سفر استیون هاوکینگ به ایران؟!!


سفر استیون هاوکینگ به ایران؟!!



سلام دوستان عزیز
چند وقت پیش خبردار شدیم که قراره استیون هاوکینگ در بهار امسال به ایران بیاد.
خواستم ببینم اومده؟نیومده؟کی میاد؟
ممنونم



کمممممممک

1:

ما که هنوز ندیدمشون ..


Tachymeter
پارسال هم برنامه بود بیان که مثل اینکه حالشون وخیم شد و کنسل کردنش ...


بحث و بررسي كلاهك هسته اي W-88

فکر کنم فیزیکدانا سپس فوت اون فیزیکدان او المپیاد اصفهان می ترسن بیان ایران ...


حل المسائل انتقال حرارت هولمن


به هر حال افتخاریه برای ما که ایشون رو تو ایران ببینیم ! ایشون برای خیلی از فیزیکدانا الگو هستن ...


طوفان خورشیدی چیست؟؟؟(سوال)


حل المسائل ارتعاشات تامسون

2:

اره پارسال هم خبرش بود ...


عجیب تر از متا فیزیک در فیزیک کلاسیک
ولی نشد بیاد دیگه ...

منم با محمد جان موافقم ...


ستاره شناسی و کیهان شناسی -- Titan from Cassini-Huygens
الگوی خیلی خوبیه برای بیشتر ما ایرانی ها ...

من خودم تا جایی که بتونم سعی می کنم جزو کسانی باشم که حتما به دیدارشون میرن ..

چون باور کنید چنین عجوبه هایی در قرن چند تایی بیشتر پیدا نمی شه ...


3:

باید برای دیدش وقت بگیری.نه؟

4:

از اون لحاظ که اره ...

ولی فکر نکنم ملاقات های تک نفره داشته باشه ...

مگر اینکه از یه گروه دانشجویی چیزی باشی ..

من بیشتر منظورم تو سمینارهای احتمالی ایشون بود

5:

تعداد ملاقات نماينده ها چی؟
محدوده؟
یعنی باید تا اومد عجله کنی؟

6:

اره دیگه ...

اگه سفرشون انجام بشه ...

برای تمام روزش ایشون برنامه خاص دارن ...

همه چی از قبل تنظیم می شه ...



و معمولا هم در این بین دانشگاها زودتر از بعقیه جای رای خودشون باز می کنن ...

و معمولا هم چندین سمینار و همایش برگذار می شه ...

خلاصه اگه این بین یه جایی کنفرانس یا همایشی عمومی برگذار بشه ...

من که سعی می کنم خودم رو برسونم ...

ولی خودمونیم ...

بزار بیاد ....

بعد ببینیم ما ایرانی ها چطور پذیرایی می کنیم !!!

7:

فکر می کنی کدوم دانشگاه می ره؟

8:

سراسری

فکر نمیکنم فیزیک ایران اون قدر پیشرفت کرده باشه آقای هاوکینگ بخواد بیاد ایران تمام دنیا رو ول کنه بیاد ایران که چی
ازش دعوت کردن یا خودش میاد؟
تازه مگه ایشون زندست چند سالشه؟

9:

دوست من ...



فکر کنم شما زیاد از مقام فیزیک ایران توی جهان خبر نداری ؟...

تمام جهان به المپیادی های خودشون که می شه فرمود دانشمندان فردا هستند می بالند ...

ما در بین این همه کشور تا رتبه 7 رو هم تونستیم کسب کنیم ...

اینقدر هم مورد احترام جهان بودیم که یک دوره ی اون رو تو کشور خودمون برگذار کردن ...

پس بی انصافیه که اینجوری در مورد جوانای خودمون قضاوت کنیم ...

ایشون خیلی مشتاقن که به ایران سفر کنن ...

اما از برنامه شون هیچ اطلاعی ندارم ...

یعنی هنوز قطعی نشده ...


10:


واقعا
اصلا فکرشم نمیکردم
رتبه ی هفتم؟ چه جالب

11:

این هاوکینگ هم مارو سر کار گذاشته ...

