بابک خرمدین


بابک خرمدین




بابک و سرخ جامگان . . /



چرا منشور کوروش مهم است؟

1:



داوری اللهی (آیین ور) در ایران باستان

2:

.


هخامنشی گرایی ضدیت با تاریخ کهن ایرانی است
تبار/نژاد بابک:



در این باره، به ذکر دو سند بسنده می‌کنیم.

سند نخست از اون ابن حزم، مورخ عرب‌تبار هست
الفصل فی الملل والأهواء والنحل، ص ۱۹۹.
«أن الفرس کانوا من سعة الملک وعلو الید على جمیع الأمم وجلالة الخطیر فی أنفسهم حتى أنهم کانوا یسمون أنفسهم الأحرار والأبناء وکانوا یعدون سائر الناس عبیداً لهم فلما امتحنوا بزوال الدولة عنهم على أیدی العرب وکانت العرب أقل الأمم عند الفرس خطراً تعاظمهم الأمر وتضاعفت لدیهم المصیبة وراموا کید الإسلام بالمحاربة فی أوقات شتى ففی کل ذلک یظهر الله سبحانه وتعالى الحق وکان من قائمتهم سنبادة واستاسیس والمقنع وبابک وغیرهم »

برگردان به پارسی:
«پارسیان از نظر وسعت و ممالک و فزونی نیرو بر همه‌ی ملتها برتری داشتند٬ و خود را برترین ذات بشری می دانستند و خود را آزادگان نام نهاده و اقوام دیگر را بندگان می‌شمردند.


آیا فضای مجازی نمود واقعی فضای حقیقی است؟
چون دولتشان بر افتاد و عرب که نزد اونها دون‌پایه‌‌ترین قوم جهان بود بر اونها مستولی گردید این امر بر اونها گران آمد و خود به مصیبت تحمل نشدنی روبرو یافتند٬ و بر اون شدند که با راه‌های مختلف به جنگ اسلام برخیزند.


هخامنشیان یا یهودیان؟ (بررسی تحریف تاریخ ایران به وسیله یهود)
ولی هربار خدایتعالی حق را نصرت داد.


چرایی دشمنی ایران ستیزان با هخامنشیان
از جمله رهبران اونان (= ایرانیان) سنباد٬ مقنع٬ هستادسیس٬ بابک و دیگران بودند».


در دومین سند نیز بابک خرمدین به صراحت پارسی خوانده شده هست.


تولد پدیده‌ای به نام فین تک
سعید نفیسی می‌نویسد (117-116):
«سرزمینی که بابک خرم دین در اون سال‌ها فرمانروایی داشته از سوی مغرب همسایه ی ارمنستان بوده و بابک در ارمنستان نیز تاخت و تازهایی کرده هست به همین جهت با شاهان ارمنستان رابطه داشته و تارخ نویسان ارمنی آگاهی‌های چندی درباره وی داده اند.


تاملات تنهایی ...
از اون جمله یکی از کشیشان وارداپت واردان یا وارتان که در 1271 میلادی و 670 قمری در گذشته در کتابی که بنام «تاریخ عموم» نوشته و از مآخذ پیش از خود بهره مند شده هست، مطالبی دربارۀ او دارد.

ارمنیان نام بابک را گاهی «باب»، گاهی «بابن» و گاهی «بابک» ضبط کرده اند.

وارتان در حوادث سال 826 میلادی و 211 قمری می نویسد: «درین روزها مردی از نژاد ایرانی به نام باب که از بغتات) بغداد) بیرون آمده بود بسیاری از نژاد اسماعیل (ارمنیان در اون وقت به تازیان اسماعیلی و از اسماعیلی‌نژاد می فرمودند) را به شمشیر از میان برد و بسیاری از ایشان را برده کرد و خود را جاودان می دانست.

در جنگی که با اسماعیلیان کرد به یکبار سی هزار تن را نابود کرد.

تاگغارخونی آمد و خرد و بزرگ را با شمشیر از میان برد.

مأمون هفت سال در سرزمین یونانیان (خاک روم) بود و دژ ناگرفتنی لولوا را گرفت و به بین النهرین بازگشت ...»
در این قطعه به صراحت به نژاد (یعنی تبار) ایرانی بابک خرمدین اشاره شده هست.

