانده‌اند.

از اين روايات به خوبي هستفاده مي‌شود که هيچ مسلماني حق ندارد به بهانة زمينه‌سازي براي ظهور و تعجيل در فرج، به فساد و تباهي و ظلم و بي‌عدالتي تن در دهد يا به گسترش اونها در جامعه کمک کند؛ زيرا اين عمل قطعاً با پرهيزکاري و اخلاق نيکو مغايز هست و هرگز موجب خشنودي مصلح موعود نخواهد شد.




----------------------------------------
پي‌نوشت‌ها:
1.

ر.ک: منتخب‌الأثر، ج 2، صص 222ـ235؛ ج 3، صص 155ـ157.
2.

المسند، ج 3، ص 37.


3.

بحارالأنوار، ج 36، ص 359، ح 228.


4.

ر.ک: سوره بقره (2)، آيات 24، 48، 123، 189، 194؛ سورة آل عمران (3)، آيات 50، 102، 123، 130، 131، 200 و...

.
5.

ر.ک: سورة بقره (2)، آيات 25، 82، 277؛ سورة آل عمران (3)، آية 57؛ سوره نساء (4)، آية 57.


6.

ر.ک: سورة مائده (5)، آية 2.


7.

ر.ک:سورة آل عمران (3)، آيات 104، 110، 115؛ سورة توبه (9)، آيات 71 و 112؛ سورة حج (22)، آية 41؛ سورة لقمان (31)، آية 7.


8.

ر.ک: سورة مائده (5)، آية 8؛ سورة انعام (6) آية 152؛ سورة نساء (4)، آيات 3، 58، 120، 135؛ سورة نحل (16)، آية 90.


9.

صحيفه نور، ج 20، ص 196.


10.

ر.ک: بحارالأنوار، ج 52، ص 140، ح 50.



164:

فلسفه ي وجود امام از ديدگاه
1-موضوع امام مهدي به مسئله ي پايه ي امامت بر ميگيرد كه از اصول و عقايد شيعه ات و در قران و روايات اسلامي به صورت گسترده رايشان ان سرمايه گذاري شده هست
شيعه وسني از پيامبر (ص) نقل كرده اند كه: من مات و لم يعرف امام وقته مات ميته جاهليه
هر كس بميرد حال انكه امام وقتش را نشناخته باشد به مرگ جاهليت مرده هست ( و هيچ بهره اي از اسلام نبرده هست )
در اينجا من به طور مختصر به فلسفه ي وجود امامت اشاره مي كنم
قران در ايه 124 سوره بقره از امتحان حضرت ابراهيم و ازمون هاي الهي سخن فرموده و ياد اور شده هست كه ابراهيم اين ازمون ها را با موفقيت كامل پشت سر گذاشته هست در اين هنگام خداوند او را به مقام امامت نايل ساخت
"اي پيامبر ياد اور انگاه كه پروردگار ابراهيم او را به ازمون هايي مبتلا ساخت و او ان ازمون ها را به اتمام رسانيد خداوند به او فرمود : من تورا پيشواي(اماما) امت برنامه دادم ابراهيم فرمود از ذريه من نيز از امامت بهره اي خواهد داشت؟ خداوند به او فرمود عهد من شامل حال ظالمان نمي شود "
عصمت امام
اينك به تبيين چگونگي دلالت ايه برعصمت امام مي پردازيم :
فخر رازي از جمله ي " .....اني جاعلك للناس اماما....." بر معصوم بودن حضرت ابراهيم به عنوان امام هستدلال كرده و فرموده هست : اين جمله دلالت مي كند به اينكه ابراهيم (ع) از همه ي گناهان معصوم هست زيرا امام كسي هست كه به او اقتدا مي شود در اين صورت اگر از او گناهي سر زند پيرايشان از او در ان گناه واجب هست و در نتيجه ما مرتكب گناه خواهيم شد و اين باطل هست ( فرض خلف باطل كم ثابت!!!!!) زيرا لازمه ي معصيت بودن فعل,اين هست كه انجام ان ممنوع و حرام هست و از طرفي چون پيرايشان از امام واجب هست انجام ان واجب خواهد بود و جمع ميان واجب و حرام در يك فعل و در يك وقت محال ست " مفاتيح الغيب ج4 ص40
و اين دقيقا با هستدلال شيعه بر لزوم عصمت امام هم اهنگ هست چنان كه محقق طوسي گغته هست :"امام بايد معصوم باشد تا موجب گمراهي امت نگردد"
متكلمان و مفسران اماميه با هستناد به جمله ي " لا ينال عهدي الظالمين" بر عصمت امام هستدلال كرده اند صورت هستدلال : خداوند فرموده هست كه عهد او _ يعني امامت( اگر چيزي غير از امامت باشد جواب با سئوال هماهنگ نخواهد بود )_نصيب ظالمان نمي شود كسي كه مرتكب گناه گردد خواه در اشكار يا پنهان ظلم كرده هست زير هرد گناه كار حدود الهي را نقض كرده هست و به نص قران كسي كه حدود الهي را نقض كند ظالم هست "...