یه باز میگه تیر یه بار میگه المپیاد جهانی ....

حالا آخرش اصلا میاد
.
.
اگه ببینیدش چی بهش میگید و چه سوالاتی می کنید؟

12:

تازه این رتبه ای ه که می دونم چند سال پیش گرفتیم ...

وگرنه همین پارسال که توی ایران برگذار شد ...

به نظرم سوم جهان شدیم ...(البته مطمئن نیستم)

این هاوکینگ هم مارو سر کار گذاشته ...

یه باز میگه تیر یه بار میگه المپیاد جهانی ....

حالا آخرش اصلا میاد
.

با وضعیت جسمیش ...

باید هم یکم برنامه ریزی برای اومدن سخت باشه ...

به همین سادگی نیست که ایشون بخواد بیاد یه جایی و بعد هم یه هواپیما بگیرن تا بیاد ...

می دونم که هاووکینگ تحت مراقبت شدید از طرف دکترا هستن ...

باید این رو هم در نظر داشته باشیم ...

هستاد بزرگی هستن که هر گونه اتفاقی براشون ممکنه برای علم بشر جبران ناپذیر باشه ...

برای همین تا برنامه ها به درستی و دقیق نباشه ...

و اونها کاملا از امکانات اینجا مطمئن نشن ایشون رو نمی فرستند ....

اگه ببینیدش چی بهش میگید و چه سوالاتی می کنید؟
سوال جالبیه ...

هر چند پرسیدن سوال ازشون ممکنه امکان نداشته باشه ...

ولی خوب فرض اگه بشه ...

چی باید بگیم ؟؟؟

من فکر کنم در مورد ماده تاریک ازشون سوال کنم ...


13:

ایران الان هفتم جهانه(در المپیاد).


14:


اینی که فرمودین چی هست؟
از طرف من هم عمل و عکس العمل رو سوال کنید

15:

مگه ماده ی تاریک به ایشون مربوط می شه؟

16:

من خودم در مورد سیاهچاله ها و جهان های موازی بیش تر سوال می کنم.....


17:

فکر کنم ایشون روی نظریات وحدت کار می کنن.درسته؟

18:

مگه اینار و به اسم کسی می کنن ؟...



منظورم اینه نظر شونر و در این مورد می پرسم ...


19:

بالاخره هر فیزیکدانی در یک حوزه تحقیقاتش رو متمرکز می کنه.حداقل در یک بازه از زندگیش.


20:


واقعا
اصلا فکرشم نمیکردم
رتبه ی هفتم؟ چه جالب

21:

این هاوکینگ هم مارو سر کار گذاشته ...

یه باز میگه تیر یه بار میگه المپیاد جهانی ....

حالا آخرش اصلا میاد
.
.
اگه ببینیدش چی بهش میگید و چه سوالاتی می کنید؟

22:

تازه این رتبه ای ه که می دونم چند سال پیش گرفتیم ...

وگرنه همین پارسال که توی ایران برگذار شد ...

به نظرم سوم جهان شدیم ...(البته مطمئن نیستم)

این هاوکینگ هم مارو سر کار گذاشته ...

یه باز میگه تیر یه بار میگه المپیاد جهانی ....

حالا آخرش اصلا میاد
.

با وضعیت جسمیش ...

باید هم یکم برنامه ریزی برای اومدن سخت باشه ...

به همین سادگی نیست که ایشون بخواد بیاد یه جایی و بعد هم یه هواپیما بگیرن تا بیاد ...

می دونم که هاووکینگ تحت مراقبت شدید از طرف دکترا هستن ...

باید این رو هم در نظر داشته باشیم ...

هستاد بزرگی هستن که هر گونه اتفاقی براشون ممکنه برای علم بشر جبران ناپذیر باشه ...

برای همین تا برنامه ها به درستی و دقیق نباشه ...

و اونها کاملا از امکانات اینجا مطمئن نشن ایشون رو نمی فرستند ....

اگه ببینیدش چی بهش میگید و چه سوالاتی می کنید؟
سوال جالبیه ...