شایسته هست که فرمودار این منبع را بیشتر شکافیم.

این منبع در سال 1919 میلادی به فرانسوی نیز برگردانده شده هست و هستاد نفیسی بخشهایی از اون را به فارسی از فرانسه ترجمه کرده هست.

مشخصات اصل فرانسوی این منبع چنین هست:
La domination arabe en Armènie, extrait de l’ histoire universelle de Vardan, traduit de l’armènian et annotè , J.

Muyldermans, Louvain et Paris, 1927.


در کتاب یاد شده، قطعه‌ی ارمنی مذکور چنین ترجمه شده هست (ص 119):
"En ces jours-lá, un homme de la race PERSE, nomm é Bab, sortant de Baltat, faiser passer par le fil de l’épée beaucoup de la race d’Ismayēl tandis qu’il.."
در زبان ارمنی٬ پارسی را از دیرباز همانند امروز «پارسیک» می گویند که در ترجمه فرانسوی منبع نام‌برده نیز بهPERSE ترجمه شده هست، و در فارسی، هستاد نفیسی همان ایرانی را گزینش کرده هست.
نقل این منبع هم‌وقت ارمنی، سندی صریح و آشکار مبنی بر پارسیک (در ارمنی یعنی پارسی که تلفظ پهلوی واژه پارسی هست) تبار بودن بابک خرم‌دین هست.
بیگانه‌پرستان در برابر این دو سند صریح چیزی برای فرمودن ندارند و حتا کوچک‌ترین مدرکی نیز در دست ندارند که نشان دهد زبان آذربایجان در وقت بابک یا پس از وقت وی ترکی بوده هست.

حتا تا 800 سال پیش نیز نمونه و اثری از این زبان در آذربایجان وجود نداشته هست.
اما جالب هست بدانید که دشمنان بابک غالبا مزدوران ترک خلیفه بودند: اشناس٬ ایتاخ٬ بوغا و...

خود خلیفه معتصم هم مادرش ترک بود.

البته افشین، سرداری که بابک را دستگیر نمود، از آسیای میانه بود( و تبار وی یا سغدی بوده هست یا غیر ایرانی.

در این راستا بیشتر پژوهش نیاز هست ولی به گمان این نگارنده زادبوم وی، اسروشنه، نیز در اون دوران، سده سوم ق.، هنوز ترک‌زده نشده بود تا فرمان‌دار اون منطقه نیز بخواهد ترک باشد.

نگارنده هنوز نظر قطعی در این مورد نمیتواند بدهد.).

به هر رو، می‌بینید که جهالت و نادانی بیگانه‌پرستان تا به کجا رسیده هست که با وجود چنین اسناد صریحی که بابک را ایرانی/پارسی خوانده‌اند٬ اینان گمان می‌نمايند بابک ترک بوده و برای چیره ساختن زبان ترکی می‌جنگیده هست! در حالی که دشمنان بابک مزدوران ترک بودند و در حالی که زبان ترکی صدها سال بعد به وسیله‌ی زردپوستان آسیای میانه‌ای مهاجر و مهاجم در آذربایجان گسترش داده شد.

کهن‌ترین آثار ترکی نیز متعلق به مغولستان و سپس به زبان ایغوری مانوی هستند.

آشکار هست که هیچ شباهتی میان این ترک‌های اصیل و هم‌میهنان ترکزبان ولی غالبأ ایرانی‌تبار آذری وجود ندارد.







.


3:

دوستان متاسفانه بنده به ساختار این انجمن اشنایی ندارم

مقداری اگه راهنمایی کنید متشکر میشم

4:


5:


6:


متشکرم در مورد دو لینک بالا

و در مورد همین جا ایا به چه روالی باید اینجا روجلو برد ؟

ایا من فقط مطلب بزارم و یا باید مثل تاپیک های دیگه حالت مباحثه داشته باشه ؟!

حقیقت ماجرا کمی سرگردانم .



.


7:

خواهش میکنم، شما مطلبی دارید ذیل این عنوان ذکر می کنید...اگر کسی سوالی داشت میپرسه، کسی جوابی داشت نقل میکنه، کسی مخالفتی داشت ابراز میکنه...
لزومی نداره تمام اینها در چرخه یک تاپیک باشند ...