و من يتعد حدود الله فاولئك هم الظالمون " بقره 229

در يك تقسيم بندي كلي فرزندان ابراهيم (ع) از 4 دسته خارج نيستند
1.

كسانيكه پيوسته مرتكب گناه مي شوند و عنوان ظالم نيز بر انان صدق مي كند
2.

كساني كه در اغاز زندگي مرتكب گناه شده و سپس توبه مي كنند (افراد خوش فرجام)
3.

افرادي كه گناه نكرده اند اما در پايان زندگي مرتكب گناه ميشوند(افراد بد فرجام)
4.

افرادي كه هيچگاه مرتكب گناه نمي شوند و هرگز مصداق ظالم نمي شوند
ترديدي نيست كه ابراهيم خليل ا...

براي گروه اول و سوم در واست امامت نكرده هست زيرا يك انسان صالح هرگز از خداوند نمي خواهد كه سرنوشت هدايت افراد را به كساني بسپارد كه يا در تمام دوران زندگي ايشانل در پايان راه معصيت كار بوده اند و بدفرجام از دنيا مي روند .

نتيجه ي امامت اين دو گروه گمراهي افراد هست نه هدايت انها .

و از انجا كه عصمت ر به ایجاد نكردن گناه و همينطور به لطف الهي در حق مكلفي كه داعي بر گناه در او پديد نمي ايد و در نتيجه صدور گناه از او ممتنع ميگردد و شخصي كه حتي يك بار گناه كرده هست اثاري از ان در وجودش باقيست پس شامل حال گروه دوم نيز نمي گردد و فقط گروه 4 هست كه داراي اين ايشانژگي مي باشد

ايه اولي الامر
" يا ايها الذين امنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم و...."اي كساني كه ايمان اورده ايد از خدا و رسول خدا و ان كساني كه از خود شما متولي امر رهبري هستند اطاعت كنيدو....
از نظر برخي از مفسران اولي الامر اهل حل و عقدند كه هرگاه در مورد مسئله ي مربوط به زندگي اجتماعي و سياسي جامعه ي اسلامي اجماع نمايند اجماع انان بر ديگران حجت و اطاعت از انان بر همگان واجب هست اين نظريه نخست توسط فخرالدين رازي (كه سني بود) مطرح شدو سپس نيشابوري ان را در تفسير خودبرگزيد و پس از او شيخ ممد عبده ان را پسنديده و انتخاب كرده هست
فخر رازي از اطلاق امر اولي الامر عصوم بودن را نتيجه گرفته هست زيرا امر مطلق و بدون قيد به اطاعت از غير اولي الامر مستلزم اجتماع نقيضين خواهد شد چون اگر اولي امر معصون نباشد چه بسا فرمان به معصيت دهد در ان صورت اطاعت از انان هم واجب هست هم حرام
امر مطلق و بي قيد و شرط و اطاعت از اولي الامرو عطف ان بررسول بدون تكرار فعل اطيعوا بيانگر ان هست كه اولي الامر همچون پيامبر از ايشانژگي عصمت برخوردارند اين نكته ايست كه فخرالدين رازي و نيشابوري و شيخ محمد عبده از ان اگاهي يافته و به ان اشاره كردند
اطاعت از فرماندهي سپاه به هيچ وجه دليل بر اين نيست كه انان ار مصاديق اولي الامرند چون اولي الامر كساني انذ كه رهبري شئون كلي جامعه اسلامي را بر عهده دارد و اداره ي امور اجتماعي بر عهده ي انهاست چنان كه پيامبر خود در وقت حياتشان عهده دار ان بودند زيرا علماي دين از انجا كه اكاه به معارف و احكام دين هستند عهده دار امور جامعه اسلامي هستند.