هر چند پرسیدن سوال ازشون ممکنه امکان نداشته باشه ...

ولی خوب فرض اگه بشه ...

چی باید بگیم ؟؟؟

من فکر کنم در مورد ماده تاریک ازشون سوال کنم ...


23:

ایران الان هفتم جهانه(در المپیاد).


24:


اینی که فرمودین چی هست؟
از طرف من هم عمل و عکس العمل رو سوال کنید

25:

مگه ماده ی تاریک به ایشون مربوط می شه؟

26:

من خودم در مورد سیاهچاله ها و جهان های موازی بیش تر سوال می کنم.....


27:

فکر کنم ایشون روی نظریات وحدت کار می کنن.درسته؟

28:

مگه اینار و به اسم کسی می کنن ؟...



منظورم اینه نظر شونر و در این مورد می پرسم ...


29:

بالاخره هر فیزیکدانی در یک حوزه تحقیقاتش رو متمرکز می کنه.حداقل در یک بازه از زندگیش.


30:

منم اگه باشم در مورد وحدت نیرو ها می پرسم .

ولی اول می پرسم شما همه ی فیزیک کوانتوم رو فهمیدید یا نه ؟
مرتضی جون خوشم اومد از حرفت .

منم می خواستم بگم .

بدبخت بخواد بیاد ایران .

شونصد نفر بیفتن روش امضا ازش بگیرن که همون یه کمی هم می تونه حرف بزنه دیگه می پره .

کسی نمی دونه چند سالشه ؟ بیماریش چیه ؟ از چند سالگی مریضیه رو گرفته ؟؟

31:

ناتوانی جسمی
به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا هستیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد.

این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله برنامه می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود.

معمولاً مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای هستیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.
ناامیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر هستیفن مستولی شد می توان حدس زد.

ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید.

دوره دكترا-رویای دانشمند شدن - كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاريكاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند.

بجای همه اون خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن وقت مرگش فرا برسد.
به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند.

خودش بعدها تعریف كرده هست كه اون شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده هست و او را برای اجرای حكم می برند و در اون موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند هست.

سپس بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می كشید.

پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری درمان ناپذیری مبتلااست لااقل درد نمی كشد.

بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتاب‌هاي درسی باشد!
اما اونچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد.
جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تأثیر هوش فوق العاده و شخصیت هستثنایی هستیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به فرمودگوی با او می گذرانید.اونها پس از چندی رسما نامزد شدند و هستیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.
و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت.

ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.

جين تا سال ۱۹۹۱ ازاستیفن نگهداری كرد.

در اون سال به دليل مشكلات ناشی از شهرت هستیفن و بد تر شدن بيماری او، اين دو از يكديگر جدا شدند.

سپس هستیفن كه از اين ازدواج سه فرزند داشت، با يكی از پرستارانش، الن ميسون، ازدواج كرد.

همسر اول الن، ديايشاند ميسون، سازنده اوليندستگاه گايشانا برای هستیفن بود.
پروفسور هستیفن هاوكینگ اكنون ۶۵ سال داردو ظاهراً بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده هست.

البته اگر بتوان وضع كاملا هستثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!
پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته هست.

از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مكان از صندلی چرخدار هستفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده هست.

با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصأ برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند و رابطه اش را با دنیای خارج بربرنامه می كند زیرااستیفن از سال ۱۹۸۵ قدرت گايشانايی خود را هم ازدست داده هست.
در اون سال او پس از بازگشت از سفری به گرد جهان برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند.

یك شب كه هستیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری برنامه دادند.

معمولاً مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سينه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به اون میمیرند كه این خطر برای هستیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سينه پهلو بود.

پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد.
عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر هستیفن از خطر مرگ جست.

هر چند قدرت گايشانايی خود را از دست داد، با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد.

برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه هست و هر بار كه هستیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند.

البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر هست اما خود هستیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن اونچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند.