بود و نبودشون خودبخودی و توسط کاربران رخ میده...مگر تاپیکهای که خودشون با مباحثه آغاز میشن که اونها هم با فعالیت خود کاربران ادامه پیدا میکنه.


8:


9:

بابک خردمین کیه ؟؟؟ مربوط به چه دوره ای؟؟؟
همونه که علیه عباسی ها قیام کردایااااا؟؟؟

10:

بابک خرمدین رهبر یک جنبش ازادی خواهانه به نام سرخ جامگان بوده که در دوم سوم هجری بر علیه اعرابدر

وقت جکومت عباسیان و خلیفه معتصم 23 سال تمام جنگید و بیشترین مقاومت را رو در برابر اعراب داشت که

بر اثر خیانت یکی از دوستانش به نام افشین دستگیر و اعدام شد

11:


12:

دوستان مطالب زیاد و یا جالبیدر اینترنت راجع به این شخصیت بزرگ و کاراکترش ندیدم

و منابع خودم در حال حاضر در دسترسم نیست اجازه بدید با ارامش و طمعنینه این تاپیک رو جلو ببریم

طوری که در شان یک شخصیت بزرگ باشه

منابع به دستم برسه به حالت خلاصه میتویسم داستان این مرد بزرگ را .


متشکرم



.


13:

افشین از سردارهای ایرانی بود که توسط معتصم انتخاب شده بود تا جلوی قیام های بابک رو بگیره .

اگه خیانتی بوده باید فرمود خیانت به ایران بوده نه به بابک .
اون وقتی که اعراب روی ایران تسلط نسبی داشتن یک سری از ایرانیان بودن که برای خلفای اون وقت کار میکردن .

افشین هم یکی از اونا بود .


14:


15:

در جقیقت افشین اسم واقعی ایشون نبوده ایشون شاهزاده منطقه اشروسنه بودند که توی اون منطقه به فرمانروایان لقب افشین رومیدادند

اسم ایشون خیدر بوده و جالب اینجاست ایشون برای جکومت حتی به طایفه و سرزمین خودشون هم خیانت کردند

و اون رو خلیفه عباسی فروختند و با نشون دادن راه نزدیک و مخفی برای رسیدن به اشروسنه به خلافای عباسی در حالی که فرمانروا انتظار داشت

اون ها دیرتر به منطقه برسند مسبب شکست شدند

در حقیفت افشین ارزوی حکومت به خراسان را داشته و این مسبب خیانت هایش به بابک ومازیار و طابفه خودش بوده



.


16:


17:

این فرموده مال منصور حلاجه ! تو کتاب تذکره الاولیای عطار فکر کنم نوشته شده !

18:


19:

بعضی منابع مانند خواجه نظام الملک طوسی در کتاب سیاست‌نامه نقل می‌نمايند که در هنگامی که دست اول بابک را می‌بریدند، بابک صورتش را با دست دیگرش به خون می‌آلود.

وقتی معتصم علت اون را پرسید، بابک جواب داد، که چون خونریزی باعث رنگ پریدگی صورت می‌شود، من صورتم را خونین می‌کنم که کسی گمان نکند، که بابک ترسی به دل راه داده‌است.

به فرموده طبری عبدالله برادر بابک با خونسردی مشابه به هستقبال مرگ رفت.
و
شیخ محمد فریدالدین عطار نیشابوری در کتاب تذکرةالاولیاء خود درباره حسین منصور حلاج چنین نوشته‌است: ...پس دو دست بریده خون آلود بر روی در مالید تا هر دو ساعد و روی خون آلود کرد؛ فرمودند: این چرا کردی؟ فرمود: خون بسیار از من برفت و دانم که رویم زرد شده باشد، شما پندارید که زردی من از ترس هست، خون در روی در مالیدم تا در چشم شما سرخ روی باشم که گلگونه مردان خون ایشان هست...
-هر دو بنقل از ویکی

از اونجا که بابک متقدمتر از حلاج هست، ممکنه این داستان از وی شروع شده باشه...و ممکنه آیینی از شجاعت بوده...(در تقابل با اعدامهای مثله نماينده و هیمنه شکن)

20:


21:

آلله بابکه رحمت اله سین

ساغولون

22:



76 out of 100 based on 66 user ratings 1216 reviews