از طرفي ايه كريمه نخست اطاعت از اولي الامر را بر مسلمانان واجب كرده انگاه ياداور شده هست كه اگر در حكم و مسائل مربوط به زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان اتفاقي افتاد بايد ان را به كتاب و سنت ارجاع دهند يعني اولي الامر نمي تواند بدون هستناد به كتاب و سنت در احكام ديني تصميم گيري كند همانگونه كه پيامبرا الهي نيز بر پايه كتاب و شريعت الهي جامعه ي بشري را رهبري ميكردند
اما در مورد اينكه اهل سنت معصوم را اجماع اهل ل و عقد دانسته بر خطا به اشتباه رفته اند زيرا توافق و اجماع كساني كه احتمال خطا در راي و نظرايشان منتفي نيست از نظر منطقي به عصمت نمي انجامد نبايداين مسئله را با تواتر در نقل مقايسه كرد زيرا در تواتر انچه ديده يا شنيده شده هست نقل مي شود ولي در اجماع اهل حل و عقد توافق عده اي صاحب نظر در چيزي هست كه ان را هستنباط كرده اند .در نقل محدثان هرگاه تعداد ناقلان به اندازه اي باشد كه معمولا تباني انان بر جعل و نيز خطاي انان در ادراك حسي منتفي باشد زيرا اگر با توافق عده اي از صاب نظران احتمال خطا كاهش مي يابد ولي هرگز به صفر نمي رسد با توجه به اينكه با راي معصوم احتمال خطا به كلي از بين مي رود.
گذشته از اين پيوسته چنين نيست كه اهل حل و عقد در مسائل مربوط به مصالح كلي و جزئي زندگي مسلمانان به توافق برسند و در صورت عدم توافق حل و فصل مسائل با چه مرجعه خواهد بود؟اينكه فرموده شد"بايد موراد اختلاف را به سنت و كتاب ارجاع داد " راه گشاي مشكل نخواهد بود زيرا ادر فهم كتاب و سنت نيز زمينه اختلاف نظر وجود دارد.
اين تاملات از اين حقيقت پرده بر مي دارد كه بايد مصداق اولي الالمر را در جاي ديگري غير از اجماع اهل حل و عقد جست و جو كرد و ان چيزي جز پيشواي معصوم نيست
مطالب زيادند اما من متاسفانه وقت نمي كنم اگر تونستم بازم ميارم

165:

با تقدیم درود

1- مگر من بیان داشتم که امام وقت روی زمین هست ؟
2- اگر تیوری ثابت شده باشد که دیگر تیوری نیست ! ، در فلسفه ی علم ، تیوری ثابت نمیشود ، مثلا در نگرگاه ابزارگرايی (instrumentalism ) اين باور وجود دارد كه نگره تنها يک ابزاراست و بسنده هست كه خوب عمل كند و خوب پيش بينی كند و تنها قيد اونها سازگاری فرمولبندی نگره هست در اين نگرگاه نگره ها مدل های رياضی یا منطقی هستند .


مهر ورزید کمی در مورد فلسفه ی علم مطالعه کنید دراینصورت هم به من و هم به خودتان کمک میکنید ، در فلسفه ی علم چیزی بنام مهاد وجود ندارد ، ضمن اینکه تز دوئم و کواین(Duhem–Quine thesis)در فلسفه ی علم مدتهاست ابطال پذیری را ابطال کرده هست يكى از نتايج اين تز اين هست كه : « هيچگاه نمى توانيم مطمئن باشيم كه يک نگره ابطال شده هست، چون همواره ممكن هست ، فرضيات اوليه اى كه در ابطال اون موثر بوده اند ، ناراست از آب دربيايند»
3- هیچ تیوری ثابت نمیشود و هستقرای ناقص حجیت ندارد .
4- اون گزاره ای که در پایان کوت کردید و در نبافتید یک گزاره ی منطقی هست ، در منطق در صورت نبود فرنود گزاره نه راست و نه ناراست ،
5- در مورد علم گذشتگان چند بار به این مطلب پاسخی ندادید :