ویکیپدیا

32:

منم راجع به 3 قانون نیتون

کوانتوم

بعد چهارم
و نسبیت میپرسم

33:

من هم سوال زیاد دارم...
ولی حالا بذارید بیاد...
شد مثل قضیه ی کوزه ی روغن و ...
فعلا که خبری ازشون نیست

34:

چرا لینک دانلود کتابهای شما فعال نیست

35:

کدوم کتابها؟

36:

منم اگه باشم در مورد وحدت نیرو ها می پرسم .

ولی اول می پرسم شما همه ی فیزیک کوانتوم رو فهمیدید یا نه ؟
مرتضی جون خوشم اومد از حرفت .

منم می خواستم بگم .

بدبخت بخواد بیاد ایران .

شونصد نفر بیفتن روش امضا ازش بگیرن که همون یه کمی هم می تونه حرف بزنه دیگه می پره .

کسی نمی دونه چند سالشه ؟ بیماریش چیه ؟ از چند سالگی مریضیه رو گرفته ؟؟

37:

ناتوانی جسمی
به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا هستیفن در ژانویه ۱۹۶۳ یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد.

این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله برنامه می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود.

معمولاً مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای هستیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.
ناامیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر هستیفن مستولی شد می توان حدس زد.

ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید.

دوره دكترا-رویای دانشمند شدن - كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاريكاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند.

بجای همه اون خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن وقت مرگش فرا برسد.
به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند.

خودش بعدها تعریف كرده هست كه اون شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده هست و او را برای اجرای حكم می برند و در اون موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند هست.

سپس بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی می كشید.

پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری درمان ناپذیری مبتلااست لااقل درد نمی كشد.

بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتاب‌هاي درسی باشد!
اما اونچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با ناامیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد.
جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تأثیر هوش فوق العاده و شخصیت هستثنایی هستیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به فرمودگوی با او می گذرانید.اونها پس از چندی رسما نامزد شدند و هستیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.
و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت.

ازدواجش با جین در سال ۱۹۶۵ صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.

جين تا سال ۱۹۹۱ ازاستیفن نگهداری كرد.

در اون سال به دليل مشكلات ناشی از شهرت هستیفن و بد تر شدن بيماری او، اين دو از يكديگر جدا شدند.

سپس هستیفن كه از اين ازدواج سه فرزند داشت، با يكی از پرستارانش، الن ميسون، ازدواج كرد.

همسر اول الن، ديايشاند ميسون، سازنده اوليندستگاه گايشانا برای هستیفن بود.
پروفسور هستیفن هاوكینگ اكنون ۶۵ سال داردو ظاهراً بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده هست.

البته اگر بتوان وضع كاملا هستثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!
پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته هست.

از اواخر دهه ۶۰ برای نقل مكان از صندلی چرخدار هستفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده هست.

با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصأ برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند و رابطه اش را با دنیای خارج بربرنامه می كند زیرااستیفن از سال ۱۹۸۵ قدرت گايشانايی خود را هم ازدست داده هست.
در اون سال او پس از بازگشت از سفری به گرد جهان برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند.

یك شب كه هستیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری برنامه دادند.

معمولاً مبتلایان به بیماری ALS در مقابل سينه پهلو حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به اون میمیرند كه این خطر برای هستیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از سينه پهلو بود.

پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد.
عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر هستیفن از خطر مرگ جست.

هر چند قدرت گايشانايی خود را از دست داد، با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد.

برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه هست و هر بار كه هستیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند.

البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر هست اما خود هستیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن اونچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند.










ویکیپدیا

38:

منم راجع به 3 قانون نیتون

کوانتوم

بعد چهارم
و نسبیت میپرسم

39:

من هم سوال زیاد دارم...
ولی حالا بذارید بیاد...
شد مثل قضیه ی کوزه ی روغن و ...
فعلا که خبری ازشون نیست

40:

چرا لینک دانلود کتابهای شما فعال نیست

41:

کدوم کتابها؟


82 out of 100 based on 42 user ratings 742 reviews