ما از علم گذشتگان بیخبریم ، گویا کسانی از دراویش و مرتاضان در دیرین از کیمیاگری (سیمیا گری ، هیمیاگری ، لیمیاگری ) چیزهایی میدانستند اما علم تا بحال موفقیتی در اینباره نداشته هست ؛ همینطور دانش بنای عظیم اهرام مصر و ...

فقط منحصر به وقت خویش نبوده هست .بر پاد تصور عمومی كه به مدت پانصد سال هرم گيزا را تنها آرامگاهی بزرگ برای خئوپس تصور میكرد و دستور ساخت اون را تنها فرنود عقده های خود بزرگ بينی انگاشته میشد ، اكنون دانشمندان دريافته اند كه اين بنای شفرمود انگيز ، گنجينه ای از علوم مهندسی ، رياضی ، ژئودزی ، اختر شناسی ، معماری و ديگر دانش های شناخته شده ی روزگار خود ما بوده هست

166:


با تقدیم درود

خیر بزرگوار ، مثال شما چنین بود :


بنده هستدلال میکنم که یک شخص نمیتواند هم دست داشته باشد و هم نداشته باشد(اجتماع نقیض) و از اونجایی که اجتماع نقیض محال هست پس چنین شخصی وجود ندارد.

توضیح اونکه هر وجودی که چه به ذهن آید (در اینجا وجود امام وقت) از سه قسم خارج نیست :
a- یا وجودش ضروری و واجب هست و عدمش محال و ممتنع که اونرا واجب الوجود مینامند و اون ذات اقدس خداوند هست که معدوم بودنش محال هست
b- یا هیچ یک از وجود و عدم برای اون ضرورت ندارد ، یعنی هم وجودش ممکن هست و هم عدمش ، و اونرا ممکن الوجود نامند ، مانند میز یا خانه .
c- یا وجودش محال و ممتنع و عدمش واجب و ضروری هست که اونرا ممتنع الوجود مینامند مانند اجتماع نقیضین .
لذا همانطور که بروشنی در مثال شما میتوان دید ، مثال شما در دسته ی " ممتنع الوجود " هست و احتمالات هم در سلسله ی ممکنات مطرح هست .





بزرگوار،
در مسیحیت ، برخلاف آیین محمدی ، شخص ، نه توسط شهادین و صرفا عمل یا باور به فرموده های نبی ، بلکه از طریق تولدی نو مسیحی می گردد:
«آمین، آمین، به تو می‌گویم، تا کسی از نو زاده نشود، نمی‌تواند پادشاهی خدا را ببیند.»(یوحنا ۳: ۳)

به همین ترتیب صرفا پدافند از مسیحیت و هستفاده از سنبل تثلیث نیز دالی بر مسیحی بودن نخواهند بود.
پیوندی ندارد جانم ، شهادتین و باقی کارها صرفا ظاهر امر هستند ،
« نگویید ایمان آوردیم بگویید اسلام آوردیم ولی هنوزایمان وارد قلب شما نشده » ( قراون کریم ، سوره ی حجرات ، آیه ی ۱۴)
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ ﴿54﴾
در حقيقت امت پرهيزگار در ميان باغها و نهرها (54)
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ﴿55﴾
در قرارگاه صدق نزد پادشاهی توانايند (55)
(سوره ی مبارکه ی القمر)

در مورد پدافندی و کاربست سمبل تثلیث هم اونچه که عیان نیست را حاجتی به بیانش نیست ، مثل اینکه کسی از در همه جا از تیم پرسپولیس پدافندی کند و بعد پیراهن
و شرت پرسپولیس را هم بپوشد و پرچم اونرا بدست گیرد و بعد بگوید پرسپولیسی نیستم !
در مورد آیات هم اگر محمدمحسن زحمت اونرا بکشند ممنون خواهم شد .


بدرود گرامی



82 out of 100 based on 52 user ratings 352 reviews